نامه صمیمانه #مصطفی_ملکیان به دکتر #فرهاد_ميثمى و درخواست دوستانه و خیرخواهانه از او برای پایان دادن به #اعتصاب_غذا ...
@rahenow 🗿👈
@rahenow 🗿👈
انسان حق طلب،خواهان حقِ بدون قید و شرط است.
@rahenow 🗿👈
کرکگور مي گويد: اکثر ما از خودشناسي گريزانيم و چون به غريزه فهميده ايم که اگر خودمان عريان پيش خودمان حاضر بشويم يك هيولاي خيلي بد ترکيبي هستيم، دلمان نميخواهدخودمان را بشناسيم. مثل يك کسي که خيلي زشت است و آن وقت هر چه به او پيشنهاد ميکنند که آقا يك عكس از تو بگيريم، ميگويد که نه ميل ندارم. به دليل اينكه ميداند که اگر از او عكس بگيرند، آنوقت چه جلوي صورتش مي آورند. بالغريزه فهميده است چه واقعيت زشتي برايش مكشوف مي شود. بنابراين انسان دوست ندارد خودشناسي بكند. از اين لحاظ به نظر کرکگور سخت ترين شناخت، خودشناسي است و کمتر انساني تن به خودشناسي مي دهد. انسان به شناخت هر چيزي تن ميدهد، حاضر است بگويد: هر چيزي را حاضرم بشناسم اما خودم را نه.
چرا؟
چون بالغريزه مي داند که چيز خوبي حاصل از اين شناخت نخواهد داشت. شناخت از خودش در واقع عايدي مناسبي نخواهد داشت.
حالا ببينيد اگر کسي حقيقت طلب باشد مي گويد: من عاشق حقيقتم، من مي خواهم ببينم حق چيست، اگر بعد از اينكه مثلاً به شناخت خودم پرداختم از خودم يك تصوير يوسف گونه به دست آمد چه خوب، اما اگر يك تصوير بسيار زشت بد ترکيب هم به دست آمد آن هم خوب است. چون من فقط عاشق حقم و مي خواهم ببينم حق چيست. به تعبير ديگري من نمي خواهم حق را فداي چيز ديگري بكنم. فقط خود حق را ميخواهم. حق برايم مطلوب لذاته است. اگر اين مطلب باشد آن وقت انسان در شناخت هيچ واقعيت سياسي به خطا نمي رود، در شناخت هيچ واقعيت اقتصادي، در شناخت هيچ واقعيت رواني، در شناخت هيچ واقعيت اجتماعي و در شناخت هيچ واقعيت از هيچ سنخ ديگري، به خطا نمي رود. علي الخصوص اين واقعيتهايي که به تعبيري در کانون هستي ما قرار ميگيرند. يعني اگر يك مداقه اي معلوم بكند که عقيده سياسي من بر باطل بوده، يك مداقه اي معلوم بكند که جناح سياسي من همه خيانتكار بوده اند، يك مداقه اي معلوم بكند، برنامه هاي اقتصادي من همه خطا بوده است، يك مداقه اي معلوم بكند که توصيه هايي که در تعليم و تربيت مي کردم همه نادرست بوده است.
براي کسي فقط و فقط که طالب حقيقت است اينها هيچ اهميتي ندارد. من فقط مي خواهم حق معلوم بشود. به تعبير ديگر عرض کنم، من حق بدون قيد و شرط را مي خواهم نه حق با قيد و شرط را، نه حقي که در عين اينكه حق است زيبا هم باشد حقي که در عين اينكه حق است مطبوع طبع من هم باشد يا مطلوب من هم باشد، يا رساننده يك نفعي به من باشد يا دور کننده يك ضرري از من باشد؛ نه اين حق. هيچ قيد و شرطي براي حق قائل نيستم فقط وفقط من حق را مي خواهم.
