🌴🌴 ریگان سلام 🌴
1.44K subscribers
38.8K photos
6.24K videos
341 files
12.7K links
اجتماعی ،فرهنگی ،خبری تحلیلی ،سرگرمی

ارسال خبر، مطلب، عکس و فیلم و سوژه و تبلیغات

ارتباط با ادمین :

@Tmr_alb

@R_izadyan
Download Telegram
#هرشب_یک_حکایت_ازگلستان_سعدی
#حکایت_نهم

9. افسوس شاه از عمر بر باد رفته

یکی از شاهان عجم ، پیر فرتوت و رنجور شده بود ، به طوری که دیگر امید به ادامه زندگی نداشت . در این هنگام سواری نزد او آمد و گفت : ((مژده باد به تو ای فلان قلعه را فتح کردیم و دشمنان را اسیر نمودیم و همه سپاه و جمعیت دشمن در زیر پرچم تو آمدند و فرمانبر فرمان تو شدند.))
شاه رنجور ، آهی سر کشید و گفت : ((این مژده برای من نیست ، بلکه برای دشمنان من یعنی وارثان مملکت است .))
بدین امید به سر شد ، دریغ عمر عزیز

که آنچه در دلم است از درم فراز آید

امید بسته ، برآمد ولی چه فایده زانک

امید نیست که عمر گذشته باز آید

کوس رحلت بکوفت دست اجل

ای دو چشم ! وداع سر بکنید

ای کف دست و ساعد و بازو

همه تودیع یکدیگر بکنید

بر من اوفتاده دشمن کام

آخر ای دوستان حذر بکنید

روزگارم بشد به نادانی

من نکردم شما حذر بکنید

@rigansalam