@rahenow
560 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
زادروز پروین اعتصامی، اختر چرخ ِ ادب

پروین اعتصامی ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ در تبریز به دنیا آمد.
پروین اشعار خود را به تشویق ملک‌الشعرای بهار در سال ۱۳۱۵ توسط چاپ‌خانه‌ی مجلس منتشر ساخت. پروین اعتصامی در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ و در سن ۳۵ سالگی بر اثر بیماری حصبه درگذشت و در قم و در حرم «حضرت معصومه» در مقبره‌ی خانوادگی به خاک سپرده شد.

سیمین بهبهانی شاعر سرشناس ایرانی در ذکر خاطراتش می‌گوید که اولین اشعارش با تشویق پروین اعتصامی مواجه شده است. او می‌گوید وقتی پروین اعتصامی این بیت از شعر او که «ای توده گرسنه و نالان چه می‌کنی / ای ملت فقیر و پریشان چه می‌کنی» را دید او را تشویق به سرایش شعر کرده است.

پروین اعتصامی در کودکی زبان‌های فارسی و عربی و انگلیسی را زیر نظر پدرش می‌آموزد. پروین در تمام سال‌های تحصیلش شاگردی ممتاز بود. در زمان تحصیل شعر می‌سرود و مدتی نیز در همان مدرسه‌ی امریکایی که درس خوانده بود، تدریس زبان انگلیسی می‌کرد. برخی از زیباترین اشعار پروین اعتصامی متعلق به دوران نوجوانی است، زمانی که فقط یازده دوازده سال سن داشته است.


تا به کی جان کندن اندر آفتاب ای رنجبر
ریختن از بهر نان از چهر آب ای رنجبر

زین‌همه خواری که بینی زافتاب و خاک و باد
چیست مزدت جز نکوهش یا عتاب ای رنجبر

از حقوق پایمال خویشتن کن پرسشی
چند می‌ترسی ز هر خان و جناب ای رنجبر

جمله آنان را که چون زالو مکندت خون بریز
وندران خون دست و پائی کن خضاب ای رنجبر

دیو آز و خودپرستی را بگیر و حبس کن
تا شود چهر حقیقت بی حجاب ای رنجبر

حاکم شرعی که بهر رشوه فتوی می‌دهد
کی دهد عرض فقیران را جواب ای رنجبر

آنکه خود را پاک می‌داند ز هر آلودگی
می‌کند مردار خواری چون غراب ای رنجبر

گر که اطفال تو بی شامند شب‌ها باک نیست
خواجه تیهو می‌کند هر شب کباب ای رنجبر

گر چراغت را نبخشیده‌است گردون روشنی
غم مخور، می‌تابد امشب ماهتاب ای رنجبر

در خور دانش امیرانند و فرزندانشان
تو چه خواهی فهم کردن از کتاب ای رنجبر

مردم آنانند کز حکم و سیاست آگهند
کارگر کارش غم است و اضطراب ای رنجبر
هر که پوشد جامه‌ی نیکو بزرگ و لایق اوست
رو تو صدها وصله داری بر ثیاب ای رنجبر

جامه‌ات شوخ است و رویت تیره رنگ از گرد و خاک
از تو می‌بایست کردن اجتناب ای رنجبر

هر چه بنویسند حکام اندرین محضر رواست
کس نخواهد خواستن زیشان حساب ای رنجبر

#کتاب_تحلیل
@rahenow 🗿👈
اگر به خانه‌ من آمدی
برایم مداد بیاور، مداد سیاه
می‌خواهم روی چهره‌ام خط بکشم
تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم
یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم!


یک مداد پاک کن بده برای محو لب‌ها
نمی‌خواهم کسی به هوای سرخیشان، سیاهم کند!


یک بیلچه، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه درآورم
شخم بزنم وجودم را … بدون این‌ها راحت‌تر به بهشت می‌روم گویا!


یک تیغ بده، موهایم را از ته بتراشم، سرم هوایی بخورد
و بی‌واسطه‌ی روسری کمی بیندیشم!


نخ و سوزن هم بده، برای زبانم
می‌خواهم … بدوزمش به سق …
این‌گونه فریادم بی‌صداتر است!


قیچی یادت نرود،
می‌خواهم هر روز اندیشه‌‌هایم را سانسور کنم!


پودر رختشویی هم لازم دارم
برای شست‌و‌شوی مغزی!
مغزم را که شستم، پهن کنم روی بند
تا آرمان‌هایم را باد با خود ببرد به آنجایی که عرب نی انداخت.


می‌دانی که؟ باید واقع‌بین بود!
صداخفه‌کن هم اگر گیر آوردی، بگیر!
می‌خواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب،
برچسب فاحشه می‌زنندم
بغضم را در گلو خفه کنم!


یک کپی از هویتم را هم می‌خواهم
برای وقتی که خواهران و برادران دینی به قصد ارشاد،
فحش و تحقیر تقدیمم می‌کنند؛
به یاد بیاورم که کیستم!

ترا به خدا
اگر جایی دیدی حقی می‌فروختند برایم بخر
تا در غذا بریزم
ترجیح می‌دهم خودم قبل از دیگران حقم را بخورم!


سر آخر اگر پولی برایت ماند
برایم یک پلاکارد بخر به شکل گردنبند،
بیاویزم به گردنم … و رویش با حروف درشت بنویسم:
من یک انسانم!!
من هنوز یک انسانم
من هر روز یک انسانم...


#غاده_السمان🖌
#دختران_ایران🔥

#کتاب_تحلیل
@rahenow 🗿👈