اگر اين را بخواهيم، در واقع به لّب بيگناهي ديني رسيده ايم. بزرگترين فضيلت ديني حق طلبي است و بنابراين يك کسي که چنين چيزي بخواهد در واقع به يك معنا بايد گفت از گناه گريزان بوده است و چون از گناه گريزان بوده است برايش هيچ چيزي نتيجه اش از پيش خواسته، يا ناخواسته نيست و بنابراين براي اينكه يك واقعيتي براي او مكشوف بشود، حاضر است تن به هرگونه ماجراجويي فكري و عقلي بدهد.
#مصطفی_ملکیان
سنتگرایی، تجددگرایی
@rahenow 🗿👈
@rahenow 🗿👈
کرکگور مي گويد: اکثر ما از خودشناسي گريزانيم و چون به غريزه فهميده ايم که اگر خودمان عريان پيش خودمان حاضر بشويم يك هيولاي خيلي بد ترکيبي هستيم، دلمان نميخواهدخودمان را بشناسيم. مثل يك کسي که خيلي زشت است و آن وقت هر چه به او پيشنهاد ميکنند که آقا يك عكس از تو بگيريم، ميگويد که نه ميل ندارم. به دليل اينكه ميداند که اگر از او عكس بگيرند، آنوقت چه جلوي صورتش مي آورند. بالغريزه فهميده است چه واقعيت زشتي برايش مكشوف مي شود. بنابراين انسان دوست ندارد خودشناسي بكند. از اين لحاظ به نظر کرکگور سخت ترين شناخت، خودشناسي است و کمتر انساني تن به خودشناسي مي دهد. انسان به شناخت هر چيزي تن ميدهد، حاضر است بگويد: هر چيزي را حاضرم بشناسم اما خودم را نه.
چرا؟
چون بالغريزه مي داند که چيز خوبي حاصل از اين شناخت نخواهد داشت. شناخت از خودش در واقع عايدي مناسبي نخواهد داشت.
حالا ببينيد اگر کسي حقيقت طلب باشد مي گويد: من عاشق حقيقتم، من مي خواهم ببينم حق چيست، اگر بعد از اينكه مثلاً به شناخت خودم پرداختم از خودم يك تصوير يوسف گونه به دست آمد چه خوب، اما اگر يك تصوير بسيار زشت بد ترکيب هم به دست آمد آن هم خوب است. چون من فقط عاشق حقم و مي خواهم ببينم حق چيست. به تعبير ديگري من نمي خواهم حق را فداي چيز ديگري بكنم. فقط خود حق را ميخواهم. حق برايم مطلوب لذاته است. اگر اين مطلب باشد آن وقت انسان در شناخت هيچ واقعيت سياسي به خطا نمي رود، در شناخت هيچ واقعيت اقتصادي، در شناخت هيچ واقعيت رواني، در شناخت هيچ واقعيت اجتماعي و در شناخت هيچ واقعيت از هيچ سنخ ديگري، به خطا نمي رود. علي الخصوص اين واقعيتهايي که به تعبيري در کانون هستي ما قرار ميگيرند. يعني اگر يك مداقه اي معلوم بكند که عقيده سياسي من بر باطل بوده، يك مداقه اي معلوم بكند که جناح سياسي من همه خيانتكار بوده اند، يك مداقه اي معلوم بكند، برنامه هاي اقتصادي من همه خطا بوده است، يك مداقه اي معلوم بكند که توصيه هايي که در تعليم و تربيت مي کردم همه نادرست بوده است.
براي کسي فقط و فقط که طالب حقيقت است اينها هيچ اهميتي ندارد. من فقط مي خواهم حق معلوم بشود. به تعبير ديگر عرض کنم، من حق بدون قيد و شرط را مي خواهم نه حق با قيد و شرط را، نه حقي که در عين اينكه حق است زيبا هم باشد حقي که در عين اينكه حق است مطبوع طبع من هم باشد يا مطلوب من هم باشد، يا رساننده يك نفعي به من باشد يا دور کننده يك ضرري از من باشد؛ نه اين حق. هيچ قيد و شرطي براي حق قائل نيستم فقط وفقط من حق را مي خواهم.
