👤معرفی زنان اسطورەای ایوان کلهر 🧕
خاتون نام آشنای ایل کلهر بانوی مغفورە #فرشته_شفیعی،فرزند گرانقدر #میرزاخان شفیعی کلهر به پاسداشت نام نکو وعروج ناباورانه اش
━━━━━━━━━━━
✍چوبرشکست صبا زلف عنبر افشانش
بهر شکسته که پیوست تازه شدجانش
کجاست همنفسی تابه شرح عرضه دهم
که دل چه می کشد از روزگار هجرانش
#ققنوس سر از خاکستر دلم بر نمی دارد، غمناکی من در چشمان باران خورده ام می دانند 🍁پاییزم از شام گیسوی تو یلدا نخواهد شد. #چشم_خیسم شوق تماشای شیرین شمایل تو در گلستان عطر نیلوفری ات به تمنای آغوش گرمت حسرت بوییدن دارد. بگذار که رویای قدم های توعمری در پرسه زدن های من خسته بماند.کافیست شبی خوشه ی #چشمان_سیاهت در خمره ی احساس من سر بسته بماند. اوج پرواز چه رویای غریبی است بعداز مرگ جانگداز تو،▪️ رازی است که از خرمن گیسوی من یک رشته سیاهی نمانده است.کاش صدایم به تومی رسید تا از پشت لحظه های تنهایی ام کلبه ی بی فروغ خاندانم منتظرگامهای بلندشاهزاده ی کلهرمیشد
تاشمایل کلهریت با طره ی زلفان همچون یاس که از سینه ی فراغ آبشار نمودی در انبوه نگاه کلهرنشینان شکوفه میداد.
#تندیس_زلیخاییت یک عشق، یک شکوه،یک ابهت به منظره گاه دیدگان متجلی بود خرامان #خاتون_هزارقبیله که وارث سنت واصالت کیش و کت و #گُوڵوەنی کورد و کلهری
#تومیراث_دار اصالت #ایل وتباری که بر قامت خرامانی ات غزل فرقت باید سرود.
🌲🍀روحت قرین رحمت الهی🍀🌲
👤 بقلم ✍ #شفیعی98/1/21
☑👈 #سلام_بر_زرنه 🔻
https://t.me/joinchat/AAAAAD0ItnjVf0BQ91VGfA
خاتون نام آشنای ایل کلهر بانوی مغفورە #فرشته_شفیعی،فرزند گرانقدر #میرزاخان شفیعی کلهر به پاسداشت نام نکو وعروج ناباورانه اش
━━━━━━━━━━━
✍چوبرشکست صبا زلف عنبر افشانش
بهر شکسته که پیوست تازه شدجانش
کجاست همنفسی تابه شرح عرضه دهم
که دل چه می کشد از روزگار هجرانش
#ققنوس سر از خاکستر دلم بر نمی دارد، غمناکی من در چشمان باران خورده ام می دانند 🍁پاییزم از شام گیسوی تو یلدا نخواهد شد. #چشم_خیسم شوق تماشای شیرین شمایل تو در گلستان عطر نیلوفری ات به تمنای آغوش گرمت حسرت بوییدن دارد. بگذار که رویای قدم های توعمری در پرسه زدن های من خسته بماند.کافیست شبی خوشه ی #چشمان_سیاهت در خمره ی احساس من سر بسته بماند. اوج پرواز چه رویای غریبی است بعداز مرگ جانگداز تو،▪️ رازی است که از خرمن گیسوی من یک رشته سیاهی نمانده است.کاش صدایم به تومی رسید تا از پشت لحظه های تنهایی ام کلبه ی بی فروغ خاندانم منتظرگامهای بلندشاهزاده ی کلهرمیشد
تاشمایل کلهریت با طره ی زلفان همچون یاس که از سینه ی فراغ آبشار نمودی در انبوه نگاه کلهرنشینان شکوفه میداد.
#تندیس_زلیخاییت یک عشق، یک شکوه،یک ابهت به منظره گاه دیدگان متجلی بود خرامان #خاتون_هزارقبیله که وارث سنت واصالت کیش و کت و #گُوڵوەنی کورد و کلهری
#تومیراث_دار اصالت #ایل وتباری که بر قامت خرامانی ات غزل فرقت باید سرود.
🌲🍀روحت قرین رحمت الهی🍀🌲
👤 بقلم ✍ #شفیعی98/1/21
☑👈 #سلام_بر_زرنه 🔻
https://t.me/joinchat/AAAAAD0ItnjVf0BQ91VGfA
Telegram
attach 📎
⚫️ پنجشنبه های دلتنگی
روحشان شاد و یادشان گرامی باد
#پنجشنبه #ایل_شکره #حیدری
❌👈 📸 : حیدری
🔻⬇️🔻
t.me/salam_bar_zarneh
روحشان شاد و یادشان گرامی باد
#پنجشنبه #ایل_شکره #حیدری
❌👈 📸 : حیدری
🔻⬇️🔻
t.me/salam_bar_zarneh
⚫️ پیام های تسلیت
انا لله وا نا الیه راجعون
خبر درگذشت بزرگ مردی از تبار نیکان
اسوه اخلاق و جوانمردی مرحوم مغفور شادروان مشهدی فتاح آزادی باعث تاسف
و تالم فراوان گردید این مصیبت عظما را خدمت خانواده محترم آن مرحوم ب ویژه فرزندان داغدار و سایر بستگان تسلیت عرض می نمایم از خدای منان برای روح سفر کرده نابهنگام طلب رحمت مغفرت و برای بازماندگان صبر شکیبایی خواستارم..
ما را در غم خود شریک بدانین
روحش شاد یادش گرامی
برای شادی روح شادروان مشهدی فتاح آزادی فاتحه الاصوات عنایت بفرمائید
اللهم صل علی محمد وال محمد
روحش شاد یادش در دل ها باقی می ماند
با احترام از طرف خانواده داغدار کربلایی علی(قیطول)حیدری
کل من علیها فان منهم 🏴🏴
خدمت خانواده های محترم آزادی وایل بزرگ اسماعیلی درگذشت پدری مهربان ومهمان نوا ز مشهدی فتاح خان آزادی عرض تسلیت دارم بقای بازمانده گان را از خداوند طالبم ومغفرت ورحمت واسعه الهی رادر این شبهای رحمت برایشان از خداوند رحمان ورحیم خواستارم مارا در غم خود شریک بدانید روحش شاد 🏴🏴🏴 از طرف خانواده عزالدین محمودی
انالله واناالیه راجعون
خانواده های محترم ازادی .اسماعیلی .محمدی وطوایف بزرگ زرنه واسماعیلی
درگذشت مردی ازتبار نیک نامان.مردی مصلح.وخوش اخلاق .مردمی وزحمت کش مرحوم فتاح خان ازادی راحضور خانواده محترم فرزندان .وبستگان وطوایف بزرگ زرنه واسماعیلی تسلیت عرض نموده وازخدای منان برای ان مرحوم مغفرت ورحمت واسعه الهی.وبرای بازماندگان صبر وشکیبایی خواهان وخواستاریم.مانیز دراین مصیبت شریک غم شما هستیم
رضاشفیعی.حاج اکبر باباخانی.ایت اله شفیعی ...
انا لله و انا الیه راجعون
خانواده محترم آزادی
مصیبت درگذشت زنده یاد مشهدی فتاح خان آزادی را از صمیم قلب تسلیت
عرض نموده از خداوند متعال برای آن عزیز سفر کرده آمرزش ورحمت واسعه وبرای بازماندگان صبر جمیل مسئلت داریم.
شادی روحش فاتحه مع الصلوات
از طرف
بهمن غلامی وخانواده
خانواده های محترم آزادی
مصیبت وارده درگذشت پدرگرامیتان رابه شما وسایر بستگان تسلیت وتعزیت عرض مینمایم برای آن عزیز سفر کرده علو درجات ورحمت واسعه الهی وبرای بازماندگان صبرجمیل خواهانم
دلشاد غلامی وبرادران
خانواده های ازادی و اسماعیلی و محمدی در گذشت پدری دلسوز و مهربان از تبار نیکان را به شما و خانواده محترمشان تسلیت عرص می نمایم. ما را در غم خود شریک بدانید
. با احترام فریدون فیلی
◾️🍀 اناللەواناالیەراجعون ◾️🍀
باکمال تاسف و تاثر درگذشت پدری مهربان و فداکار عموی گرانقدر #مشهدیفتاحخانآزادی را بە خانوادە های داغدار #آزادی_ومحمدی
و #ایل_بزرگ_اسماعیلی
ومردم شریف #زرنە تسلیت عرض کردە و ازدرگاە ایزد منان برای آن عزیز سفر کردە علو درجات و برای بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواستاریم
مارادر غم خود شریک بدانید
⚫️🥀⚫️🥀⚫️🥀⚫️🥀
ازطرف خانواده
#جهتعباسینیا_وفرزندان
انالله وانا الیه راجعون
خبر درگذشت مردی بزرگ از تبار نیکان
اسوه اخلاق و جوانمردی مرحوم مغفور شادروان مشهدی( فتاح خان آزادی) باعث تاسف
و تالم فراوان گردید این مصیبت عظما را خدمت خانوادهای بزرگ شهر زرنه وایل اسماعیلی وبویژه فرزندان داغدارشان و سایر بستگان تسلیت عرض می نمایم از خداوند متعال برای این عزیز سفر کرده طلب رحمت و مغفرت واسعه الهی ،و برای بازماندگان صبر جمیل خواستارم..
