ملت بی قهرمان...!!!
محمدراعی فرد
جایی خواندم که برتولت برشت می گوید زمانی که دادگاه گالیله آنقدر او را تحت فشار قرار داد تا گناه ناکرده را بپذیرد و او خسته و درمانده پذیرفت ، شخصی در گوشه ای با صدای نسبتا بلند گفت که بیچاره ملتی که قهرمان ندارد و او پس از شنیدن این گفتار بلافاصله پاسخ می دهد که ، بیچاره ملتی که به قهرمان نیاز دارد و اینک واقعیت ما این است ...
در طول تاریخ قهرمانان و اسطوره هایی در کشورمان ظهور و بروز کرده اند با سری نترس و فداکار و شجاعتی بی نظیر اما در مسیر حرکت نتوانستند یک کشور را از ورطه ها و مشکلات اجتماعی و اقتصادی برهانند و در نهایت فقط نامی از آنان باقی ماند بدون آنکه منجر به تغییر شود...
در اواخر هزاره دوم و شروع هزاره سوم کشورهایی توانستند دگردیسی و پوست اندازی کنند و راه توسعه را بیابند و قانون برای همه را بعنوان بستر پیشرفت قرار دهند که به این باور رسیدند که کشورها برای پیشرفت نیازمند آگاهی اند ، نیازمند خوانش و فهم معضلات اجتماعی ، نیازمند خودشناسی و یافتن هویت شخصیتی و تاریخی خود هستند.
ملتی که به دنبال قهرمان میگردد تا مشکلاتش را او حل و فصل کند در دراز مدت باید تن به دیکتاتوری ناخواسته ای می دهد که قهرمانش به او تحمیل کرده و میکند ،قهرمانی که بجای او فکر میکند و بجای او حرف میزند و بجای او تصمیم میگیرد..
ملتی که به دنبال قهرمان میگردد نه انگیزه ای دارد و نه قدرتی ، نه قدرت تصمیم گیری دارد و نه شناختی از خود ، چنین ملتی همواره باید گوش به فرمان باشد بدون آنکه چرایی آن را بداند و جرات پرسش داشته باشد ، چنین ملتی از حقوق شهروندی خود کاملا ناآگاه است نمی داند که او به حاکمیت چه حقی دارد و حاکمیت نسبت به او چه حقی، و این پاشنه آشیل و مرز بین عقب ماندگی و پیشرفت وتوسعه است ، چنین ملتی توان تحلیل شرایط حال را ندارد و منتظر می نشیند تا حکمرانان برای او بر مبنای خواست و اهداف خودشان تحلیل کنند...
ملتی که در به در به دنبال منجی و قهرمانی میگردد که در سفره اش تکه نانی بگذارد و معجزه ای کند ، به درد و سندروم خوش نشینی و رفاه طلبی بدون زحمت مبتلا میگردد و درآرزوی یکشبه راه صدساله را پیمودن است...!!
برای بقا در این جهان پرآشوب باید قدرتمند شد ، چه درحوزه علم و فن آوری و چه درحوزه های اقتصاد و سیاست و فرهنگ ، برای قدرتمند شدن نیاز به ملتی هست که سطح آگاهی او توسط چهره های مرجع اجتماعی و تغییرات عمیق در بینش و سبک زندگی بدون هیاهوهای سرگرم کننده سیاسیت بازان گسترش یافته و بداند که خداوندگارش با تاکید فرموده که سرنوشت هیچ ملتی تغییر نخواهد کرد جز با خواست خود آنان ، با دعا و خوانش اذکار بدون حضور عقلانیت و تلاش هیچ معجزه ای برای مردم رخ نخواهد داد ، بدون قانون و بی پشتوانه تخصص و سواد نمیتوان حتی در منطقه رتبه و حرفی برای گفتن داشت ، لذا با دادن آدرس غلط و تحلیلهای نخ نما شده سعی در آرامش کاذب و پرتاب شدگی از دنیای واقعیتها توسط کسانی که هیچ اعتقادی به ریشه های فرهنگی مردم و سواد اجتماعی آنان و دانستن حقوق اولیه خود ندارند همواره جامعه را در دنیای وارونه بیخبری نگاه داشته تا باورپذیری رفتارها و شعارهای خویش را واقعیت جلوه دهند...
بدا به حال ملتی که فانوس به دست به دنبال قهرمان می گردد...!!!
