💐🍃💐🍃💐🍃💐🍃💐🍃💐🍃💐🍃
پیامبر خدا ﷺ فرمودند:
#جبرئیل و #اسرافیل و #عزرائیل و #میکائیل نزدم آمدند
#جبرئیل فرمود: ای پیامبرخداﷺ هر کس از امتت #ده_صلوات بر تو بفرستد
من بر پل #صراط دستش را خواهم گرفت و او را عبور میدهم
#میکائیل فرمود: من هم از آب #حوض_کوثر به او مینوشانم
#اسرافیل هم فرمود: منم سر به سجده میگذارم و سر را بلند نخواهم کرد تا خداوند همهی #گناهان اورا نبخشاید
#عزرائیل هم گفت: منم #روح او را همانند #روح_پیامبران_قبض_میکنم.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِهِ وَصَحْبِهِ وَسَلِّمْ
🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸
👤…ارسالی:سارا
🚩۞«سلام _ بر زرنه»۞
🅾 [ @salambarzarne]
پیامبر خدا ﷺ فرمودند:
#جبرئیل و #اسرافیل و #عزرائیل و #میکائیل نزدم آمدند
#جبرئیل فرمود: ای پیامبرخداﷺ هر کس از امتت #ده_صلوات بر تو بفرستد
من بر پل #صراط دستش را خواهم گرفت و او را عبور میدهم
#میکائیل فرمود: من هم از آب #حوض_کوثر به او مینوشانم
#اسرافیل هم فرمود: منم سر به سجده میگذارم و سر را بلند نخواهم کرد تا خداوند همهی #گناهان اورا نبخشاید
#عزرائیل هم گفت: منم #روح او را همانند #روح_پیامبران_قبض_میکنم.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِهِ وَصَحْبِهِ وَسَلِّمْ
🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸🌾🌸
👤…ارسالی:سارا
🚩۞«سلام _ بر زرنه»۞
🅾 [ @salambarzarne]
.
🔅(فوقالعاده زیبا)🔅
💠 برگے از فضائل امیرالمؤمنین(ع)💠
🔹قسمت هشتاد وپنجُم.🔹
---------------------
🌸☘🔶☘🌸
✍ اَنَس ابن مالک گوید:
🍃 «روزی #رسول_خدا (ص) #نماز عصر را با ما خواند و در رکعتِ اول مقدارے درنگ کرد، تا آنجا کہ گمان کردیم سَهو یا غفلتے روے داده است.
سپس سربرداشت و گفت: "سَمِعَ اللهُ لِمَن حَمِدَهُ" و بقیۂ #نماز را کوتاه خواند. آن گاه با چهرۂ چون ماه شبِ چهاردهِ خود به ما روکرد و فرمود:
✨« چرا برادر و پسر عمویَم #علے_ابن_ابیطالب را نمےبینم؟»✨
گفتیم: ما هم او را ندیدهایم ای #رسول_خدا .
💢 حضرت با صداے بلند فرمود: یاعلے! ای پسرعمو!...
💐 #علی (ع) از آخرِ صفهاے مسجد پاسخ داد: «لبیّک یا رسول الله.»
⚜ پیامبر فرمود: نزدیکِ من بیا.
🔹🔸🔹🔸🔹
اَنَس گوید:
❇️ او پیوستہ صفها را مےشکافت و از میانِ مهاجر و انصار خود را به پیامبر رسانید.
💞 #مرتضے به #مصطفے نزدیک شد! ...
پیامبر خدا(ص) فرمود: یاعلی! چرا از صفِ اول بازماندے؟
#علی (ع) فرمود :
💥«خواستم تجدیدِ وضو کنم یا رسول الله. بہ منزل رفتم و #حسن و #حسین را صدا زدم، کسے پاسخم نگفت؛ ناگاه دیدم کسے از پشتِ سر مرا صدا زد و گفت:
- اے اباالحسن! به پشت بنگر !
