@rahenow🗿👈
چنان نوشیدن آب است آسان
سخنرانی برای قوم نادان
همه گوشند، اما گوش بی هوش
تو گویی پنبه ها دارند در گوش
ببافی آسمان با ریسمان را
و زیر و رو کنی، کل جهان را
بگویی از علوم آسمانی
چرندیات از علم نهانی
ز تاریخ دروغین قصه سازی
بویژه گر دهی نسبت به تازی
بگویی قصه هایی پیچ در پیچ
نباشد در دل تو ترسی از هیچ
دریغ از پرسشی، طرح سوالی
دریغ از اعتراضی، قیل و قالی
تویی بر منبر وعظ و خطابه
دهی رونق تو بر اشک و انابه
تمام حاضران غرق سکوتند
همه در فکر قوت لایموتند
بخوان هر آیه ای را دوست داری
بکن هر جمله اش را دست کاری
ز قول هر پیمبر قصه برخوان
بده نسبت سخن را بر امامان
نخواهی دید وقت منبر تو
بریزد سیل پرسش بر سر تو
کسی یک سوره از قرآن نخوانده است
برای درک یک آیه، نمانده است
همه خوانند قرآن را به ظاهر
ولیکن درک آیات است نادر
بگو صدها دروغ عاقل آزار
برای مستمع هایی چو دیوار
خدا داند "تفکر" کیمیا شد
که "واعظ" خود سخنگوی خدا شد
چو مردم را نباشد ذوق دانش
گریزانند از هر بحث و چالش
#مصطفی_بادکوبه_ای
https://telegram.me/rahenow
چنان نوشیدن آب است آسان
سخنرانی برای قوم نادان
همه گوشند، اما گوش بی هوش
تو گویی پنبه ها دارند در گوش
ببافی آسمان با ریسمان را
و زیر و رو کنی، کل جهان را
بگویی از علوم آسمانی
چرندیات از علم نهانی
ز تاریخ دروغین قصه سازی
بویژه گر دهی نسبت به تازی
بگویی قصه هایی پیچ در پیچ
نباشد در دل تو ترسی از هیچ
دریغ از پرسشی، طرح سوالی
دریغ از اعتراضی، قیل و قالی
تویی بر منبر وعظ و خطابه
دهی رونق تو بر اشک و انابه
تمام حاضران غرق سکوتند
همه در فکر قوت لایموتند
بخوان هر آیه ای را دوست داری
بکن هر جمله اش را دست کاری
ز قول هر پیمبر قصه برخوان
بده نسبت سخن را بر امامان
نخواهی دید وقت منبر تو
بریزد سیل پرسش بر سر تو
کسی یک سوره از قرآن نخوانده است
برای درک یک آیه، نمانده است
همه خوانند قرآن را به ظاهر
ولیکن درک آیات است نادر
بگو صدها دروغ عاقل آزار
برای مستمع هایی چو دیوار
خدا داند "تفکر" کیمیا شد
که "واعظ" خود سخنگوی خدا شد
چو مردم را نباشد ذوق دانش
گریزانند از هر بحث و چالش
#مصطفی_بادکوبه_ای
https://telegram.me/rahenow
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
@rahenow🗿👈
ننویسیم....بنویسیم!!!
ننویسیم که دل افسرده است
ننویسیم شقایق مرده است
ننویسیم که دستی ناپاک
گل مارا زگلستان برده است
ننویسیم که روباهی پیر
جگر ملت مارا خورده است
ننویسیم یهودای دگر
جان عیسای مرا آزرده است
.ننویسیم که در باغ وطن
گل لبخند همه افسرده است
ننویسیم جوان این دشت
دیگر از هستی خود سرخورده است
.
ننویسیم زمستان سرد است
زندگانی به خدا یخ کرده است
ننویسیم نمانده قلمی
محترم نیست در اینجا حرمی
.ننویسیم که فحشایی هست
زیر سجاده چه غوغایی هست
.
ننویسیم که زندان داریم.
پشت هر میله دلی می کاریم
ننویسیم که اهل قلمیم
کمتر از باد هوا محترمیم.
