@rahenow 🗿👈
✅ سلامتی سه کس؛ سرباز و زندونی و بی کس!
✍️ احسان محمدی
◀️ میلیون ها ایرانی از دیروز عکس سربازهایی که برای نجات زنان و دختران و کودکان در عملیات تروریستی اهواز به خطر انداختند را به اشتراک گذاشتند و #سرباز دوباره عزیز شد. چند وقت پیش که اتوبوس شان به دره سقوط کرد هم عزیز شدند، وقتی در مرز سلاخی شدند هم عزیز شدند ... گاهی به گاهی ...
◀️ کسانی که خدمت سربازی رفته اند و در مراسم #رژه حاضر بوده اند می دانند که فرمانده گروهان ها معمولاً قول می دهند؛ اگر خوب رژه برید و جوری پوتین هاتون رو بکوبید زمین و شعار بدهید که میدان بلرزه، تشویقی می گیرید...
تشویقی هم یا استراحت چندساعته است یا مرخصی کوتاه شهری. برای اینکه از پادگان بیرون بیایی و بستنی بخوری، سینما بروی، مردم را نگاه کنی و بعد برگردی به پادگان ...
◀️ چقدر دل همه آتش گرفت برای سربازانی که سهم شان از تشویقی #کفن شد... روح شان در آرامش که سرباز وطن هستند. مدفن شان قلب مردم. مردمی که دوست شان دارند. ورنه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست...
◀️ چهارده سال پیش ایستاده بودم جلوی مرکز اعزام. ساک به دست و کله تراشیده که اعزام شوم به خدمت سربازی. اکثر کسانی که از کنارمان با ماشین رد می شدند محبت می کردند:
_آش خورااااا!
_چشم به هم بزنی چشمات در اومده!
_کچلا خدمت خوش بگذره!
_از جلووووو نظام!
◀️ و فکر نمی کردند ما هم زمانی برای خودمان آدمی بودیم. دانشگاهی را به هم می ریختیم. از #ایلام سوار اتوبوس شدیم به مقصد کرج. سرها در گریبان. شب. سکوت. جاده پیچ در پیچ. دل های گرفته. راننده ترانه ای از #گوگوش گذاشته بود: من و گنجشکای خونه، دیدنت عادتمونه...
◀️ برخورد #عموم مردم با سربازها یا از سر ترحم است یا تحقیر. وقتی سوار تاکسی می شوی با آن لباس های برزنتی عرق کرده خودشان را جمع می کنند. توی مترو جوری نگاهت می کنند که انگار «بمیرم برات که از مادر و دوست دخترت دور افتادی و تا برگردی شوهر کرده»!
◀️ من در مرز سربازهایی دیدم که حین گشت زنی رفتند روی #مین و جنازه تکه پاره شان را گذاشتیم توی یخ و بردیم روستایی دور و کور در کهکیلویه و بویر احمد. سربازهای بی کس و بی پارتی که از پارس آباد #مغان افتاده بودند مرز ایران و عراق و شب ها با پوتین های پاره، لباس های آفتاب سوخته و سرهای تراشیده گریه می کردند.
◀️ سربازهایی که از شدت گرما زیر زمین سنگر ساخته بودند، بی برق، بی یخ، بی تلفن و روی کلاه هایشان علامت می زدند تا ۴۵ روزشان تمام شود و ۱۵ روز بروند مرخصی. اما کم نمی گذاشتند. دزدی نمی کردند از وظیفه شان، اختلاس نمی کردند در عهد و پیمان شان با وطن...
◀️ شهادت این سربازها هزار خاطره برایم زنده کرد. دو روز دیگر از یاد همه می رود. از یاد مردم، از یاد سردارها و حضرات. جز مادرهایشان. بیچاره تر آنها که #مادر نداشتند.
◀️ وقتی اتوبوس سربازها به دره سقوط کرد و چندین نفر کشته شدند نوشتم؛ فکر می کنم با مرگشان یاد همه مان انداختند که ما هم وجود داریم. به ما نه از سر ترحم نگاه کنید و نه تحقیر. ما سرباز هستیم. اسم مان سرباز است؛ کسی که قرار است به وقتش برای شما سر بدهد. امید که این ها را هم مثل #شهدای_حرم عزیز بدانند. حرمی به نام ایران.