به پشتِ خود برگشتم، طَشتے دیدم و در آن سطلے پر از #آب و بر روے آن یک حولہ. حولہ را برداشتم و از آن #آب #وضو ساختم. آبے بود به نرمےِ کَره و طعمِ عسل و بوے مُشک. سپس روے برگردانیدم و نفهمیدم چہ کسے سطل و حولہ را گذاشت و چہ کسے برداشت!»💥
💠 پیامبر اکرم(ص) لبخندے بہ چهرۂ #علی زد، او را در آغوش کشید و پیشانیَش را بوسید و فرمود:
🌷 آیا تو را مُژده ندهم؟
آن سطل، از #بهشت بود و #آب ، از #بهشت بَرین. و آن کہ تو را برای نماز آماده ساخت، #جبرئیل (ع) بود. و آن کہ حولہ به دستت داد، #میکائیل (ع).
سوگند بہ آن کہ جانم در دستِ اوست، #اسرافیل بقدری شانۂ مرا گرفت(و در رکوع نگاه داشت) تا تو بہ نماز رسیدے، و بہ من گفت: «درنگ کن محمد! تا آن کس کہ به منزلۂ نفسِ تو و پسرعموے توست، از راه فرا رسد.»🌷
------------------------
📚 کفایة الطّالب، ص۲۹۰
📚 علیّ ابن ابیطالب، (احمد رحمانے همدانے)
✍ ↩ ← سجاد اکبری
🌐 سلام-بر-زرنه
🆔| @salambarzarne
🔅(فوقالعاده زیبا)🔅
💠 برگے از فضائل امیرالمؤمنین(ع)💠
🔹قسمت هشتاد وپنجُم.🔹
---------------------
🌸☘🔶☘🌸
✍ اَنَس ابن مالک گوید:
🍃 «روزی #رسول_خدا (ص) #نماز عصر را با ما خواند و در رکعتِ اول مقدارے درنگ کرد، تا آنجا کہ گمان کردیم سَهو یا غفلتے روے داده است.
سپس سربرداشت و گفت: "سَمِعَ اللهُ لِمَن حَمِدَهُ" و بقیۂ #نماز را کوتاه خواند. آن گاه با چهرۂ چون ماه شبِ چهاردهِ خود به ما روکرد و فرمود:
✨« چرا برادر و پسر عمویَم #علے_ابن_ابیطالب را نمےبینم؟»✨
گفتیم: ما هم او را ندیدهایم ای #رسول_خدا .
💢 حضرت با صداے بلند فرمود: یاعلے! ای پسرعمو!...
💐 #علی (ع) از آخرِ صفهاے مسجد پاسخ داد: «لبیّک یا رسول الله.»
⚜ پیامبر فرمود: نزدیکِ من بیا.
🔹🔸🔹🔸🔹
اَنَس گوید:
❇️ او پیوستہ صفها را مےشکافت و از میانِ مهاجر و انصار خود را به پیامبر رسانید.
💞 #مرتضے به #مصطفے نزدیک شد! ...
پیامبر خدا(ص) فرمود: یاعلی! چرا از صفِ اول بازماندے؟
#علی (ع) فرمود :
💥«خواستم تجدیدِ وضو کنم یا رسول الله. بہ منزل رفتم و #حسن و #حسین را صدا زدم، کسے پاسخم نگفت؛ ناگاه دیدم کسے از پشتِ سر مرا صدا زد و گفت:
- اے اباالحسن! به پشت بنگر !
به پشتِ خود برگشتم، طَشتے دیدم و در آن سطلے پر از #آب و بر روے آن یک حولہ. حولہ را برداشتم و از آن #آب #وضو ساختم. آبے بود به نرمےِ کَره و طعمِ عسل و بوے مُشک. سپس روے برگردانیدم و نفهمیدم چہ کسے سطل و حولہ را گذاشت و چہ کسے برداشت!»💥
💠 پیامبر اکرم(ص) لبخندے بہ چهرۂ #علی زد، او را در آغوش کشید و پیشانیَش را بوسید و فرمود:
🌷 آیا تو را مُژده ندهم؟
آن سطل، از #بهشت بود و #آب ، از #بهشت بَرین. و آن کہ تو را برای نماز آماده ساخت، #جبرئیل (ع) بود. و آن کہ حولہ به دستت داد، #میکائیل (ع).