ننویسیم که اهل دردیم
و به بی دردی شب ، خو کردیم
ننویسیم که پیمانه شکست
می و میخانه و دل ،رفت زدست
ننویسیم پس پرده ی جهل
نسلمان را بنشاندند چه سهل
ننویسیم که تازی شده ایم
مهره ی شعبده بازی شده ایم
ننویسیم که قانونی بود
فرصت از بهر"چه و چونی" بود
ننویسیم که با نام خدا
چه توان دید در این دشت بلا
بنویسیم بهشت است اینجا
دیو هم حور سرشت است اینچا..
بنویسیم که آزاده شدیم
غرق اوهام خدا داده شدیم
بنویسیم نوشتن غلط است
ز خط سرخ گذشتن غلط است
بنویسیم که آزادی هست
زیر ویرانه هم آبادی هست
بنویسیم فراوانی هست
همه جا نعمت ارزانی هست
بنویسیم که در اوج رفاه
عمرها می گذرد، انشالله
بنویسیم که " حق می جوییم"
حق "همان است که ما می گوییم"
بنویسیم که بیچاره " امید"
حسرتی خورد ز هجرخورشید
#مصطفی_بادکوبه_ای
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
ننویسیم....بنویسیم!!!
ننویسیم که دل افسرده است
ننویسیم شقایق مرده است
ننویسیم که دستی ناپاک
گل مارا زگلستان برده است
ننویسیم که روباهی پیر
جگر ملت مارا خورده است
ننویسیم یهودای دگر
جان عیسای مرا آزرده است
.ننویسیم که در باغ وطن
گل لبخند همه افسرده است
ننویسیم جوان این دشت
دیگر از هستی خود سرخورده است
.
ننویسیم زمستان سرد است
زندگانی به خدا یخ کرده است
ننویسیم نمانده قلمی
محترم نیست در اینجا حرمی
.ننویسیم که فحشایی هست
زیر سجاده چه غوغایی هست
.
ننویسیم که زندان داریم.
پشت هر میله دلی می کاریم
ننویسیم که اهل قلمیم
کمتر از باد هوا محترمیم.
ننویسیم که اهل دردیم
و به بی دردی شب ، خو کردیم
ننویسیم که پیمانه شکست
می و میخانه و دل ،رفت زدست
ننویسیم پس پرده ی جهل
نسلمان را بنشاندند چه سهل
ننویسیم که تازی شده ایم
مهره ی شعبده بازی شده ایم
ننویسیم که قانونی بود
فرصت از بهر"چه و چونی" بود
ننویسیم که با نام خدا
چه توان دید در این دشت بلا
بنویسیم بهشت است اینجا
دیو هم حور سرشت است اینچا..
بنویسیم که آزاده شدیم
غرق اوهام خدا داده شدیم
بنویسیم نوشتن غلط است
ز خط سرخ گذشتن غلط است
بنویسیم که آزادی هست
زیر ویرانه هم آبادی هست
بنویسیم فراوانی هست
همه جا نعمت ارزانی هست
بنویسیم که در اوج رفاه
عمرها می گذرد، انشالله
بنویسیم که " حق می جوییم"
حق "همان است که ما می گوییم"
بنویسیم که بیچاره " امید"
حسرتی خورد ز هجرخورشید
#مصطفی_بادکوبه_ای
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
@rahenow
🛑 محسنیاژهای: این حرف که نظام جمهوری اسلامی کاری به جهنم و بهشت مردم ندارد، غلط است @rahenow 🗿👈
@rahenow🗿👈
ای که احکام تو را فرهنگ نیست
هیچ جغدی چون تو بد آهنگ نیست
تو قلم را عین خنجر دیده ای؟
دادگاه است این، ستاد جنگ نیست
متهم را دشمن خونی مبین
قاضی درد آشنا، سرهنگ نیست
دیگران هم درس قانون خوانده اند
چشمِ قانون، اینقدَر هم تنگ نیست
قاضیا تا چند «خونبازی» کنی
اینهمه «اعدام» جای ننگ نیست؟
چند آسان حکم زندان می دهی؟
باورم نبود که «مغزت منگ» نیست
با سیاست عشق بازی می کنی؟
عمر مردم بازی شطرنگ نیست
قاضیا از آهِ مظلومان بترس
آهِ سینه، دودِ چَرس و بنگ نیست
پادشاهان را به زیر آورده است
جانِ هستی، چون دل تو سنگ نیست
نقش خون است اینکه بر دیوارهاست
یادگار مانی و ارژنگ نیست
تخم نفرت را در این میهن مپاش
سینه جای کژدم و خرچنگ نیست
چنگ ها بر سینه و بر دیده هاست
هیچ چنگی سوی تار و چنگ نیست
آن «بهارستان» کجا؟ این «غمکده»
چهره ای بی چین و بی آژنگ نیست
«عدل و احسان» را برابر خوانده، حق
عدلِ بی احسان، یقین حق رنگ نیست
میهمانِ یک وجب خاکیم ما!