🇮🇷 دوباره دیروز و شجاعت و شهادت سربازها ... چقدر تلخ است که سرباز باشی و سهمت از زندگی بشود گلوله یک مُشت موش ِکور ِ بزدل که اسم خودشان را گذاشته اند آزادی خواه و بعد از این جنایت ها خزیده اند زیر دستار بدبو و متعفن دشمنان ایران.
برای همه سربازها بخصوص آنها که در مرز هستند دعا کنید.
🎞 به قول آقا محسن دربندی در فیلم #اعتراض:
🔹سلامتی سه تن؛ ناموس و رفیق و وطن. سلامتی سه کس؛ سرباز و زندونی و بی کس!...
🔹سلامتی باغبونی که زمستونش رو از باهار بیشتر دوست داره
🔹سلامتی آزادی، سلامتی زندونیای بی ملاقاتی!
@rahenow 🗿👈
✅ سلامتی سه کس؛ سرباز و زندونی و بی کس!
✍️ احسان محمدی
◀️ میلیون ها ایرانی از دیروز عکس سربازهایی که برای نجات زنان و دختران و کودکان در عملیات تروریستی اهواز به خطر انداختند را به اشتراک گذاشتند و #سرباز دوباره عزیز شد. چند وقت پیش که اتوبوس شان به دره سقوط کرد هم عزیز شدند، وقتی در مرز سلاخی شدند هم عزیز شدند ... گاهی به گاهی ...
◀️ کسانی که خدمت سربازی رفته اند و در مراسم #رژه حاضر بوده اند می دانند که فرمانده گروهان ها معمولاً قول می دهند؛ اگر خوب رژه برید و جوری پوتین هاتون رو بکوبید زمین و شعار بدهید که میدان بلرزه، تشویقی می گیرید...
تشویقی هم یا استراحت چندساعته است یا مرخصی کوتاه شهری. برای اینکه از پادگان بیرون بیایی و بستنی بخوری، سینما بروی، مردم را نگاه کنی و بعد برگردی به پادگان ...
◀️ چقدر دل همه آتش گرفت برای سربازانی که سهم شان از تشویقی #کفن شد... روح شان در آرامش که سرباز وطن هستند. مدفن شان قلب مردم. مردمی که دوست شان دارند. ورنه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست...
◀️ چهارده سال پیش ایستاده بودم جلوی مرکز اعزام. ساک به دست و کله تراشیده که اعزام شوم به خدمت سربازی. اکثر کسانی که از کنارمان با ماشین رد می شدند محبت می کردند:
_آش خورااااا!
_چشم به هم بزنی چشمات در اومده!
_کچلا خدمت خوش بگذره!
_از جلووووو نظام!
◀️ و فکر نمی کردند ما هم زمانی برای خودمان آدمی بودیم. دانشگاهی را به هم می ریختیم. از #ایلام سوار اتوبوس شدیم به مقصد کرج. سرها در گریبان. شب. سکوت. جاده پیچ در پیچ. دل های گرفته. راننده ترانه ای از #گوگوش گذاشته بود: من و گنجشکای خونه، دیدنت عادتمونه...
◀️ برخورد #عموم مردم با سربازها یا از سر ترحم است یا تحقیر. وقتی سوار تاکسی می شوی با آن لباس های برزنتی عرق کرده خودشان را جمع می کنند. توی مترو جوری نگاهت می کنند که انگار «بمیرم برات که از مادر و دوست دخترت دور افتادی و تا برگردی شوهر کرده»!
◀️ من در مرز سربازهایی دیدم که حین گشت زنی رفتند روی #مین و جنازه تکه پاره شان را گذاشتیم توی یخ و بردیم روستایی دور و کور در کهکیلویه و بویر احمد. سربازهای بی کس و بی پارتی که از پارس آباد #مغان افتاده بودند مرز ایران و عراق و شب ها با پوتین های پاره، لباس های آفتاب سوخته و سرهای تراشیده گریه می کردند.
