.
📜 چرا پسرک داستان #داستایوفسکی به کشیش گریگوری، خندید؟!
شروع کرد به آموختن #کتاب_مقدس به او
اما این آموختن ره به جایی نبُرد.
در درس دوم یا سوم،
پسرک ناگهان نیشش را به خنده باز کرد.
#گریگوری، که از زیر عینک نگاه تهدید آمیزی به او می انداخت، پرسید:
- برای چه می خندی؟
- آه! هیچی، خدا روشنایی را روز اول آفرید،
و خورشید و ماه و ستارگان را به روز چهارم!
روز اول روشنایی از کجا آمد؟!
📚 برادران کارامازوف/#داستایوفسکی
@rahenow 🗿👈
📜 چرا پسرک داستان #داستایوفسکی به کشیش گریگوری، خندید؟!
شروع کرد به آموختن #کتاب_مقدس به او
اما این آموختن ره به جایی نبُرد.
در درس دوم یا سوم،
پسرک ناگهان نیشش را به خنده باز کرد.
#گریگوری، که از زیر عینک نگاه تهدید آمیزی به او می انداخت، پرسید:
- برای چه می خندی؟
- آه! هیچی، خدا روشنایی را روز اول آفرید،
و خورشید و ماه و ستارگان را به روز چهارم!
روز اول روشنایی از کجا آمد؟!
📚 برادران کارامازوف/#داستایوفسکی
@rahenow 🗿👈