شادی روحش فاتحه ام صلوات
(با احترام جهان رستمی و برادران)
خانواده های آزادی اسماعیلی و محمدی مصیبت وارده را تسلیت عرض مینماییم ما را در غم خود شریک بدانید
از طرف روح الله مرادخانی و برادران
با سلام و احترام خدمت آقای حیدری
خانواده های محترم آزادی درگذشت پدری مهربان مرحوم فتاح خان آزادی را تسلیت عرض نموده و برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت مینماییم از طرف صیدنظر داودی و خانواده
خانواده های آزادی اسماعیلی و محمدی مصیبت وارده را تسلیت عرض مینماییم ما را در غم خود شریک بدانید
از طرف اردشیر اسماعیلی و خانواده
با عرض سلام وتسلیت خدمت خانواده های آذادی محمدی اسماعیلی درگذشت پدری دلسوز ومهربان رابه خانواده محترمشان تسلیت عرض می نمایم مارادرغم خود شریک بدان بهنام فیلی ازکرج
بازگشت همه به سوی اوست
خانوادهای محترم ومعزز آزادی .محمدی. درگذشت پدری مهربان دلسوز زحمت کش مشهدی فتاح خان آزادی رابه شما وفرزندان داغدارش ازصمیم قلب تسلیت عرض میکنم وبرای آن عزیز سفر کرده از خداوند منان غفران و رحمت الهی خواستارم.
امید بابایی زرنه
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
انا لله وا نا الیه راجعون
خبر درگذشت بزرگ مردی از تبار نیکان
اسوه اخلاق و جوانمردی مرحوم مغفور شادروان مشهدی فتاح آزادی باعث تاسف
و تالم فراوان گردید این مصیبت عظما را خدمت خانواده محترم آن مرحوم ب ویژه فرزندان داغدار و سایر بستگان تسلیت عرض می نمایم از خدای منان برای روح سفر کرده نابهنگام طلب رحمت مغفرت و برای بازماندگان صبر شکیبایی خواستارم..
ما را در غم خود شریک بدانین
روحش شاد یادش گرامی
برای شادی روح شادروان مشهدی فتاح آزادی فاتحه الاصوات عنایت بفرمائید
اللهم صل علی محمد وال محمد
روحش شاد یادش در دل ها باقی می ماند
با احترام از طرف خانواده داغدار کربلایی علی(قیطول)حیدری
کل من علیها فان منهم 🏴🏴
خدمت خانواده های محترم آزادی وایل بزرگ اسماعیلی درگذشت پدری مهربان ومهمان نوا ز مشهدی فتاح خان آزادی عرض تسلیت دارم بقای بازمانده گان را از خداوند طالبم ومغفرت ورحمت واسعه الهی رادر این شبهای رحمت برایشان از خداوند رحمان ورحیم خواستارم مارا در غم خود شریک بدانید روحش شاد 🏴🏴🏴 از طرف خانواده عزالدین محمودی
انالله واناالیه راجعون
خانواده های محترم ازادی .اسماعیلی .محمدی وطوایف بزرگ زرنه واسماعیلی
درگذشت مردی ازتبار نیک نامان.مردی مصلح.وخوش اخلاق .مردمی وزحمت کش مرحوم فتاح خان ازادی راحضور خانواده محترم فرزندان .وبستگان وطوایف بزرگ زرنه واسماعیلی تسلیت عرض نموده وازخدای منان برای ان مرحوم مغفرت ورحمت واسعه الهی.وبرای بازماندگان صبر وشکیبایی خواهان وخواستاریم.مانیز دراین مصیبت شریک غم شما هستیم
رضاشفیعی.حاج اکبر باباخانی.ایت اله شفیعی ...
انا لله و انا الیه راجعون
خانواده محترم آزادی
مصیبت درگذشت زنده یاد مشهدی فتاح خان آزادی را از صمیم قلب تسلیت
عرض نموده از خداوند متعال برای آن عزیز سفر کرده آمرزش ورحمت واسعه وبرای بازماندگان صبر جمیل مسئلت داریم.
شادی روحش فاتحه مع الصلوات
از طرف
بهمن غلامی وخانواده
خانواده های محترم آزادی
مصیبت وارده درگذشت پدرگرامیتان رابه شما وسایر بستگان تسلیت وتعزیت عرض مینمایم برای آن عزیز سفر کرده علو درجات ورحمت واسعه الهی وبرای بازماندگان صبرجمیل خواهانم
دلشاد غلامی وبرادران
خانواده های ازادی و اسماعیلی و محمدی در گذشت پدری دلسوز و مهربان از تبار نیکان را به شما و خانواده محترمشان تسلیت عرص می نمایم. ما را در غم خود شریک بدانید
. با احترام فریدون فیلی
◾️🍀 اناللەواناالیەراجعون ◾️🍀
باکمال تاسف و تاثر درگذشت پدری مهربان و فداکار عموی گرانقدر #مشهدیفتاحخانآزادی را بە خانوادە های داغدار #آزادی_ومحمدی
و #ایل_بزرگ_اسماعیلی
ومردم شریف #زرنە تسلیت عرض کردە و ازدرگاە ایزد منان برای آن عزیز سفر کردە علو درجات و برای بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواستاریم
مارادر غم خود شریک بدانید
⚫️🥀⚫️🥀⚫️🥀⚫️🥀
ازطرف خانواده
#جهتعباسینیا_وفرزندان
انالله وانا الیه راجعون
خبر درگذشت مردی بزرگ از تبار نیکان
اسوه اخلاق و جوانمردی مرحوم مغفور شادروان مشهدی( فتاح خان آزادی) باعث تاسف
و تالم فراوان گردید این مصیبت عظما را خدمت خانوادهای بزرگ شهر زرنه وایل اسماعیلی وبویژه فرزندان داغدارشان و سایر بستگان تسلیت عرض می نمایم از خداوند متعال برای این عزیز سفر کرده طلب رحمت و مغفرت واسعه الهی ،و برای بازماندگان صبر جمیل خواستارم..
شادی روحش فاتحه ام صلوات
(با احترام جهان رستمی و برادران)
خانواده های آزادی اسماعیلی و محمدی مصیبت وارده را تسلیت عرض مینماییم ما را در غم خود شریک بدانید
از طرف روح الله مرادخانی و برادران
با سلام و احترام خدمت آقای حیدری
خانواده های محترم آزادی درگذشت پدری مهربان مرحوم فتاح خان آزادی را تسلیت عرض نموده و برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت مینماییم از طرف صیدنظر داودی و خانواده
خانواده های آزادی اسماعیلی و محمدی مصیبت وارده را تسلیت عرض مینماییم ما را در غم خود شریک بدانید
از طرف اردشیر اسماعیلی و خانواده
با عرض سلام وتسلیت خدمت خانواده های آذادی محمدی اسماعیلی درگذشت پدری دلسوز ومهربان رابه خانواده محترمشان تسلیت عرض می نمایم مارادرغم خود شریک بدان بهنام فیلی ازکرج
بازگشت همه به سوی اوست
خانوادهای محترم ومعزز آزادی .محمدی. درگذشت پدری مهربان دلسوز زحمت کش مشهدی فتاح خان آزادی رابه شما وفرزندان داغدارش ازصمیم قلب تسلیت عرض میکنم وبرای آن عزیز سفر کرده از خداوند منان غفران و رحمت الهی خواستارم.
امید بابایی زرنه
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
#بەنامخدا
" #ایلنامه "
#ساعت زندگی را به وقت لبخندت
کوک کرده ام.لبخند #خورشید بر
افق کوه #گاومیر، لب قلم به تابش
نگاهت پیدا می شود.نبض #زندگی
با نفس های تو هماهنگ است .
من با لب های سر یال #کوه تو
حرف می زنم و بر سر انگشتان تو
شاخه های #شعر را لمس کرده ام.
گیسوان #شبدیز زنان #کلهر را بر
آبشار شانه هایشان به تماشا نشسته ام.