◀️ سربازهایی که از شدت گرما زیر زمین سنگر ساخته بودند، بی برق، بی یخ، بی تلفن و روی کلاه هایشان علامت می زدند تا ۴۵ روزشان تمام شود و ۱۵ روز بروند مرخصی. اما کم نمی گذاشتند. دزدی نمی کردند از وظیفه شان، اختلاس نمی کردند در عهد و پیمان شان با وطن...
◀️ شهادت این سربازها هزار خاطره برایم زنده کرد. دو روز دیگر از یاد همه می رود. از یاد مردم، از یاد سردارها و حضرات. جز مادرهایشان. بیچاره تر آنها که #مادر نداشتند.
◀️ وقتی اتوبوس سربازها به دره سقوط کرد و چندین نفر کشته شدند نوشتم؛ فکر می کنم با مرگشان یاد همه مان انداختند که ما هم وجود داریم. به ما نه از سر ترحم نگاه کنید و نه تحقیر. ما سرباز هستیم. اسم مان سرباز است؛ کسی که قرار است به وقتش برای شما سر بدهد. امید که این ها را هم مثل #شهدای_حرم عزیز بدانند. حرمی به نام ایران.
🇮🇷 دوباره دیروز و شجاعت و شهادت سربازها ... چقدر تلخ است که سرباز باشی و سهمت از زندگی بشود گلوله یک مُشت موش ِکور ِ بزدل که اسم خودشان را گذاشته اند آزادی خواه و بعد از این جنایت ها خزیده اند زیر دستار بدبو و متعفن دشمنان ایران.
برای همه سربازها بخصوص آنها که در مرز هستند دعا کنید.
🎞 به قول آقا محسن دربندی در فیلم #اعتراض:
🔹سلامتی سه تن؛ ناموس و رفیق و وطن. سلامتی سه کس؛ سرباز و زندونی و بی کس!...
🔹سلامتی باغبونی که زمستونش رو از باهار بیشتر دوست داره
🔹سلامتی آزادی، سلامتی زندونیای بی ملاقاتی!
@rahenow 🗿👈
💥رازِ بازگشایی اجباری مدارس!!
در ایران هر واقعهای میتواند بهصورت یک راز درآید چراکه شفافیت وجود ندارد و برخی ارکانهای حاکمیتی در فقدان نظارت عمومی همهجانبه با سلب مسئولیت از خود میکوشند وظایف خود را به عهده مردم / خانوادهها و در مورد مدرسه و کودکان بر عهده والدین و معلمان بگذارند! اینگونه است که بازگشایی حضوری مدارس در بوق و کرونا میشود و همه ملزم میشوند فرزندان خود را ثبت نام و روی میدانِ #مینِ_کرونا بفرستند و تنها دو روز بعداز این بازگشایی اجباری و سرتاسری، وزیر واقعاً ...... آموزشوپرورش به میدان میآید و اظهار میکند که بعد از بررسیهای انجامشده به این نتیجه رسیده است که حضور دانش آموزان در مدارس اجباری نیست!!!
حال سؤال اساسی این است که وزیر دو روز پس از بازگشایی مدارس به چه کشف و شهودی دست پیدا نموده که از غیرالزامی بودن حضور دانش آموزان سخن میگوید!!؟
بهعبارتدیگر از شنبه تا دوشنبه یعنی از 15 تا 17 شهریور چه اتفاق جدیدی رویداده است که نظر وزیر، دولت و حکومت تغییر کرده است؟!؟ برای پاسخ به این پرسش برخی فرضیهها را بررسی میکنیم تا شاید راز بازگشایی مدارس آشکار گردد.
شاید وزیر طی این دو روز متوجه تجربه جهانی شده است و وضعیت کشورهایی که مدارس را باز و سپس بستند را موردمطالعه قرار داده است یا چیزی به گوشش خورده است اما به نظر نمیرسد این فرضیه درست باشد اگر قرار بود وزیر از تجربه دیگران استفاده کند این بررسی را باید در همان روزها که اخبار نگرانکننده از کشورهایی مانند آلمان به گوش میرسید انجام میداد و راه امتحان شده را امتحان نمیکرد. از سویی در روال جاری کشور، کمتر خبری از درسآموزی از تجربههای جهانی وجود دارد و الا امروز سیاستهای خصوصیسازی و پولی سازی همهجانبه در دستور کار ریز تا درشت مسئولان قرار نمیگرفت سیاستی که با خود جز فقر و فلاکت به بار نیاورِده است.
