🔘 #نامگذاریهای بیثمر؟
◻مقام رهبری از سال ۷۸ به اینسو، در لحظه تحویل هرسال، اقدام به نامگذاری آن سال مینمایند.
نامگذاری سالهای ۱۴۰۰-۱۳۷۸ بشرح زیر بوده است:
سال ۱۳۷۸؛ «سال امام خمینی»
سال ۱۳۷۹؛ «سال امام علی(ع)»
سال ۱۳۸۰؛ سال اقتدار ملی و اشتغالآفرینی»
سال ۱۳۸۱؛ سال عزت و افتخار حسینی»
سال ۱۳۸۲؛ «سال خدمتگذاری»
سال ۱۳۸۳؛ «سال پاسخگویی»
سال ۱۳۸۴؛ «سال همبستگی ملی و مشارکت عمومی»
سال ۱۳۸۵؛ «سال پیامبر اعظم(ص)»
سال ۱۳۸۶؛ «سال اتحاد ملی، انسجام اسلامی»
سال ۱۳۸۷؛ «سال نوآوری و شکوفایی»
سال ۱۳۸۸؛ «سال اصلاح الگوی مصرف»
سال ۱۳۸۹؛ «سال همت مضاعف و کار مضاعف»
سال ۱۳۹۰؛ «سال جهاد اقتصادی»
سال ۱۳۹۱؛ «سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی»
سال ۱۳۹۲؛ «سال حماسهی سیاسی و حماسهی اقتصادی»
سال ۱۳۹۳؛ «سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی»
سال ۱۳۹۴؛ «سال دولت و ملت، همدلی و همزبانی»
سال ۱۳۹۵؛ «سال اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل»
سال ۱۳۹۶؛ «سال اقتصاد مقاومتی: تولید- اشتغال»
سال ۱۳۹۷؛ «سال حمایت از کالای ایرانی»
سال ۱۳۹۸؛ «سال رونقتولید»
سال ۱۳۹۹؛ «سال جهش تولید»
سال ۱۴۰۰؛ «سال تولید، پشتیبانیها و مانع زداییها»
🔻پرواضح است که همه این نامگذاریها با هدف جهت دادن به سیاستهای اجرائی و عملکرد مسئولان حکومتی و توجه دادن و تشویق توده مردم به تحقق این شعارهاست.
🔻بجز تعداد انگشتشماری از سالها که نامگذاری آنها نمادین بوده، انگیزه رهبری در سایر نامگذاریها معطوف به سیاستهای اقتصادی و فرهنگی بوده است.
🔻براین اساس اگر این نامگذاریها از پشتوانه لازم برخوردار و منطبق با واقعیات و اهداف تعیین شده آن بود، لاجرم از سال ۷۸ به اینسو کشورمان باید رشد چشمگیر تولید، افزایش اشتغال، کاهش نرخ بیکاری، افزایش ارزش پول ملی، افزایش بهرهوری اقتصاد و کاهش تورم، فقر و فساد و در عینحال افزایش رفاه عمومی و نیز انسجام و اتحاد ملی و پیوند هرچه بیشتر میان مردم و حکومت روبر میشد. این درحالیست که براساس شواهد و آمارهای اقتصادی موجود، نه تنها در زمینههای یاد شده تحولی صورت نگرفته، بلکه در اغلب موارد شاهد پسرفت هم بودهایم و شاید تنها راهآورد این نامگذاریها، ایجاد فرصت برای خودنمایی و چاپلوسی متملقین و فرصتطلبان و تهیه و نصب گسترده بنرهای پرهزینه در جایجای خیابانها و اماکن مختلف کشورمان بوده است.
