سلام بر زرنه Zarneh ⁃🔕
8.59K subscribers
20.6K photos
15.6K videos
551 files
14.6K links
🕹 #کانال_سلام_بر_زرنه
قدیمی ترین و جامع ترین کانال شهرستان #ایوانغرب
🚫 تاریخ تاسیس:۱۳۹۴/۱۰/۲۲

ارتباط با ما / تبلیغات
⧩⧩⧩

@salam_bar_zarneh_z

#شرایط_تبلیغات در کانال :
⧩⧩⧩
@salam_bar_zarneh0
Download Telegram
سلام بر زرنه Zarneh ⁃🔕
کانال صدای سخن عشق – یاڕه‌ب
یاڕه‌ب وە ڕندان مه‌ست مەیخانەت
وە حەق پەرەستان دیری دیوانەت
#یارب ، #به_مستان #مستِ #میخانه‌ات
#به_حق #پرستانِ #شوریده‌ی_دیوانه‌ات
وە یاڕەب یاڕەب شەو زندەداران
کزەی سۆز دڵ دوعای بیماران
#به_یارب #یاربِ #شب_زنده‌دان
#صدایِ #سوزِ #دلِ #دعایِ #بیماران
وە ئاو دیدەی دڵ سۆختەگانت
عوشاق سادق دایم گریانت
#به #آبِ #دیده‌ی_دل_سوختگانت
#عشاق_صادق_دائم_گریانت
هەمسەران دەردم
لە سەر تا وە پا ئالوودەی دەردم
#یاران، #پر_از_دردم
#سر_تا_پای #آلوده‌یِ #دردم
مەجنوون سۆختەی بیاوان گەردم
لە عشق لەیلی وە بێ کەس مردم
#مجنون_سوخته‌ی_بیابانگردم
#در_عشق_لیلی_تنها_و_بیکس، #مردم
هجر دووس بردم وە شەرای مردن
کەس نمەزانوو دەردم چ دەردن»
#هجر_یار_مرا_به_کام_مرگ_رسانده
#کسی_از_درد_درونم_آگاه_نیست»
باد مرادت بدەر کەمانە
تا نار عشقم بدەی زەبانە
#باد_مرادت_را_به_سویم_روانه_کن
#تا_آتش_عشقم_مدام_زبانه_بکشد

#حیران_علیشاه

با صدای استاد شهرام ناظری

📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
#بەنام‌خدا

" #مانشت "


به پهنای حوصلەی #قلم، اندوه #آسیاب
شده ی #کلمات تراژدی #سنگ زیرین شده است. #عطر زلف یالت را #نسیم‌صبح
بر #دشت ایل، التهابی ست به #گلشن جان
تا نقطەی #همرنگ بخت، گوشه ی #لب‌قلم
را به رویت #ماەنقاب افتاده ببیند.
از سر یال و #صخرەات مگر ُنگ‌گلاب افتاده است تا #شعاعی از نگاهت در #ثریا
جلوه کند.
از واژه های گرم #خاطرات خاک گرفته خواندن #لالایی برای بادهای نا آرام به #چشم #آفتاب سپردن است تا مزه ی تازه #صبح را به #کام تلخ شب زده ام #شیرین کند. گاهی شکوه #مانشت را می بینم #پشت‌پنجره
با گونەهای #سفید و ارغوانی ، که در #نگاەقلم #خیره مانده است واژه واژه #اقتدارت را به صحیفەی #سپید دفتر می گشایم.
#سحرگاهان دیده ی تَر، #شبنم به آغوش
#دامن می چکاند . نگاه گرم #جانان به
سوی #قلەات، پرواز #عقاب بر بلندایت
به #تماشا نشیند.
#نسیم به رقص آمده است #دامن رها شده #دخترایل را بر پایین #دشت‌سبز و مخملین تو بگشاید.
#گیسوان طلایی #خورشید سر یال‌ات را شانه می زند ، بر سر #شانەهایت انگار
جای خالی ، شبیه #بال‌احساس می شود.
بوی #باد و علف و #گندمزار لذت بی پایانی ست پشت #پرچین‌شقایق و #پونه. کاش می شد مثل خواب #صبحدم ، دود چپق
#مرد ایل را به خاطرات دیرین #روشن کرد. یک #جرعه‌نسیم در پس #سرخرمن ، آه و آب را به #رخسار خسته بپاشد. از #بهارستان آغوش زن #ایل، خیالی پشت دار #قالی مانده است تا نقش #ماندانا را بر گل های #قالی نقش زند. بی تو گل های #تبسم لب جوی در #دشت احساس کودک #ایل‌اسیر خشکسالی ست. بی تو در خندیدن #خورشید حالی نمانده است #ظلمت سنگین #شب‌زدگی‌ها در چشمان #چوپان
را بشکند. امروز پشت طرح بند #مانشت.کدامین ‌#تمنا ایستاده است تا #زرگر
#نقش زیبای تو را به #گلوبند‌‌ زمان گره زند.
اسم روشن و #لطیف تو مثل #دلت می ماند تو باز #لبخند بزنی و آسمان را به #ضیافت قله ات آورده باشی.
#قلم میان لب و#چشم و زلف یال‌ات چون کودکی #حیران است #آواز منتشر شده در باد را به گوش #دلیرمردانت برده باشد.
از #مشرق لاهوت نگاه سبز در #سبزت، سحر پیچیده در #آیینەی‌مانوس چشم مردمانت هزاران نقش #غیرت را به تماشاست.

