سلام بر زرنه Zarneh ⁃🔕
9.07K subscribers
20.7K photos
15.6K videos
551 files
14.7K links
🕹 #کانال_سلام_بر_زرنه
قدیمی ترین و جامع ترین کانال شهرستان #ایوانغرب
🚫 تاریخ تاسیس:۱۳۹۴/۱۰/۲۲

ارتباط با ما / تبلیغات
⧩⧩⧩

@salam_bar_zarneh_z

#شرایط_تبلیغات در کانال :
⧩⧩⧩
@salam_bar_zarneh0
Download Telegram
🌗🌺🍃🌸🍃🌸━━━━━━
🍃
🌸
🌌🔻 #همایش منطقەای مجازی شعر
،متن، نثر ،دلنوشته #یاردیرین 💝💝
درتوصیف #شاکه_وخانمنصورایوانی
(فارسی،کۆردی،لڕی لکی)

به نام خدا
روی یال کوه های گرمسیرات #بانمیل، سبزه زار سبز علف ، بر شبان دیدنت همچون بوسه بر رنگ فطرت زاییدنی ست. تا از بوته های #آویشن صخره های کمرگاه تو عطر دل آویز به دشت سینه ها، استشمام یک نفس پونه و بنفشه را به گیسوبند پریشان کمند #غزال_بانمیل، جلوه ای از صد بهاران را دوخته ی نگاه گریان تو باشد.رخ گلگونه نظاره گر گونه های خیس غزل های #شاکه_وخانمنصور را به تقدیر مردان و زنان ایل غزلخوان واگویه های خاطرات می برد. اطراقی به گرمسیرات تو در پشت بند #خان_کلهر" به یادمانی فراخور شعر و شعور، تا سکوت آباد تو را به مرز فاصله ی فرسنگ های دلبرانه ی هی هی گوسفندان به چراگاه تو، طنین زنگوله ی بر گردن آویخته را به خط فاصله ی کمرنگ گذشته، تا خودخدا را به تنگ دل خاطره ها برده باشد.خاطرات خاک گرفته ات، صدای #پژواک_گل، دامن چین دار مادرانه .شلال گیسوان با آن گیسوبند خضرایی و دسته گل میخک بر بادهای ناآرام و رودهای بی قرار کوهسارت به چشم آفتاب عطر و عنبر می پاشد. تا مزه ی تازه ی صبح فلق را به کام تلخ ،شب زده گی های شیرین تو، خواندن لالایی چوپان در کمرکوهت آواز #سمفونیک را به پژواکت بدمد. با دیدن تو ، دل چراغانی ستارگانی ست که به پهنای شمد آسمان، زلال تر از همیشه به شکوهت چشمک می زنند.به تازگی تنهایی ات همنشین باران بهارانی ، آنگاه که دختر ایل ،روسری آبی گلدارش را به صخره های تو آویخته ی ترنم و ترانه است. دست قلم بر نگاه گره ی افراشته ات یک قدم جلوتر ، #فر و #شوکت #بانکول را به نشانه است. تا خط قلم نشکسته بر شیار کوهش ، عاشقانه ها را خط به خط به پای بذر رهگذری می پاشد تا #تنگس_و_گل " جوانه زند و ناز نگاهی و نوازشی به لبخند پیرامون گلگشایت رام عشق شود. درختی که سه پایه ی مشک مادر است تا به طنین آهنگش زندگی را به دشت تو بنوازد. گاهی پشت پنجره ی مه گرفته ی قلم، مانشت گونه های برفیش را به ارغوان یک غزل می گشاید تا رمیده ی غزال قلم در نگاهی خیره بماند. و بلور برف هایش را بر پهنای بیکران برودت سفید یالش، واژه ها را همچون عطر بهاران در دل بریزد. نمی توان دل از تو کند وقتی در ریشه ها جریان داری.چشم دل می بندی و غزل را به بلور برف ها می گشایی. تا دانه دانه پشت پنجره ی ابدی #مانشت، صدای تولدی دیگر با نوای بهاران بشکفد. وقتی عطر بهار نارنج #بانمیل_وبانکول" به لبخندهای تو پراکنده می شوند حال دل چه تماشایی ست.