و بافه بافه #زلف کمند را به #گلاویز گُل و میخک رها شده در #نسیم کوهساردیده ام. خفتان سکه ی نقره دوز و سربند کلهری به شکوه رویت تمدن #ایل را به پنجستونی چیت و دوار کردواری به دامن #مانشت دیده ام . چشمان #عقاب سر یالت را به شکار #آهوان خرامان به تیر وتفنگ مردان با #غیرتت شنیده ام. لبخندت و
نفس هایت به گندمزار #شعر شکوفه می دهد.عطر زلف سبزه زارت به نسیم صبح
گذر کرده است. تا التهاب #نیلبک چوپان بر دشت و چمن، تُنگ #گلاب به گونه ی کوزه ی آب سر شانه هایش فرو چکد.
شعاعی از نگاه ماه #ثریا بر شب ستاره #باران ایل جلوه می کند. ماه در محاق و مهرت پنهان شده ی پشت ابر بلندای کوه #گرەدل را به
رویت #نقاب افتاده می بیند. تا نقطه ی همرنگ #بخت، گوشه ی #یالسرکش به #خواب افتاده بیند. #وصف مردمانت در همه جا پیچیده است ، گویی نغمه ی ساز و شعر #اساطیری به طنین کوه #مهرنگار اذن به گلوی همه ی مآذن ها ، در #پژواک هوره ی
#کوردواری چوپانت با زنگوله ی گوسفندان
درهم می آمیزد.#مهتاب و گل، سرشته به
قالب شعرهای حماسی، #نقاب از رخ گلگونه به تلواسه های #کوشک، خواست
#غزلخوان شقایق است. بند #گیسوی پریشان #شاهپرور ، جلوه گه صبح بهاران بانمیل را به قرص مه تابان شعرهای خان #منصور می آویزد تا پشت پرچین الفبای
شعر به زبان #شاکه تحولی به گویش آغازد. صبح گاهان ، #خورشید اولین
تابشش را از دیده ی #ایلم ، شبنم خواب می چیند.#آسمان آبی دیده در آیینه ی
فلق بر گریبان صبح صادق #شیرزول دلجویی نغمه هایی را به نای غریب #بانکول
می شکند. گام حضور #دهقان به دشت و گندمزارش ، نفس باد #صبا را یکسره به بوی نان و#گندم می پراکند.قطره های #صیقل داده ی پیشانی مرد #ایل، دم به دم آینه ی #غیرت را به #زیارتگاه دل می گشاید. گوشه ای از لب ذاکرش دل را به قسم گاه #آینەها، رجعت سینه ی سوخته از جور #زمان است. تا بغض خفته #شانه ی بی سر نشان را بر
بالشی از #خاطرات فراموش شده بگذارد.
ایل #کلهرم، نام تو را که می شنوم ، سر تا پا #کبوتر می شوم. تو نباشی #چتر این دل وا نمی شود وقتی هوا، هوای #بارانی تو نیست.
✍#فروزندە_شفیعیزرنە
۳۱ خرداد ۹۹
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
" #ایلنامه "
#ساعت زندگی را به وقت لبخندت
کوک کرده ام.لبخند #خورشید بر
افق کوه #گاومیر، لب قلم به تابش
نگاهت پیدا می شود.نبض #زندگی
با نفس های تو هماهنگ است .
من با لب های سر یال #کوه تو
حرف می زنم و بر سر انگشتان تو
شاخه های #شعر را لمس کرده ام.
گیسوان #شبدیز زنان #کلهر را بر
آبشار شانه هایشان به تماشا نشسته ام.
و بافه بافه #زلف کمند را به #گلاویز گُل و میخک رها شده در #نسیم کوهساردیده ام. خفتان سکه ی نقره دوز و سربند کلهری به شکوه رویت تمدن #ایل را به پنجستونی چیت و دوار کردواری به دامن #مانشت دیده ام . چشمان #عقاب سر یالت را به شکار #آهوان خرامان به تیر وتفنگ مردان با #غیرتت شنیده ام. لبخندت و
نفس هایت به گندمزار #شعر شکوفه می دهد.عطر زلف سبزه زارت به نسیم صبح
گذر کرده است. تا التهاب #نیلبک چوپان بر دشت و چمن، تُنگ #گلاب به گونه ی کوزه ی آب سر شانه هایش فرو چکد.
شعاعی از نگاه ماه #ثریا بر شب ستاره #باران ایل جلوه می کند. ماه در محاق و مهرت پنهان شده ی پشت ابر بلندای کوه #گرەدل را به
رویت #نقاب افتاده می بیند. تا نقطه ی همرنگ #بخت، گوشه ی #یالسرکش به #خواب افتاده بیند. #وصف مردمانت در همه جا پیچیده است ، گویی نغمه ی ساز و شعر #اساطیری به طنین کوه #مهرنگار اذن به گلوی همه ی مآذن ها ، در #پژواک هوره ی
#کوردواری چوپانت با زنگوله ی گوسفندان
درهم می آمیزد.#مهتاب و گل، سرشته به
قالب شعرهای حماسی، #نقاب از رخ گلگونه به تلواسه های #کوشک، خواست
#غزلخوان شقایق است. بند #گیسوی پریشان #شاهپرور ، جلوه گه صبح بهاران بانمیل را به قرص مه تابان شعرهای خان #منصور می آویزد تا پشت پرچین الفبای
شعر به زبان #شاکه تحولی به گویش آغازد. صبح گاهان ، #خورشید اولین
تابشش را از دیده ی #ایلم ، شبنم خواب می چیند.#آسمان آبی دیده در آیینه ی
فلق بر گریبان صبح صادق #شیرزول دلجویی نغمه هایی را به نای غریب #بانکول
می شکند. گام حضور #دهقان به دشت و گندمزارش ، نفس باد #صبا را یکسره به بوی نان و#گندم می پراکند.قطره های #صیقل داده ی پیشانی مرد #ایل، دم به دم آینه ی #غیرت را به #زیارتگاه دل می گشاید. گوشه ای از لب ذاکرش دل را به قسم گاه #آینەها، رجعت سینه ی سوخته از جور #زمان است. تا بغض خفته #شانه ی بی سر نشان را بر
بالشی از #خاطرات فراموش شده بگذارد.
ایل #کلهرم، نام تو را که می شنوم ، سر تا پا #کبوتر می شوم. تو نباشی #چتر این دل وا نمی شود وقتی هوا، هوای #بارانی تو نیست.
✍#فروزندە_شفیعیزرنە
۳۱ خرداد ۹۹
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
#بەنامخدا
" #دخترـایل "
در هوای شمالی #ایل، کوچه های کاهگلی #دل سبزتر است. زیر #باران نگاهت دست ها جوانه می زند و لبخندها شکل و #عطر
شکوفه #بهاری خواهند داشت. چهار فصل ات ، بادهای نا آرام به #حراج گذاشته است بوی نم و کاهگل از دامن پس کوچه ها می تکاند و #عطر گلاب و #میخک بر رقص نسیم دامن چین دار ، غزلی به لطف #قلم می آغازد تا کنار قاب عکس کهنه ی #خاک ، نقش رویت به دیوار سینه بیاویزد. نفس پاک شقایق بر سینه ی کوه، صحبت چلچله با #صبح، نبض لرزان #گندمزار، #گردش رنگ و طرح در گونه ی
#گُل ، جرعه ای به کوزه ی سر شانه هایت به #جان باقی ست. در انبوه سبزه زار چشمانت، بهار حرف کمی نیست.قطره های #باران، همچون مروارید غلطان بر #افق گونه هایت ، شکوه ترسیم یک نقاشی را به #یاقوت سرخ قبای اطلسی می چکاند.#بهار گیسوانت نیلوفرانه اشتیاق بارش #شبنم بر لب بام شانه هایت به #آغوش دارد.نگاهت آتش و احساس می پرورد تا #گلباغ را به یاس گونه ات
سیب و #گلاب بیاراید وسرمه کشان #چشمانت همچون سیاه #مشقهای من
بر کرشمه ی #نازقلم بکشاند و
رویاهای شادمانه ات با نقش های #مخملی سرخ و #سکەزرد بر خفتان ات، طرح یک تکامل شیرین را به روزهای پر جذبه ی #فروردین پا می گیرد.در باغ #باران شعرهایم، باور غزل بر ذهن جویبار روشن در بال و برگ #چلچله و گندم جریان دارد تا آنک #بهار بود و من بودم.پشت #فصل های گمشده ،آن سوی دور دست ها ، آیا بهاری ست تا در نسیم زلفانت #شکوفه به یاقوت گردنت آویزد.
شاید #بهارقلم ، سبزی دستانی باشد که
از زمستان #مانشت برآمده است تا بذرهای
شکفته ی نگاه #شاهپرور را پا به پای قدوم #خانمنصور به میقات گل و سیب انار ، به شکوه یک لبخند شعر #شاکه برد.کمی عطر حُضورت را بیاور! بگذار خستگی ها
بر دوش #دخترایل ،ردای سبز غیرت را نشانه باشد. ذهن پر از #همهمه است، همهمه ی #کوردواری ات که پُر از حرف های نگفته است.لبخندهای نزده ات بر اشک و بغض #دل، سرشار از خاطرات
است، خاطراتی به شیرینی حضور #لالایی مادران که در پشت پلک های
یک غروب ، #خوابشیرین رویاها
به دست #شفق می سپارد تا با یک
بغل شعر ، دیوان ناخوانده ها
به برگ زرین دفتر رشادت های #دلیرانایل بگشاید.