۶ مردادماه۹۹

به قلم : #فروزنده_شفیعی

📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
#بەنام‌خدا

" #سریوان‌وسرکش "


#باران می بارد تا کوچه های احساس،
خیس از #غزل شکفتن شود و عصر
#پاییز ، دمنوشی از #شعر و نبات را به چشم
های غزال #سرکش که بر سر یالش
به اقتدار ایستاده بر دشت #سریوان
بنگرد. بغض چندین ساله ی #قلم
می شکند و من #آهسته و آرام در وجودم
می بارم.#ابرها رها می شوند تا شاه توت
#بیت‌الغزل عشق به پای درخت جان بریزد.بوی تمشک سرخ #خیال تا دم صبح می پیچد روی #دامن قله ی کلمات، دل ترک خورده ی انار بر #شاخسار درخت اندیشه در مه غروب ، #انعکاس لبخند
#بهاران را تداعی می شود. انگار نفس #سرکش همچون سرفصل ها، شبیه #روح درون خود دمیده است تا تصویر #سریوان را همچون #آیینه به نگاهم در سبزه زار از
یاد سبزه مانده در ذهن #پاییز، دختری ست گردان افراشته که بارش #گیسوان بلندش در نگاه رعنای #غزال کوهت ،
شعر و #غزل را به واژه ی برگزین قافیه ها
بکشاند. تمام روزها از #چشم‌انداز قله هایت #جان می گیرد، ثانیه ها سرشار از
حضور #مفرح تفرجگاه توست که در سپیدی چشمان من #جوانه می زند.
عطر گیسوانی که سوار بر #قاصدک می کنم تا برایت از #دلتنگی روزگاران ، غزلی ناب بسراید.بر #شاخسارت دار می زنند
تا #قلب و اندیشه از یادها غافل نباشد.
گاه به شوق بودن های #بهار زنده ایم.
بوی #آویشن و عنبر کوهسار#سرکش و #سریوان #نیاز به تعبیر ندارد. بگذار خنکای نسیم ات، #سکوت تلخ غروب ها در سمفونی وزش #شاخسارانت جای زخمی
باقی نگذارد.#باد موافق که می وزد باز
#عطر تن را به پیراهن سبزه زار می نشاند.
سینه به دشت #سریوان دکان عطاری ست
تا رازیانه و شاهی و گشنیز و هل و آویشن و نبیذ سرخ #شورانگیز را به تراوش قلم ُشک افشان کند.
جسم #گرمسیرات تو بهارانی ست که جان #پاییز برای گذر از غم ها ، به #عشق دوباره
رستن ها، راه رفتن زیر #باران را تجویز می کند. آنگاه سحر بر یال کوه #سرکش می تابد، صبح از نفس سپیده آغاز می شود تا #چکاوک ترانه سر کند و باغ غزلش‌ #بهار شکوفه های #سراب شود. #موج عطش به روی لب قلم خوابیده است تا بر بالشی از صخره ی #سرکش ، ستاره های آسمان #سریوان آهسته گذر کند.خورشید به ناز غرق تب خوابیده را بر چهره ی #جان فرو نشاند. در خطوط مبهم دود و #آتش ، خاکستر کشیده و بر بالایش کتری و چایی دم کرده به #همنوایی دختر #باران ، بغض نهفته را زنجیر می کند تا ساده در بند #سکوت، ضرب آهنگ هوره ی کوردواری موج #عشق به بهای عهد و پیمان #روزگاران به حنجره ی چوپان
گره زند. #ابریشم مخمل و سبزه به پای
قدم های رهگذران بارش تواضع #نسیم کوهسار سرکش در هوای سینه رهاست. هرگاه #دل با نفس #بهار در حال جدل است، فالی بر سبزه گره زدن، راه تازه ی رهایی در #خیال است. در کنار #گذرگاهت دلتنگی جایی ندارد. از یال ات
#غزال خرامان بالا می رود .کمی بوی خاک #باران خورده به سکوت آغوش #صحرا بهترین تسکین است.#عشق به زادگاه را باید در سکوت شنید.