#محمد_راعی_فرد
@rahenow 🗿👈
محمدراعی فرد
جایی خواندم که برتولت برشت می گوید زمانی که دادگاه گالیله آنقدر او را تحت فشار قرار داد تا گناه ناکرده را بپذیرد و او خسته و درمانده پذیرفت ، شخصی در گوشه ای با صدای نسبتا بلند گفت که بیچاره ملتی که قهرمان ندارد و او پس از شنیدن این گفتار بلافاصله پاسخ می دهد که ، بیچاره ملتی که به قهرمان نیاز دارد و اینک واقعیت ما این است ...
در طول تاریخ قهرمانان و اسطوره هایی در کشورمان ظهور و بروز کرده اند با سری نترس و فداکار و شجاعتی بی نظیر اما در مسیر حرکت نتوانستند یک کشور را از ورطه ها و مشکلات اجتماعی و اقتصادی برهانند و در نهایت فقط نامی از آنان باقی ماند بدون آنکه منجر به تغییر شود...
در اواخر هزاره دوم و شروع هزاره سوم کشورهایی توانستند دگردیسی و پوست اندازی کنند و راه توسعه را بیابند و قانون برای همه را بعنوان بستر پیشرفت قرار دهند که به این باور رسیدند که کشورها برای پیشرفت نیازمند آگاهی اند ، نیازمند خوانش و فهم معضلات اجتماعی ، نیازمند خودشناسی و یافتن هویت شخصیتی و تاریخی خود هستند.
ملتی که به دنبال قهرمان میگردد تا مشکلاتش را او حل و فصل کند در دراز مدت باید تن به دیکتاتوری ناخواسته ای می دهد که قهرمانش به او تحمیل کرده و میکند ،قهرمانی که بجای او فکر میکند و بجای او حرف میزند و بجای او تصمیم میگیرد..
ملتی که به دنبال قهرمان میگردد نه انگیزه ای دارد و نه قدرتی ، نه قدرت تصمیم گیری دارد و نه شناختی از خود ، چنین ملتی همواره باید گوش به فرمان باشد بدون آنکه چرایی آن را بداند و جرات پرسش داشته باشد ، چنین ملتی از حقوق شهروندی خود کاملا ناآگاه است نمی داند که او به حاکمیت چه حقی دارد و حاکمیت نسبت به او چه حقی، و این پاشنه آشیل و مرز بین عقب ماندگی و پیشرفت وتوسعه است ، چنین ملتی توان تحلیل شرایط حال را ندارد و منتظر می نشیند تا حکمرانان برای او بر مبنای خواست و اهداف خودشان تحلیل کنند...
ملتی که در به در به دنبال منجی و قهرمانی میگردد که در سفره اش تکه نانی بگذارد و معجزه ای کند ، به درد و سندروم خوش نشینی و رفاه طلبی بدون زحمت مبتلا میگردد و درآرزوی یکشبه راه صدساله را پیمودن است...!!
برای بقا در این جهان پرآشوب باید قدرتمند شد ، چه درحوزه علم و فن آوری و چه درحوزه های اقتصاد و سیاست و فرهنگ ، برای قدرتمند شدن نیاز به ملتی هست که سطح آگاهی او توسط چهره های مرجع اجتماعی و تغییرات عمیق در بینش و سبک زندگی بدون هیاهوهای سرگرم کننده سیاسیت بازان گسترش یافته و بداند که خداوندگارش با تاکید فرموده که سرنوشت هیچ ملتی تغییر نخواهد کرد جز با خواست خود آنان ، با دعا و خوانش اذکار بدون حضور عقلانیت و تلاش هیچ معجزه ای برای مردم رخ نخواهد داد ، بدون قانون و بی پشتوانه تخصص و سواد نمیتوان حتی در منطقه رتبه و حرفی برای گفتن داشت ، لذا با دادن آدرس غلط و تحلیلهای نخ نما شده سعی در آرامش کاذب و پرتاب شدگی از دنیای واقعیتها توسط کسانی که هیچ اعتقادی به ریشه های فرهنگی مردم و سواد اجتماعی آنان و دانستن حقوق اولیه خود ندارند همواره جامعه را در دنیای وارونه بیخبری نگاه داشته تا باورپذیری رفتارها و شعارهای خویش را واقعیت جلوه دهند...
بدا به حال ملتی که فانوس به دست به دنبال قهرمان می گردد...!!!
#محمد_راعی_فرد
@rahenow 🗿👈