احتمال دیگر این است که وزیر به توصیههای کارشناسی و علمی نهادهای تخصصی و مستقل مانند نهادهای علمی و پزشکی گوشداده که این هم بعید است چراکه این نهادهای علمی قبل از بازگشایی مدارس بهاندازه کافی توصیه کردند ولی رئیسجمهور بنفش این بار نه از مدرسه که از اندرونی زنگ مدرسه را به صدا درآورد و حتی حاضر نشد بهصورت نمادین در بین معلمان و دانش آموزان حاضر شود!!
احتمال دیگر این است که در دو سه روز پیمایش و تحقیق جدی انجام دادهاند و به این جمعبندی رسیدهاند که دانش آموزان نباید به صورت الزامی در مدارس حاضر شوند ولی در فضای مجازی از آموزش حضوری معلمان بهرهمند خواهند شد اما این احتمال که این تصمیم از روی یک بررسی علمی باشد بعید است چون برخی از کسانی که مدیریتشان به شیوه #حسینقلی_خانی اداره کردهاند چه فهمی از تحقیق و پژوهش دارند؟!
اگر احتمالات فوق درست نباشد پس علت راستین این تصمیمات چیست؟ به نظر نگارنده پاسخ را در حسابهایی که این روزها پر شدند باید جست. برای این منظور بهتر است اینگونه فرض کنیم که اگر مدارس باز نمیشدند چه بلایی سر بنگاههای آموزشی میآمد دولت کمبود بودجه خود در بخش آموزش را چگونه تأمین میکرد؟....... امروز والدین و حتی دانش آموزان بهدرستی این ....بازی دولت را درک کردهاند و بازگشایی اجباری مدارس را یک ..... میدانند که بدون توجه به عواقب جانی برای کودکان، مسئولان چگونه فرزندان این سرزمین و معلمان را به میدان مین کرونا فرستادند در اصل راز بازگشایی مدارس یک مسئله اقتصاد سیاسی است و اصلاً ناشی از بیکفایتی و سو مدیریت نیست.
بازگشایی اجباری مدارس وقتی بیشتر از جنبه اقتصاد سیاسی قابلبررسی میگردد که میخوانیم و میدانیم اکثر صاحبان مدارس پولی یا مثلاً غیرانتفاعی افراد ذینفوذ در آموزشوپرورش هستند و اقتصاد شبکه مافیایِ آموزش بیش از بودجه سالانه بخش آموزش است.
آری رمز بازگشایی مدارس را باید در آمار و ارقام حسابهای انباشته دولت و صاحبان مدارس خصوصی باید جستجو نمود نه در هیچ جای دیگر.
#جعفر_ابراهیمی
18 شهریور 1399
(با تخلیص از طرف اوجاق)
@rahenow 🗿👈
در ایران هر واقعهای میتواند بهصورت یک راز درآید چراکه شفافیت وجود ندارد و برخی ارکانهای حاکمیتی در فقدان نظارت عمومی همهجانبه با سلب مسئولیت از خود میکوشند وظایف خود را به عهده مردم / خانوادهها و در مورد مدرسه و کودکان بر عهده والدین و معلمان بگذارند! اینگونه است که بازگشایی حضوری مدارس در بوق و کرونا میشود و همه ملزم میشوند فرزندان خود را ثبت نام و روی میدانِ #مینِ_کرونا بفرستند و تنها دو روز بعداز این بازگشایی اجباری و سرتاسری، وزیر واقعاً ...... آموزشوپرورش به میدان میآید و اظهار میکند که بعد از بررسیهای انجامشده به این نتیجه رسیده است که حضور دانش آموزان در مدارس اجباری نیست!!!
