سلام بر زرنه Zarneh ⁃🔕
8.56K subscribers
20.6K photos
15.6K videos
551 files
14.6K links
🕹 #کانال_سلام_بر_زرنه
قدیمی ترین و جامع ترین کانال شهرستان #ایوانغرب
🚫 تاریخ تاسیس:۱۳۹۴/۱۰/۲۲

ارتباط با ما / تبلیغات
⧩⧩⧩

@salam_bar_zarneh_z

#شرایط_تبلیغات در کانال :
⧩⧩⧩
@salam_bar_zarneh0
Download Telegram

( فلسفه آتش‌افروزی )

#چهارشنبه‌_سوری از ترکیب دو واژۀ چهارشنبه و سوری به‌ معنای پایکوبی ساخته شده است ، بر اساس آیین باستانی ایران ، در این روز مـردم ۳ کُپه آتش را به نشانه ٣ پند زرتشت پندار نیک ، کردار نیک و گفتار نیک روشن میکردند و با گفتن جملۀ زردی من از تو ، سرخی تو از من از روی آن می‌پریدند ، پریدن از روی آتش یا گذر از آتش در ادبیات و تاریخ ما حکایات فراوانی دارد که شاید مشهور‌ترین آنها گذشتن #سیاوش شاهزادۀ ایرانی از میان ٢ آتش فروزان باشد که #فردوسی شاعر حماسه‌سرای ایران آن را به‌نظم کشیده است ، ایرانیان آتش پرست نبودند اما #آتش در فرهنگ ایرانیان باستان مقدس به شمار میرفت زیرا آنها آتش را بارزترین نماد خدا بر زمین می‌دانستند که پلیدی‌ها و ناپاکی‌ها را پاک میکند و فلسفۀ پریدن از آتش هم به‌ معنای دوری از اهریمن بوده است

( قاشق‌زنی و فال‌گوشی )

#قاشق‌زنی یکی دیگر از رسوم چهاشنبه سوری است ، در این رسم دخترها و پسرهای جوان برای اینکا ظاهرشان قابل تشخیص نباشد پارچه‌ای روی صورتشان می‌انداختند و به در خانۀ همسایگان می‌رفتند و صاحب‌خانه با شنیدن صدای خوردن قاشق به کاسه بیرون می‌آمد و داخل کاسه آجیل مشکل‌گشا و شیرینی میریخت ، #فال‌گوشی هم یکی دیگر از رسم‌های چهارشنبه‌سوری بوده است که در آن دختران جوان نیت می‌کردند پشت یک دیوار می‌ایستادند و با گوش دادن به صحبت‌های رهگذران از میان حرف‌های آنها مثل یک #فال پاسخ نیت‌شان را پیدا می‌کردند ... حیف که هیچکس به ما یاد نداد که این جشن را به جنگ تبدیل نکنیم.
ارسالی از نیک مند نظری زرنه💐
━━━━━━━━━━━
🆑 @salam_bar_zarneh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥مویه یک فوتبالیست برای جنگل های ایلام

💥فاضل تقوی مدافع مقتدر سال های نه چندان دور استان و عضو تیم پیشکسوتان چوار ۶۵ ایلام، پس از آنکه به همراه مردم، ساعت ها برای خاموش کردن آتش جنگل های بلوط بخش چوار استان ایلام تلاش نمود و حریف هیولای بی رحم آتش نشدند، در مرگ درختان بلوط مویه خواند.
#فوتبال
#جنگل
#بلوط
#چوار
#ایلام
#آتش_سوزی

