@rahenow🗿👈
در تمام کشورهای دنیا مکانهایی وجود دارد به نام فاحشه خانه و بار .
افرادی هم وجود دارند با نام های فاحشه و رقاص. این افراد برای فروختن تن خود و به نمایش گذاشتن آن پول می گیرند.این پول توسط صاحب مکان و فضا دریافت میشود و درصدی از آن به این افراد تعلق می گیرد. گروه دوم ، دسته ای اند که امنیت جسم آنان توسط پلیس تامین می شود. اگرچه آنان به نمایش تن خود دست می زنند، اما هرگونه تماس جسمی توسط مردان سبب به زندان افتادن این مردان خواهد شد. خارج از این مکانها هرگونه نگاه مرد به زن و هرگونه تماس جسمی با آنان در ملا عام یا بدون اجازه ی زن زندان دارد. این مکانها به قصد لذت برپا میشوند و افراد با شرایطی اجازه ی ورود به این مکانها را دارند.
پیش از اینها در تهران محله ای وجود داشت به نام «شهر نو» که چنین ویژگیهایی را داشت. با آغاز انقلاب عدهای از تندروها بخشی از آن زنان را سوزاندند و با افتخار جسدهای سوزانده شده را به نمایش گذاشتند. آنان نمی دانستند سالها بعد تمام خیابانهای این کشور در نگاه برخی مردان تبدیل به فاحشهخانه می شود وقتی پای آنان توی تاکسی هرروز و هرروز به زنان می خورد و هیچکسی آنان را دستگیر نمی کند و لذت در نگاه آنان به اصابت دو پا تقلیل پیدا میکند.
آنان نمیدانستند که یک روزی توی تاکسی دست مردان به سینه ی زنان برخورد می کند و هیچ پلیسی آنها را به دلیل تجاوز دستگیر نمی کند.
آنان نمی دانستند سالها بعد مردمی پیدا میشوند که دین و سکس را یکی می کنند و نام آن را می گذارند صیغه ی یک ساعته و عفت؛ و مهریه را که نشانه ی مهر است نه تجارت بدن؛ آلوده میکنند.
آنان نمی دانستند سالها بعد نگاه هرزه ی مردان در برخی ادارات دولتی تمامی ندارد و آنان هرروز به تنها و روح ها تجاوز می کنند و نه با آنان سکس، و کسی شکایتی ندارد از این همه فساد. .
حالا به دختران وعده ی بهشت می دهند و حدیث جعلی می سازند که خشنود کردن مردان سبب سعادت و عفت است و زنانی پیدا میشوند شبیه به همان صاحبان خانههای شهر نو، زنانی که مهریه ها را که امری معنوی است در جوراب های خود پنهان می کنند و بخشی از آن را برمی دارند، بعد ساعتی لذت را به مردان اغلب متاهل می بخشند و بعد آن زنان را رها می کنند در خیابان ها ، تا توی تاکسی پای مردانی که نمی توانند مهریه بدهند به آنها برخورد کند....
حالا دختران رها می شوند در تمام شهرهای این کشور و مردان خواستگار از آنان می خواهد تا دماغ هایشان را عمل و سینه هایشان را بزرگ کنند و هیچ پلیسی بابت این همه تجاوز به جسم و روان زنان هیچ کسی را دستگیر نمی کند. حالا در گوش تازه عروس ها می خوانند در تخت شبیه روسپیها باش، بی اینکه پلیسی مراقب جسم و روان تو باشد و تاکسیها اغلب آدم ها را به شهر نو می برند، برای لحظه ای....
حالا دختران رها می شوند با جمله ی :اگر با من سکس نداشته باشی می روم سراغ یکی دیگر....و کسی بابت این تجاوز روانی کسی را دستگیر نمی کند.
حالا دختران با همین مردان سکس می کنند و مرد بعدی به آنان می گوید فاحشه! و هیچ پلیسی، هیچ پلیسی از هیچ زنی حمایت نمی کند.
کجا هستند آن مردم تندرو؟ راستی چرا سکوت می کنند؟
#یک_ذهن_فاحشه
https://telegram.me/rahenow
در تمام کشورهای دنیا مکانهایی وجود دارد به نام فاحشه خانه و بار .
