نم اشکی در چشمان غمزدهشان
نشسته در پشت دستگاه و به هم میفشرند دندان:
"ما کفنت را میبافیم ای آلمان
در تار و پودشان میبافیم نفرین سهلایه را، هان!
ما میبافیم، ما میبافیم همچنان...
در فلاکت و گرسنگی و زمهریر زمستان
به عبث امید ورزیم و نشستیم چشم به راه
ما میبافیم، ما میبافیم همچنان.
نفرین بر پادشاه، پادشاه تواتگران
که نتوانست بزداید نگونبختیمان را
که آخرین دینارها را میرباید از کفمان
و میگذارد به گلولهمان ببندند، چون سگان
ما میبافیم، ما میبافیم همچنان
نفرین به میهن دروغینمان
که تنها میروید رسوایی و ننگ بر آن
که میپژمرد هر گل نورسته را
که فربه میسازد تعفن و پوسیدگیاش، کرمها را
ما میبافیم، ما میبافیم همچنان
#هاینرش_هانیه🖊
درختان ممنوع
#ترجمه_علی_عبداللهی
@rahenow 🗿👈
نشسته در پشت دستگاه و به هم میفشرند دندان:
"ما کفنت را میبافیم ای آلمان
در تار و پودشان میبافیم نفرین سهلایه را، هان!
ما میبافیم، ما میبافیم همچنان...
در فلاکت و گرسنگی و زمهریر زمستان
به عبث امید ورزیم و نشستیم چشم به راه
ما میبافیم، ما میبافیم همچنان.
نفرین بر پادشاه، پادشاه تواتگران
که نتوانست بزداید نگونبختیمان را
که آخرین دینارها را میرباید از کفمان
و میگذارد به گلولهمان ببندند، چون سگان
ما میبافیم، ما میبافیم همچنان
نفرین به میهن دروغینمان
که تنها میروید رسوایی و ننگ بر آن
که میپژمرد هر گل نورسته را
که فربه میسازد تعفن و پوسیدگیاش، کرمها را
ما میبافیم، ما میبافیم همچنان
#هاینرش_هانیه🖊
درختان ممنوع
#ترجمه_علی_عبداللهی
@rahenow 🗿👈