👈 لینک ورود به #سلام_بر_زرنه
🔻⬇️🔻
t.me/salam_bar_zarneh
#بەنام‌خدا

" #زاگرس"🏔

#آسمان از نفست رنگ #بهاران دارد، لطافت #حریر پیچیده سبزه زار بر قامت #بلوط
رویش ترانه و #طراوت خواستن هاست.
شکوفه ها به حسرت #دشت پیرهنت پلک
گشوده اند.بوی #بهارنارنج بر آغوش جنگل #عطر می پراکند. حال این بوسه ی کدام #اخگر است که بر #افق گونه هایت آتش روییده ی لبان اوست. گاهی به #رعد و گاهی به #شبنم شعله بر #شکوفەزار داری.
رج به رج شمردن #اشک آتش بر دامنت
#سوختن و #خاکستر است.این #دشت تفتیده ی توست که همچون #هرم‌‌قلم
من، نای #نفس سرودن ندارد.#گندمزارت
بوی #نان می دهد، بوی تلفیق عرق
جبین پیشانی #برزگر و دستان پینه بسته ای که چشم انداز وعده ی #سرخرمن به گفتار دارد.#خوشه خوشه ای که ریخت روی #دامنت، ترک برداشته ی قلبی ست که #خزان وزیده به #تاراج‌مزرعه دارد.
نگاه به دونیم مانده است ، #اندوه تو
که ز #آتش تیره بختی و مرگ #نان می بارد.#نگاه چشمه ی جان خشکیده است تمام #جادەهای امید در حسرت نان
جان می دهند.زلالی گریه ی #آیینەها
خون فشان زرد است. بساط #داس و درو
در #بقچەی‌پاییزی دل پیچیده است.سمن افسرده و جام عتیق #ارغوان رو به زوال است.#زمین خسته است و لبخندی به لب خوشه ی #گندم ندارد. #دل‌آسمان خوش نیست هوای خسته می وزد در #چشم گندمزارت.دیگر شوری بر #جویبار لب گندمزار روان نیست.بی قراری پلک هایت #انعکاس دلشوره ی توست که در #باغ‌نگاهت این گونه #گردباد حرمان آفت زده است. باورش سخت است در این #روزگاران، درختانت #ایستاده میمیرند.
.نه #شعری مانده است و نه #شوری.
صبحدم #زاگرس، لحن #ارغوان آتش
بر دامن دارد.دل #شمشادها خون است
بهار گندمزار از کوچه ی ‌#دلتنگی می گذرد
بیا ای #روح سرسبز #غزل‌ها، که #زاگرس بیت بیت #شعرهایش همچنان #خزان به رخسار دارد.

🍁#فروزندە‌_شفیعی🍁
99/3/12
━━━━━━
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 | ویدئو
حاصل زحمت 9ماهه کشاورزان روستای کله جوب 😔 بر باد رفت

کاری از : ایمان یاسمی

#آتش_سوزی.

📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
#بەنام‌خدا

" #دلبر برفت و #دلشدگان را #خبر نکرد"


"#خسروآوازدرگذشت."

اسم با مسمایت ، نام #حافظ را به قلب ها
تداعی ست.#حریر حنجره ی طلایی ات
#پژواک‌عندلیب به باغ شعر و #غزل
#انعکاس‌طراوت بود بر #دشت‌سینەها.
#شعر و شور به نت #آهنگ‌ربنایت
گره ی #ترنم را می نوازد.#آتش بر جان،
#شکوه بر لب، #خاموشی دل به #اشک
حسرت بی پایان،#بلبل طبع را به
#خاموشی سرایی می کشاند تا
#نغمەی‌جدایی راساز کند.سرشک
ذاتی آن #گلوگاەخدا دادی،# گلشن فغان
را به سراپرده ی #دل، هجوم خاطره هاست.شراب ارغوان به #مستی‌بهار
شعر، لطف #حنجرەی تو بود تا موسیقی
و #ترانه به تاک سحوری #طراوت قصه های
#عاشقانه طرحی نو در اندازد. #صدای‌دلنوازت همچون لاله ها، پیش از #طلوع
دامنه سر بر #کوهسار می گذارد تا آهنگ
موزون ، همچون #خوشەی‌پروین در نای
#نیستان سینه ات ، مرآت #دلشدگانت شود.ژرفای #خیال این لحظات ، غایت
#گسستن از نمناکی اشک‌هایی ست که انتهای سکوت به #غزل را تاب نمی آورد.
چه خوش سعادتی ست که عطر پیرهنت
#کنارمزارفردوسی، بوی اقاقیای #شعر و نسترن به میزبانی دلارای آن #پیرفرزانه مهمان شود.