🔻با توجه به اینکه بخش قابلتوجهی از اقتصاد کشور در اختیار دستگاهها و نهادهایی است که زیر نظر رهبری اداره میشود و قوای سهگانه زیرنظر رهبری است و منویات ایشان به اشکال مختلف از جمله در سیاستهای کلی نظام تجلّی مییابد و سازمانها و نهادها و دستگاههای فراوانی زیر نظر مستقیم ایشان اداره و جماعتی اصرار دارند که قاطبه مردم و مسئولان مطیع اوامر و منویات رهبری هستند، در اینصورت این سوال مطرح میشود که چرا نامگذاریهای هرسال نتیجه عکس داده و یا اساسا تاثیرگذار نیست!؟
براستی مشکل کجاست؟
🔽 به گمان من، مادامیکه در جمهوری اسلامی، اصول ۶ و ۵۶ قانون اساسی همچنان مهجور و امور کشور با اتکاء به آرای عمومی اداره نمیشود و حق حاکمیت مردم بر سرنوشتش به مفهوم واقعی آن به رسمیت شناخته نشده و مسیر ورود به ارکان قدرت، بصورت مستقیم و غیرمستقیم، از فیلتر بسیار تنگ نظارت استصوابی شورای نگهبان عبور کرده و اکثر تصمیمات اساسی و راهبردی و روابط و مناسبات حاکم برکشور تابع اراده و منویات قدرت مطلقهای است که به هیچکس پاسخگو نیست و لاجرم شرط دسترسی به صندلیهای قدرت و مدیریت در سطوح مختلف، بجای شایستهسالاری در گرو اعلام ارادت، تبعیت، سرسپردگی، ذوبشدن در ولایت، اطاعتپذیری، ظاهرسازی، چاپلوسی، تملق و خودشیرینی است و در این بین ضابطه و شایستهسالاری جای خود را به رابطه و چاکرسالاری داده است و افاضل خانهنشین و فرومایگان بر آنها مدیریت میکنند و اصول، پنهان و سایهِ فروع بر همه امور گسترده شده، نامگذاری سال ۱۴۰۱ با عنوان «سال تولید؛ دانشبنیان، اشتغالآفرین» نیز همان سرنوشت نامگذاریهای سالهای ۱۴۰۰ - ۱۳۷۱ را خواهد یافت.
بنابراین تنها راه تحقق و عملی شدن شعارهای فوق و یگانه راه نجات دین در ایران، در گرو انجام اصلاحات ساختاری و بنیادی، غالب شدن منافع ملی بر مصالح ایدیولوژیک و تقویت جمهوریت و سپردن قدرت بدست مردم و بازنشسته شدن اغلب هیات حاکمه و پستونشین شدن افکار و اندیشههای ناکارآمد آنهاست.
اول فروردین ۱۴۰۱
✅کانال اکبر اعلمی
@rahenow 🗿👈
◻مقام رهبری از سال ۷۸ به اینسو، در لحظه تحویل هرسال، اقدام به نامگذاری آن سال مینمایند.
نامگذاری سالهای ۱۴۰۰-۱۳۷۸ بشرح زیر بوده است:
سال ۱۳۷۸؛ «سال امام خمینی»
سال ۱۳۷۹؛ «سال امام علی(ع)»
سال ۱۳۸۰؛ سال اقتدار ملی و اشتغالآفرینی»
سال ۱۳۸۱؛ سال عزت و افتخار حسینی»
سال ۱۳۸۲؛ «سال خدمتگذاری»
سال ۱۳۸۳؛ «سال پاسخگویی»
سال ۱۳۸۴؛ «سال همبستگی ملی و مشارکت عمومی»
سال ۱۳۸۵؛ «سال پیامبر اعظم(ص)»
سال ۱۳۸۶؛ «سال اتحاد ملی، انسجام اسلامی»
سال ۱۳۸۷؛ «سال نوآوری و شکوفایی»
سال ۱۳۸۸؛ «سال اصلاح الگوی مصرف»
سال ۱۳۸۹؛ «سال همت مضاعف و کار مضاعف»
سال ۱۳۹۰؛ «سال جهاد اقتصادی»
سال ۱۳۹۱؛ «سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی»
سال ۱۳۹۲؛ «سال حماسهی سیاسی و حماسهی اقتصادی»
سال ۱۳۹۳؛ «سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی»
سال ۱۳۹۴؛ «سال دولت و ملت، همدلی و همزبانی»
سال ۱۳۹۵؛ «سال اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل»
سال ۱۳۹۶؛ «سال اقتصاد مقاومتی: تولید- اشتغال»
سال ۱۳۹۷؛ «سال حمایت از کالای ایرانی»
سال ۱۳۹۸؛ «سال رونقتولید»
سال ۱۳۹۹؛ «سال جهش تولید»
سال ۱۴۰۰؛ «سال تولید، پشتیبانیها و مانع زداییها»
🔻پرواضح است که همه این نامگذاریها با هدف جهت دادن به سیاستهای اجرائی و عملکرد مسئولان حکومتی و توجه دادن و تشویق توده مردم به تحقق این شعارهاست.