✍#فروزندەشفیعیزرنە
۲۰ تیرماه ۹۹
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
" #دخترـایل "
در هوای شمالی #ایل، کوچه های کاهگلی #دل سبزتر است. زیر #باران نگاهت دست ها جوانه می زند و لبخندها شکل و #عطر
شکوفه #بهاری خواهند داشت. چهار فصل ات ، بادهای نا آرام به #حراج گذاشته است بوی نم و کاهگل از دامن پس کوچه ها می تکاند و #عطر گلاب و #میخک بر رقص نسیم دامن چین دار ، غزلی به لطف #قلم می آغازد تا کنار قاب عکس کهنه ی #خاک ، نقش رویت به دیوار سینه بیاویزد. نفس پاک شقایق بر سینه ی کوه، صحبت چلچله با #صبح، نبض لرزان #گندمزار، #گردش رنگ و طرح در گونه ی
#گُل ، جرعه ای به کوزه ی سر شانه هایت به #جان باقی ست. در انبوه سبزه زار چشمانت، بهار حرف کمی نیست.قطره های #باران، همچون مروارید غلطان بر #افق گونه هایت ، شکوه ترسیم یک نقاشی را به #یاقوت سرخ قبای اطلسی می چکاند.#بهار گیسوانت نیلوفرانه اشتیاق بارش #شبنم بر لب بام شانه هایت به #آغوش دارد.نگاهت آتش و احساس می پرورد تا #گلباغ را به یاس گونه ات
سیب و #گلاب بیاراید وسرمه کشان #چشمانت همچون سیاه #مشقهای من
بر کرشمه ی #نازقلم بکشاند و
رویاهای شادمانه ات با نقش های #مخملی سرخ و #سکەزرد بر خفتان ات، طرح یک تکامل شیرین را به روزهای پر جذبه ی #فروردین پا می گیرد.در باغ #باران شعرهایم، باور غزل بر ذهن جویبار روشن در بال و برگ #چلچله و گندم جریان دارد تا آنک #بهار بود و من بودم.پشت #فصل های گمشده ،آن سوی دور دست ها ، آیا بهاری ست تا در نسیم زلفانت #شکوفه به یاقوت گردنت آویزد.
شاید #بهارقلم ، سبزی دستانی باشد که
از زمستان #مانشت برآمده است تا بذرهای
شکفته ی نگاه #شاهپرور را پا به پای قدوم #خانمنصور به میقات گل و سیب انار ، به شکوه یک لبخند شعر #شاکه برد.کمی عطر حُضورت را بیاور! بگذار خستگی ها
بر دوش #دخترایل ،ردای سبز غیرت را نشانه باشد. ذهن پر از #همهمه است، همهمه ی #کوردواری ات که پُر از حرف های نگفته است.لبخندهای نزده ات بر اشک و بغض #دل، سرشار از خاطرات
است، خاطراتی به شیرینی حضور #لالایی مادران که در پشت پلک های
یک غروب ، #خوابشیرین رویاها
به دست #شفق می سپارد تا با یک
بغل شعر ، دیوان ناخوانده ها
به برگ زرین دفتر رشادت های #دلیرانایل بگشاید.
✍#فروزندەشفیعیزرنە
۲۰ تیرماه ۹۹
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
#بەنامخدا
#افولستارەیآسمانایلکلهُر
#میرزاخانشفیعیزرنه
" #بەشیوەیباران
#پرازطراوتتکراربود"
#پدر تو کیستی ! که بعد از نیم قرن
#ابهت نامت همچون #طراوت
#بهار به تازگی می نشیند.
#قلم مطلای ات بر نبوغ
ذاتی ات به تراوش #اندیشه می درخشد.
ای #سرو قامت ،
این لحظه ها گذرانند.
می دانم #ترانەها و غزل ها ، سرشار از رنگ و بوی نفس #مسیحایی تواند.
به لحظه های عبور #مهتابیات ، چه شعرها پس از گذر #ماه گونت بر اوراق
#تاریخ جاری گشت وقتی از هر #گلواژەی سخن بکر و بدیع ات #شکیبایی شکوفه می زد..شیدایی و افتادگی ات به #ایل و تبار، بارش تواضع بود و #فروتنی. فصل
#صبرت جوانه می زد بر #بهار دل ها، در قاب #چشمان دوراندیش ات، هر #نگاه و نفس یلدایی بود به رنگ عشق، نخستین تحلیف ایل بیگی در #مجلس خوبان بر #زبانشیوایت جاری گشت تا
#چراغی شود به راه #سعادت مردمانت
دیری ست که #مهجوریات بر قامت
#قلم روزهای خاکستری را به وداعی
تلخ به #تلاوت نشسته است. دیر زمانی
ست که در #سپیده دمان انتخاب ،
بغض فرو خورده در گلوگاه قلم
نای نفس ندارد. تویی که #مظهرمهرووفا
و #مردمداریت ورد زبان ها جاری ست.
#دستانباسخاوتت را سخایی چون
#حاتم طایی به آغوش بی پناهان تداعی ست. #خوانگستردەات میزبان دل های
بی قرار بود . سال ها بگذرد #نیکنامیات القاب شده بر اوراق زرین #تاریخکلهُر
به طراوت شمیم #عطرآگین بهاری پر شکوه است تا بر قلب ها و #قلمها گره خورد. نگاه #ژرفاندیش روزگاران خود گواه این مدعاست تا برای همیشه ی #دوران در قله ی قلب ها #فاتح، همچون #مانشت سرافراز #بدرخشید. یقین دارم
#قرنها نیز بگذرد، آه و##حسرت در نبود
تو به #قلبهانشانەای.
۲۶ تیرماه ۹۹
🍁✍#فروزندەشفیعیزرنە🍁
━━━━━━
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
Telegram
attach 📎
#بەنامخدا
" #مانشت "
به پهنای حوصلەی #قلم، اندوه #آسیاب
شده ی #کلمات تراژدی #سنگ زیرین شده است. #عطر زلف یالت را #نسیمصبح
بر #دشت ایل، التهابی ست به #گلشن جان
تا نقطەی #همرنگ بخت، گوشه ی #لبقلم
را به رویت #ماەنقاب افتاده ببیند.
از سر یال و #صخرەات مگر #تُنگگلاب افتاده است تا #شعاعی از نگاهت در #ثریا
جلوه کند.
از واژه های گرم #خاطرات خاک گرفته خواندن #لالایی برای بادهای نا آرام به #چشم #آفتاب سپردن است تا مزه ی تازه #صبح را به #کام تلخ شب زده ام #شیرین کند. گاهی شکوه #مانشت را می بینم #پشتپنجره
با گونەهای #سفید و ارغوانی ، که در #نگاەقلم #خیره مانده است واژه واژه #اقتدارت را به صحیفەی #سپید دفتر می گشایم.
#سحرگاهان دیده ی تَر، #شبنم به آغوش
#دامن می چکاند . نگاه گرم #جانان به
سوی #قلەات، پرواز #عقاب بر بلندایت
به #تماشا نشیند.
#نسیم به رقص آمده است #دامن رها شده #دخترایل را بر پایین #دشتسبز و مخملین تو بگشاید.
#گیسوان طلایی #خورشید سر یالات را شانه می زند ، بر سر #شانەهایت انگار
جای خالی ، شبیه #بالاحساس می شود.
بوی #باد و علف و #گندمزار لذت بی پایانی ست پشت #پرچینشقایق و #پونه. کاش می شد مثل خواب #صبحدم ، دود چپق
#مرد ایل را به خاطرات دیرین #روشن کرد. یک #جرعهنسیم در پس #سرخرمن ، آه و آب را به #رخسار خسته بپاشد. از #بهارستان آغوش زن #ایل، خیالی پشت دار #قالی مانده است تا نقش #ماندانا را بر گل های #قالی نقش زند. بی تو گل های #تبسم لب جوی در #دشت احساس کودک #ایلاسیر خشکسالی ست. بی تو در خندیدن #خورشید حالی نمانده است #ظلمت سنگین #شبزدگیها در چشمان #چوپان
را بشکند. امروز پشت طرح بند #مانشت.کدامین #تمنا ایستاده است تا #زرگر
#نقش زیبای تو را به #گلوبند زمان گره زند.
اسم روشن و #لطیف تو مثل #دلت می ماند تو باز #لبخند بزنی و آسمان را به #ضیافت قله ات آورده باشی.
#قلم میان لب و#چشم و زلف یالات چون کودکی #حیران است #آواز منتشر شده در باد را به گوش #دلیرمردانت برده باشد.
