@rahenow
550 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
✍🏽 ... زاغ و روباه

@rahenow🗿
زاغکی پیتزای قارچ خرید
به دهن برگرفت و زود پرید
بر درختی نشست در راهی
که از آن می‌گذشت روباهی
روبه پرفریب حیلت ساز
رفت پای درخت و کرد آواز
گفت: به به چقدر زیبایی!
چه سری! چه دمی! عجب پایی!
توی حرفش دوید ماده کلاغ
گفت: روباه پیر کرّه الاغ
آن زمانی که عقل من گم بود
سن و سالم کلاس سوم بود
حالی از علم بهره ها دارم
مدرک فوق دکترا دارم
گفت و بر جان روبه آتش زد
پیتزا را به زیر بالش زد
گفت روبه به چیت می‌بالی؟
پیر و زشتی و بی پر و بالی
زاغ تا پز دهد به آن شیاد
بال بگشود و پیتزا افتاد
پیتزا را ربود و خورد آن گاه
گفت با زاغ حضرت روباه:
آن زمان که کلاس سه بودی
بچه ای توی مدرسه بودی
بنده هم درس حوزه می‌خواندم
طلبه بوده روضه می‌خواندم
درس خواندم شبانروز مدام
گشته ام,
حال,
حجه الاسلام


#محمدرضا_عالی_پیام_هالو
@rahenow🗿
@rahenow🗿👈

مافیا

آدمی می شناسم از دوزخ
خوف و تشویش دارد و من نه

بس که می ترسد از عذاب خدا
هول آتیش دارد و من نه

دائما ذکر گوید و تسبیح
در کف خویش دارد و من نه

قلبی آکنده از خدا و سری
باطن اندیش دارد و من نه

بس عجول است در رکوع و سجود
گوئی او جیش دارد و من نه

تا رسد زآسمان به او الهام
دوسه تا دیش دارد و من نه

گوئیا با خدا بود فامیل
او که این کیش دارد و من نه

بهر ماموریت ز بیت المال
هی سفر پیش دارد و من نه

بر نگشته ز انگلیس هنوز
سفر کیش دارد و من نه

بهر حج تمتع و عمره
کوپن و فیش دارد و من نه

زندگی تخته نرد اگر باشد
او دو تا شیش دارد و من نه

پانزده تا مغازه یک پاساژ
توی تجریش دارد و من نه

در دزاشیب باغ و در قلهک
خانه از خویش دارد و من نه

پانزده تا عیال صیغه و عقد
بی کم و بیش دارد و من نه

گرچه با گرگها بود دمخور
ظاهر میش دارد و من نه

دانی او این همه چرا دارد؟
چون که او ریش دارد و من نه

میکروفن را بگیر از "هالو "
سخنش نیش دارد و من نه

#محمدرضا_عالی_پیام
#هالو

@rahenow🗿👈
"روزه خوری حلال"

باز ماه رمضان آمده است
حرمت خوردن نان آمده است
آب و انواع غذاها ممنوع
خوردنی‌ها همه یک جا ممنوع
نه ببخشید ... که بعضی اقلام
خوردنش نیست در این ماه حرام
خوردن این دو سه تا ناقابل
نکند روزه‌ی کس را باطل
مثلن آن چه بلا اشکال است
بردن و خوردن بیت المال است
مال مردم همه از ریز و درشت
دانه دانه بخوری یا با مشت
هیچ اشکال ندارد اخوی
بخور آن قدر که تا سیر شوی
بعد از آن مال صغیر است و یتیم
چه ببلعیم، چه آن را بجویم
بعد هم مثل ابو شیخ الدین
خوردن دشت دراندشت زمین
موشک و تانک بگیری بخوری
وام از بانک بگیری بخوری
وام بی ضامن و بی استاندارد
رقمش فوق هزاران ملیارد
پنج و شش یا دو سه تا حداقل
کشتی نفتی و انواع دکل
کمپلت را بتپانش در حلق
یک قلپ آب ... نه ... خون این خلق
روی آن سر بکش و قورت بده
بعد هی هارت بده هورت بده
همه این ها که توی معده رود
مبطل روزه‌ی مومن نشود
هر که ماخذ طلبید از تو بگو
دفتر فقه جناب