🔻بجز تعداد انگشتشماری از سالها که نامگذاری آنها نمادین بوده، انگیزه رهبری در سایر نامگذاریها معطوف به سیاستهای اقتصادی و فرهنگی بوده است.
🔻براین اساس اگر این نامگذاریها از پشتوانه لازم برخوردار و منطبق با واقعیات و اهداف تعیین شده آن بود، لاجرم از سال ۷۸ به اینسو کشورمان باید رشد چشمگیر تولید، افزایش اشتغال، کاهش نرخ بیکاری، افزایش ارزش پول ملی، افزایش بهرهوری اقتصاد و کاهش تورم، فقر و فساد و در عینحال افزایش رفاه عمومی و نیز انسجام و اتحاد ملی و پیوند هرچه بیشتر میان مردم و حکومت روبر میشد. این درحالیست که براساس شواهد و آمارهای اقتصادی موجود، نه تنها در زمینههای یاد شده تحولی صورت نگرفته، بلکه در اغلب موارد شاهد پسرفت هم بودهایم و شاید تنها راهآورد این نامگذاریها، ایجاد فرصت برای خودنمایی و چاپلوسی متملقین و فرصتطلبان و تهیه و نصب گسترده بنرهای پرهزینه در جایجای خیابانها و اماکن مختلف کشورمان بوده است.
🔻با توجه به اینکه بخش قابلتوجهی از اقتصاد کشور در اختیار دستگاهها و نهادهایی است که زیر نظر رهبری اداره میشود و قوای سهگانه زیرنظر رهبری است و منویات ایشان به اشکال مختلف از جمله در سیاستهای کلی نظام تجلّی مییابد و سازمانها و نهادها و دستگاههای فراوانی زیر نظر مستقیم ایشان اداره و جماعتی اصرار دارند که قاطبه مردم و مسئولان مطیع اوامر و منویات رهبری هستند، در اینصورت این سوال مطرح میشود که چرا نامگذاریهای هرسال نتیجه عکس داده و یا اساسا تاثیرگذار نیست!؟
براستی مشکل کجاست؟
🔽 به گمان من، مادامیکه در جمهوری اسلامی، اصول ۶ و ۵۶ قانون اساسی همچنان مهجور و امور کشور با اتکاء به آرای عمومی اداره نمیشود و حق حاکمیت مردم بر سرنوشتش به مفهوم واقعی آن به رسمیت شناخته نشده و مسیر ورود به ارکان قدرت، بصورت مستقیم و غیرمستقیم، از فیلتر بسیار تنگ نظارت استصوابی شورای نگهبان عبور کرده و اکثر تصمیمات اساسی و راهبردی و روابط و مناسبات حاکم برکشور تابع اراده و منویات قدرت مطلقهای است که به هیچکس پاسخگو نیست و لاجرم شرط دسترسی به صندلیهای قدرت و مدیریت در سطوح مختلف، بجای شایستهسالاری در گرو اعلام ارادت، تبعیت، سرسپردگی، ذوبشدن در ولایت، اطاعتپذیری، ظاهرسازی، چاپلوسی، تملق و خودشیرینی است و در این بین ضابطه و شایستهسالاری جای خود را به رابطه و چاکرسالاری داده است و افاضل خانهنشین و فرومایگان بر آنها مدیریت میکنند و اصول، پنهان و سایهِ فروع بر همه امور گسترده شده، نامگذاری سال ۱۴۰۱ با عنوان «سال تولید؛ دانشبنیان، اشتغالآفرین» نیز همان سرنوشت نامگذاریهای سالهای ۱۴۰۰ - ۱۳۷۱ را خواهد یافت.
بنابراین تنها راه تحقق و عملی شدن شعارهای فوق و یگانه راه نجات دین در ایران، در گرو انجام اصلاحات ساختاری و بنیادی، غالب شدن منافع ملی بر مصالح ایدیولوژیک و تقویت جمهوریت و سپردن قدرت بدست مردم و بازنشسته شدن اغلب هیات حاکمه و پستونشین شدن افکار و اندیشههای ناکارآمد آنهاست.
اول فروردین ۱۴۰۱
✅کانال اکبر اعلمی
@rahenow 🗿👈