از #مشرق لاهوت نگاه سبز در #سبزت، سحر پیچیده در #آیینەیمانوس چشم مردمانت هزاران نقش #غیرت را به تماشاست.
۶ مردادماه۹۹
✍ به قلم : #فروزنده_شفیعی
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
" #مانشت "
به پهنای حوصلەی #قلم، اندوه #آسیاب
شده ی #کلمات تراژدی #سنگ زیرین شده است. #عطر زلف یالت را #نسیمصبح
بر #دشت ایل، التهابی ست به #گلشن جان
تا نقطەی #همرنگ بخت، گوشه ی #لبقلم
را به رویت #ماەنقاب افتاده ببیند.
از سر یال و #صخرەات مگر #تُنگگلاب افتاده است تا #شعاعی از نگاهت در #ثریا
جلوه کند.
از واژه های گرم #خاطرات خاک گرفته خواندن #لالایی برای بادهای نا آرام به #چشم #آفتاب سپردن است تا مزه ی تازه #صبح را به #کام تلخ شب زده ام #شیرین کند. گاهی شکوه #مانشت را می بینم #پشتپنجره
با گونەهای #سفید و ارغوانی ، که در #نگاەقلم #خیره مانده است واژه واژه #اقتدارت را به صحیفەی #سپید دفتر می گشایم.
#سحرگاهان دیده ی تَر، #شبنم به آغوش
#دامن می چکاند . نگاه گرم #جانان به
سوی #قلەات، پرواز #عقاب بر بلندایت
به #تماشا نشیند.
#نسیم به رقص آمده است #دامن رها شده #دخترایل را بر پایین #دشتسبز و مخملین تو بگشاید.
#گیسوان طلایی #خورشید سر یالات را شانه می زند ، بر سر #شانەهایت انگار
جای خالی ، شبیه #بالاحساس می شود.
بوی #باد و علف و #گندمزار لذت بی پایانی ست پشت #پرچینشقایق و #پونه. کاش می شد مثل خواب #صبحدم ، دود چپق
#مرد ایل را به خاطرات دیرین #روشن کرد. یک #جرعهنسیم در پس #سرخرمن ، آه و آب را به #رخسار خسته بپاشد. از #بهارستان آغوش زن #ایل، خیالی پشت دار #قالی مانده است تا نقش #ماندانا را بر گل های #قالی نقش زند. بی تو گل های #تبسم لب جوی در #دشت احساس کودک #ایلاسیر خشکسالی ست. بی تو در خندیدن #خورشید حالی نمانده است #ظلمت سنگین #شبزدگیها در چشمان #چوپان
را بشکند. امروز پشت طرح بند #مانشت.کدامین #تمنا ایستاده است تا #زرگر
#نقش زیبای تو را به #گلوبند زمان گره زند.
اسم روشن و #لطیف تو مثل #دلت می ماند تو باز #لبخند بزنی و آسمان را به #ضیافت قله ات آورده باشی.
#قلم میان لب و#چشم و زلف یالات چون کودکی #حیران است #آواز منتشر شده در باد را به گوش #دلیرمردانت برده باشد.
از #مشرق لاهوت نگاه سبز در #سبزت، سحر پیچیده در #آیینەیمانوس چشم مردمانت هزاران نقش #غیرت را به تماشاست.
۶ مردادماه۹۹
✍ به قلم : #فروزنده_شفیعی
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
#بەنامخدا
" #گردل و #گاومیر"
مختصات به هندسه ی بلند #قلەهایت،
میان #بُرهآی دلت را بلد است. قلم بهتر
از هرکس می تواندمعاملات #کوه و کمر را حل کند. از ارتفاع دلت بالا رود و قاعده ی #دشت گسترده ات را بهم بریزد.#دلت را
بازیچه کند و با یک لبخند #ملیح بگوید!
کوه #زادگاهم،رهگذران به خلوت شکار گاهت در جستجوی بی انتهای #قلەهای تواند. بالا رفتن از شیار #کوەگاومیر حاصل نگاه چندین ساله ی #کودکانەی ماست. جایی که گوش جان #سپردن به چهچهه ئ عندلیب و #چکاوک ، سمفونی بر می تابد و سبزه های روییده #پیچش قدم ها می شود. صدای #مشک زدن ها با بیت های مادرانه کره و دوغ را سوا می کند و #کودک کنار #مادر نان بر دست گرفته تا کره بر داغی نان ، #خاطرات ذهن مردمان ایلم شود.هنوز دل برای گفتن از #گردل و #گاومیر هزار حرف نانوشته دارد.#غبار خستگی های چوپان ، روی چهره ی #نجیب و آرامش، #حلاوت نگاه معصومانه ای ست تا #خورشیدی که گاهی پشت #ابر است، صدای زنگوله ی به گردن گوسفندان با نی لبکش همنوای باران به #کوهسارت پژواک دهد.ترک های شیار کوهت، در #آرزوی گام هایی ست که #بهار
بیاید، و کنار #چشمه، دهقان بقچه ی از نان را بگشاید و #چایی دم کرده ی کتری کنار دستانش، رقص نسیم خوشه ی های #گندمزار را نظر کند. به شیوه ی #باران به گل #شبنم دهد و دست و داس #رویایش شود تا به غروبی که پشت پلک های #کوەگردل رو به افول است به تغزل عاشقانه ترین هوره ی #کوردواری به حنجره اش بدمد. بغض های کهنه ی #تلخ گلو را به تقویم سبز #خاطرات ورق می زنم. تا قصه ی آرزوهای ایل را به برکه ی #رقصقو کنار چشمه ی جوشان یادگار پدر به #تقدس غربت اشک ها بسپارم. دور از هوای #گاومیر حال مردمان چون است.آنگاه که قصه ی #سنگ و سبو را ، راه گریزی نیست. التهاب #شعلەهای سرکش در میان
#سیاەچادر، سوسوی انعکاسش بر چیت و #دوار به سوی دست های من می آید تا #زلالترین شبنم بر زلفان مادران #ایل بر روی قلم آورم. در دل شب های #پاییز ، جای یک زمزمه ی ساکت همچون ابر #بهار می گرید تا تماشای آسمان با تو، زیر قدم زدن های پایین دشت #کوەگاومیر و گردل، #عطر چای بهاره بر مشام بپیچد، آن سوتر از قول و
غزل ها، پاییز را بی خان #کلهر قدم زده ایم تا طلسم #غزل بر لبان قلم، چشم #شاەبیت را شکار شود. در ازدحام مبهوت بلندای #گردل ، نگاه مخملی ات چون #گُل بر تن ایل وصله ی وفاست.یک گوشه از #روستایم زخم است.گسلی زیر پای #گردل پیداست ، وقتی شیهه ی اسب تو، جنگ اینجا نشانده است.
گاهی از دیدن کوه #گاومیر و #گردل، سر فصل گوشه ای ار خلوت به #لبیال،
زوایای نفس هایت سرگیجه ی #قلمم می شود. چتری از مرثیه ها بر دل چادرنشینان ،#طنین آه می نشاند.چون #نوری گذر کرده ای بر قرینه ها تا داغ ترین دغدغه ها ، ثانیه های #اندوه را در خود پنهان کند. شعله ی یادت زیر #خاکستر نسیمی می وزد.فصل شراب از لبان تشنه گذشت.این آه است که بر یال #گردل، در عطش خواب های با مرام مردان #ایل،
نام تو را #یاهو می گوید.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
99/9/9
📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
" #گردل و #گاومیر"
مختصات به هندسه ی بلند #قلەهایت،
میان #بُرهآی دلت را بلد است. قلم بهتر
از هرکس می تواندمعاملات #کوه و کمر را حل کند. از ارتفاع دلت بالا رود و قاعده ی #دشت گسترده ات را بهم بریزد.#دلت را
بازیچه کند و با یک لبخند #ملیح بگوید!