#محمدرضا_عالی_پیام / #هالو

@rahenow🗿👈
‍ 📌ماجرای خر ملانصرالدین

من شنیدم که خانه‌ی ملا
چکه می‌کرد موقع باران
سقف سوراخ بود از دو سه جا
هم خلا هم اتاق هم دالان
تا کند بام خانه را تعمیر
روزی از روزهای تابستان
بر خرش بار کرد ابزارش
ماله و بیل و ماسه و سیمان
خر قدم روی راه پله گذاشت
رفت تا بام راحت و آسان
لیک هنگام بازگشت از بام
ترس شد چیره بر خر حیران
هرچه ملا کشید افسارش
هیچ از جای خود نخورد تکان
چوب و شلاق زد، نشد که نشد
عاقبت خسته و عرق ریزان
خر رها کرد و خود به تنهایی
رفت پایین ناسزا گویان
آخر این نکته را نمی‌دانست
شیخ بی مغز ابله نادان
که خر از پله می‌رود بالا
لیک پایین نمی‌رود حیوان
الغرض، شد غروب و ملا رفت
سوی مسجد پیاده بهر اذان

بشنو از خر، همین که تنها شد
خوش به حالش شد و گشود دهان
عرعری کرد از ته سینه
عرّ شکرانه ای به رسم خران
نه کسی که نهد بر او باری
نه کسی که دهد بر او فرمان
بعد از آن هم به جفتک اندازی
چون کاتای کاراته‌ی شوتوکان
خیز از این سوی بام تا آن ور
دست افشان و دم و سم کوبان
کرده افسار خود رها یک سو
سوی دیگر رها جل و پالان
آن قدر جست و خیز و جفتک زد
تا فرو ریخت سقف آن ایوان
خانه آوار و خر سقط، یعنی
آیه‌ی کل من علیها فان

این حدیث از برای آن گفتم
تا کنم این نتیجه را اعلان
خر اگر بر بلند بنشانی
یا به بالا دهیش جا و مکان
هم خودش را دهد به باد فنا
هم کند خانه‌ی تو را ویران
هالو آخر به جرم این اشعار
با طنابی کنندت آویزان