#فروزندە‌ـ‌شفیعی‌ـ‌زرنە

۱۷ مهر ماه ۹۹

@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه
#بەنام‌خدا

" #سریوان‌وسرکش "


#باران می بارد تا کوچه های احساس،
خیس از #غزل شکفتن شود و عصر
#پاییز ، دمنوشی از #شعر و نبات را به چشم
های غزال #سرکش که بر سر یالش
به اقتدار ایستاده بر دشت #سریوان
بنگرد. بغض چندین ساله ی #قلم
می شکند و من #آهسته و آرام در وجودم
می بارم.#ابرها رها می شوند تا شاه توت
#بیت‌الغزل عشق به پای درخت جان بریزد.بوی تمشک سرخ #خیال تا دم صبح می پیچد روی #دامن قله ی کلمات، دل ترک خورده ی انار بر #شاخسار درخت اندیشه در مه غروب ، #انعکاس لبخند
#بهاران را تداعی می شود. انگار نفس #سرکش همچون سرفصل ها، شبیه #روح درون خود دمیده است تا تصویر #سریوان را همچون #آیینه به نگاهم در سبزه زار از
یاد سبزه مانده در ذهن #پاییز، دختری ست گردان افراشته که بارش #گیسوان بلندش در نگاه رعنای #غزال کوهت ،
شعر و #غزل را به واژه ی برگزین قافیه ها
بکشاند. تمام روزها از #چشم‌انداز قله هایت #جان می گیرد، ثانیه ها سرشار از
حضور #مفرح تفرجگاه توست که در سپیدی چشمان من #جوانه می زند.
عطر گیسوانی که سوار بر #قاصدک می کنم تا برایت از #دلتنگی روزگاران ، غزلی ناب بسراید.بر #شاخسارت دار می زنند
تا #قلب و اندیشه از یادها غافل نباشد.
گاه به شوق بودن های #بهار زنده ایم.
بوی #آویشن و عنبر کوهسار#سرکش و #سریوان #نیاز به تعبیر ندارد. بگذار خنکای نسیم ات، #سکوت تلخ غروب ها در سمفونی وزش #شاخسارانت جای زخمی
باقی نگذارد.#باد موافق که می وزد باز
#عطر تن را به پیراهن سبزه زار می نشاند.
سینه به دشت #سریوان دکان عطاری ست
تا رازیانه و شاهی و گشنیز و هل و آویشن و نبیذ سرخ #شورانگیز را به تراوش قلم ُشک افشان کند.
جسم #گرمسیرات تو بهارانی ست که جان #پاییز برای گذر از غم ها ، به #عشق دوباره
رستن ها، راه رفتن زیر #باران را تجویز می کند. آنگاه سحر بر یال کوه #سرکش می تابد، صبح از نفس سپیده آغاز می شود تا #چکاوک ترانه سر کند و باغ غزلش‌ #بهار شکوفه های #سراب شود. #موج عطش به روی لب قلم خوابیده است تا بر بالشی از صخره ی #سرکش ، ستاره های آسمان #سریوان آهسته گذر کند.خورشید به ناز غرق تب خوابیده را بر چهره ی #جان فرو نشاند. در خطوط مبهم دود و #آتش ، خاکستر کشیده و بر بالایش کتری و چایی دم کرده به #همنوایی دختر #باران ، بغض نهفته را زنجیر می کند تا ساده در بند #سکوت، ضرب آهنگ هوره ی کوردواری موج #عشق به بهای عهد و پیمان #روزگاران به حنجره ی چوپان
گره زند. #ابریشم مخمل و سبزه به پای
قدم های رهگذران بارش تواضع #نسیم کوهسار سرکش در هوای سینه رهاست. هرگاه #دل با نفس #بهار در حال جدل است، فالی بر سبزه گره زدن، راه تازه ی رهایی در #خیال است. در کنار #گذرگاهت دلتنگی جایی ندارد. از یال ات
#غزال خرامان بالا می رود .کمی بوی خاک #باران خورده به سکوت آغوش #صحرا بهترین تسکین است.#عشق به زادگاه را باید در سکوت شنید.

