🌴🌴 ریگان سلام 🌴
1.45K subscribers
38.8K photos
6.24K videos
341 files
12.7K links
اجتماعی ،فرهنگی ،خبری تحلیلی ،سرگرمی

ارسال خبر، مطلب، عکس و فیلم و سوژه و تبلیغات

ارتباط با ادمین :

@Tmr_alb

@R_izadyan
Download Telegram
📢استخدام نیروی نظامی و کارمند در نیروی زمینی ارتش

📋نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران جهت تکمیل و تأمین نیروی انسانی خود از بین جوانان متخصص، مؤمن و متعهد با شرایط و امتیازات زیر
داوطلب استخدام افسری به صورت نظامی پیمانی (پنج ساله) و کارمند علمی و تجربی (شش ساله) وفق ماده 33 قانون آجا استخدام می نماید.

🔻استانهای مورد نیاز:
#خراسان_رضوی ، #کرمان، #خوزستان، #آذربایجان_غربی ،#همدان ، #خراسان_شمالی ، #گلستان ، #کرمانشاه ، #تهران ، #آذربایجان_شرقی ، #اردبیل ، #سیستان_و_بلوچستان ، #اصفهان ، #خراسان_جنوبی ، #فارس ، #ایلام، #لرستان ، #زنجان ، #قزوین ، #کردستان ، #سمنان

🔻مقطع تحصیلی مورد نیاز
🔹دیپلم، کاردانی،کارشناسی،کارشناسی ارشد ، دکترا

🔻رشته های مورد نیاز
عمران، معماری، رایانه، برق، بهداشت محیط، بهداشت عمومی،بهداشت حرفه ای، دامپزشک، سلامت دهان و دندان، فوریت های پزشکی، شنوایی سنجی، بینایی سنجی، مکانیک، انگلیسی، پزشکی،دندانپزشکی، مهندسی تسلیحات،مهندسی کشاورزی، صنایع، مامایی،زیست شناسی، رادیولوژی، پرستاری، علوم تغذیه، صنایع غذایی

🔸مهلت ثبت نام : تا 25 مهر 96

⬅️متقاضیان برای مشاهده جزییات بیشتر به لینک زیر مراجعه نمایید
➡️http://e-estekhdam.com/?p=150916

📚دانلود نمونه سوالات استخدامی ارتش جمهوری اسلامی ایران
➡️http://e-estekhdam.com/?p=78348

📌 دوستان خود را از این استخدام مطلع کنید.

❇️ به کانال #ریگان_سلام بپیوندید👇
🆔 @Rigansalam 👈
#گلستان_سعدی

#حکایت_دوم

2. عبرت از دنیای بی وفا

یکی از فرمانروایان خراسان ، سلطان محمود غزنوی را در عالم خواب دید که همه بدنش در قبر ، پوسیده و ریخته شده ، ولی چشمانش همچنان سالم و در گردش است و نظاره می کند. خواب خود را برای حکما و دانشمندان بیان کرد تا تعبیر کنند ، آنها از تعبیر آن خواب فروماندند ، ولی یک نفر پارسای تهیدست ، تعبیر خواب او را دریافت و گفت : ((سلطان محمود هنوز نگران است که ملکش در دست دگران است ! ))
بس نامور به زیر زمین دفن کرده اند

کز هستیش به روی زمین یک نشان نماند

وان پیر لاشه را که نمودند زیر خاک

خاکش چنان بخورد کزو استخوان نماند

زنده است نام فرخ نوشیروان به خیر

گرچه بسی گذشت که نوشیروان نماند

خیری کن ای فلان و غنیمت شمار عمر

زان پیشتر که بانگ بر آید فلان نماند


@rigansalam
#هرشب_یک_حکایت
#گلستان_سعدی
#حکایت_سوم

🔺3. اسب لاغر میان به کار آید

پادشاهی چند پسر داشت ، ولی یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود ، و دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند. شاه به او با نظر نفرت و خوارکننده می نگریست ، و با چنان نگاهش ، او را تحقیر می کرد.
آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر تحقیرآمیز به او می نگرد ، به پدر رو کرد و گفت :
ای پدر ! کوتاه خردمند بهتر از نادان قد بلند است ، چنان نیست که هرکس قامت بلندتر داشته باشد ، ارزش او بیشتر است ، چنانکه گوسفند پاکیزه است ، ولی فیل مردار بو گرفته می باشد :
آن شنیدی که لاغری دانا

گفت بار به ابلهی فربه

اسب تازی وگر ضعیف بود

همچنان از طویله خر به

شاه از سخن پسرش خندید و بزرگان دولت ، سخن او را پسندیدند ، ولی برادران او ، رنجیده خاطر شدند.
تا مرد سخن نگفته باشد

عیب و هنرش نهفته باشد

هر پیسه گمان مبر نهالی

شاید که پلنگ خفته باشد

اتفاقا در آن ایام سپاهی از دشمن برای جنگ با سپاه شاه فرا رسید. نخستین کسی که از سپاه شاه ، قهرمانانه به قلب لشگر دشمن زد ، همین پسر کوتاه قد و بدقیافه بود ، که با شجاعتی عالی ، چند نفر از سران دشمن را بر خاک هلاکت افکند ، و سپس نزد پدر آمد و پس از احترام نزد پدر ایستاد و گفت :
ای که شخص منت حقیر نمود

تا درشتی هنر نپنداری

اسب لاغر میان ، به کار آید

روز میدان نه گاو پرواری

افراد سپاه دشمن بسیار ، ول افراد سپاه پادشاه ، اندک بودند. هنگام شدت درگیری ، گروهی از سپاه پادشاه پا به فرار گذاشتند ، همان پسر قد کوتاه خطاب ته آنان نعره زد که : ((آهای مردان ! بکوشید و یا جامه زنان بپوشید.))
همین نعره از دل برخاسته او ، سواران را قوت بخشید ، دل به دریا زدند و همه با هم بر دشمن حمله کردند و دشمن بر اثر حمله قهرمانانه آنها شکست خورد.
شاه سر و چشمان همان پسر زا بوسید و او را از نزدیکان خود نمود و هر روز با نظر بلند و با احترام خاص به او می نگریست و سرانجام او را ولیعهد خود نمود.
برادران نسبت به او حسد ورزیدند ، و زهر در غذایش ریختند تا به بخورانند و او را بکشند. خواهر آنها از پشت دریچه ، زهر ریختن آنها را دید ، دریچه را محکم بر هم زد ، پسر قد کوتاه با هوشیاری مخصوصی که داشت جریان را فهمید و بی درنگ دست از غذا کشید و گفت : ((محال است که هنرمندان بمیرند و بی هنران زنده بمانند و جای آنها را بگیرند.))
کس نیابد به زیر سایه بوم

ور همای از جهان شود معدوم

پدر از ماجرا باخبر شد ، پسرانش را تنبیه کرد و هر کدام از آنها را به یکی از گوشه های کشورش فرستاد ، و بخشی از اموالش را به آنها داد و آنها را از مرکز دور نمود تا آتش فتنه خاموش گردید و نزاع و دشمنی از میان رفت . چنانچه گفته اند : ((ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی (39) نگنجند.))
نیم نانی گر خورد مرد خدا

بذل درویشان کند نیمی دگر

ملک اقلمی بگیرد پادشاه

همچنان در بند اقلیمی دگر

@rigansalam
#گلستان_سعدی
#هرشب_یک_حکایت
#حکایت_چهارم
4. عاقبت ، گرگ زاده گرگ شود

گروهی دزد غارتگر بر سر کوهی ، در کمینگاهی به سر می بردند و سر راه قافله ها را گرفته و به قتل و غارت می پرداختند و موجب ناامنی شده بودند. مردم از آنها ترس داشتند و نیروهای ارتش شاه نیز نمی توانستند بر آنها دست یابند ، زیرا در پناهگاهی استوار در قله کوهی بلند کمین کرده بودند ، و کسی را جراءت رفتن به آنجا نبود.
فرماندهان اندیشمند کشور ، برای مشورت به گرد هم نشستند و درباره دستیابی بر آن دزدان گردنه به مشورت پرداختند و گفتند : هر چه زودتر باید از گروه دزدان جلوگیری گردد و گر نه آنها پایدارتر شده و دیگر نمی توان در مقابلشان مقاومت کرد.
درختی که اکنون گرفته است پای

به نیروی مردی برآید ز جای

و گر همچنان روزگاری هلی

به گردونش از بیخ بر نگسلی

سر چشمه شاید گرفتن به بیل

چو پر شد نشاید گذشتن به پیل

سرانجام چنین تصمیم گرفتند که یک نفر از نگهبانان با جاسوسی به جستجوی دزدان بپردازد و اخبار آنها را گزارش کند و هر گاه آنان از کمینگاه خود بیرون آمدند ، همان گروهی از دلاورمردان جنگ دیده و جنگ آزموده را به سراغ آنها بفرستند... همین طرح اجرا شد ، گروه دزدان شبانگاه از کمینگاه خود خارج شدند ، جستجوگر ، بیرون رفتن آنها را گزارش داد ، دلاورمردان ورزیده بیدرنگ خود را تا نزدیک کمینگاه دزدان که شکافی در کنار قله کوه بود رساندند و در آنجا خود را مخفی نمودند و به انتظار دزدان آماده شدند ، طولی نکشید که گروهی از دزدان به کمینگاه خود باز گشتند و آنچه را غارت کرده بودند بر زمین نهادند ، لباس رو و اسلحه های خود را در آوردند و در کناری گذاشتند ، به قدری خسته و کوفته شده بودند که خواب آنها را فرا گرفت ، همین که مقداری از شب گذشت و هوا کاملا تاریک گردید :
قرص خورشید در سیاهی شد

یونس اندر دهان ماهی شد

دلاورمردان از کمین بر جهیدند و خود را به آن دزدان از همه جا بی خبر رسانده و دست یکایک آنها را بر شانه خود بستند و صبح همه آنها را دست بسته نزد شاه آوردند. شاه اشاره کرد که همه را اعدام کنید.
اتفاقا در میان آن دزدان ، جوانی نورسیده و تازه به دوان رسیده وجود داشت ، یکی از وزیران شاه ، تخت شاه را بوسید و به وساطت پرداخت و گفت : ((این پسر هنوز از باغ زندگی گلی نچیده و از بهار جوانی بهره ای نبرده ، کرم و بزرگواری فرما و بر من منت بگذار و این جوان را آزاد کن .))
شاه از این پیشنهاد خشمگین شد و سخن آن وزیر را نپذیرفت و گفت :
پرتو نیکان نگیرد هر که بنیادش بد است

تربیت نااهل را چون گردکان برگنبد است

بهتر این است که نسل این دزدان قطع و ریشه کن شود و همه آنها را نابود کردند ، چرا که شعله آتش را فرو نشاندن ولی پاره آتش رخشنده را نگه داشتن و مار افعی را کشتن و بچه او را نگه داشتن از خرد به دور است و هرگز خردمندان چنین نمی کنند :
ابر اگر آب زندگی بارد

هرگز از شاخ بید برنخوری

با فرومایه روزگار مبر

کز نی بوریا شکر نخوری

وزیر ، سخن شاه را خواه ناخواه پسندید و آفرین گفت و عرض کرد : رای شاه عین حقیقت است ، چرا که همنشینی با آن دزدان ، روح و روان این جوان را دگرگون کرده و همانند آنها نموده است . ولی ، ولی امید آن را دارم که اگر او مدتی با نیکان همنشین گردد ، تحت تاءثیر تربیت ایشان قرار می گیرد و دارای خوی خردمندان شود ، زیرا او هنوز نوجوان است و روح ظلم و تجاوز در نهاد او ریشه ندوانده است و در حدیث هم آمده :
کل مولود یولد علی الفطرة فابواه یهودانه او ینصرانه او یمجسانه .
هر فرزندی بر اساس فطرت پاک زاده می شود ، ولی پدر و مادر او ، او را یهودی یا نصرانی یا مجوسی می سازند.
پسر نوح با بدان بنشست

خاندان نبوتش گم شد

سگ اصحاب کهف روزی چند

پی نیکان گرفت و مردم شد

گروهی از درباریان نیز سخن وزیر را تاءکید کردند و در مورد آن جوان شفاعت نمودند. ناچار شاه آن جوان را آزاد کرد و گفت : ((بخشیدم اگر چه مصلحت ندیدم )) .
دانی که چه گفت زال با رستم گرد

دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد

دیدیم بسی ، که آب سرچشمه خرد

چون بیشتر آمد شتر و بار ببرد

کوتاه سخن آنکه : آن نوجوان را با ناز و نعمت بزرگ کردند و استادان تربیت را برای او گماشتند و آداب زندگی و شیوه گفتگو و خدمت شاهان را به او آموختند ، به طوری که به نظر همه ، مورد پسند گردید. وزیر نزد شاه از وصف آن جوان می گفت و اظهار می کرد که دست تربیت عاقلان در او اثر کرده و خوی زشت او را عوض نموده است ، ولی شاه سخن وزیر را نپذیرفت و در حالی که لبخند بر چهره داشت گفت :
عاقبت گرگ زاده گرگ شود

گرچه با آدمی بزرگ شود

حدود دو سال از این ماجرا گذشت . گروهی از اوباش و افراد فرومایه با آن جوان رابطه برقرار کردند و با او محرمانه عهد و پیمان بستند که در فرصت مناسب ، وزیر و دو پسرش را بکشد. او نیز در فرصت مناسب (با کمال ناجوانمردی ) وزیر و دو پسرش را کشت و مال فراوانی برداش
#گلستان_سعدی
#هرشب_یک_حکایت
#حکایت_پنجم

5. رنج شدید بیماری حسادت برای حسود
سرهنگی پسری داشت ، که در کاخ برادر سلطان ، مشغول خدمت بود. با او ملاقات کردم ، دیدن هوش و عقل نیرومند و سرشاری دارد ، و در همان زمان خردسالی ، آثار بزرگی در چهره اش دیده می شود :
بالای سرش ز هوشمندی

می تافت ستاره بلندی

این پسر هوشمند مورد توجه سلطان قرار گرفت ، زیرا دارای جمال و کمال بود که خردمندان گفته اند : ((توانگری به هنر است نه به مال ، بزرگی به عقل است نه به سال .))
مقام او در نزد شاه ، موجب شد ، آشنایان و اطرافیان ، نسبت به او حسادت ورزیدند ، و او را به خیانتکاری تهمت زدند ، و در کشتن او تلاش بی فایده نمودند ، ولی آنجا که یار ، مهربان است ، سخن چینی دشمن چه اثری دارد ؟
شاه از آن سرهنگ زاده پرسید : ((چرا با تو آن همه دشمنی می کنند ؟ ))
سرهنگ زاده گفت : زیرا من در سایه دولت تو همه را خشنود کردن مگر حسودان را که راضی نمی شوند مگر اینکه نعمتی که در من است نابود گردد :
توانم آن که نیازارم اندرون کسی

حسود را چه کنم کو ز خود به رنج در است

بمیر تا برهی ای حسود کین رنجی است

که از مشقت آن جز به مرگ نتوان رست

شوربختان به آرزو خواهند

مقبلان را زوال نعمت و جاه

گر نبیند به روز شب پره چشم

چشمه آفتاب را چه گناه ؟

راست خواهی هزار چشم چنان

کور ، بهتر که آفتاب سیاه

(بنابراین نباید از گزند حسودان هراس داشت ، زیرا اگر شب پره لیاقت دیدار خورشید ندارد ، از رونق بازار خورشید کاسته نخواهد شد.)

ریگان سلام|مردمی|فراجناحی|مستقل 🇮🇷
https://t.me/joinchat/AAAAAEDg_-uFwq0NdI0XMg
#گلستان_سعدی
#هرشب_یک_حکایت
#حکایت_ششم
6. راز واژگونی تخت و تاج شاه ظالم

پادشاهی نسبت به ملت خود ظلم می کرد ، دست چپاول بر مال و ثروت آنها دراز کرده ، و آنچنان به آنان ستم نموده که آنها به ستوه آمدند و گروه گروه از کشورشان به جای دیگر هجرت می کردند ، و و غربت را بر حضور در کشور خود ترجیح دادند. همین موضوع موجب شد که از جمعیت بسیار کاسته شد و محصولات کشاورزی کم شد و به دنبال آن مالیات دولتی اندک ، و اقتصاد کشور فلج ، و خزانه مملکت خالی گردید.
ضعف دولت او موجب جراءت دشمن شد ، دشمن از فرصت بهره گرفت و تصمیم گرفت به کشور حمله کند و با زور وارد مملکت شود :
هر که فریادرس روز مصیبت خواهد