#محمدرضا_عالی_پیام
@rahenow🗿👈
@rahenow🗿👈
ماجراے #شیخ و #درویش

شنیدم ڪه درویش وارسته اے
به همراه شیخی مقدس مآ ب

سفر می نمودند با همدگر
رسیدند جایی به رودے پر آب

جوان دخترے ایلیاتی تبار
در آن جا در آن نقطه ے سوت و ڪور

براے رسیدن به آن سوے آب
به دنبال راهی براے عبور

به محضی ڪه دید آن دو را دخترڪ
از آن ها تقاضاے امداد ڪرد

به او گفت درویش: بر روے چشم
ولی شیخ در غبغبش باد ڪرد

سپس گفت: اے ڪولی نازنین
به حق رموز الف الم میم

ڪه طبق اصول و فروع شریع
تو با بنده، من با تو نا محرمیم

تماس من و تو ست شرعن حرام
دچار عذاب جهنم شوے

ڪمڪ ڪردن تو ست نا محتمل
مگر این ڪه با بنده محرم شوے

فقیه دغل همچنان در سخن
ڪه درویش با زیرڪی و شتاب

سوی دخترڪ رفت و یاهو ڪنان
به دوشش گرفت و گذر ڪرد از آب

پس از آن دوباره سفر در سفر
ولی شیخ مجذوب در ذات حق

ڪسل گفت: و افتاد از خورد و خواب
فرو رفته در خود، فسرده، دمق

دو هفته پس از آن شبی حین خواب
به درویش رو ڪرد شیخ فقیه

ڪه: من در تعجب از اعمال تو
بگو اے لعین خبیث سفیه

ندانی حرام است آن ڪار تو
چگونه؟ به چه جراتی اے دغل

به نامحرمی دست یازیده اے؟
گرفتیش او را میان بغل؟

به او داد پاسخ: من آن دخترڪ
رها ڪردم آن جا در آن سوے آب

ولی تو گرفتار اویی هنوز؟
رهایش ڪن اے شیخ و راحت بخواب

چنین گفت هالو ے داناے راز
ڪه با این **** بسوز و بساز

#محمدرضا_عالی_پیام

#هالو
@rahenow🗿👈
@rahenow🗿👈
#ریش_و_قیچی

همه تقصیر ماست می دانم
ڪه به هر رو نشُسته رو دادیم

هر ڪسی گفت من رییس شمام
ریش و قیچی به دست او دادیم

مغز و احساس را به او تسلیم ڪرده
از بیخ شستشو دادیم

دل به امید وعده اش ڪردیم
گوش بر حرف یاوه گو دادیم

به چنین خنگ منگ منگل
خل لقب اند آے ڪیو دادیم

ما به او اعتبار بخشیدیم
ما به او شان و آبرو دادیم

هر چه را گفت یڪ به یڪ ڪردیم
هر چه را خواست مو به مو دادیم

آن چه را قطره قطره می طلبید
به ایشان سبو سبو دادیم

گفت آن جا نرو، نمی رفتیم
گفت این را بخور، فرو دادیم

هر چه ڪه فحش داد و هذیان گفت
ما جواب خوش و نڪو دادیم

پیش گردن ڪشی و عربده اش
چشم را بسته سر به تو دادیم

تا بخوابد به روے ثروت مان
تشڪ و بالش و پتو دادیم

پاره ڪردیم گز نڪرده،
سپس پارگی هاش را رفو دادیم

زهر را جاے باده نوشیدیم
ڪود را جاے عود بو دادیم

هر چه هی روضه خواند گرییدیم
پاسخش را اوهو اوهو دادیم

زیر و رو ڪرد، پشت و رو دادیم
روبرو خواست، روبرو دادیم

هر چه او واق واق می فرمود
ما شعار میو میو دادیم

حال فهمیده ایم عجب گافی
توے آن وضع بلبشو دادیم

چون ڪبوتر به دامش افتادیم
سر به سر بانگ بق بقو دادیم

این نبود آن چه طالبش بودیم
آرزو را به آب جو دادیم

خویش را سرزنش نڪن هالو
هر ڪسی چند روزه نوبت او

تو خدا را چه دیده اے شاید
پاسخش را ڪیو ڪیو دادیم

#هالو
@rahenow🗿👈
#محمدرضا_عالی_پیام
"تاریخ زدگی '

@rahenow🗿👈
ملت مفلس شعار زده

یا همه نشئه یا خمار زده

از سیاه و سفید می ترسیم

مثل بدبخت های مار زده

از غرور گذشته ها مستیم

عرق و ماست با خیار زده

کوروش و داریوش را عشق است

توی تاریخ افتخار زده

صفحه ی بعد یادمان رفته

عرب، افغان، مغول، تتار زده

من همانم که بود رستم زال

یک پیاده به صد سوار زده

پایمان گیر میخ دیروز است

حال و آینده را کنار زده

توی اینترنتیم و زیر پتو

مشت ها در هوا، هوار زده

توی سیگار خالی بهمن

گل و بنگ و حشیش بار زده

خواب خوابیم، خواب خرگوشی

دزد این ملک را شیار زده

تا خرافات و جهل پرچمدار

شیخ اندیشه را حصار زده

جای حرف حساب، کشک بساب

هالوی چلمن تغار زده


#محمدرضا_عالی_پیام_هالو
https://telegram.me/rahenow
"روزه خوری حلال...
@rahenow🗿👈
باز ماه رمضان آمده است
حرمت خوردن نان آمده است