کوه #زادگاهم،رهگذران به خلوت شکار گاهت در جستجوی بی انتهای #قلەهای تواند. بالا رفتن از شیار #کوەگاومیر حاصل نگاه چندین ساله ی #کودکانەی ماست. جایی که گوش جان #سپردن به چهچهه ئ عندلیب و #چکاوک ، سمفونی بر می تابد و سبزه های روییده #پیچش قدم ها می شود. صدای #مشک زدن ها با بیت های مادرانه کره و دوغ را سوا می کند و #کودک کنار #مادر نان بر دست گرفته تا کره بر داغی نان ، #خاطرات ذهن مردمان ایلم شود.هنوز دل برای گفتن از #گردل و #گاومیر هزار حرف نانوشته دارد.#غبار خستگی های چوپان ، روی چهره ی #نجیب و آرامش، #حلاوت نگاه معصومانه ای ست تا #خورشیدی که گاهی پشت #ابر است، صدای زنگوله ی به گردن گوسفندان با نی لبکش همنوای باران به #کوهسارت پژواک دهد.ترک های شیار کوهت، در #آرزوی گام هایی ست که #بهار
بیاید، و کنار #چشمه، دهقان بقچه ی از نان را بگشاید و #چایی دم کرده ی کتری کنار دستانش، رقص نسیم خوشه ی های #گندمزار را نظر کند. به شیوه ی #باران به گل #شبنم دهد و دست و داس #رویایش شود تا به غروبی که پشت پلک های #کوەگردل رو به افول است به تغزل عاشقانه ترین هوره ی #کوردواری به حنجره اش بدمد. بغض های کهنه ی #تلخ گلو را به تقویم سبز #خاطرات ورق می زنم. تا قصه ی آرزوهای ایل را به برکه ی #رقصقو کنار چشمه ی جوشان یادگار پدر به #تقدس غربت اشک ها بسپارم. دور از هوای #گاومیر حال مردمان چون است.آنگاه که قصه ی #سنگ و سبو را ، راه گریزی نیست. التهاب #شعلەهای سرکش در میان
#سیاەچادر، سوسوی انعکاسش بر چیت و #دوار به سوی دست های من می آید تا #زلالترین شبنم بر زلفان مادران #ایل بر روی قلم آورم. در دل شب های #پاییز ، جای یک زمزمه ی ساکت همچون ابر #بهار می گرید تا تماشای آسمان با تو، زیر قدم زدن های پایین دشت #کوەگاومیر و گردل، #عطر چای بهاره بر مشام بپیچد، آن سوتر از قول و
غزل ها، پاییز را بی خان #کلهر قدم زده ایم تا طلسم #غزل بر لبان قلم، چشم #شاەبیت را شکار شود. در ازدحام مبهوت بلندای #گردل ، نگاه مخملی ات چون #گُل بر تن ایل وصله ی وفاست.یک گوشه از #روستایم زخم است.گسلی زیر پای #گردل پیداست ، وقتی شیهه ی اسب تو، جنگ اینجا نشانده است.
گاهی از دیدن کوه #گاومیر و #گردل، سر فصل گوشه ای ار خلوت به #لبیال،
زوایای نفس هایت سرگیجه ی #قلمم می شود. چتری از مرثیه ها بر دل چادرنشینان ،#طنین آه می نشاند.چون #نوری گذر کرده ای بر قرینه ها تا داغ ترین دغدغه ها ، ثانیه های #اندوه را در خود پنهان کند. شعله ی یادت زیر #خاکستر نسیمی می وزد.فصل شراب از لبان تشنه گذشت.این آه است که بر یال #گردل، در عطش خواب های با مرام مردان #ایل،
نام تو را #یاهو می گوید.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
99/9/9
📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
" #برفمانشت"🌨
#مانشت پلک گشوده است ،#بلوربرف
به دامنش دارد. #آسماندل، توده ی
برفی ست که به خنده های تو دل
بسته است.حکایت تو و #برف و
#دیرسالی باریدن، جرعه جرعه
می پیچد برانعکاس #مانشت تا
#گیسوان سفیدش، بی تاب افتادن
باشد.#آواز زلالت در پس کوچه های
خاطره ها کوچیده اند.#ببار شاید
در صدای تو گم شود #اشکآسمان،اینک
بین فاصله ی پنجره و درخت، #سرنوشت رازی دارد به ظرافت ذرات #برف، تا تن پوشی از پیرهن #سفید زمستانی به روشنی سفید واره های دانه دانه #نگین آویخته ی غریبانه ات سلام گوید. آوازی که دمادم صبح #فلق در خلاء #مانشت وزیدن می گیرد، رود شوریده ی دیدن تو را به #آواز می دمد. آمدی تا طبع شکوفای زمستانی ات، خیس از #شوق باریدن شود و #مانشت با آن فر و شکوه بی پایانش روح #رستاخیزی به دامن کوه ها بنشاند. حس #صحراگرد شهرآشوب_شعرم، طوفانی ست که در گردباد مواج ت، بلور #عشق را به رقص فرود تو در دل زمستانی ام به #غزل نشیند. سال هاست که #تبسم لبخند تو به برودت خاطرات #قندیل بسته به دیوارهای کاهگلی روستا به تماشا نشسته ام. پیرهن_#مانشت نشان تو بر سر زمین #ایل، مرا مثل آهی در نفس جا می کند تا دوری از #خاطرات زخمی با هم بودن ها ، #دل را به یغما کشد. وقتی دلتنگی #شعر به غوغای #سرودن، الفبای واژه ها را می سراید،
#باریدن نام تو در بستر شعرم دردانه های بیگانه را از #دل وا می کند. به یاد لحظه های روشن #دیدار،کنار بخاری هیزمی و چایی دم کرده، که هرم نفس هایی #صادقانه را به عاشقانه های زلال گره می زد. امروز بارش##برف، سینه در حسرت #باران می گذارد. ای ابر ببار، تا سراب #آتش گرفته ی دل ها بر لب دریای #دل فرو غلتد. آب بر #آتش زند و بر زلف سفید #برف نسیمی از حسد گیسوی زمستانی به
شانه های با طراوت #بهار شکوفه شود.
✍#فروزندە_شفیعیـزرنە
۱۱ بهمن ماه ۹۹
📢…… #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
#مانشت پلک گشوده است ،#بلوربرف
به دامنش دارد. #آسماندل، توده ی
برفی ست که به خنده های تو دل
بسته است.حکایت تو و #برف و
#دیرسالی باریدن، جرعه جرعه
می پیچد برانعکاس #مانشت تا
#گیسوان سفیدش، بی تاب افتادن
باشد.#آواز زلالت در پس کوچه های
خاطره ها کوچیده اند.#ببار شاید
در صدای تو گم شود #اشکآسمان،اینک
بین فاصله ی پنجره و درخت، #سرنوشت رازی دارد به ظرافت ذرات #برف، تا تن پوشی از پیرهن #سفید زمستانی به روشنی سفید واره های دانه دانه #نگین آویخته ی غریبانه ات سلام گوید. آوازی که دمادم صبح #فلق در خلاء #مانشت وزیدن می گیرد، رود شوریده ی دیدن تو را به #آواز می دمد. آمدی تا طبع شکوفای زمستانی ات، خیس از #شوق باریدن شود و #مانشت با آن فر و شکوه بی پایانش روح #رستاخیزی به دامن کوه ها بنشاند. حس #صحراگرد شهرآشوب_شعرم، طوفانی ست که در گردباد مواج ت، بلور #عشق را به رقص فرود تو در دل زمستانی ام به #غزل نشیند. سال هاست که #تبسم لبخند تو به برودت خاطرات #قندیل بسته به دیوارهای کاهگلی روستا به تماشا نشسته ام. پیرهن_#مانشت نشان تو بر سر زمین #ایل، مرا مثل آهی در نفس جا می کند تا دوری از #خاطرات زخمی با هم بودن ها ، #دل را به یغما کشد. وقتی دلتنگی #شعر به غوغای #سرودن، الفبای واژه ها را می سراید،
#باریدن نام تو در بستر شعرم دردانه های بیگانه را از #دل وا می کند. به یاد لحظه های روشن #دیدار،کنار بخاری هیزمی و چایی دم کرده، که هرم نفس هایی #صادقانه را به عاشقانه های زلال گره می زد. امروز بارش##برف، سینه در حسرت #باران می گذارد. ای ابر ببار، تا سراب #آتش گرفته ی دل ها بر لب دریای #دل فرو غلتد. آب بر #آتش زند و بر زلف سفید #برف نسیمی از حسد گیسوی زمستانی به
شانه های با طراوت #بهار شکوفه شود.
✍#فروزندە_شفیعیـزرنە
۱۱ بهمن ماه ۹۹
📢…… #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
⚫️ پیام های تسلیت
بازگشت همه بسوی اوست.
تسلیت واژه ی بسیارکوچکی است درمقابل دردی سنگین واتفاقی بسیاردردناک.پسرعموی بااخلاقم آقااحمدعزیزچندروزیست چنان ازاین اتفاق دردناک وغیرمنتظره ای که برای خودوخانواده عزیزت افتاده متاثرومتاسف هستیم که حتی لحظه ای نمیتوان باورداشت که به همین سادگی شریک زندگی گرمت راازدست داده ای وبی خبرازاین فوت زودهنگام خودت ودخترکوچولوی نازنینت درگوشه بیمارستان بیخبرازاحوال هم بسرمیبرید.خداوندروح آن بانوی بزرگوارراموردلطف ورحمت خویش قراردهدوبه قلب نازنینت صبرعنایت فرماید،هرچه زودترخودودخترنازنینت هم بسلامتی کامل برگردین.ازهمه عزیزان برای شفای احمدعزیزودخترکوچولویش التماس دعاداریم.