گو در ایام سلامت به جوانمردی کوش

بنده حلقه به گوش از ننوازی برود

لطف کن که بیگانه شود حلقه به گوش

در مجلس شاه ، (چند نفر از خیرخواهان ) صفحه ای از شاهنامه فردوسی را برای شاه خواندند ، که در آن آمده بود :
((تاج و تخت ضحاک پادشاه بیدادگر (با قیام کاوه آهنگر) به دست فریدون واژگون شد. )) (تو نیز اگر همانند ضحاک باشی ، نابود می شوی .)
وزیر شاه از شاه پرسید : آیا می دانی که فریدون با اینکه مال و حشم نداشت ، چگونه اختیاردار کشور گردید ؟
شاه گفت : چنانکه (از شاهنامه ) شنیدی ، جمعیتی متعصب دور او را گرفتند ، و او زا تقویت کرده و در نتیجه او به پادشاهی رسید.
وزیر گفت : ای شاه ! اکنون که گرد آمدن جمعیت ، موجب پادشاهی است ، چرا مردم را پریشان می کنی ؟ مگر قصد ادامه پادشاهی را در سر نداری ؟
همان به که لشکر به جان پروری

که سلطان به لشکر کند سروری

شاه گفت : چه چیز باعث گرد آمدن مردم است ؟
وزیر گفت : دو چیز؛ 1- کرم و بخشش ، تا به گرد او آیند. 2- رحمت و محبت ، تا مردم در پناه او ایمن کردند ، ولی تو هیچ یک از این دو خصلت را نداری :
نکند جور پیشه سلطانی

که نیاید ز گرگ چوپانی

پادشاهی که طرح ظلم افکند

پای دیوار ملک خویش بکند

شاه از نصیحت وزیر خشمگین و ناراحت شد ، و او را زندانی کرد. طولی نکشید پسر عموهای شاه از فرصت استفاده کرده و خود را صاحب سلطنت خواندند و با شه جنگیدند ، مردم که دل پری از شاه داشتند ، به کمک پسر عموهای او شتافتند و آنها تقویت شدند و براحتی تخت و تاج شاه را واژگون کرده و خود به جای او نشستند ، آری :
پادشاهی کو روا دارد ستم بر زیر دست

دوستدارش روز سختی دشمن زورآور است

با رعیت صلح کن وز جنگ ایمن نشین

زانکه شاهنشاه عادل را رعیت لشکر است
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔵 سامانه بارشی تا روز دوشنبه در جنوب، جنوب‌شرق و بخش‌هایی از شرق کشور فعال است.

✳️ در سه روز آینده شنبه الی دوشنبه ۱۴۰۰٫۰۴٫۲۸

◾️ به ویژه در ساعات بعدازظهر و اوایل شب

💠🔻 در نیمه جنوبی
#سیستان‌وبلوچستان، #هرمزگان، #کرمان، #یزد، #فارس در برخی از نقاط #خراسان‌رضوی، #خراسان جنوبی و #اصفهان

✳️ فردا یکشنبه ۱۴۰۰٫۰۴٫۲۷

💠🔻
#بوشهر، #چهارمحال‌وبختیاری

شرایط رشد ابر ☁️ و رگبار باران رعدو برق ⚡️ وزش باد شدید 🌪 رخ می دهد.

◾️با گذر موج تراز میانی جو از نوار شمالی کشور

✳️ امروز و فردا یکشنبه ۱۴۰۰٫۰۴٫۲۷

💠🔻#اردبیل، #گیلان، #مازندران، #زنجان، نقاطی از #آذربایجان‌غربی و #آذربایجان‌شرقی، #گلستان، #کردستان، #قزوین، #البرز، #تهران، #سمنان

◾️به ویژه در ساعات بعدازظهر رشد ابر ☁️ بارش باران 🌧 گاهی به شکل رگبار رعدوبرق ⚡️ و تندباد 🌪 پیش‌بینی می‌شود.

✳️ دوشنبه ۱۴۰۰٫۰۴٫۲۸

◾️بارش ها محدود به #هرمزگان، #کرمان و بلندی‌های #البرز_مرکزی می‌شود.

از سه شنبه تا پایان هفته برای بیشتر مناطق کشور آسمانی صاف ☀️ و‌ آفتابی 🌤☀️ همراه با افزایش دما 📈 پیش بینی شده است.

🇮🇷 کانال #ریگان_سلام 👇
https://t.me/joinchat/AA