اگر اين را بخواهيم، در واقع به لّب بيگناهي ديني رسيده ايم. بزرگترين فضيلت ديني حق طلبي است و بنابراين يك کسي که چنين چيزي بخواهد در واقع به يك معنا بايد گفت از گناه گريزان بوده است و چون از گناه گريزان بوده است برايش هيچ چيزي نتيجه اش از پيش خواسته، يا ناخواسته نيست و بنابراين براي اينكه يك واقعيتي براي او مكشوف بشود، حاضر است تن به هرگونه ماجراجويي فكري و عقلي بدهد.
#مصطفی_ملکیان
سنتگرایی، تجددگرایی
@rahenow 🗿👈
❓عدهای بر این باور بودند که اعتراضها گاهی از عقلانیت خارج شده است. همان زمان دلایلی مطرح میشد مبنی بر اینکه ما باید بپذیریم حاملهای انرژی نظیر بنزین در ایران بسیار ارزان عرضه میشود، برای همین باید به کشورهای توسعهیافته یا درحال توسعه دیگر هم نگاهکرد. مثلا ترکیه یا کانادا را مطرح کردند که قیمت بنزین در آنها بیش از یک دلار است. جدولهای فراوانی هم تنظیم شد که در مجموع میخواست نوعی نقد منطقیتر به جریانهای اعتراضی تزریق کند.
🔹پاسخ:این قیاسکردن که آقایان در رادیو و تلویزیون دائما تکرارمیکنند، عیب اساسی دارد.
1️⃣شما ببینید این کشورها به اندازه کشور ما مخازن زیرزمینی و منابع زیرزمینی نفت و گاز دارند که قیمت بنزینشان با ما یکی باشد؟
2️⃣نکته دوم این است که در کانادا مثلا اگر یک شهروند ١٠ برابر ما برای بنزین هزینه میکند، حقوقش چندین برابر حقوق مردم ما است. گفته میشود کاناداییها بنزین را لیتری ١٦هزار تومان میخرند، میگویم قبول، اما ١٦هزار تومان پول بنزین میدهند در جایی که یک کارگر سادهشان در ازای یک ساعت کار، ٣٥ دلار پول میگیرد.آنوقت کارگر شما در ازای هر یک ساعت کار چند دلار میگیرد؟ یعنی کارگری را که بهازای هر یک ساعت بیش از ٤٠٠هزار تومان میگیرد، با کارگر ایرانی مقایسه نکنید که بهازای ١٠ ساعت کار در شبانهروز هم ٤٠٠هزار تومان نمیگیرد.
3️⃣اما نکته سوم، آن کانادایی اگر برای بنزین این میزان پول میدهد، دستکم از بقیه امور جامعهاش راضی است، نهایتا فقط با پول بنزین مشکل دارد. اما یک شهروند ایرانی از همه چیز راضی است؟
بنابراین اینکه شما یک چیز را با چیز دیگری مقایسه کنید که هیچ شباهتی با هم ندارند، ایراد اساسی دارد. آن کانادایی اگر ٨ یا ١٢درصد مالیات میدهد، اما در عوض هر روز میبیند که مالیاتش در کجا صرف میشود، نه مثل ما که هر از گاهی ببینیم یک دزد جدید با چندهزارمیلیارد از مرزها عبورکرد!
❓رویکردهای دیگری هم در روزهای اعتراض دیده میشد؛ بهویژه از سوی مخالفان دولت. مثلا اینکه «شما خودتان رأی دادید به این دولت و این تصمیم دولت منتخب شماست و باید تمکین کنید.» این پاسخ و رویکردهای مشابه را که در روزهای اعتراض و بعد از آن مطرح شد، چطور ارزیابی میکنید؟
🔹من فکر میکنم این حرف هم سه جواب دارد.
1️⃣جواب اول اینکه اگر دولتی هم که ما به آن رأی دادهایم، این کار را کرده است، معلوم میشود این دولت در وکالتی که ما به او دادیم، خیانت کرده است. پس ما مقصر نیستیم، دولت مقصر است.