آب و انواع غذاها ممنوع
خوردنی‌ها همه یک جا ممنوع

نه ببخشید... که بعضی اقلام
خوردنش نیست در این ماه حرام

خوردن این دو سه تا ناقابل
نکند روزه‌ی کس را باطل

مثلن آن چه بلا اشکال است
بردن و خوردن بیت المال است

مال مردم همه از ریز و درشت
دانه دانه بخوری یا با مشت

هیچ اشکال ندارد اخوی
بخور آن قدر که تا سیر شوی

بعد از آن مال صغیر است و یتیم
چه ببلعیم، چه آن را بجویم

بعد هم مثل ابو شیخ الدین
خوردن دشت دراندشت زمین

موشک و تانک بگیری بخوری
وام از بانک بگیری بخوری

وام بی ضامن و بی استاندارد
رقمش فوق هزاران ملیارد

پنج و شش یا دو سه تا حداقل
کشتی نفتی و انواع دکل

کمپلت را بتپانش در حلق
یک قلپ آب... نه... خون این خلق

روی آن سر بکش و قورت بده
بعد هی هارت بده هورت بده

همه این ها که توی معده رود
مبطل روزه‌ی مومن نشود

هر که ماخذ طلبید از تو بگو
دفتر فقه جناب هالو

#محمدرضا_عالی_پیام_هالو

@rahenow🗿👈
@rahenow🗿👈
نیم سوز

جایی که موج نیست، تلاطم برای چیست؟
وقتی که باده نیست، بگو خم برای چیست؟

آن کس که دیر آمده است از همه جلوست
دیگر شعار حق تقدم برای چیست؟

این جا همه از آخر صف می روند تو
کوشش برای اول و دوم برای چیست؟

ما سال هاست گوجه فرنگی نخورده ایم
در حیرتم که نرخ تورم برای چیست؟

وقتی مقدر است که آجر به جای نان
پس داستان آدم و گندم برای چیست؟

دنیا به کام هر چه سیه رو، سیاه باز
دلواپسی مستر عمو تم برای چیست؟

بر نیش، اقتضای طبیعت نموده حکم
فرق میان آدم و کژدم برای چیست؟

هی دم تکان دهند که ثابت شود خر اند
ثابت شده خریت تان، دم برای چیست؟

گویند راه ها همه ختم به رم شود
عشق است جمکران و قم ش، رم برای چیست؟

جای خدا نشسته نماینده ی خدا
آنجا که آب هست، تیمم برای چیست؟

پنداشتید راست بمانید تا ابد
پس آیه ی "اذا دمروهم" برای چیست؟

وقتی که رای، رای خداوندگار ماست
دیگر حضور این همه مردم برای چیست؟

چون اشک و آه و گریه نشان فضیلت است
پس نیشتو ببند، تبسم برای چیست؟

تا نیم سوز پاسخ فریاد ملت است
از من نپرس این همه هیزم برای چیست؟

آن قبله ای که جام جم ت می دهد نشان
عین سعادت است، توهم برای چیست؟

سهمیه بندی است عدالت در این دیار
تا سهم عدل هست، تظلم برای چیست؟

تنها یکی لبش به سخن، ما بقی خموش
جایی که گوش هست، تکلم برای چیست؟

از قول من بگو: عمو سبزی فروش شهر
جرم است رنگ سبز...
(آخ ببخشید این یک بیت چون استثناءا سی آ سی شد را می خواستم حذف کنم یادم رفت. لطفن نخوانیدش)

خورده است تخم مردی و مردانگی ملخ
چون مرد نیست، این همه خانم برای چیست؟

هالو بگو برای چه هی فحش می دهی؟
پس واژه ی سلامن علیکم برای چیست؟

#محمدرضا_عالی_پیام_هالو

@rahenow🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعر جنجالی
#هالو ( #محمدرضا_عالی_پیام) درباره‌ی سقوط هواپیما
ستاد مدیریت بحران و مدیرانش را شست و پهن کرد...
@rahenow 🗿👈
#محمدرضا_عالی_پیام ( هالو )

شخصی از مرتبۀ شیخ ِ مفید
در میان ِ علما می‌پرسید ،
گفتم از بیخ سوالت ‌غلط است
چون که ‌هرگز نشود شیخ مفید ...

@rahenow 🗿👈
با دو تا گوشم شنيدم شيخ شهر 
روز جمعه بر فراز منبري ؛

شيره‌ها را خورد و حكمت در نمود 
گفت اي شيره سراپا شكري

بعد از آن فرمود اين طوفان و سيل  
در اروپاي به اين پهناوري ؛
 
هست از بي بند وباري زنان
بي حجابي ، لخت و عوري ، دلبري

گفتم اي شيخ اجل صد آفرين 
بر چنين كشف ثقيل الباوري 

مانده ام انگشت بر لب كز كجا 
كرده اي اين كشف، خيلي محشري

اينچنين كشف هوا پلتيك را  
ثبت بايد كرد، ثبت محضري

تازه فهميدم شقيقه با گوزن  
ربط دارد در بلاد كافري

تخم كفتر خورده اي اي ناقلا  
كين چنين افكار را مي پروري
 
من گمانم وحي بر تو مي شود 
مرگ من، جون قلي، پيغمبري

پس اگر نه اينهمه اسرار را  
از كجاي خويش در مي آوري

من شنيده بودم اين حرف ظريف 
هر كجا جنگ است در هر كشوري

پاي يك زن در ميان باشد، ولي 
نه امور جبري و بالا سري

اين اگر مي باشد استدلال تو  
بهتر از هر كس خودت مستحضري

خشكسالي در بلاد مسلمين 
از گناه چادر است و روسري

رودها خشك و درختان زرد رو
مُرد گاو مشت حسن از لاغري
 
تا ببارد برف و باران از هوا 
در هواي سرد، ماه آذري 

امر كن زنها كمي شل تر كنند 
روسري را اينوري يا آنوري
 
تا مگر باران ببارد بر زمين  
محض ابروي زري، خال پري

بعد از آن درويش كن چشم خودت  
يا نگاهش كن به چشم خواهري
 
تا كه ديدي سيل جاري شد بگو  
بس كنند آن عشوه و عشوه گري
 
روي خود محكم بگيرند آنچنان
كآسمان واماند از سيل آوري
 
گرچه با اين حرفها شيخ كبير
آبروي شيخ ها را مي بري
 
ليك ممنونم براي طنز ما  
دم به دم مضمون نو مي پروري
 
حال مي فهمم چرا اشعار من 
هر كجا دارد هزاران مشتري 

شيخ اگر كفر است آنچه گفته ام 
كفر ماها را تو درمي آوري 

خر تصور كرده اي اين قوم را  
يا كه خود بر نسبت خرها خري 

گر شود سوراخ سقف آسمان  
اينچنين بايد بگيري پنچري
 
بنده مي پنداشتم هالو منم 
تو كه از هر هالويي هالوتري

#محمدرضا_عالی_پیام ( #هالو )

@rahenow 🗿👈