سوگند بہ آن کہ جانم در دستِ اوست، #اسرافیل بقدری شانۂ مرا گرفت(و در رکوع نگاه داشت) تا تو بہ نماز رسیدے، و بہ من گفت: «درنگ کن محمد! تا آن کس کہ به منزلۂ نفسِ تو و پسرعموے توست، از راه فرا رسد.»🌷
------------------------
📚 کفایة الطّالب، ص۲۹۰
📚 علیّ ابن ابیطالب، (احمد رحمانے همدانے)
✍ ↩ ← سجاد اکبری
🌐 سلام-بر-زرنه
🆔| @salambarzarne
.
☀️ #صلے_الله_علیک_یا_اباعبداللہ
🎉 #میـلاد_نـور_مبـارکـــ .
➖➖➖➖➖➖
💐🍃 چون #امام_حسین(ع) متولد شد،
حضرت رسول به "اَسماء بنت عَمیس" فرمود:
✨«فرزندم را بیاور.»✨
اَسماء آن بزرگوار را در جامهای سفید پیچیده خدمت آن حضرت بُرد؛ #پیامبر(ص) در گوش راستِ او اذان و در گوش چپش اقامه گفت، و او را در دامن خود نهاد و گریست.
اَسماء عرض کرد: «پدر ومادرم فدایت، گریۂ شما از چیست؟»
⭕️ فرمود: «برای این فرزندم میگریَم. بعد از من گروهی از ستمکاران او راخواهند کُشت. خداوند شفاعتِ مرا به آنها نرسانَد.»
آنگاه فرمود: «دخترم #فاطمه را از این جریان باخبر نکن، چون تازه این فرزند برایش متولد شده است.»
🌼 سپس به #امیرالمومنین(ع) فرمود: «او را چه نام میگذاری؟»
گفت: «در نامگذاری بر شما سبقت نمیگیرم.»
پیامبر فرمود: «من هم بر پروردگارم سبقت نمیگیرم.»
✴️ #جبرئیل نازل شد و فرمود:
« ای محمد! #خداوند تو را سلام میرساند و میفرماید:
"عَلیٌّ مِنْکَ کَهارونَ مِنْ موسی"
« #علی نسبت به تو به منزلۂ هارون نسبت به موسی است. او را به اسم پسرِ هارون نام گذار که "شُبیر" است.»
پیامبر فرمود: «زبان من عربی است.»
#جبرئیل عرض کرد: « نام او را 🌷#حسین🌷 بگذار.»
✅ چون روز هفتم شد، پیامبر دو گوسفند سیاه وسفید برای او عَقیقه کردند و یک رانِ آن را به قابله دادند.
🌸🍃 سپس عُصارهای بسیار خوشبو سر نوزاد مالیدند و فرمودند: "اَسماء؛ الدَّمُ فِعْلُ الجاهلیّةِ"
« خون (بر سرِ نوزاد مالیدن) از آداب دوران جاهلیت است».
🔶 #امام_صادق(ع) میفرماید:
✨« چون امام حسین(ع) به دنیا امد #خداوند به #جبرییل دستور داد که با هزار مَلَک فرود آید تا از جانبِ #خداوند و خودش به حضرت رسول(ص) تهنیت بگوید.»✨
🔹🔸🔹🔸🔹
💐☘ هنگامیکه #جبرئیل نازل میشد، در جزیرهای به مَلَکی از حامِلان عرش الهی به نام "فُطرُس" برخورد که #خداوند به او دستوری داده اما در اجرای آن سُستی ورزیده بود؛ پس بالهایش در هم شکسته و در آن جزیره افتاده بود. فُطرس هفتصد سال در آنجا به عبادت #خداوند مشغول بود تا روزی که #امام_حسین(ع) متولد شد.