#فروزندە‌ـ‌‌شفیعی‌ـ‌زرنە

۱۸ آذر ماه ۹۹
📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه
»» @salam_bar_zarneh
‍ " #برف‌مانشت"🌨


#مانشت پلک گشوده است ،‌#بلوربرف
به دامنش دارد. #آسمان‌دل، توده ی
برفی ست که به خنده های تو دل
بسته است.حکایت تو و #برف و
#دیرسالی باریدن، جرعه جرعه
می پیچد برانعکاس #مانشت تا
#گیسوان سفیدش، بی تاب افتادن
باشد.#آواز زلالت در پس کوچه های
خاطره ها کوچیده اند.#ببار شاید
در صدای تو گم شود #اشک‌آسمان،اینک
بین فاصله ی پنجره و درخت، #سرنوشت رازی دارد به ظرافت ذرات #برف، تا تن پوشی از پیرهن #سفید زمستانی به روشنی سفید واره های دانه دانه #نگین آویخته ی غریبانه ات سلام گوید. آوازی که دمادم صبح #فلق در خلاء #مانشت وزیدن می گیرد، رود شوریده ی دیدن تو را به #آواز می دمد. آمدی تا طبع شکوفای زمستانی ات، خیس از #شوق باریدن شود و #مانشت با آن فر و شکوه بی پایانش روح #رستاخیزی به دامن کوه ها بنشاند. حس #صحراگرد شهرآشوب_شعرم، طوفانی ست که در گردباد مواج ت، بلور #عشق را به رقص فرود تو در دل زمستانی ام به #غزل نشیند. سال هاست که #تبسم لبخند تو به برودت خاطرات #قندیل بسته به دیوارهای کاهگلی روستا به تماشا نشسته ام. پیرهن_#مانشت نشان تو بر سر زمین #ایل، مرا مثل آهی در نفس جا می کند تا دوری از #خاطرات زخمی با هم بودن ها ، #دل را به یغما کشد. وقتی دلتنگی #شعر به غوغای #سرودن، الفبای واژه ها را می سراید،
#باریدن نام تو در بستر شعرم دردانه های بیگانه را از #دل وا می کند. به یاد لحظه های روشن #دیدار،کنار بخاری هیزمی و چایی دم کرده، که هرم نفس هایی #صادقانه را به عاشقانه های زلال گره می زد. امروز بارش##برف، سینه در حسرت #باران می گذارد. ای ابر ببار، تا سراب #آتش گرفته ی دل ها بر لب دریای #دل فرو غلتد. آب بر #آتش زند و بر زلف سفید #برف نسیمی از حسد گیسوی زمستانی به
شانه های با طراوت #بهار شکوفه شود.

#فروزندە‌_شفیعی‌ـ‌زرنە

۱۱ بهمن ماه ۹۹

📢…… #سلام_بر_زرنه
»» @salam_bar_zarneh
کمک! کمک!

یک مار در خانه ی من دیده شده. چکار کنم و چطور آن را از خانه بیرون کنم؟

معمولا در فصل های گرم در مناطق سرسبز و در حاشیه شهر ها و روستاها از این مشکلات رخ میدهد.

پیدا کردن مار در خانه ی شما شاید مثل یک کابوس باشد ولی نترسید. در عوض یاد بگیرید که چطور میتوان این مهمان ناخوانده را به زیستگاهش انتقال داد!

با جارو یا چوب به مار حمله نکنید. مار تا زمانی که از طرف شما احساس خطر نکند به شما حمله نمی کند.اگر او را تحريك نكنيد به راه خود ادامه می دهد.

اگر مار خودش را به سمت بالا آورد و دهانش را باز کرد، بدانید که شما را به چشم یک تهدید دیده است.
برای جلوگیری از هر اتفاقی آرام به عقب بروید!

یادتان باشد مارها در اکوسیستم ما نقش مهمی دارند و جمعیت خزندگان و حشرات را کنترل می کنند. پس در مقابل مارها بی رحم نباشید!

حیوانات خانگی و بچه ها را از محل دور کنید. بدون توجه به این که مار سمی هست یا خیر، شما باید از خطرات احتمالی جلوگیری کنید. حیوانات خانگی و بچه ها به دلیل تحرک بیش از حد ممکن است مار را تحریک کنند. به آرامی آنها را به اتاق دیگری ببرید و با خیال راحت با مشکل روبرو شوید...