بااحترام هادی*معراج*غلامی
💚🌟 هوالباقی🌟💚
◼️🍀یاأَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ إِرْجِعِی إِلى رَبِّڪِ راضِیَةًمَرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِیعِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی🍀◼️
#خانوادە_های_محترم_و_
معزای
غلامی
#ایل_بزرگ_و شهر زرنه
درگذشت مادری مؤمنه ومتدین و معلمی فرهیخته مرحومە مغفورە
#شادروان_الهام کرمی
متعلقه دکتر احمد غلامی
که در اثر سانحه دلخراش تصادف دار فانی را وداع گفتند
راخدمت خانواده های داغدار غلامی و سایر بستگان تسلیت عرض نموده ازدرگاه خداوند سبحان برای آن عزیز سفر ڪرده رحمت ومغفرت وبرای بازماندگان وخانواده گرامیش صبر جمیل خواهانیم.
از طرف خانواده های جاسمی،میرجعفری،سجادی و ایل بزرگ درگه
🕪…… #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
بازگشت همه بسوی اوست.
تسلیت واژه ی بسیارکوچکی است درمقابل دردی سنگین واتفاقی بسیاردردناک.پسرعموی بااخلاقم آقااحمدعزیزچندروزیست چنان ازاین اتفاق دردناک وغیرمنتظره ای که برای خودوخانواده عزیزت افتاده متاثرومتاسف هستیم که حتی لحظه ای نمیتوان باورداشت که به همین سادگی شریک زندگی گرمت راازدست داده ای وبی خبرازاین فوت زودهنگام خودت ودخترکوچولوی نازنینت درگوشه بیمارستان بیخبرازاحوال هم بسرمیبرید.خداوندروح آن بانوی بزرگوارراموردلطف ورحمت خویش قراردهدوبه قلب نازنینت صبرعنایت فرماید،هرچه زودترخودودخترنازنینت هم بسلامتی کامل برگردین.ازهمه عزیزان برای شفای احمدعزیزودخترکوچولویش التماس دعاداریم.
بااحترام هادی*معراج*غلامی
💚🌟 هوالباقی🌟💚
◼️🍀یاأَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ إِرْجِعِی إِلى رَبِّڪِ راضِیَةًمَرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِیعِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی🍀◼️
#خانوادە_های_محترم_و_
معزای
غلامی
#ایل_بزرگ_و شهر زرنه
درگذشت مادری مؤمنه ومتدین و معلمی فرهیخته مرحومە مغفورە
#شادروان_الهام کرمی
متعلقه دکتر احمد غلامی
که در اثر سانحه دلخراش تصادف دار فانی را وداع گفتند
راخدمت خانواده های داغدار غلامی و سایر بستگان تسلیت عرض نموده ازدرگاه خداوند سبحان برای آن عزیز سفر ڪرده رحمت ومغفرت وبرای بازماندگان وخانواده گرامیش صبر جمیل خواهانیم.
از طرف خانواده های جاسمی،میرجعفری،سجادی و ایل بزرگ درگه
🕪…… #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
◾️انا لله و انا الیه راجعون ◾️
.
🖤با کمال تاسف و تاثر درگذشت مرحوم مغفور شادروان کربلایی #خانمنصور_کاظمی، فرزند ارجمند شادروان #ناصر_کاظمی، داماد گرانقدر شادروان #سهراب_خان_اقبالی، برادر ارجمند مرحومان #نصور، #غفور و آقای #بندر_کاظمی، پدر گرامی آقایان: #مهرداد،#فرزاد،#حسین و #حسن_کاظمی، پدر خانم ارجمندآقایان: حاج #یوسف_اسماعیلی،#نبی_اله_احمدزاده،#سجاد_محمودی و #محمد_صیدی را به اطلاع عموم می رساند.
این ضایعه ی غمبار را خدمت خانواده های معزای #ایل_بزرگ_سمایل و بزرگ خاندان #اقبالی ، مردم شریف شهر #زرنه و سایر بستگان تسلیت عرض میکنیم.
با توجه به شرایط حاکم بر جامعه به خاطر شیوع ویروس منحوس #کرونا و به منظور رعایت پروتکل ها و هشدارهای بهداشتی، هیچگونه مراسمی"زنانه و مردانه" در منزل و مسجد برگزار نمی شود.
🌷روانش در بارگاه مینوی آرام باد🌷
❌... #سلام_بر_زرنه
➖➖
@salam_bar_zarneh
.
🖤با کمال تاسف و تاثر درگذشت مرحوم مغفور شادروان کربلایی #خانمنصور_کاظمی، فرزند ارجمند شادروان #ناصر_کاظمی، داماد گرانقدر شادروان #سهراب_خان_اقبالی، برادر ارجمند مرحومان #نصور، #غفور و آقای #بندر_کاظمی، پدر گرامی آقایان: #مهرداد،#فرزاد،#حسین و #حسن_کاظمی، پدر خانم ارجمندآقایان: حاج #یوسف_اسماعیلی،#نبی_اله_احمدزاده،#سجاد_محمودی و #محمد_صیدی را به اطلاع عموم می رساند.
این ضایعه ی غمبار را خدمت خانواده های معزای #ایل_بزرگ_سمایل و بزرگ خاندان #اقبالی ، مردم شریف شهر #زرنه و سایر بستگان تسلیت عرض میکنیم.
با توجه به شرایط حاکم بر جامعه به خاطر شیوع ویروس منحوس #کرونا و به منظور رعایت پروتکل ها و هشدارهای بهداشتی، هیچگونه مراسمی"زنانه و مردانه" در منزل و مسجد برگزار نمی شود.
🌷روانش در بارگاه مینوی آرام باد🌷
❌... #سلام_بر_زرنه
➖➖
@salam_bar_zarneh
#بەنامخدا
" #گردل و #گاومیر"
مختصات به هندسه ی بلند #قلەهایت،
میان #بُرهآی دلت را بلد است. قلم بهتر
از هرکس می تواندمعاملات #کوه و کمر را حل کند. از ارتفاع دلت بالا رود و قاعده ی #دشت گسترده ات را بهم بریزد.#دلت را
بازیچه کند و با یک لبخند #ملیح بگوید!
کوه #زادگاهم،رهگذران به خلوت شکار گاهت در جستجوی بی انتهای #قلەهای تواند. بالا رفتن از شیار #کوەگاومیر حاصل نگاه چندین ساله ی #کودکانەی ماست. جایی که گوش جان #سپردن به چهچهه ئ عندلیب و #چکاوک ، سمفونی بر می تابد و سبزه های روییده #پیچش قدم ها می شود. صدای #مشک زدن ها با بیت های مادرانه کره و دوغ را سوا می کند و #کودک کنار #مادر نان بر دست گرفته تا کره بر داغی نان ، #خاطرات ذهن مردمان ایلم شود.هنوز دل برای گفتن از #گردل و #گاومیر هزار حرف نانوشته دارد.#غبار خستگی های چوپان ، روی چهره ی #نجیب و آرامش، #حلاوت نگاه معصومانه ای ست تا #خورشیدی که گاهی پشت #ابر است، صدای زنگوله ی به گردن گوسفندان با نی لبکش همنوای باران به #کوهسارت پژواک دهد.ترک های شیار کوهت، در #آرزوی گام هایی ست که #بهار
بیاید، و کنار #چشمه، دهقان بقچه ی از نان را بگشاید و #چایی دم کرده ی کتری کنار دستانش، رقص نسیم خوشه ی های #گندمزار را نظر کند. به شیوه ی #باران به گل #شبنم دهد و دست و داس #رویایش شود تا به غروبی که پشت پلک های #کوەگردل رو به افول است به تغزل عاشقانه ترین هوره ی #کوردواری به حنجره اش بدمد. بغض های کهنه ی #تلخ گلو را به تقویم سبز #خاطرات ورق می زنم. تا قصه ی آرزوهای ایل را به برکه ی #رقصقو کنار چشمه ی جوشان یادگار پدر به #تقدس غربت اشک ها بسپارم. دور از هوای #گاومیر حال مردمان چون است.آنگاه که قصه ی #سنگ و سبو را ، راه گریزی نیست. التهاب #شعلەهای سرکش در میان
#سیاەچادر، سوسوی انعکاسش بر چیت و #دوار به سوی دست های من می آید تا #زلالترین شبنم بر زلفان مادران #ایل بر روی قلم آورم. در دل شب های #پاییز ، جای یک زمزمه ی ساکت همچون ابر #بهار می گرید تا تماشای آسمان با تو، زیر قدم زدن های پایین دشت #کوەگاومیر و گردل، #عطر چای بهاره بر مشام بپیچد، آن سوتر از قول و
غزل ها، پاییز را بی خان #کلهر قدم زده ایم تا طلسم #غزل بر لبان قلم، چشم #شاەبیت را شکار شود. در ازدحام مبهوت بلندای #گردل ، نگاه مخملی ات چون #گُل بر تن ایل وصله ی وفاست.یک گوشه از #روستایم زخم است.گسلی زیر پای #گردل پیداست ، وقتی شیهه ی اسب تو، جنگ اینجا نشانده است.
