💐🍃💐🍃💐🍃💐🍃💐🍃💐🍃💐🍃
پیامبر خدا ﷺ فرمودند:
#جبرئیل و #اسرافیل و #عزرائیل و #میکائیل نزدم آمدند
#جبرئیل فرمود: ای پیامبرخداﷺ هر کس از امتت #ده_صلوات بر تو بفرستد
من بر پل #صراط دستش را خواهم گرفت و او را عبور میدهم
#میکائیل فرمود: من هم از آب #حوض_کوثر به او مینوشانم
#اسرافیل هم فرمود: منم سر به سجده میگذارم و سر را بلند نخواهم کرد تا خداوند همهی #گناهان اورا نبخشاید
#عزرائیل هم گفت: منم #روح او را همانند #روح_پیامبران_قبض_میکنم.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِهِ وَصَحْبِهِ وَسَلِّمْ
🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸
👤…ارسالی:سارا
🚩۞«سلام _ بر زرنه»۞
🅾 [ @salambarzarne]
پیامبر خدا ﷺ فرمودند:
#جبرئیل و #اسرافیل و #عزرائیل و #میکائیل نزدم آمدند
#جبرئیل فرمود: ای پیامبرخداﷺ هر کس از امتت #ده_صلوات بر تو بفرستد
من بر پل #صراط دستش را خواهم گرفت و او را عبور میدهم
#میکائیل فرمود: من هم از آب #حوض_کوثر به او مینوشانم
#اسرافیل هم فرمود: منم سر به سجده میگذارم و سر را بلند نخواهم کرد تا خداوند همهی #گناهان اورا نبخشاید
#عزرائیل هم گفت: منم #روح او را همانند #روح_پیامبران_قبض_میکنم.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِهِ وَصَحْبِهِ وَسَلِّمْ
🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸
👤…ارسالی:سارا
🚩۞«سلام _ بر زرنه»۞
🅾 [ @salambarzarne]
چند شب از زلزله گذشته است و بسیار درباره این مصیبت نوشتهاند ولی در این مورد ترجیح دادم ساکت باشم پیش از آنکه کاری برای هموطنان مصیبتزده و داغدار انجام دهم.
نفرتبار میشود اگر این احساس در آدمی پدید آید که همه مسئولیتش را با چند کلمه نوشتن یک پست تلگرام انجام داده است.
#مهندس سلام
عکس خانهها، برجها و بیمارستان تخریبشدهای را دیدهای که تو پای اسناد نظارت بر کیفیت ساخت آنرا امضا کردهای؟
آیا ستون بتونی برج مسکن مهری را که خردهآجر لابهلای بتن آن ریختهاند، دیدهای؟
آیا دیدی که بیمارستانی که فقط چند ماه پیش اسناد تأیید رعایت #اصول_مهندسی آنرا امضا کرده بودی چنان تخریب شده که هیچ خدمت بهداشتی و درمانی در آن به این مردم مصیبتزده داده نشد؟
مهندس آن همه درسهای دشوار استاتیک، مقاومت مصالح، سازههای بتنی، سازههای فولادی، محاسبات تیر و خرپا، مکانیک خاک و ریاضیات مهندسی خواندی که پای برگه این سازههای آشغال را امضا کنی؟
مهندس!! وقتی پا به دانشگاه گذاشتی و ترم اول سر کلاس ریاضی نشستی تا الفبای مهندسی بیاموزی، قرار نبود که همه پیچیدگیهای علم و زیباییهای ریاضی را به سادگی یک معامله و کثافت فساد بفروشی.
یادت هست ترم دوم نقشهکشی به تو آموختند؟ قرار بود نقشه ساختوساز بکشی نه نقشه ساختوپاخت.
کودکان بیجان را دیدهای؟
ضجههای مادرانشان، صور اسرافیل است برای قیامت وجدان تو!
ساکنان خانههایی که تو مهندس ناظرش بودی، زیر آوار به خواب ابدی رفتند مهندس! آن روز که معامله کردی، طرف از تو پرسید برای هر امضایت چند میگیری؟
و یک ایران امروز از تو میپرسد، هر امضایت جان چند نفر را میگیرد؟
چگونه آسوده میخوابی مهندس؟!
مهندس! پای اسناد چند خانه، جاده، بیمارستان، مرکز خرید، پل، راه و سازه راتا الان امضا کردهای؟
چند میگیری آدم میکشی؟
راستی چقدر تو تهوعآوری، و چقدر خوب که همه مهندسها مثل تو نیستند.
#اول_انسان_باش_سپس_مهندس
#اسرافیل_حمال_کتاب_معادلات_دیفرانسیل
#زلزله_کرمانشاه
👤 ارسالی: هادی حیدری
🚩۞«سلام _ بر زرنه»۞
🎯( @salambarzarne)
نفرتبار میشود اگر این احساس در آدمی پدید آید که همه مسئولیتش را با چند کلمه نوشتن یک پست تلگرام انجام داده است.
#مهندس سلام
عکس خانهها، برجها و بیمارستان تخریبشدهای را دیدهای که تو پای اسناد نظارت بر کیفیت ساخت آنرا امضا کردهای؟
آیا ستون بتونی برج مسکن مهری را که خردهآجر لابهلای بتن آن ریختهاند، دیدهای؟
آیا دیدی که بیمارستانی که فقط چند ماه پیش اسناد تأیید رعایت #اصول_مهندسی آنرا امضا کرده بودی چنان تخریب شده که هیچ خدمت بهداشتی و درمانی در آن به این مردم مصیبتزده داده نشد؟
مهندس آن همه درسهای دشوار استاتیک، مقاومت مصالح، سازههای بتنی، سازههای فولادی، محاسبات تیر و خرپا، مکانیک خاک و ریاضیات مهندسی خواندی که پای برگه این سازههای آشغال را امضا کنی؟
مهندس!! وقتی پا به دانشگاه گذاشتی و ترم اول سر کلاس ریاضی نشستی تا الفبای مهندسی بیاموزی، قرار نبود که همه پیچیدگیهای علم و زیباییهای ریاضی را به سادگی یک معامله و کثافت فساد بفروشی.
یادت هست ترم دوم نقشهکشی به تو آموختند؟ قرار بود نقشه ساختوساز بکشی نه نقشه ساختوپاخت.
کودکان بیجان را دیدهای؟
ضجههای مادرانشان، صور اسرافیل است برای قیامت وجدان تو!
ساکنان خانههایی که تو مهندس ناظرش بودی، زیر آوار به خواب ابدی رفتند مهندس! آن روز که معامله کردی، طرف از تو پرسید برای هر امضایت چند میگیری؟
و یک ایران امروز از تو میپرسد، هر امضایت جان چند نفر را میگیرد؟
چگونه آسوده میخوابی مهندس؟!
مهندس! پای اسناد چند خانه، جاده، بیمارستان، مرکز خرید، پل، راه و سازه راتا الان امضا کردهای؟
چند میگیری آدم میکشی؟
راستی چقدر تو تهوعآوری، و چقدر خوب که همه مهندسها مثل تو نیستند.
#اول_انسان_باش_سپس_مهندس
#اسرافیل_حمال_کتاب_معادلات_دیفرانسیل
#زلزله_کرمانشاه
👤 ارسالی: هادی حیدری
🚩۞«سلام _ بر زرنه»۞
🎯( @salambarzarne)
.
🔅(فوقالعاده زیبا)🔅
💠 برگے از فضائل امیرالمؤمنین(ع)💠
🔹قسمت هشتاد وپنجُم.🔹
---------------------
🌸☘🔶☘🌸
✍ اَنَس ابن مالک گوید:
🍃 «روزی #رسول_خدا (ص) #نماز عصر را با ما خواند و در رکعتِ اول مقدارے درنگ کرد، تا آنجا کہ گمان کردیم سَهو یا غفلتے روے داده است.
سپس سربرداشت و گفت: "سَمِعَ اللهُ لِمَن حَمِدَهُ" و بقیۂ #نماز را کوتاه خواند. آن گاه با چهرۂ چون ماه شبِ چهاردهِ خود به ما روکرد و فرمود:
✨« چرا برادر و پسر عمویَم #علے_ابن_ابیطالب را نمےبینم؟»✨
گفتیم: ما هم او را ندیدهایم ای #رسول_خدا .
💢 حضرت با صداے بلند فرمود: یاعلے! ای پسرعمو!...
💐 #علی (ع) از آخرِ صفهاے مسجد پاسخ داد: «لبیّک یا رسول الله.»
⚜ پیامبر فرمود: نزدیکِ من بیا.
🔹🔸🔹🔸🔹
اَنَس گوید:
❇️ او پیوستہ صفها را مےشکافت و از میانِ مهاجر و انصار خود را به پیامبر رسانید.
💞 #مرتضے به #مصطفے نزدیک شد! ...
پیامبر خدا(ص) فرمود: یاعلی! چرا از صفِ اول بازماندے؟
#علی (ع) فرمود :
💥«خواستم تجدیدِ وضو کنم یا رسول الله. بہ منزل رفتم و #حسن و #حسین را صدا زدم، کسے پاسخم نگفت؛ ناگاه دیدم کسے از پشتِ سر مرا صدا زد و گفت:
- اے اباالحسن! به پشت بنگر !