حال سؤال اساسی این است که وزیر دو روز پس از بازگشایی مدارس به چه کشف و شهودی دست پیدا نموده که از غیرالزامی بودن حضور دانش آموزان سخن میگوید!!؟
بهعبارتدیگر از شنبه تا دوشنبه یعنی از 15 تا 17 شهریور چه اتفاق جدیدی رویداده است که نظر وزیر، دولت و حکومت تغییر کرده است؟!؟ برای پاسخ به این پرسش برخی فرضیهها را بررسی میکنیم تا شاید راز بازگشایی مدارس آشکار گردد.
شاید وزیر طی این دو روز متوجه تجربه جهانی شده است و وضعیت کشورهایی که مدارس را باز و سپس بستند را موردمطالعه قرار داده است یا چیزی به گوشش خورده است اما به نظر نمیرسد این فرضیه درست باشد اگر قرار بود وزیر از تجربه دیگران استفاده کند این بررسی را باید در همان روزها که اخبار نگرانکننده از کشورهایی مانند آلمان به گوش میرسید انجام میداد و راه امتحان شده را امتحان نمیکرد. از سویی در روال جاری کشور، کمتر خبری از درسآموزی از تجربههای جهانی وجود دارد و الا امروز سیاستهای خصوصیسازی و پولی سازی همهجانبه در دستور کار ریز تا درشت مسئولان قرار نمیگرفت سیاستی که با خود جز فقر و فلاکت به بار نیاورِده است.
احتمال دیگر این است که وزیر به توصیههای کارشناسی و علمی نهادهای تخصصی و مستقل مانند نهادهای علمی و پزشکی گوشداده که این هم بعید است چراکه این نهادهای علمی قبل از بازگشایی مدارس بهاندازه کافی توصیه کردند ولی رئیسجمهور بنفش این بار نه از مدرسه که از اندرونی زنگ مدرسه را به صدا درآورد و حتی حاضر نشد بهصورت نمادین در بین معلمان و دانش آموزان حاضر شود!!
احتمال دیگر این است که در دو سه روز پیمایش و تحقیق جدی انجام دادهاند و به این جمعبندی رسیدهاند که دانش آموزان نباید به صورت الزامی در مدارس حاضر شوند ولی در فضای مجازی از آموزش حضوری معلمان بهرهمند خواهند شد اما این احتمال که این تصمیم از روی یک بررسی علمی باشد بعید است چون برخی از کسانی که مدیریتشان به شیوه #حسینقلی_خانی اداره کردهاند چه فهمی از تحقیق و پژوهش دارند؟!
اگر احتمالات فوق درست نباشد پس علت راستین این تصمیمات چیست؟ به نظر نگارنده پاسخ را در حسابهایی که این روزها پر شدند باید جست. برای این منظور بهتر است اینگونه فرض کنیم که اگر مدارس باز نمیشدند چه بلایی سر بنگاههای آموزشی میآمد دولت کمبود بودجه خود در بخش آموزش را چگونه تأمین میکرد؟....... امروز والدین و حتی دانش آموزان بهدرستی این ....بازی دولت را درک کردهاند و بازگشایی اجباری مدارس را یک ..... میدانند که بدون توجه به عواقب جانی برای کودکان، مسئولان چگونه فرزندان این سرزمین و معلمان را به میدان مین کرونا فرستادند در اصل راز بازگشایی مدارس یک مسئله اقتصاد سیاسی است و اصلاً ناشی از بیکفایتی و سو مدیریت نیست.
بازگشایی اجباری مدارس وقتی بیشتر از جنبه اقتصاد سیاسی قابلبررسی میگردد که میخوانیم و میدانیم اکثر صاحبان مدارس پولی یا مثلاً غیرانتفاعی افراد ذینفوذ در آموزشوپرورش هستند و اقتصاد شبکه مافیایِ آموزش بیش از بودجه سالانه بخش آموزش است.
آری رمز بازگشایی مدارس را باید در آمار و ارقام حسابهای انباشته دولت و صاحبان مدارس خصوصی باید جستجو نمود نه در هیچ جای دیگر.
#جعفر_ابراهیمی
18 شهریور 1399
(با تخلیص از طرف اوجاق)
@rahenow 🗿👈