⬅️ بقلم : #شفیعی
🆑 @salam_bar_zarneh

#بەنام‌خدا


روی یال کوه های گرمسیرات #بانمیل، سبزه زار سبز علف ، بر شبان دیدنت همچون بوسه بر رنگ فطرت زاییدنی ست. تا از بوته های #آویشن صخره های کمرگاه تو عطر دل آویز به دشت سینه ها، استشمام یک نفس پونه و بنفشه را به گیسوبند پریشان کمند #غزال_بانمیل، جلوه ای از صد بهاران را دوخته ی نگاه گریان تو باشد.رخ گلگونه نظاره گر گونه های خیس غزل های #شاکه_وخانمنصور را به تقدیر مردان و زنان ایل غزلخوان واگویه های خاطرات می برد. اطراقی به گرمسیرات تو در پشت بند #خان_کلهر" به یادمانی فراخور شعر و شعور، تا سکوت آباد تو را به مرز فاصله ی فرسنگ های دلبرانه ی هی هی گوسفندان به چراگاه تو، طنین زنگوله ی بر گردن آویخته را به خط فاصله ی کمرنگ گذشته، تا خودخدا را به تنگ دل خاطره ها برده باشد.خاطرات خاک گرفته ات، صدای #پژواک_گل، دامن چین دار مادرانه .شلال گیسوان با آن گیسوبند خضرایی و دسته گل میخک بر بادهای ناآرام و رودهای بی قرار کوهسارت به چشم آفتاب عطر و عنبر می پاشد. تا مزه ی تازه ی صبح فلق را به کام تلخ ،شب زده گی های شیرین تو، خواندن لالایی چوپان در کمرکوهت آواز #سمفونیک را به پژواکت بدمد. با دیدن تو ، دل چراغانی ستارگانی ست که به پهنای شمد آسمان، زلال تر از همیشه به شکوهت چشمک می زنند.به تازگی تنهایی ات همنشین باران بهارانی ، آنگاه که دختر ایل ،روسری آبی گلدارش را به صخره های تو آویخته ی ترنم و ترانه است. دست قلم بر نگاه گره ی افراشته ات یک قدم جلوتر ، #فر و #شوکت #بانکول را به نشانه است. تا خط قلم نشکسته بر شیار کوهش ، عاشقانه ها را خط به خط به پای بذر رهگذری می پاشد تا #تنگس_و_گل " جوانه زند و ناز نگاهی و نوازشی به لبخند پیرامون گلگشایت رام عشق شود. درختی که سه پایه ی مشک مادر است تا به طنین آهنگش زندگی را به دشت تو بنوازد. گاهی پشت پنجره ی مه گرفته ی قلم، مانشت گونه های برفیش را به ارغوان یک غزل می گشاید تا رمیده ی غزال قلم در نگاهی خیره بماند. و بلور برف هایش را بر پهنای بیکران برودت سفید یالش، واژه ها را همچون عطر بهاران در دل بریزد. نمی توان دل از تو کند وقتی در ریشه ها جریان داری.چشم دل می بندی و غزل را به بلور برف ها می گشایی. تا دانه دانه پشت پنجره ی ابدی #مانشت، صدای تولدی دیگر با نوای بهاران بشکفد. وقتی عطر بهار نارنج #بانمیل_وبانکول" به لبخندهای تو پراکنده می شوند حال دل چه تماشایی ست.

به قلم:#شفیعی

🆘 @salam_bar_zarneh
#سلام_بر_زرنه
#بەنام‌خدا


" #بانکول‌وبانمیل"