چون دید که #جبرئیل با ملائکه فرود میآیند از او پرسید به کجا میروید؟
🎁 فرمود: « #خداوند نعمتی به حضرت محمّد(ص) عطا فرموده و مرا برای تهنیت و مبارکباد فرستاده است.»💎
فطرس گفت: «مرا نیز با خود بِبر شاید پیامبر برایم دعا کنند.»
💠 #جبرئیل او را به همراه خود بُرد.
چون خدمت پیامبر رسید و از جانبِ #خداوند و خود تهنیت گفت، شرح حالِ فُطرس را به عرض رسانید.
🔸حضرت فرمود: «به او بگو خود را به این مولود بمالد و به جایگاهِ خود برگردد.»
❇️ فُطرس خود را به #امام_حسین(ع) مالید، سپس پر گرفت و بالا رفت و در آن حال میگفت:
❣«ای رسول خدا به زودی امّتِ تو این مولود را شهید میکنند.
چون آن بزرگوار بر من حق دارد، هر کس او را زیارت کند من زیارتِ او را به حضرتش میرسانم و هیچ مسلمانی به او #سلام ندهد یا بر او #صلوات نفرستد، مگر آنکه به حضرتش میرسانم.»❣
🦋 چون فُطرس به آسمان بالا رفت، میگفت:
🌷«کیست مثل من؟.. حال آنکه من آزاد شدۂ حسین؛ فرزند #علی و #فاطمه هستم.»🌷
-----------------------
📚 سَحاب رحمت
(عباس اسماعیلی یزدی)
✍↩← سجاد اکبری
🔻 ۞«سلام _ بر زرنه»۞
🔺| @salambarzarne
☀️ #صلے_الله_علیک_یا_اباعبداللہ
🎉 #میـلاد_نـور_مبـارکـــ .
➖➖➖➖➖➖
💐🍃 چون #امام_حسین(ع) متولد شد،
حضرت رسول به "اَسماء بنت عَمیس" فرمود:
✨«فرزندم را بیاور.»✨
اَسماء آن بزرگوار را در جامهای سفید پیچیده خدمت آن حضرت بُرد؛ #پیامبر(ص) در گوش راستِ او اذان و در گوش چپش اقامه گفت، و او را در دامن خود نهاد و گریست.
اَسماء عرض کرد: «پدر ومادرم فدایت، گریۂ شما از چیست؟»
⭕️ فرمود: «برای این فرزندم میگریَم. بعد از من گروهی از ستمکاران او راخواهند کُشت. خداوند شفاعتِ مرا به آنها نرسانَد.»
آنگاه فرمود: «دخترم #فاطمه را از این جریان باخبر نکن، چون تازه این فرزند برایش متولد شده است.»
🌼 سپس به #امیرالمومنین(ع) فرمود: «او را چه نام میگذاری؟»
گفت: «در نامگذاری بر شما سبقت نمیگیرم.»
پیامبر فرمود: «من هم بر پروردگارم سبقت نمیگیرم.»
✴️ #جبرئیل نازل شد و فرمود:
« ای محمد! #خداوند تو را سلام میرساند و میفرماید:
"عَلیٌّ مِنْکَ کَهارونَ مِنْ موسی"
« #علی نسبت به تو به منزلۂ هارون نسبت به موسی است. او را به اسم پسرِ هارون نام گذار که "شُبیر" است.»
پیامبر فرمود: «زبان من عربی است.»
#جبرئیل عرض کرد: « نام او را 🌷#حسین🌷 بگذار.»
✅ چون روز هفتم شد، پیامبر دو گوسفند سیاه وسفید برای او عَقیقه کردند و یک رانِ آن را به قابله دادند.
🌸🍃 سپس عُصارهای بسیار خوشبو سر نوزاد مالیدند و فرمودند: "اَسماء؛ الدَّمُ فِعْلُ الجاهلیّةِ"
« خون (بر سرِ نوزاد مالیدن) از آداب دوران جاهلیت است».