به پشتِ خود برگشتم، طَشتے دیدم و در آن سطلے پر از #آب و بر روے آن یک حولہ. حولہ را برداشتم و از آن #آب #وضو ساختم. آبے بود به نرمےِ کَره و طعمِ عسل و بوے مُشک. سپس روے برگردانیدم و نفهمیدم چہ کسے سطل و حولہ را گذاشت و چہ کسے برداشت!»💥
💠 پیامبر اکرم(ص) لبخندے بہ چهرۂ #علی زد، او را در آغوش کشید و پیشانیَش را بوسید و فرمود:
🌷 آیا تو را مُژده ندهم؟
آن سطل، از #بهشت بود و #آب ، از #بهشت بَرین. و آن کہ تو را برای نماز آماده ساخت، #جبرئیل (ع) بود. و آن کہ حولہ به دستت داد، #میکائیل (ع).
سوگند بہ آن کہ جانم در دستِ اوست، #اسرافیل بقدری شانۂ مرا گرفت(و در رکوع نگاه داشت) تا تو بہ نماز رسیدے، و بہ من گفت: «درنگ کن محمد! تا آن کس کہ به منزلۂ نفسِ تو و پسرعموے توست، از راه فرا رسد.»🌷
------------------------
📚 کفایة الطّالب، ص۲۹۰
📚 علیّ ابن ابیطالب، (احمد رحمانے همدانے)
✍ ↩ ← سجاد اکبری
🌐 سلام-بر-زرنه
🆔| @salambarzarne
🔅(فوقالعاده زیبا)🔅
💠 برگے از فضائل امیرالمؤمنین(ع)💠
🔹قسمت هشتاد وپنجُم.🔹
---------------------
🌸☘🔶☘🌸
✍ اَنَس ابن مالک گوید:
🍃 «روزی #رسول_خدا (ص) #نماز عصر را با ما خواند و در رکعتِ اول مقدارے درنگ کرد، تا آنجا کہ گمان کردیم سَهو یا غفلتے روے داده است.
سپس سربرداشت و گفت: "سَمِعَ اللهُ لِمَن حَمِدَهُ" و بقیۂ #نماز را کوتاه خواند. آن گاه با چهرۂ چون ماه شبِ چهاردهِ خود به ما روکرد و فرمود:
✨« چرا برادر و پسر عمویَم #علے_ابن_ابیطالب را نمےبینم؟»✨
گفتیم: ما هم او را ندیدهایم ای #رسول_خدا .
💢 حضرت با صداے بلند فرمود: یاعلے! ای پسرعمو!...
💐 #علی (ع) از آخرِ صفهاے مسجد پاسخ داد: «لبیّک یا رسول الله.»
⚜ پیامبر فرمود: نزدیکِ من بیا.
🔹🔸🔹🔸🔹
اَنَس گوید:
❇️ او پیوستہ صفها را مےشکافت و از میانِ مهاجر و انصار خود را به پیامبر رسانید.
💞 #مرتضے به #مصطفے نزدیک شد! ...
پیامبر خدا(ص) فرمود: یاعلی! چرا از صفِ اول بازماندے؟
#علی (ع) فرمود :
💥«خواستم تجدیدِ وضو کنم یا رسول الله. بہ منزل رفتم و #حسن و #حسین را صدا زدم، کسے پاسخم نگفت؛ ناگاه دیدم کسے از پشتِ سر مرا صدا زد و گفت:
- اے اباالحسن! به پشت بنگر !
به پشتِ خود برگشتم، طَشتے دیدم و در آن سطلے پر از #آب و بر روے آن یک حولہ. حولہ را برداشتم و از آن #آب #وضو ساختم. آبے بود به نرمےِ کَره و طعمِ عسل و بوے مُشک. سپس روے برگردانیدم و نفهمیدم چہ کسے سطل و حولہ را گذاشت و چہ کسے برداشت!»💥
💠 پیامبر اکرم(ص) لبخندے بہ چهرۂ #علی زد، او را در آغوش کشید و پیشانیَش را بوسید و فرمود:
🌷 آیا تو را مُژده ندهم؟
آن سطل، از #بهشت بود و #آب ، از #بهشت بَرین. و آن کہ تو را برای نماز آماده ساخت، #جبرئیل (ع) بود. و آن کہ حولہ به دستت داد، #میکائیل (ع).
سوگند بہ آن کہ جانم در دستِ اوست، #اسرافیل بقدری شانۂ مرا گرفت(و در رکوع نگاه داشت) تا تو بہ نماز رسیدے، و بہ من گفت: «درنگ کن محمد! تا آن کس کہ به منزلۂ نفسِ تو و پسرعموے توست، از راه فرا رسد.»🌷
------------------------
📚 کفایة الطّالب، ص۲۹۰
📚 علیّ ابن ابیطالب، (احمد رحمانے همدانے)
✍ ↩ ← سجاد اکبری
🌐 سلام-بر-زرنه
🆔| @salambarzarne