@rahenow 🗿👈
"یه روز یه مردی دید که یه نفر توی یه باتلاق داره غرق میشه پس نجاتش داد و به همین خاطر جون خودش رو هم به خطر انداخت وقتی از باتلاق در اومدن هردوشون از نفس افتاده بودن اون مرده که داشت غرق میشد به کسی که نجاتش داد گفت: احمق دیوونه چرا منو از باتلاق درآوردی من اونجا زندگی میکنم.
📽 #نوستالژیا
👤 #آندری_تارکوفسکی
این دیالوگ روایت زندگی بشر است، روایت زندگی انسانهایی که برای نجات دیگران خود را خسته می کنند و در مسیر های سنگلاخی و باتلاق های مخوف، جان خود را به خطر می اندازند تا چراغی برای پیدا کردن مسیر زندگی به انسانها نشان دهند، اما در آخر چیزی جز توهین نصیبشان نمی شود.
انسانهای بسیاری به زندگی در باتلاق ها عادت کرده اند و هر گونه تلاشی برای نجات آنها، پاسخ خشنی در پی خواهد داشت. قهرمانان و پیشوایان اینچنین افرادی که به این سبک زندگی عادت کرده اند هم افرادی از جنس خودشان است. آنها زندگی در باتلاق را بهترین زندگی تجربه شده می دانند و توان اندیشیدن به چیزی فراتر از آن را ندارند، درست مانند ماهی های آکواریوم که تمام جهان را همان آکواریوم تصور می کند، درست مانند زندانیان به بند کشیده شده در غار افلاطون که جهان بیرون چشم هایشان را اذیت می کند. به قول احمد شاملو کسی که تمام عمر در زیر زمین تاریک زندانی شده باشد، جهانی به غیر از زیر زمین برایش بی معنی و غیر قابل شناخت خواهد بود. کسی که تمام عمر در اتاق تاریک زیر زمین یا غار زیسته باشد، انسانی است که وسعت بینایی بیشتر از چند سانتیمتر نخواهد داشت. چنین انسانی با کوتولگی همزاد شده و انتخاب هایش نیز از همان جنس خواهد بود، چنین شخصی تاب تحمل کسی که بلندتر از معیارهایش باشد را نخواهد داشت.
یکی از اساسی ترین مشکلات قرن ما همین است. انسانهایی که با زندگی در باتلاق عجین شده اند و نه تنها کمکی برای رهایی از این وضعیت را نمی پذیرند بلکه به سوی هر کسی که بیرون از باتلاق قرار دارد، لجن و گنداب پرت می کنند.
@rahenow 🗿👈
"یه روز یه مردی دید که یه نفر توی یه باتلاق داره غرق میشه پس نجاتش داد و به همین خاطر جون خودش رو هم به خطر انداخت وقتی از باتلاق در اومدن هردوشون از نفس افتاده بودن اون مرده که داشت غرق میشد به کسی که نجاتش داد گفت: احمق دیوونه چرا منو از باتلاق درآوردی من اونجا زندگی میکنم.
📽 #نوستالژیا
👤 #آندری_تارکوفسکی
این دیالوگ روایت زندگی بشر است، روایت زندگی انسانهایی که برای نجات دیگران خود را خسته می کنند و در مسیر های سنگلاخی و باتلاق های مخوف، جان خود را به خطر می اندازند تا چراغی برای پیدا کردن مسیر زندگی به انسانها نشان دهند، اما در آخر چیزی جز توهین نصیبشان نمی شود.
انسانهای بسیاری به زندگی در باتلاق ها عادت کرده اند و هر گونه تلاشی برای نجات آنها، پاسخ خشنی در پی خواهد داشت. قهرمانان و پیشوایان اینچنین افرادی که به این سبک زندگی عادت کرده اند هم افرادی از جنس خودشان است. آنها زندگی در باتلاق را بهترین زندگی تجربه شده می دانند و توان اندیشیدن به چیزی فراتر از آن را ندارند، درست مانند ماهی های آکواریوم که تمام جهان را همان آکواریوم تصور می کند، درست مانند زندانیان به بند کشیده شده در غار افلاطون که جهان بیرون چشم هایشان را اذیت می کند. به قول احمد شاملو کسی که تمام عمر در زیر زمین تاریک زندانی شده باشد، جهانی به غیر از زیر زمین برایش بی معنی و غیر قابل شناخت خواهد بود. کسی که تمام عمر در اتاق تاریک زیر زمین یا غار زیسته باشد، انسانی است که وسعت بینایی بیشتر از چند سانتیمتر نخواهد داشت. چنین انسانی با کوتولگی همزاد شده و انتخاب هایش نیز از همان جنس خواهد بود، چنین شخصی تاب تحمل کسی که بلندتر از معیارهایش باشد را نخواهد داشت.
یکی از اساسی ترین مشکلات قرن ما همین است. انسانهایی که با زندگی در باتلاق عجین شده اند و نه تنها کمکی برای رهایی از این وضعیت را نمی پذیرند بلکه به سوی هر کسی که بیرون از باتلاق قرار دارد، لجن و گنداب پرت می کنند.
@rahenow 🗿👈