گاهی از دیدن کوه #گاومیر و #گردل، سر فصل گوشه ای ار خلوت به #لبیال،
زوایای نفس هایت سرگیجه ی #قلمم می شود. چتری از مرثیه ها بر دل چادرنشینان ،#طنین آه می نشاند.چون #نوری گذر کرده ای بر قرینه ها تا داغ ترین دغدغه ها ، ثانیه های #اندوه را در خود پنهان کند. شعله ی یادت زیر #خاکستر نسیمی می وزد.فصل شراب از لبان تشنه گذشت.این آه است که بر یال #گردل، در عطش خواب های با مرام مردان #ایل،
نام تو را #یاهو می گوید.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
99/9/9
📥x #سلام_بر_زرنه x
❌ @salam_bar_zarneh
" #گردل و #گاومیر"
مختصات به هندسه ی بلند #قلەهایت،
میان #بُرهآی دلت را بلد است. قلم بهتر
از هرکس می تواندمعاملات #کوه و کمر را حل کند. از ارتفاع دلت بالا رود و قاعده ی #دشت گسترده ات را بهم بریزد.#دلت را
بازیچه کند و با یک لبخند #ملیح بگوید!
کوه #زادگاهم،رهگذران به خلوت شکار گاهت در جستجوی بی انتهای #قلەهای تواند. بالا رفتن از شیار #کوەگاومیر حاصل نگاه چندین ساله ی #کودکانەی ماست. جایی که گوش جان #سپردن به چهچهه ئ عندلیب و #چکاوک ، سمفونی بر می تابد و سبزه های روییده #پیچش قدم ها می شود. صدای #مشک زدن ها با بیت های مادرانه کره و دوغ را سوا می کند و #کودک کنار #مادر نان بر دست گرفته تا کره بر داغی نان ، #خاطرات ذهن مردمان ایلم شود.هنوز دل برای گفتن از #گردل و #گاومیر هزار حرف نانوشته دارد.#غبار خستگی های چوپان ، روی چهره ی #نجیب و آرامش، #حلاوت نگاه معصومانه ای ست تا #خورشیدی که گاهی پشت #ابر است، صدای زنگوله ی به گردن گوسفندان با نی لبکش همنوای باران به #کوهسارت پژواک دهد.ترک های شیار کوهت، در #آرزوی گام هایی ست که #بهار
بیاید، و کنار #چشمه، دهقان بقچه ی از نان را بگشاید و #چایی دم کرده ی کتری کنار دستانش، رقص نسیم خوشه ی های #گندمزار را نظر کند. به شیوه ی #باران به گل #شبنم دهد و دست و داس #رویایش شود تا به غروبی که پشت پلک های #کوەگردل رو به افول است به تغزل عاشقانه ترین هوره ی #کوردواری به حنجره اش بدمد. بغض های کهنه ی #تلخ گلو را به تقویم سبز #خاطرات ورق می زنم. تا قصه ی آرزوهای ایل را به برکه ی #رقصقو کنار چشمه ی جوشان یادگار پدر به #تقدس غربت اشک ها بسپارم. دور از هوای #گاومیر حال مردمان چون است.آنگاه که قصه ی #سنگ و سبو را ، راه گریزی نیست. التهاب #شعلەهای سرکش در میان
#سیاەچادر، سوسوی انعکاسش بر چیت و #دوار به سوی دست های من می آید تا #زلالترین شبنم بر زلفان مادران #ایل بر روی قلم آورم. در دل شب های #پاییز ، جای یک زمزمه ی ساکت همچون ابر #بهار می گرید تا تماشای آسمان با تو، زیر قدم زدن های پایین دشت #کوەگاومیر و گردل، #عطر چای بهاره بر مشام بپیچد، آن سوتر از قول و
غزل ها، پاییز را بی خان #کلهر قدم زده ایم تا طلسم #غزل بر لبان قلم، چشم #شاەبیت را شکار شود. در ازدحام مبهوت بلندای #گردل ، نگاه مخملی ات چون #گُل بر تن ایل وصله ی وفاست.یک گوشه از #روستایم زخم است.گسلی زیر پای #گردل پیداست ، وقتی شیهه ی اسب تو، جنگ اینجا نشانده است.
گاهی از دیدن کوه #گاومیر و #گردل، سر فصل گوشه ای ار خلوت به #لبیال،
زوایای نفس هایت سرگیجه ی #قلمم می شود. چتری از مرثیه ها بر دل چادرنشینان ،#طنین آه می نشاند.چون #نوری گذر کرده ای بر قرینه ها تا داغ ترین دغدغه ها ، ثانیه های #اندوه را در خود پنهان کند. شعله ی یادت زیر #خاکستر نسیمی می وزد.فصل شراب از لبان تشنه گذشت.این آه است که بر یال #گردل، در عطش خواب های با مرام مردان #ایل،
نام تو را #یاهو می گوید.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
99/9/9
📥x #سلام_بر_زرنه x
❌ @salam_bar_zarneh
#زبان_پهلوی_کلهری
#ایل_کلهر
#قوم_کلهر
رچلک درآورتن: از بیخوبن برکندن چیزی، و نیز کنایه از به خاک سیاه نشاندن است.
(رچلک: ریشه، بن، اجداد)
ریهخوزین: به آبِ روشن و خنک چشمهای که بر روی ریگها و سنگها جاریست، میگویند.
برای وصف بعضی میوهها مانند هندوانهی شیرین نیز اطلاق میشود؛
رز گرتنه لی (رز له لی گرتن): بهصورت چندنفری و دستهجمعی، به کسی یورش بردن و او را کتک زدن؛
چپلهریژان: کف زدن دستهجمعی؛
دسریژ: تیراندازی دستهجمعی و همزمان.
🌎
🔺`•(] @salam_bar_zarneh[)
#ایل_کلهر
#قوم_کلهر
رچلک درآورتن: از بیخوبن برکندن چیزی، و نیز کنایه از به خاک سیاه نشاندن است.
(رچلک: ریشه، بن، اجداد)
ریهخوزین: به آبِ روشن و خنک چشمهای که بر روی ریگها و سنگها جاریست، میگویند.
برای وصف بعضی میوهها مانند هندوانهی شیرین نیز اطلاق میشود؛
رز گرتنه لی (رز له لی گرتن): بهصورت چندنفری و دستهجمعی، به کسی یورش بردن و او را کتک زدن؛
چپلهریژان: کف زدن دستهجمعی؛
دسریژ: تیراندازی دستهجمعی و همزمان.
🌎
🔺`•(] @salam_bar_zarneh[)
👏3👍2❤1🥰1🙏1👌1💯1
🔻به کلهر بودن خودمان افتخار می کنیم
درجشن نوروز ایوان خوش درخشید
✍سعیدلطفی/فعال فرهنگی و رسانه
جهانی سراسر، شادی ایوان کلهر را به نظاره نشست در روزی که مردمانش درارامش ،صفا وصمیمیت بدور از هرگونه حاشیه وتنش، شادی را در منطقه ی سراو بازان به نمایش گذاشتند
همه آمده بودند
باپوششی درخوروشایسته ی این مردمان ،بالباس اصیل کردی، تا خودرا در شادی مردمان ایوان کلهر در جشن نوروز سهیم نمایند.
آری آمده بودند از تمام نقاط ,کردوکردوار
چوپی کش ، آنجایی که کورد نفس می کشیداز گیلانغرب ،اسلام آباد،ملکشاهی ،ایلام ،سیروان وچرداول و ...خودرا به جشن رسانده بودند
آمده بودند تاپیام نوروز را از خطه ی سراو بازان ایوان به گوش همه مخابره کنند
زنده باد #کورد
زنده باد #ایل کلهر
زنده باد #ایران
⁃⁃
🔻➖➧@salam_bar_zarneh
درجشن نوروز ایوان خوش درخشید
✍سعیدلطفی/فعال فرهنگی و رسانه
جهانی سراسر، شادی ایوان کلهر را به نظاره نشست در روزی که مردمانش درارامش ،صفا وصمیمیت بدور از هرگونه حاشیه وتنش، شادی را در منطقه ی سراو بازان به نمایش گذاشتند
همه آمده بودند
باپوششی درخوروشایسته ی این مردمان ،بالباس اصیل کردی، تا خودرا در شادی مردمان ایوان کلهر در جشن نوروز سهیم نمایند.
آری آمده بودند از تمام نقاط ,کردوکردوار
چوپی کش ، آنجایی که کورد نفس می کشیداز گیلانغرب ،اسلام آباد،ملکشاهی ،ایلام ،سیروان وچرداول و ...خودرا به جشن رسانده بودند
آمده بودند تاپیام نوروز را از خطه ی سراو بازان ایوان به گوش همه مخابره کنند
زنده باد #کورد
زنده باد #ایل کلهر
زنده باد #ایران
⁃⁃
🔻➖➧@salam_bar_zarneh
❤10👍4🥰1👏1😁1🙏1👌1💯1😡1