یک فاصله ایمن با مار داشته باشید. حتی اگر شک دارید که آن یک مار سمی می باشد، بهتر است به محدوده او نزدیک نشوید. مار را ترک نکنید. چون ممکن است به جایی از خانه برود که شما دسترسی به آن نداشته باشید.

درب خروجی اتاق یا منزل را باز کنید و سعی کنید او را به آرامی به بیرون هدایت کنید. از آنجایی که به احتمال زیاد حضور مار در خانه شما کاملا تصادفی بوده، خودش در صورت وجود راه باز ، به بیرون می رود.

📞 با سازمان آتش نشانی و یا سازمان های متولی دیگر تماس بگیرید!

هیچ گاه سعی نکنید یک مار را بکشید. بیشتر آسیب ها در چنین زمانی اتفاق می افتد!
و....

تصویر پشت صحنه: محسن آزادی پور

١٥ خرداد #روز_جهانی_محیط_زیست گرامی باد🌱

#گرزه_مار
#آتش_نشانی
#محیط_زیست
#مار
#افعی
#محسن_آزادی_پور
#مهدی_نورمحمدی
#جنگل_های_بلوط_زاگرس

🌐 x #سلام_بر_زرنه x
@salam_bar_zarneh
#بەنام‌خدا

" #شهرمن‌زرنه "


هر #ستایشی محدودت می کند.
چنان بی کرانه که از لطف #قلم
در چار دیوار #باغ‌انگور ، شراب
خُم را می شکند. مرا که حاشیه پرداز
کلمات بودم ،به متن #زندگی و آنچه
در زلالی نگاه مردمانت است #دل
برده ای.
کمر #کوەهایت، #چمن‌آرای ، زنگوله های
به گردن آویخته ی گوسفندانی ست که
به چراهگاهت در نی لبک #چوپان همنوا ،
سینه ی خویش به تکه سنگ هایت #پژواک
را می نوازند. دلتنگی ام را #قاب می کنم به دیوارهای کاهگلی ات تا در عبور #کهکشانی سال های نه چندان دور ، در
اشک شبانه ی دختری، آه در #قصیده جای
گیرد. #ارمغان تو ، زیستن و آموختن در تب و تاب افتاده ی بی درنگ را با هر چه
تندیس #مهر است هماهنگ کرده است.
دشتستان دلربایت، #گل از باغ شکفتن ،
آرزوهایی ست که نغمه ی #مثنوی تا
قول و غزل #شاعران‌ایل را ساز می کند.
تا در حادثەی #اعجاز نفس مردمانت،
شب دق الباب شمردن #ستارگان شود.
بوسه ی بره ها بر سر چشمه ی " #قومگه "
سبزه های روییده به لب هایشان به آغاز
صبح می دمد تا علف و #گندمزار به رویش
روزنه ها در #دل بشکفد. تصویر ساده ی روستایم ، در #قاب‌سبز خروس خوان
هر گوشه از نگاه را به کناره ی پنجره
در دمادم زلال نسیم، ترسیم شعلەی #آتش
است و بوی چایی دم کرده بر پهنه ی #صبح آویخته ی لبخند مادران است تا صدای #مشک زدن سمفونی #عشق به دشت و دمن را ساز دهد و طراوت و شیرینی
تشنگی گیاه پیچیده به پای #مردان‌روستا به آبی در ریگ کنار جوی ،‌
#رخصت رویش باشد.
در #ساغر شعرم ! خاطرات گذشته به عطش کلمات ، نفس کم می آورد تا از
خستگی ممتد داس و درو #دهقان‌ایلم،
به عرق جبینش کتابت شود. #بهار پیرهن مادران ایلم از شکوفه پُر است تا در #فصل دل من، گل آویز شکفتن #شعر شود. من کوچه های خلوت #روستا را بی انتها برای
دوباره رفتن به همان #خاطرات با هم بودن ها می خواهم . مانند پرنده ای به لانه،
ابری با #باران، گلی به آب، ستاره ای به شب عادت کند. مانند اشکی در #چشم ،
دستی از دست و برگی از درخت.هنوز
روستایم را دوست دارم. انگار #خاطرەها
لا به لای صفحه ها جا مانده اند. #احساس و افکار و صداها و نفس ها ، همچون #رعد
بر جان شرر می زند. لب های سرخ #قلم،
همچون گل های دامن دختران #ایلم پراز
عطر مریم است. چهره ی #نجیب و آرام مادران ، وقتی در #حلاوت نگاه معصومانه
و با غیرتشان ، انگار آینه ی پاکی و #مهر به موج است. صدای #چکاوک کوه گاومیر،
همچون نت های #بتهون ، در گلوی کودک ‌روستایم باقی ست ، وقتی کنار #گهوارەاش، بال بال دستان مادرانه در لالایی
پیچیده ی نوایش ، هفت #آسمان را خواب می کند. سینه ، دکان #عطاری ست که شرح خاطرات را به روستایم می کشاند
تا بوی هل و آویشن و #دارچین و نبیذ سرخ شور انگیز در سیاه چادر به خاکستر زیر کتری ، زیر شُر شُر #باران بهار،
تجویز #عشق را نسخه کند. در روستا دلتنگ که می شوی ، دریچه ی #سحر به
صبح نفس #سپیده را می گشایی ، تا چشم کار می کند ، باغ #غزل، بهار و سبزه
سینه می شود. #موج عطش به روی لب خوابیده بر بالشی از #ستاره شب خوابیده
آهسته گذر می کند .بوی برخاسته از #خاک، بر داغ عطش لطافت #باران می شود.تا امواج گیسوان فروهشته ی #پیچک و یاس ، هوادار دل باشد.
کاش یک #نویسنده بودم. تمام #رویاها،
بغض ها و دردها را که هر وقت دلتنگی می آغازد بنگارم. از مهربانی بنویسم که #تبلور
بلورین #ماه ، از خاطرات و دیدن متوالی به فاصله ی کم مرا به #خواب دعوت کند. و صدای خستەی #باران ناودان ، پس از #فصل بلند #سکوت ، بر گونه های خجالت زده ، بالش کوچک من شود.

#فروزندە_‌شفیعی

📥x #سلام_بر_زرنه x
@salam_bar_zarneh
بدترین نوع #مرگ چه مرگی است⁉️

نه مرگ در قعر #آتش
نه مرگ در اثر #سقوط
و نه مرگ در عمق #دریا ...
هیچ کدام سخت ترین و بدترینِ مردن ها نیست.

🔥بدترین نوع مرگ ، مرگِ در حال گناه است.
که ما در اندیشه گناه باشیم
و موت در پی ما...

رسول اکرم صلی الله علیه و آله؛

عجب میدارم از آن کسی که طلب دنیا میکند و مرگ او را طلب میکند تا او را چگونه دریابد.

🔰امام صادق علیه السلام :
#خداوند بنده (گنهکار و) سرگردان #توبه کننده را دوست دارد
ولی کسی که گناه نمیکند برتر است

🔻در حالی که ما روزانه به دنبال #آمال و آرزوهای خود هستیم ممکن است مرگ با آمدنش ما را غافلگیر کند.
خدا کند در آن لحظه فکر گناه در سر نداشته باشیم.

📥x #سلام_بر_زرنه x
@salam_bar_zarneh
🔺آرامش عجیبی دارد این گاه بودن در میان مزارع گندم

سکوتی پر از معنا بر پهنه زمین غالب است و باید به تماشا نشست که چگونه آفریدگار این همه مهربان است.

انگار که دشت را پر کرده اند از خوشه های طلا،
طلای با ارزش که برکت سفره های‌مان است.

راستی زرد هم رنگ قشنگیست،
پس حذر باید، مباد آن را با قرمزی آتش در ظلمت خاکستر محو کنیم.

نکند خدا قهرش بگیرد...

#آتش_سوزی_مزارع_گندم
#فصل_برداشت

🌎 ••••★☆★••••
🔺@salam_bar_zarneh
👌6👍21🥰1👏1🙏1💯1😘1