روح نو دمیده ی #الماس صبحدم، شراب #ارغوان بر لب #افق دارد. تا شور شرر به #آذرخش نگاهم زند. در باغ گرمسیرات معلق نگاه #خانمصور چه رفته است که این گونه شبان سکوت گردباد پشت پلک هایش یاد #شاهپرور خورشید سر زده است بر دشت #بانمیل تا به بوی نفس هایش #عطر و عنبر بپاشد.
از بیکران ها ، پای آواز شعرهای #شاکه آرامش را به دشت می نوازد و روح سرسبز #غزل، به حسرت دیدار جانی دوباره بی افشاند.
صدای #چکاوک و بادهای آرام کوه و #جنگل از کران تا بیکران ، خسته ی لبخندی ست که بر لبان #خان‌کلهر به شوق دیدار در چشم سبزه زار می درخشد.هرگاه از #بانکول و #بانمیل سخن به میان می آید درختان لیمو باز شکوفه می دهند و ابرهای سرخ #آسمان محو می شوند. بادها با #قاصدک آشتی می کنند و چه #سبز می شود بر درخت تن، شادمانه های درخت ون را به #تبلور بلورین ماه خاطرات می برد. دلسپردگی ها در #فصل تقسیم لبخند، مزایای #تبسم یک چتر است بر باران خیس گونه ها. چه ملایمت خنکی ست که بر کوه #بانکول، آبستن یک شکوفه ی #پونه و #آویشن همچون خوشه ی #گندم برایت خاطره ببافم. چشم انداز این خلوتگاه شرح رویش #اطلسی شب بو و #زنبق و #بنفشه و بید به فصل #تحول است تا
گل در آغوش دامن #بانمیل به عطش دامنه ی #بانکول بوسه ای از سبزه بزند.
باغ نگاه #شاهپرور منتظر باران قدم های #خانمصور است تا گلوی غزل دل انگیز بهار #بانمیل را به شکوفه زار کناره ی چشمه ی نگاهش بتراود. #شبنم از روی خنده ی #گل گونه هایش در غروب سرما، #گرمی لب هایی ست که بر سر یال کوه به #دشت می تراود.
موج #گیسوان بید بر سر یال هایش در رقص شعله ی #ماه می درخشد
و بر روی علف ها می پیچد. #حریر پیرهن سبزه بر شکوفه ی گل های دامن #شاهپرور پُر شده است از#عطر مریم.لب های سرخش به #شقایق شبیه تر است تا پشت #چشم‌آهویی خان ‌بهشت به بار نشیند.
نام #بانکول و #بانمیل رخصت رویش و #طراوت است تا برگ و #باران ، بغض های کهنه ی تلخ گلو را به تقویم #سبزخاطرات ورق زند.

#فروزندە_شفیعی

📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
#بەنام‌خدا

" #کوە‌ـ‌پراو🏔 "

#آبان است و بادهای دوره گرد به
#حراج گذاشته اند تا تماشای
برگ ریزان ، دامن از #غبار غم بتکاند.
غزل دلشوره در حسرت لب های #پاییز،
به کدامین غروب پراو، #ستاره در سپیده دم #بیستون به انتظار روز خرم است.
دل #شیرین همچون عود به آتش سوختنی ست. از غمش دود مجمر بر تیشه ی #فرهاد ، همهمه ی سردی ماه و زردی #آبان می شود.
شروع یک #غزل با توست ، تمام گام های مانده اش با من ،تا #راز تنهایی قطره قطره، بر #اطلس دامان گمنام کلمات به تکدی لبخندهای #شیرین برم. و آوارگی #ترانه را بر روی بند تاراج تکراری به یغما رفته ی #بیستون، بر صخره های پراو برده باشم. از دامن #تبارم دست بر نداشته ام آنگاه که #شکوه و اقتدارشان ، همچون دل
مطمئن #فرهاد به عصای امید تکیه کرده باشد. شعرهایم یکی یکی #معطر اجابت اند تا بال کشان از گوشه ی چشم #قلم
#پلک گشوده و نام زیبای کوه پراو را به نیابت بلندایش #فوران کند.
شناسنامه ی تو #صبح است و شبیه آیتی از وفا بر سپیده ی طلعت #مهتاب رونمایی کند. دنیا به کام #قلم عسل است تا #شیرین را به ماحصل غزل های ناگفته ی دل #فرهاد مشق عشق شود. حضور نام تو در شعرهای من لطف #خداست که شامل حال غزل شده است. نام #پراو همچون #غزل معنوی ست که بی اختیار وارد این #مثنوی شده است.مضمون #بیستون و پراو
تنهایی را مکمل است تا نام #شیرین و #فرهاد، لاهوت شکوه و #عشق را مبهوت قلم کند. عمر وفا در نفس های #فرهاد همه تلمیح زندگی ست، مفاتیح #عشق را به شکوه لب های ذاکر است. آینه ای از سنگ و #صبوری تیشه ای که در هُرم هر نفس ، #پژواکی بر یال سرکش پراو انعکاس #دلبری‌ست.
رشته کوه تو همسنگ #البرز راز خوشبختی ست. هر زمان #دلتنگی آغازد
لختی از کوهسارت #نسیم آرامش را بوزاند. حیرانی سر انگشت لبگزه به مقیاس #طنین تیشه، خواب های تو
را #سرگردان کرده است ، آنگاه که بُت
زیبای #سمرقند و #بخارا در معبد زرین #بیستون، نام #شیرین را یاهو گوید.
ضرب آهنگ شکستن #صخره و سنگ،
همپای گوش های #نوازشگرت ، نازک دلی و دلتنگی ،راز خوشبختی را لو می دهد.
تا دستان #امید ، تصویر رویاهای دیروز شود.کمی #عطر حضورت را بیاور.بگذار خستگی ها بر آن #تکیه کند. ردایی از
پونه و #آویشن بر دوش سنگواره هایت
ایستاده درسینه رهاست.اینجا #دیوارها ازهم دور می شوند و سنگ ها به دست #طوفان سپرده اند.می شود از #کوهسارت
#دلخوشی را استشمام نمود وقتی نسیم،
#عطر تو را به همراه دارد.

