@rahenow🗿👈
بخشی از #مرده_خورها نوشته #صادق_هدایت
⚪️دروغگو اصلا كم حافظـه مـيشـود، تـا حـالاصد جور حرف زده اي، اين من بودم كه زير مشدي را تر و خشك ميكردم، تو شـبها ميرفتـي تخـت ميخوابيـدي. وانگهي مشتي تا آن دميكه مرد ناخوش زمين گير نشد، نشاني بآن نشاني كه هنوز مشـدي نفـس ميكشـيد، بـراي اينكه پولهايش را بلند بكني چك و چونه اش را بستي، جلد دادي او را بخاك بسـپرند، بخيالـت مـن خـرم؟
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔘منيژه: زنیكه رويش را با آب مرده شور خانه شسته؟ تو چشم من دروغ ميگـوئي؟ از منكـه گذشـته، مـن آردم را بيختم و الكم را آويختم. اما تو برو فكر خودت را بكن، تا مشدي سرو مرو گنده بود هروقـت گـم ميشـد در اطـاقنرگس خانم پيدايش مي كردند. عصرها كه از كار بر ميگشت غرق بزك براي خود شيريني ميدويد جلـو، در خانـهرا برويش باز ميكرد. شوهري كه من موهايم را در خانه اش سفيد كردم، يك پسر دسته گل برايش بزرگ كـردم، تو او را از من دزديدي، مهر گياه بخوردش دادي، من كه پول كار نكرده نداشتم كه خرج سرخاب سفيد آب بكـنم. رفتي در محله جهودها برايم جادو جنبل كردي، مرا از چشم شوهرم انداختي، اگر الآن پاشنه در اطاقت را بگردند پر از طلسم و دعاي سفيد بختي است. آنوقت ميخواستي وقتي مشتي ناخوش شد پيزيش را هم مـن جـا بگـذارم؟
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔵منيژه: حالا ميان دعوا نرخ مشخص ميكند! من 25 سال در خانه اين مرد استخوان خـورد كـردم – لـب بـود كـه دندان آمد. زنيكه ديروزه چيز خودم را بخودم نميتواند ببيند. حالا هر چه از دهنم بيرون بيايد به آن گور بگور...
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔴زنها يكمرتبه با هم فرياد ميكشند، در باز ميشود. مشدي با كفن سفيد خـاك آلـود، صـورت رنـگ پريـده، موهـاي ژوليده وارد اطاق ميشود و به در تكيه داده در درگاه ميايستد.
منيژه دستپاچه كيسه را از گردن خودش در ميآورد. با دسته كليد و النگوهـا جلـو مشـتي پـرت ميكنـد – نـه، نـه،نزديك من نيا؟ بردار و برو، مرده، مرده.... دسته كليد را بردار، صد توماني كه از صندوقت برداشتم توي كيسـه است. با يك قبض 5 توماني، بردار و برو ، بمن رحم بكن، برو، برو، (بلند مي شود خودش را پشت بـي بـي خـانم پنهان مي كند.)
نرگس از گوشه چارقدش چيزي درآورده مياندازد جلو او – اينهم دندانهاي عاريه ات با 5 تومـاني كـه از آشـيخعلي گرفتم. بردار برو، زودباش، برو (با دستهايش صورت خودش را پنهان ميكند و ميافتد در دامن مادرش.)https://telegram.me/rahenow
بخشی از #مرده_خورها نوشته #صادق_هدایت
⚪️دروغگو اصلا كم حافظـه مـيشـود، تـا حـالاصد جور حرف زده اي، اين من بودم كه زير مشدي را تر و خشك ميكردم، تو شـبها ميرفتـي تخـت ميخوابيـدي. وانگهي مشتي تا آن دميكه مرد ناخوش زمين گير نشد، نشاني بآن نشاني كه هنوز مشـدي نفـس ميكشـيد، بـراي اينكه پولهايش را بلند بكني چك و چونه اش را بستي، جلد دادي او را بخاك بسـپرند، بخيالـت مـن خـرم؟
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔘منيژه: زنیكه رويش را با آب مرده شور خانه شسته؟ تو چشم من دروغ ميگـوئي؟ از منكـه گذشـته، مـن آردم را بيختم و الكم را آويختم. اما تو برو فكر خودت را بكن، تا مشدي سرو مرو گنده بود هروقـت گـم ميشـد در اطـاقنرگس خانم پيدايش مي كردند. عصرها كه از كار بر ميگشت غرق بزك براي خود شيريني ميدويد جلـو، در خانـهرا برويش باز ميكرد. شوهري كه من موهايم را در خانه اش سفيد كردم، يك پسر دسته گل برايش بزرگ كـردم، تو او را از من دزديدي، مهر گياه بخوردش دادي، من كه پول كار نكرده نداشتم كه خرج سرخاب سفيد آب بكـنم. رفتي در محله جهودها برايم جادو جنبل كردي، مرا از چشم شوهرم انداختي، اگر الآن پاشنه در اطاقت را بگردند پر از طلسم و دعاي سفيد بختي است. آنوقت ميخواستي وقتي مشتي ناخوش شد پيزيش را هم مـن جـا بگـذارم؟
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔵منيژه: حالا ميان دعوا نرخ مشخص ميكند! من 25 سال در خانه اين مرد استخوان خـورد كـردم – لـب بـود كـه دندان آمد. زنيكه ديروزه چيز خودم را بخودم نميتواند ببيند. حالا هر چه از دهنم بيرون بيايد به آن گور بگور...
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔴زنها يكمرتبه با هم فرياد ميكشند، در باز ميشود. مشدي با كفن سفيد خـاك آلـود، صـورت رنـگ پريـده، موهـاي ژوليده وارد اطاق ميشود و به در تكيه داده در درگاه ميايستد.
منيژه دستپاچه كيسه را از گردن خودش در ميآورد. با دسته كليد و النگوهـا جلـو مشـتي پـرت ميكنـد – نـه، نـه،نزديك من نيا؟ بردار و برو، مرده، مرده.... دسته كليد را بردار، صد توماني كه از صندوقت برداشتم توي كيسـه است. با يك قبض 5 توماني، بردار و برو ، بمن رحم بكن، برو، برو، (بلند مي شود خودش را پشت بـي بـي خـانم پنهان مي كند.)
نرگس از گوشه چارقدش چيزي درآورده مياندازد جلو او – اينهم دندانهاي عاريه ات با 5 تومـاني كـه از آشـيخعلي گرفتم. بردار برو، زودباش، برو (با دستهايش صورت خودش را پنهان ميكند و ميافتد در دامن مادرش.)https://telegram.me/rahenow
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.