🔶 #امام_صادق(ع) میفرماید:
✨« چون امام حسین(ع) به دنیا امد #خداوند به #جبرییل دستور داد که با هزار مَلَک فرود آید تا از جانبِ #خداوند و خودش به حضرت رسول(ص) تهنیت بگوید.»✨
🔹🔸🔹🔸🔹
💐☘ هنگامیکه #جبرئیل نازل میشد، در جزیرهای به مَلَکی از حامِلان عرش الهی به نام "فُطرُس" برخورد که #خداوند به او دستوری داده اما در اجرای آن سُستی ورزیده بود؛ پس بالهایش در هم شکسته و در آن جزیره افتاده بود. فُطرس هفتصد سال در آنجا به عبادت #خداوند مشغول بود تا روزی که #امام_حسین(ع) متولد شد.
چون دید که #جبرئیل با ملائکه فرود میآیند از او پرسید به کجا میروید؟
🎁 فرمود: « #خداوند نعمتی به حضرت محمّد(ص) عطا فرموده و مرا برای تهنیت و مبارکباد فرستاده است.»💎
فطرس گفت: «مرا نیز با خود بِبر شاید پیامبر برایم دعا کنند.»
💠 #جبرئیل او را به همراه خود بُرد.
چون خدمت پیامبر رسید و از جانبِ #خداوند و خود تهنیت گفت، شرح حالِ فُطرس را به عرض رسانید.
🔸حضرت فرمود: «به او بگو خود را به این مولود بمالد و به جایگاهِ خود برگردد.»
❇️ فُطرس خود را به #امام_حسین(ع) مالید، سپس پر گرفت و بالا رفت و در آن حال میگفت:
❣«ای رسول خدا به زودی امّتِ تو این مولود را شهید میکنند.
چون آن بزرگوار بر من حق دارد، هر کس او را زیارت کند من زیارتِ او را به حضرتش میرسانم و هیچ مسلمانی به او #سلام ندهد یا بر او #صلوات نفرستد، مگر آنکه به حضرتش میرسانم.»❣
🦋 چون فُطرس به آسمان بالا رفت، میگفت:
🌷«کیست مثل من؟.. حال آنکه من آزاد شدۂ حسین؛ فرزند #علی و #فاطمه هستم.»🌷
-----------------------
📚 سَحاب رحمت
(عباس اسماعیلی یزدی)
✍↩← سجاد اکبری
🔻 ۞«سلام _ بر زرنه»۞
🔺| @salambarzarne
#بەنامخدا
#ستارگان بر کمند #ماه، آهنگ وداع
به پنجه ی #تقدیر دارند.
#خورشید به تابش نگاهش #شبنم
اشک می بارد.
#خواب در چشم #زمین ورم کرده است.
ثانیه ها نیز بر ناملایمات #روزگار چشم دوخته اند.نیلوفران بر #ساحل خواب
چرت تعدی را به #بیداری و شبزدگی
می سپارند. #جبرئیل به شب نشینی
بنده ی #صالح هبوطی به نشان دارد.
چشم #صداقت صادق فروهشته ی
جوری ست که در #صف بیدادها
#مآذن لاهوت دیگر است. نسیم #صبح
فلق با خنکای خاک رسته میزبان #صالحترین عبد #خداست.تلمیح الفبای #واژگان
به وصف تو ناید.حضورت هزاران غزل است بر دیوان #شعر. در خلوت ماه و کواکب #سجود سجدگاهت #گواه این مدعاست. اندوه #مقدس در فراقت با
#شعر و غزل هم قافیه ی نگاه #منور است.شقایق قلب ها به نامت می شکفد
نشانی #ملکوت از نام تو #هویدا می شود.ابرها به #چشمانت گریستند.بادها
شرح #شیفتگی به عطش #قریش بردند.
#افق نشسته بر خونابه ی دل، #کرانه غروب
توست تا #نسیمی از گیسوان #عنبر سای
تو را به #تاراج کین ناکسان پریشان کند.#کبوتران در وادی سرگردان #بقیع
#بینالحرمین را به #پرواز نامت می گشایند.
✍#فروزندە_شفیعیزرنە
99/3/27
━━━━━━
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
#ستارگان بر کمند #ماه، آهنگ وداع
به پنجه ی #تقدیر دارند.