2️⃣نکته دوم این است که باید اثبات کنید تصمیمگیرنده در این امور دولت است، این هم باید اثبات بشود. درواقع صحبت طوری مطرح میشود که انگار فقط دولت است که در این امور تصمیم میگیرد. البته من نمیخواهم دولت را تطهیر کنم، به هیچ وجه. دولت هم البته مقصر است، اما میخواهم بگویم که دولت «یگانه مقصر» نیست. باید فشارهای پنهانی را که از جاهای دیگر وجود دارد، در نظر گرفت.
3️⃣نکته سوم هم این است که این دولت مربوط میشود به نظام سیاسی. اگر بد است، این را هم باید به پای خودشان بنویسند، نه اینکه خود را مبرا بدانند.
✅مصاحبه استاد ملکیان با روزنامه شهروند «ریشه اعتراضات»
(از کانال تلگرام استاد #مصطفی_ملکیان)
@rahenow 🗿👈
🔹پاسخ:این قیاسکردن که آقایان در رادیو و تلویزیون دائما تکرارمیکنند، عیب اساسی دارد.
1️⃣شما ببینید این کشورها به اندازه کشور ما مخازن زیرزمینی و منابع زیرزمینی نفت و گاز دارند که قیمت بنزینشان با ما یکی باشد؟
2️⃣نکته دوم این است که در کانادا مثلا اگر یک شهروند ١٠ برابر ما برای بنزین هزینه میکند، حقوقش چندین برابر حقوق مردم ما است. گفته میشود کاناداییها بنزین را لیتری ١٦هزار تومان میخرند، میگویم قبول، اما ١٦هزار تومان پول بنزین میدهند در جایی که یک کارگر سادهشان در ازای یک ساعت کار، ٣٥ دلار پول میگیرد.آنوقت کارگر شما در ازای هر یک ساعت کار چند دلار میگیرد؟ یعنی کارگری را که بهازای هر یک ساعت بیش از ٤٠٠هزار تومان میگیرد، با کارگر ایرانی مقایسه نکنید که بهازای ١٠ ساعت کار در شبانهروز هم ٤٠٠هزار تومان نمیگیرد.
3️⃣اما نکته سوم، آن کانادایی اگر برای بنزین این میزان پول میدهد، دستکم از بقیه امور جامعهاش راضی است، نهایتا فقط با پول بنزین مشکل دارد. اما یک شهروند ایرانی از همه چیز راضی است؟
بنابراین اینکه شما یک چیز را با چیز دیگری مقایسه کنید که هیچ شباهتی با هم ندارند، ایراد اساسی دارد. آن کانادایی اگر ٨ یا ١٢درصد مالیات میدهد، اما در عوض هر روز میبیند که مالیاتش در کجا صرف میشود، نه مثل ما که هر از گاهی ببینیم یک دزد جدید با چندهزارمیلیارد از مرزها عبورکرد!
❓رویکردهای دیگری هم در روزهای اعتراض دیده میشد؛ بهویژه از سوی مخالفان دولت. مثلا اینکه «شما خودتان رأی دادید به این دولت و این تصمیم دولت منتخب شماست و باید تمکین کنید.» این پاسخ و رویکردهای مشابه را که در روزهای اعتراض و بعد از آن مطرح شد، چطور ارزیابی میکنید؟
🔹من فکر میکنم این حرف هم سه جواب دارد.
1️⃣جواب اول اینکه اگر دولتی هم که ما به آن رأی دادهایم، این کار را کرده است، معلوم میشود این دولت در وکالتی که ما به او دادیم، خیانت کرده است. پس ما مقصر نیستیم، دولت مقصر است.
2️⃣نکته دوم این است که باید اثبات کنید تصمیمگیرنده در این امور دولت است، این هم باید اثبات بشود. درواقع صحبت طوری مطرح میشود که انگار فقط دولت است که در این امور تصمیم میگیرد. البته من نمیخواهم دولت را تطهیر کنم، به هیچ وجه. دولت هم البته مقصر است، اما میخواهم بگویم که دولت «یگانه مقصر» نیست. باید فشارهای پنهانی را که از جاهای دیگر وجود دارد، در نظر گرفت.
3️⃣نکته سوم هم این است که این دولت مربوط میشود به نظام سیاسی. اگر بد است، این را هم باید به پای خودشان بنویسند، نه اینکه خود را مبرا بدانند.
✅مصاحبه استاد ملکیان با روزنامه شهروند «ریشه اعتراضات»
(از کانال تلگرام استاد #مصطفی_ملکیان)
@rahenow 🗿👈
من هرگز باور نمی کنم روسیه یا چین سر سوزنی از رشد بنیادگرایی اسلامی مشوش باشند دل نگران باشند چرا؟ زیرا کسی مثل پوتین معتقد است که بنیادگرایی اسلامی نوک تیز حمله اش غرب است و چون یک رژیمی مثل پوتین و چین اختلاف ایدئولوژیک با غرب دارند اینها جلودار حمله به غرب هستند بگذار تلفاتش را مسلمانها بدهند. از هرطرف که کشته شوند سود ماست. این است که من باور نمی کنم چین و روسیه و رژیم های تابع چین و روسیه هیچوقت بنیادگرایی اسلامی را گمان کنند به ضررشان است.
#مصطفی_ملکیان | سخنرانی رهایى از بنیادگرایی دینى
@rahenow 🗿👈
#مصطفی_ملکیان | سخنرانی رهایى از بنیادگرایی دینى
@rahenow 🗿👈
آدمهای دیکتاتورساز
... سه دسته آدم هستند که باعث پیدایش دیکتاتورها میشوند و یک انسان عادی را به دیکتاتور تبدیل میکنند:
1️⃣ انسانهایی که ظاهر و باطنشان متفاوت است (میتوانیم آنها را چاپلوس بنامیم..)
2️⃣ کسانیکه میخواهند کارناکرده به مزد برسند؛ طالبان گنج بی رنج. چنین کسانی مجبورند به آنان که همۀ مزدها نزد ایشان است نزدیک شوند و..
3️⃣ کسانیکه دچار خلایی درونیاند و لذا مجبورند خود را به مرکزی متصل کنند. آنان احساس میکنند که همچون قایقی متزلزلاند و به عروةالوثقایی نیاز دارند.
هرسه مشکل مذکور، فرهنگی است. اگر در جامعهای این سه دسته افراد موجود نباشند، هیچکس مجالی برای دیکتاتور شدن نمییابد؛ اگر هم کسی هوس دیکتاتوری داشته باشد، بیآنکه قهر و غلبه ای در کار باشد میپژمرد و به نوعی دیکتاتوری دن کیشوتوار تبدیل میشود: کسیکه فکر میکند سیطره دارد ولی در واقع فاقد سیطره است.
#مصطفی_ملکیان
📖 کتاب «تقدیر ما، تدبیر ما..»
@rahenow 🗿👈
... سه دسته آدم هستند که باعث پیدایش دیکتاتورها میشوند و یک انسان عادی را به دیکتاتور تبدیل میکنند:
1️⃣ انسانهایی که ظاهر و باطنشان متفاوت است (میتوانیم آنها را چاپلوس بنامیم..)
2️⃣ کسانیکه میخواهند کارناکرده به مزد برسند؛ طالبان گنج بی رنج. چنین کسانی مجبورند به آنان که همۀ مزدها نزد ایشان است نزدیک شوند و..
3️⃣ کسانیکه دچار خلایی درونیاند و لذا مجبورند خود را به مرکزی متصل کنند. آنان احساس میکنند که همچون قایقی متزلزلاند و به عروةالوثقایی نیاز دارند.
هرسه مشکل مذکور، فرهنگی است. اگر در جامعهای این سه دسته افراد موجود نباشند، هیچکس مجالی برای دیکتاتور شدن نمییابد؛ اگر هم کسی هوس دیکتاتوری داشته باشد، بیآنکه قهر و غلبه ای در کار باشد میپژمرد و به نوعی دیکتاتوری دن کیشوتوار تبدیل میشود: کسیکه فکر میکند سیطره دارد ولی در واقع فاقد سیطره است.
#مصطفی_ملکیان
📖 کتاب «تقدیر ما، تدبیر ما..»
@rahenow 🗿👈