۲۶ آبانماه ۹۹

#فروزندە‌ـ‌شفیعی‌ـ‌زرنە


📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه
»» @salam_bar_zarneh
#بەنام‌خدا

" #سریوان‌وسرکش "


#باران می بارد تا کوچه های احساس،
خیس از #غزل شکفتن شود و عصر
#پاییز ، دمنوشی از #شعر و نبات را به چشم
های غزال #سرکش که بر سر یالش
به اقتدار ایستاده بر دشت #سریوان
بنگرد. بغض چندین ساله ی #قلم
می شکند و من #آهسته و آرام در وجودم
می بارم.#ابرها رها می شوند تا شاه توت
#بیت‌الغزل عشق به پای درخت جان بریزد.بوی تمشک سرخ #خیال تا دم صبح می پیچد روی #دامن قله ی کلمات، دل ترک خورده ی انار بر #شاخسار درخت اندیشه در مه غروب ، #انعکاس لبخند
#بهاران را تداعی می شود. انگار نفس #سرکش همچون سرفصل ها، شبیه #روح درون خود دمیده است تا تصویر #سریوان را همچون #آیینه به نگاهم در سبزه زار از
یاد سبزه مانده در ذهن #پاییز، دختری ست گردان افراشته که بارش #گیسوان بلندش در نگاه رعنای #غزال کوهت ،
شعر و #غزل را به واژه ی برگزین قافیه ها
بکشاند. تمام روزها از #چشم‌انداز قله هایت #جان می گیرد، ثانیه ها سرشار از
حضور #مفرح تفرجگاه توست که در سپیدی چشمان من #جوانه می زند.
عطر گیسوانی که سوار بر #قاصدک می کنم تا برایت از #دلتنگی روزگاران ، غزلی ناب بسراید.بر #شاخسارت دار می زنند
تا #قلب و اندیشه از یادها غافل نباشد.
گاه به شوق بودن های #بهار زنده ایم.
بوی #آویشن و عنبر کوهسار#سرکش و #سریوان #نیاز به تعبیر ندارد. بگذار خنکای نسیم ات، #سکوت تلخ غروب ها در سمفونی وزش #شاخسارانت جای زخمی
باقی نگذارد.#باد موافق که می وزد باز
#عطر تن را به پیراهن سبزه زار می نشاند.
سینه به دشت #سریوان دکان عطاری ست
تا رازیانه و شاهی و گشنیز و هل و آویشن و نبیذ سرخ #شورانگیز را به تراوش قلم ُشک افشان کند.
جسم #گرمسیرات تو بهارانی ست که جان #پاییز برای گذر از غم ها ، به #عشق دوباره
رستن ها، راه رفتن زیر #باران را تجویز می کند. آنگاه سحر بر یال کوه #سرکش می تابد، صبح از نفس سپیده آغاز می شود تا #چکاوک ترانه سر کند و باغ غزلش‌ #بهار شکوفه های #سراب شود. #موج عطش به روی لب قلم خوابیده است تا بر بالشی از صخره ی #سرکش ، ستاره های آسمان #سریوان آهسته گذر کند.خورشید به ناز غرق تب خوابیده را بر چهره ی #جان فرو نشاند. در خطوط مبهم دود و #آتش ، خاکستر کشیده و بر بالایش کتری و چایی دم کرده به #همنوایی دختر #باران ، بغض نهفته را زنجیر می کند تا ساده در بند #سکوت، ضرب آهنگ هوره ی کوردواری موج #عشق به بهای عهد و پیمان #روزگاران به حنجره ی چوپان
گره زند. #ابریشم مخمل و سبزه به پای
قدم های رهگذران بارش تواضع #نسیم کوهسار سرکش در هوای سینه رهاست. هرگاه #دل با نفس #بهار در حال جدل است، فالی بر سبزه گره زدن، راه تازه ی رهایی در #خیال است. در کنار #گذرگاهت دلتنگی جایی ندارد. از یال ات
#غزال خرامان بالا می رود .کمی بوی خاک #باران خورده به سکوت آغوش #صحرا بهترین تسکین است.#عشق به زادگاه را باید در سکوت شنید.