#فروزندە‌ـ‌‌شفیعی‌ـ‌زرنە

۱۸ آذر ماه ۹۹
📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه
»» @salam_bar_zarneh
#بەنام‌خدا

"#مبعث‌ختم‌المرسلین‌بر
#تمامی‌عدالت‌پیشگان‌تهنیت
#باد"

#زمان رام گام های توست
هنوز رد پاهایت بر تن
#سنگ‌فرش صخره های حرا
باقی ست.خاکستر نشسته
بر زلفانت #گواه تاریخ
پر دردی ست که سر
افراز به #کرامت هستی ات
رسانده است.زخم های #روزگار
هنوز بر #تاول پاهای خسته ات
#عبور لحظه های ناب است.
#اعتدال که زیباست از درون مایه ی
تفکر و اندیشه ی #خدا دادی ات
سرچشمه ی ُسن برون گشته است.
#سحر در بال پرستو به اقامه ی #سجودت
زانوی #تمنا را به خضوع نشسته است.
برگ برگ رویاها در حال #شکفتن است.
در ورای تمام ثانیه های کشنده #میراث دار
#عدالت به کرامت سینه داری. حال چه شده است که تن های خسته ی این روزها
#غبارگرفته ی نا عدالتی شده است. کاش
#باران نگاه تو و ایمان به تو، زرنگار بی #عدالتی را از جسم های ناخالص بشوید.#حریم گرم دلت پناه بی کسان باشد، نمی دانم چرا این بار بجای آرایه های زیبا از تو گفتن، نیش #قلم ناملایمات
#روزگار حال را به واگویه دارد .دلتنگی ها
از بقایای #عدالت و عدل تو، عطر نسترن
به #مشام بی‌پناهان می پراکند.آن هنگام
که فرشته ی #جبرئیل فرشی زمردین به
قدومت گسترانید#کرامت بشریت عاشقانه های دوباره به #زندگانی لبخند می زد.
حال بر سر امت تو چه آمده است، #ایثار رنگ باخته است ، #عاطفه ها به بن بست اندیشه ها گره خورده است.#اوج ناعدالتی طغیان کرده است.#دنیای وارونه ای از
پنجه بر #تسبیح و ذکر به زبان دورویی
می چرخد و دم از #دینداری ست.
مگر سخای #محمدمصطفی " ص "
#اوج افق های روشن را در ضمیرهای خفته بیدار نکرده است تا #جهان مصرعی از بلند بیت های #عدالت را در چشم های حقیقت بین به #تماشا نشیند.کو و کجاست آن همه شور و شعور #محمدی.
قلب نازنین ات در پس پرده های #حقانیت
رهگشایی شد بر دشت وحدت #مسلمین #جهان.حال وارونگی کاخ نشین و کوخ نشین بر دیدگان #گریان به نظاره ایم.
آنچه به #قلم آمد روزگاری ست که دل های #حقیقت بین به دیده ی قلمی کال
می نگرد.جای بسی سوال است که
پیشامدهای سخت و دشوار #آل‌عبا
به #ضیافت نگاه مهربانی ببرم که
بدون هیچ #واکنشی ، کنش های
امروزی به چنته ی #قلم می نشاند.
شاه بیت ها در وصف #پیامبر اعظم
گنگ و لال می ماند تا بنگارد آنچه به
#قلم نارس بنده ی حقیر #گنجانده شود.

#‌فروزندە‌ـ‌شفیعی‌ـ‌زرنە

۲۱ اسفند ماه ۹۹

🕪……#سلام_بر_زرنه
»» @salam_bar_zarneh