گور تو فرسنگ در فرسنگ نیست
چشم «امّیدِ» ستم را کور کن
تا ببینی، چشم مردم تنگ نیست
#مصطفی_بادکوبه_ای
@rahenow🗿👈
ای که احکام تو را فرهنگ نیست
هیچ جغدی چون تو بد آهنگ نیست
تو قلم را عین خنجر دیده ای؟
دادگاه است این، ستاد جنگ نیست
متهم را دشمن خونی مبین
قاضی درد آشنا، سرهنگ نیست
دیگران هم درس قانون خوانده اند
چشمِ قانون، اینقدَر هم تنگ نیست
قاضیا تا چند «خونبازی» کنی
اینهمه «اعدام» جای ننگ نیست؟
چند آسان حکم زندان می دهی؟
باورم نبود که «مغزت منگ» نیست
با سیاست عشق بازی می کنی؟
عمر مردم بازی شطرنگ نیست
قاضیا از آهِ مظلومان بترس
آهِ سینه، دودِ چَرس و بنگ نیست
پادشاهان را به زیر آورده است
جانِ هستی، چون دل تو سنگ نیست
نقش خون است اینکه بر دیوارهاست
یادگار مانی و ارژنگ نیست
تخم نفرت را در این میهن مپاش
سینه جای کژدم و خرچنگ نیست
چنگ ها بر سینه و بر دیده هاست
هیچ چنگی سوی تار و چنگ نیست
آن «بهارستان» کجا؟ این «غمکده»
چهره ای بی چین و بی آژنگ نیست
«عدل و احسان» را برابر خوانده، حق
عدلِ بی احسان، یقین حق رنگ نیست
میهمانِ یک وجب خاکیم ما!
گور تو فرسنگ در فرسنگ نیست
چشم «امّیدِ» ستم را کور کن
تا ببینی، چشم مردم تنگ نیست
#مصطفی_بادکوبه_ای
@rahenow🗿👈
#اندکی_تفکر
به استقبال ماه محرم ...
غم دیروز، غم امروز
هرچهخواهی بر شهید کربلا خونگریه کن
ماه ها بنشین و بر آن ماجرا خون گریه کن
در دلِ تاریخ سرگردان بمان تا روز حشر
همصدا با نوحه ی اهل عزا خون گریه کن
تا فراموشت شود وضع پریشان وطن
بر پریشان حالی آل عبا خون گریه کن
از غم امروز اگر گویی به خشم آید خدا
در غم دیروز از بهر خدا خون گریه کن
نوحه ی تزویر می خوانند اصحاب ریا
در کنار ظلم بنشین، بی ریا خون گریه کن
چون اسیر بند و زندان نیست درایران کسی
بر غل و زنجیر سبط مصطفی خون گریهکن
شعله های اعتیاد ار سوخت نسلی را چه باک
تو به یاد شعله های نینوا خون گریه کن
مصلحت را بر حقیقت برگزین از روی عجز
قصه ی هیهات منّاالذٌلة را خون گریه کن
چون جوانان وطن را نیست رنج و کاستی
بر عروس قاسم نیکو لقا خون گریه کن
تشنه ی مهر و محبت نیست اینجا کودکی
بر یتیم تشنه ی دشت بلا خون گریه کن
زانکه دامان وطن ایمن ز فقر است و فساد
در عزای معجر دردانه ها خون گریه کن
از شهادت می گریز اما به « امّیدِ » ثواب
هرچهخواهی بر شهید کریلا خونگریهکن
✍🏼 #مصطفی_بادکوبه_ای
@rahenow 🗿👈
به استقبال ماه محرم ...
غم دیروز، غم امروز
هرچهخواهی بر شهید کربلا خونگریه کن
ماه ها بنشین و بر آن ماجرا خون گریه کن
در دلِ تاریخ سرگردان بمان تا روز حشر
همصدا با نوحه ی اهل عزا خون گریه کن
تا فراموشت شود وضع پریشان وطن
بر پریشان حالی آل عبا خون گریه کن
از غم امروز اگر گویی به خشم آید خدا
در غم دیروز از بهر خدا خون گریه کن
نوحه ی تزویر می خوانند اصحاب ریا
در کنار ظلم بنشین، بی ریا خون گریه کن
چون اسیر بند و زندان نیست درایران کسی
بر غل و زنجیر سبط مصطفی خون گریهکن
شعله های اعتیاد ار سوخت نسلی را چه باک
تو به یاد شعله های نینوا خون گریه کن
مصلحت را بر حقیقت برگزین از روی عجز
قصه ی هیهات منّاالذٌلة را خون گریه کن
چون جوانان وطن را نیست رنج و کاستی
بر عروس قاسم نیکو لقا خون گریه کن
تشنه ی مهر و محبت نیست اینجا کودکی
بر یتیم تشنه ی دشت بلا خون گریه کن
زانکه دامان وطن ایمن ز فقر است و فساد
در عزای معجر دردانه ها خون گریه کن
از شهادت می گریز اما به « امّیدِ » ثواب
هرچهخواهی بر شهید کریلا خونگریهکن
✍🏼 #مصطفی_بادکوبه_ای
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به استقبال ماه محرم
غم دیروز، غم امروز
هرچهخواهی بر شهید کربلا خونگریه کن
ماه ها بنشین و بر آن ماجرا خون گریه کن
در دلِ تاریخ سرگردان بمان تا روز حشر
همصدا با نوحه ی اهل عزا خون گریه کن
تا فراموشت شود وضع پریشان وطن
بر پریشان حالی آل عبا خون گریه کن
از غم امروز اگر گویی به خشم آید خدا
در غم دیروز از بهر خدا خون گریه کن
نوحه ی تزویر می خوانند اصحاب ریا
در کنار ظلم بنشین، بی ریا خون گریه کن
چون اسیر بند و زندان نیست درایران کسی
بر غل و زنجیر سبط مصطفی خون گریهکن
شعله های اعتیاد ار سوخت نسلی را چه باک
تو به یاد شعله های نینوا خون گریه کن
مصلحت را بر حقیقت برگزین از روی عجز
قصه ی هیهات منّاالذٌلة را خون گریه کن
چون جوانان وطن را نیست رنج و کاستی
بر عروس قاسم نیکو لقا خون گریه کن
تشنه ی مهر و محبت نیست اینجا کودکی
بر یتیم تشنه ی دشت بلا خون گریه کن
زانکه دامان وطن ایمن ز فقر است و فساد
در عزای معجر دردانه ها خون گریه کن
از شهادت می گریز اما به « امّیدِ » ثواب
هرچهخواهی بر شهید کریلا خونگریهکن
#مصطفی_بادکوبه_ای
@rahenow 🗿👈
غم دیروز، غم امروز
هرچهخواهی بر شهید کربلا خونگریه کن
ماه ها بنشین و بر آن ماجرا خون گریه کن
در دلِ تاریخ سرگردان بمان تا روز حشر
همصدا با نوحه ی اهل عزا خون گریه کن
تا فراموشت شود وضع پریشان وطن
بر پریشان حالی آل عبا خون گریه کن
از غم امروز اگر گویی به خشم آید خدا
در غم دیروز از بهر خدا خون گریه کن
نوحه ی تزویر می خوانند اصحاب ریا
در کنار ظلم بنشین، بی ریا خون گریه کن
چون اسیر بند و زندان نیست درایران کسی
بر غل و زنجیر سبط مصطفی خون گریهکن
شعله های اعتیاد ار سوخت نسلی را چه باک
تو به یاد شعله های نینوا خون گریه کن
مصلحت را بر حقیقت برگزین از روی عجز
قصه ی هیهات منّاالذٌلة را خون گریه کن
چون جوانان وطن را نیست رنج و کاستی
بر عروس قاسم نیکو لقا خون گریه کن
تشنه ی مهر و محبت نیست اینجا کودکی
بر یتیم تشنه ی دشت بلا خون گریه کن
زانکه دامان وطن ایمن ز فقر است و فساد
در عزای معجر دردانه ها خون گریه کن
از شهادت می گریز اما به « امّیدِ » ثواب
هرچهخواهی بر شهید کریلا خونگریهکن
#مصطفی_بادکوبه_ای
@rahenow 🗿👈