#فروزندە‌ـ‌‌شفیعی‌ـ‌زرنە

۱۸ آذر ماه ۹۹
📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه
»» @salam_bar_zarneh

#بەنام‌خدا


" #چوپان‌ایل "


در هوای #شمالی خانه ات ، باغچه ی دل
سبزتر است.
زیر #باران نگاهت ، دست هایی از #امید
جوانه زده است که بوی #عطر شکوفه های
#بهاری می دهند.
#دنیا برای آن که تو را بفهمد کم است
چشمان مهربانت، کنکاش ترین #افق
#نگاه را می جوید و عجیب ترین شعر
#عالم را به قلم می آورد تا ابر باشی و
به دامنت ببارد.
گونه های #سرما زده ات تو را شبیه
شقایقی ست که در گلدانه ی #سپید زمستان
می درخشد. گل های پیرهنت پُر از #عطر مریم است، زُل زدن هایت به #کوه وکمر
چه تماشایی ست، انگیزه ی نگاه تو #رحمتی ست که شامل حال #آغوش توست
وقتی #برەای تازه متولد شده به بغل داری. وقتی که بخواهم از تو #غزل گفته باشم و نتوانم. #بهار که می آید در بغل دامنت عطر #آویشن به عطش پرچین می پراکنی، قدم هایت سبزه های #کوهسار را پیچیده در رم گام های تو دارد.#سپیدار
#فلق پشت پلک های نگاه تو روشن است
عشق و #شیدایی و آشفتگی حالت،شب
را پر از گُل #خورشیدست.خورجین صبح
از نان و خرما، شرح #غیرت و دلدادگی است تا آهنگ و احساس #هورەی کوردواری ات بر حنجره ی تنگ #گلو بپیچد.این جای قدم های توست که میان
#شادی و غم ها، سردی ها و گرمی ها
به یاد زمین و دشت و #چمنزار، گاهی با مهر، گاهی با #دلتنگی، نوای دلنشین ات
نت های زنگوله ی بره ها در #جان عزیزت
به برکت #موج می نوازد.تو هماره ی خوشایندی مثل بارش #باران.
#شب شده باشد و ماه شهدش را در جام
#زرین زمین ریخته باشد و #عشق تو در
کلبه ی #دل برقصد و آن گاه #ماه نقره می پاشد بر گونه هایی که زیر بلور #برف
در بحبوحه ی #شیفتەی خال لبت
#سیب می شود.چه ملایمت خنکی است
وقتی #نسیم از بالاپوش تو آبستن یک
شکوفه از #اصالت کلهریت را کنار شب
ایستاده می بیند.
#گندم گندم،و خوشه خوشه از گندمزار دشت نگاهت #خاطره می بافند
هر کجا تو را #گم کرده باشند.
شعر دوباره سبز و #جنگل سبزتر است
از ُرم آوازهایت.