#خورشید به تابش نگاهش #شبنم
اشک می بارد.
#خواب در چشم #زمین ورم کرده است.
ثانیه ها نیز بر ناملایمات #روزگار چشم دوخته اند.نیلوفران بر #ساحل خواب
چرت تعدی را به #بیداری و شبزدگی
می سپارند. #جبرئیل به شب نشینی
بنده ی #صالح هبوطی به نشان دارد.
چشم #صداقت صادق فروهشته ی
جوری ست که در #صف بیدادها
#مآذن لاهوت دیگر است. نسیم #صبح
فلق با خنکای خاک رسته میزبان #صالحترین عبد #خداست.تلمیح الفبای #واژگان
به وصف تو ناید.حضورت هزاران غزل است بر دیوان #شعر. در خلوت ماه و کواکب #سجود سجدگاهت #گواه این مدعاست. اندوه #مقدس در فراقت با
#شعر و غزل هم قافیه ی نگاه #منور است.شقایق قلب ها به نامت می شکفد
نشانی #ملکوت از نام تو #هویدا می شود.ابرها به #چشمانت گریستند.بادها
شرح #شیفتگی به عطش #قریش بردند.
#افق نشسته بر خونابه ی دل، #کرانه غروب
توست تا #نسیمی از گیسوان #عنبر سای
تو را به #تاراج کین ناکسان پریشان کند.#کبوتران در وادی سرگردان #بقیع
#بینالحرمین را به #پرواز نامت می گشایند.
✍#فروزندە_شفیعیزرنە
99/3/27
━━━━━━
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
#بەنامخدا
"#مبعثختمالمرسلینبر
#تمامیعدالتپیشگانتهنیت
#باد"
#زمان رام گام های توست
هنوز رد پاهایت بر تن
#سنگفرش صخره های حرا
باقی ست.خاکستر نشسته
بر زلفانت #گواه تاریخ
پر دردی ست که سر
افراز به #کرامت هستی ات
رسانده است.زخم های #روزگار
هنوز بر #تاول پاهای خسته ات
#عبور لحظه های ناب است.
#اعتدال که زیباست از درون مایه ی
تفکر و اندیشه ی #خدا دادی ات
سرچشمه ی #حُسن برون گشته است.
#سحر در بال پرستو به اقامه ی #سجودت
زانوی #تمنا را به خضوع نشسته است.
برگ برگ رویاها در حال #شکفتن است.
در ورای تمام ثانیه های کشنده #میراث دار
#عدالت به کرامت سینه داری. حال چه شده است که تن های خسته ی این روزها
#غبارگرفته ی نا عدالتی شده است. کاش
#باران نگاه تو و ایمان به تو، زرنگار بی #عدالتی را از جسم های ناخالص بشوید.#حریم گرم دلت پناه بی کسان باشد، نمی دانم چرا این بار بجای آرایه های زیبا از تو گفتن، نیش #قلم ناملایمات
#روزگار حال را به واگویه دارد .دلتنگی ها
از بقایای #عدالت و عدل تو، عطر نسترن
به #مشام بیپناهان می پراکند.آن هنگام
که فرشته ی #جبرئیل فرشی زمردین به
قدومت گسترانید#کرامت بشریت عاشقانه های دوباره به #زندگانی لبخند می زد.
حال بر سر امت تو چه آمده است، #ایثار رنگ باخته است ، #عاطفه ها به بن بست اندیشه ها گره خورده است.#اوج ناعدالتی طغیان کرده است.#دنیای وارونه ای از
پنجه بر #تسبیح و ذکر به زبان دورویی
می چرخد و دم از #دینداری ست.
مگر سخای #محمدمصطفی " ص "
#اوج افق های روشن را در ضمیرهای خفته بیدار نکرده است تا #جهان مصرعی از بلند بیت های #عدالت را در چشم های حقیقت بین به #تماشا نشیند.کو و کجاست آن همه شور و شعور #محمدی.