افرادی هم وجود دارند با نام های فاحشه و رقاص. این افراد برای فروختن تن خود و به نمایش گذاشتن آن پول می گیرند.این پول توسط صاحب مکان و فضا دریافت میشود و درصدی از آن به این افراد تعلق می گیرد. گروه دوم ، دسته ای اند که امنیت جسم آنان توسط پلیس تامین می شود. اگرچه آنان به نمایش تن خود دست می زنند، اما هرگونه تماس جسمی توسط مردان سبب به زندان افتادن این مردان خواهد شد. خارج از این مکانها هرگونه نگاه مرد به زن و هرگونه تماس جسمی با آنان در ملا عام یا بدون اجازه ی زن زندان دارد. این مکانها به قصد لذت برپا میشوند و افراد با شرایطی اجازه ی ورود به این مکانها را دارند.
پیش از اینها در تهران محله ای وجود داشت به نام «شهر نو» که چنین ویژگیهایی را داشت. با آغاز انقلاب عدهای از تندروها بخشی از آن زنان را سوزاندند و با افتخار جسدهای سوزانده شده را به نمایش گذاشتند. آنان نمی دانستند سالها بعد تمام خیابانهای این کشور در نگاه برخی مردان تبدیل به فاحشهخانه می شود وقتی پای آنان توی تاکسی هرروز و هرروز به زنان می خورد و هیچکسی آنان را دستگیر نمی کند و لذت در نگاه آنان به اصابت دو پا تقلیل پیدا میکند.
آنان نمیدانستند که یک روزی توی تاکسی دست مردان به سینه ی زنان برخورد می کند و هیچ پلیسی آنها را به دلیل تجاوز دستگیر نمی کند.
آنان نمی دانستند سالها بعد مردمی پیدا میشوند که دین و سکس را یکی می کنند و نام آن را می گذارند صیغه ی یک ساعته و عفت؛ و مهریه را که نشانه ی مهر است نه تجارت بدن؛ آلوده میکنند.
آنان نمی دانستند سالها بعد نگاه هرزه ی مردان در برخی ادارات دولتی تمامی ندارد و آنان هرروز به تنها و روح ها تجاوز می کنند و نه با آنان سکس، و کسی شکایتی ندارد از این همه فساد. .
حالا به دختران وعده ی بهشت می دهند و حدیث جعلی می سازند که خشنود کردن مردان سبب سعادت و عفت است و زنانی پیدا میشوند شبیه به همان صاحبان خانههای شهر نو، زنانی که مهریه ها را که امری معنوی است در جوراب های خود پنهان می کنند و بخشی از آن را برمی دارند، بعد ساعتی لذت را به مردان اغلب متاهل می بخشند و بعد آن زنان را رها می کنند در خیابان ها ، تا توی تاکسی پای مردانی که نمی توانند مهریه بدهند به آنها برخورد کند....
حالا دختران رها می شوند در تمام شهرهای این کشور و مردان خواستگار از آنان می خواهد تا دماغ هایشان را عمل و سینه هایشان را بزرگ کنند و هیچ پلیسی بابت این همه تجاوز به جسم و روان زنان هیچ کسی را دستگیر نمی کند. حالا در گوش تازه عروس ها می خوانند در تخت شبیه روسپیها باش، بی اینکه پلیسی مراقب جسم و روان تو باشد و تاکسیها اغلب آدم ها را به شهر نو می برند، برای لحظه ای....
حالا دختران رها می شوند با جمله ی :اگر با من سکس نداشته باشی می روم سراغ یکی دیگر....و کسی بابت این تجاوز روانی کسی را دستگیر نمی کند.
حالا دختران با همین مردان سکس می کنند و مرد بعدی به آنان می گوید فاحشه! و هیچ پلیسی، هیچ پلیسی از هیچ زنی حمایت نمی کند.
کجا هستند آن مردم تندرو؟ راستی چرا سکوت می کنند؟
#یک_ذهن_فاحشه
https://telegram.me/rahenow
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.