۳۰ دی ماه ۹۹

#فروزندە‌ـ‌شفیعی‌ـ‌زرنە

📢…… #سلام_بر_زرنه
»» @salam_bar_zarneh
#بەنام‌خدا

" #کوه‌_شیرزول "

از هجوم بال #پرستو و از خلال
انبوه #خیال، پنجه ی زرین #خورشید
بر #گیسوان شب زده ی پنجره می تابد
تا امتداد رمیده ی نگاهم، #جنگل روبروی
زیبایت را از پشت #حریر چشمانم به تکرار
خاطره ها و روزها برد.
مگر صدای #گل از کوچه ی بهار می آید
که نفس #گل نی در آغوش #نسترن می پیچید. به بال صبح، #عطر پونه و زنبق،
در باغ #یاسمین ت، صدای خنده ی گل
در رگ #چمن ،تاب بنفشه است که بی تاب
بر کناره های #تنگس و گل می روید.
نام تو در #شعر کال من، نفس آهی ست
که خود را در نفس تنگ #قلم جای داده است، در زلف شاخسار #بلوط، شیوه ی
تکرار #سبز شدن ، چشم نواز #دشت نگاهست. برای #اطراق گرفتن کناره ی
#شفق ، نوشیدن یک چایی داغ و گوش
جان سپردن به نسیم و پیچک های #باغ
به دل همهمه ی ست که #آسمان چترش را
بر می چیند تا بر گونه ی #ابر چکیدن گیرد. رویش سبزه بر پایین #دشت مخملین کوهت ، فصل #بهار اطلسی و زنبق و #بنفشه را به #محراب قلم ، جوانه می زند تا در رقص #شبنم بر برگ #گل،
پشت #فصل های گمشده، آن سوترین
#دشت ارغوانی، به طراوت الماس #غزل
بروید. از شاخه ی سرخ تپش #قلم،
شکوفه ی #تغزل می چینم .آنک که #بهار بیاید، طرح یک تکامل شیرین به روزهای
جاذب #فروردین پا می گیرد، در محتوی ثانیه ها، آن سوی فصل ها، سامانه ی #میخک و #آویشن به گونه ی صخره هایت نگاه احساس می پرورد.
شاید #بهار ، سبزی دست های توست
که از دل زمستان برآمده است تا
پر از بذره های تازه ی #شکفتن کند.
دختر #بهار که بیاید، سبزه و چمن پا بگیرد
لب مست #غزل، جرعه های ناب ، شور و¥ شراب و #شعر را به پهلوی گلواژه ها، عبور
زندگی را زمزمه می کند.با یک جرعه #نسیم، #عطر حضورت را بیاور. بگذار خستگی بر آن #تکیه کند. قصه ی بلند تو
رنگ تازه ی ست به #سرزمین خشک #بلوط،
بگذار دوباره #بهار، دوباره پرندگان ، به برکه ی آرام تو پناه ببرند و من به بکرترین #قلب جنگل ات.

#‌فروزندە_شفیعی‌ـ‌زرنە

۹ بهمن ماه ۹۹

📢…… #سلام_بر_زرنه
»» @salam_bar_zarneh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آویشن / «هه زوه» / ازبوه . هَزوه
🔸 کوههای اطراف شهرستان ایوان

♦️آویشن ( هه زوه … ازبوه) گیاهی از تیره نعناعیان و با خواص درمانی بسیاری است. این گیاه به صورت طبیعی بومی مناطق کوهستانی بوده و در ایران نیز در کوهستان های زاگرس به وفور می‌روید.

🔸مهم‌ترین رویشگاه‌های «هه زوه» در استان ایلام در «زرنه»، «گنجوان»، «مورت»، «چنگوله»، «بانکول»، «مانشت»، «خرمه» و «چم آب»، می باشد. زمان گلدهی این گیاه اوایل خرداد و شروع بذردهی تیرماه است.

#آویشن #هه_زوه #هزوه #ازبوه

👉 https://plink.ir/ihfkK

‌‎‌‎🔸¢سلام بر زرنه¢ …🕪
🧲 @salam_bar_zarneh