قلب نازنین ات در پس پرده های #حقانیت
رهگشایی شد بر دشت وحدت #مسلمین #جهان.حال وارونگی کاخ نشین و کوخ نشین بر دیدگان #گریان به نظاره ایم.
آنچه به #قلم آمد روزگاری ست که دل های #حقیقت بین به دیده ی قلمی کال
می نگرد.جای بسی سوال است که
پیشامدهای سخت و دشوار #آلعبا
به #ضیافت نگاه مهربانی ببرم که
بدون هیچ #واکنشی ، کنش های
امروزی به چنته ی #قلم می نشاند.
شاه بیت ها در وصف #پیامبر اعظم
گنگ و لال می ماند تا بنگارد آنچه به
#قلم نارس بنده ی حقیر #گنجانده شود.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۲۱ اسفند ماه ۹۹
🕪……#سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
"#مبعثختمالمرسلینبر
#تمامیعدالتپیشگانتهنیت
#باد"
#زمان رام گام های توست
هنوز رد پاهایت بر تن
#سنگفرش صخره های حرا
باقی ست.خاکستر نشسته
بر زلفانت #گواه تاریخ
پر دردی ست که سر
افراز به #کرامت هستی ات
رسانده است.زخم های #روزگار
هنوز بر #تاول پاهای خسته ات
#عبور لحظه های ناب است.
#اعتدال که زیباست از درون مایه ی
تفکر و اندیشه ی #خدا دادی ات
سرچشمه ی #حُسن برون گشته است.
#سحر در بال پرستو به اقامه ی #سجودت
زانوی #تمنا را به خضوع نشسته است.
برگ برگ رویاها در حال #شکفتن است.
در ورای تمام ثانیه های کشنده #میراث دار
#عدالت به کرامت سینه داری. حال چه شده است که تن های خسته ی این روزها
#غبارگرفته ی نا عدالتی شده است. کاش
#باران نگاه تو و ایمان به تو، زرنگار بی #عدالتی را از جسم های ناخالص بشوید.#حریم گرم دلت پناه بی کسان باشد، نمی دانم چرا این بار بجای آرایه های زیبا از تو گفتن، نیش #قلم ناملایمات
#روزگار حال را به واگویه دارد .دلتنگی ها
از بقایای #عدالت و عدل تو، عطر نسترن
به #مشام بیپناهان می پراکند.آن هنگام
که فرشته ی #جبرئیل فرشی زمردین به
قدومت گسترانید#کرامت بشریت عاشقانه های دوباره به #زندگانی لبخند می زد.
حال بر سر امت تو چه آمده است، #ایثار رنگ باخته است ، #عاطفه ها به بن بست اندیشه ها گره خورده است.#اوج ناعدالتی طغیان کرده است.#دنیای وارونه ای از
پنجه بر #تسبیح و ذکر به زبان دورویی
می چرخد و دم از #دینداری ست.
مگر سخای #محمدمصطفی " ص "
#اوج افق های روشن را در ضمیرهای خفته بیدار نکرده است تا #جهان مصرعی از بلند بیت های #عدالت را در چشم های حقیقت بین به #تماشا نشیند.کو و کجاست آن همه شور و شعور #محمدی.
قلب نازنین ات در پس پرده های #حقانیت
رهگشایی شد بر دشت وحدت #مسلمین #جهان.حال وارونگی کاخ نشین و کوخ نشین بر دیدگان #گریان به نظاره ایم.
آنچه به #قلم آمد روزگاری ست که دل های #حقیقت بین به دیده ی قلمی کال
می نگرد.جای بسی سوال است که
پیشامدهای سخت و دشوار #آلعبا
به #ضیافت نگاه مهربانی ببرم که
بدون هیچ #واکنشی ، کنش های
امروزی به چنته ی #قلم می نشاند.
شاه بیت ها در وصف #پیامبر اعظم
گنگ و لال می ماند تا بنگارد آنچه به
#قلم نارس بنده ی حقیر #گنجانده شود.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۲۱ اسفند ماه ۹۹
🕪……#سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh