#بەنامخدا
" #کوەـپراو🏔 "
#آبان است و بادهای دوره گرد به
#حراج گذاشته اند تا تماشای
برگ ریزان ، دامن از #غبار غم بتکاند.
غزل دلشوره در حسرت لب های #پاییز،
به کدامین غروب پراو، #ستاره در سپیده دم #بیستون به انتظار روز خرم است.
دل #شیرین همچون عود به آتش سوختنی ست. از غمش دود مجمر بر تیشه ی #فرهاد ، همهمه ی سردی ماه و زردی #آبان می شود.
شروع یک #غزل با توست ، تمام گام های مانده اش با من ،تا #راز تنهایی قطره قطره، بر #اطلس دامان گمنام کلمات به تکدی لبخندهای #شیرین برم. و آوارگی #ترانه را بر روی بند تاراج تکراری به یغما رفته ی #بیستون، بر صخره های پراو برده باشم. از دامن #تبارم دست بر نداشته ام آنگاه که #شکوه و اقتدارشان ، همچون دل
مطمئن #فرهاد به عصای امید تکیه کرده باشد. شعرهایم یکی یکی #معطر اجابت اند تا بال کشان از گوشه ی چشم #قلم
#پلک گشوده و نام زیبای کوه پراو را به نیابت بلندایش #فوران کند.
شناسنامه ی تو #صبح است و شبیه آیتی از وفا بر سپیده ی طلعت #مهتاب رونمایی کند. دنیا به کام #قلم عسل است تا #شیرین را به ماحصل غزل های ناگفته ی دل #فرهاد مشق عشق شود. حضور نام تو در شعرهای من لطف #خداست که شامل حال غزل شده است. نام #پراو همچون #غزل معنوی ست که بی اختیار وارد این #مثنوی شده است.مضمون #بیستون و پراو
تنهایی را مکمل است تا نام #شیرین و #فرهاد، لاهوت شکوه و #عشق را مبهوت قلم کند. عمر وفا در نفس های #فرهاد همه تلمیح زندگی ست، مفاتیح #عشق را به شکوه لب های ذاکر است. آینه ای از سنگ و #صبوری تیشه ای که در هُرم هر نفس ، #پژواکی بر یال سرکش پراو انعکاس #دلبریست.
رشته کوه تو همسنگ #البرز راز خوشبختی ست. هر زمان #دلتنگی آغازد
لختی از کوهسارت #نسیم آرامش را بوزاند. حیرانی سر انگشت لبگزه به مقیاس #طنین تیشه، خواب های تو
را #سرگردان کرده است ، آنگاه که بُت
زیبای #سمرقند و #بخارا در معبد زرین #بیستون، نام #شیرین را یاهو گوید.
ضرب آهنگ شکستن #صخره و سنگ،
همپای گوش های #نوازشگرت ، نازک دلی و دلتنگی ،راز خوشبختی را لو می دهد.
تا دستان #امید ، تصویر رویاهای دیروز شود.کمی #عطر حضورت را بیاور.بگذار خستگی ها بر آن #تکیه کند. ردایی از
پونه و #آویشن بر دوش سنگواره هایت
ایستاده درسینه رهاست.اینجا #دیوارها ازهم دور می شوند و سنگ ها به دست #طوفان سپرده اند.می شود از #کوهسارت
#دلخوشی را استشمام نمود وقتی نسیم،
#عطر تو را به همراه دارد.
۲۶ آبانماه ۹۹
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
" #کوەـپراو🏔 "
#آبان است و بادهای دوره گرد به
#حراج گذاشته اند تا تماشای
برگ ریزان ، دامن از #غبار غم بتکاند.
غزل دلشوره در حسرت لب های #پاییز،
به کدامین غروب پراو، #ستاره در سپیده دم #بیستون به انتظار روز خرم است.
دل #شیرین همچون عود به آتش سوختنی ست. از غمش دود مجمر بر تیشه ی #فرهاد ، همهمه ی سردی ماه و زردی #آبان می شود.
شروع یک #غزل با توست ، تمام گام های مانده اش با من ،تا #راز تنهایی قطره قطره، بر #اطلس دامان گمنام کلمات به تکدی لبخندهای #شیرین برم. و آوارگی #ترانه را بر روی بند تاراج تکراری به یغما رفته ی #بیستون، بر صخره های پراو برده باشم. از دامن #تبارم دست بر نداشته ام آنگاه که #شکوه و اقتدارشان ، همچون دل
مطمئن #فرهاد به عصای امید تکیه کرده باشد. شعرهایم یکی یکی #معطر اجابت اند تا بال کشان از گوشه ی چشم #قلم
#پلک گشوده و نام زیبای کوه پراو را به نیابت بلندایش #فوران کند.
شناسنامه ی تو #صبح است و شبیه آیتی از وفا بر سپیده ی طلعت #مهتاب رونمایی کند. دنیا به کام #قلم عسل است تا #شیرین را به ماحصل غزل های ناگفته ی دل #فرهاد مشق عشق شود. حضور نام تو در شعرهای من لطف #خداست که شامل حال غزل شده است. نام #پراو همچون #غزل معنوی ست که بی اختیار وارد این #مثنوی شده است.مضمون #بیستون و پراو
تنهایی را مکمل است تا نام #شیرین و #فرهاد، لاهوت شکوه و #عشق را مبهوت قلم کند. عمر وفا در نفس های #فرهاد همه تلمیح زندگی ست، مفاتیح #عشق را به شکوه لب های ذاکر است. آینه ای از سنگ و #صبوری تیشه ای که در هُرم هر نفس ، #پژواکی بر یال سرکش پراو انعکاس #دلبریست.
رشته کوه تو همسنگ #البرز راز خوشبختی ست. هر زمان #دلتنگی آغازد
لختی از کوهسارت #نسیم آرامش را بوزاند. حیرانی سر انگشت لبگزه به مقیاس #طنین تیشه، خواب های تو
را #سرگردان کرده است ، آنگاه که بُت
زیبای #سمرقند و #بخارا در معبد زرین #بیستون، نام #شیرین را یاهو گوید.
ضرب آهنگ شکستن #صخره و سنگ،
همپای گوش های #نوازشگرت ، نازک دلی و دلتنگی ،راز خوشبختی را لو می دهد.
تا دستان #امید ، تصویر رویاهای دیروز شود.کمی #عطر حضورت را بیاور.بگذار خستگی ها بر آن #تکیه کند. ردایی از
پونه و #آویشن بر دوش سنگواره هایت
ایستاده درسینه رهاست.اینجا #دیوارها ازهم دور می شوند و سنگ ها به دست #طوفان سپرده اند.می شود از #کوهسارت
#دلخوشی را استشمام نمود وقتی نسیم،
#عطر تو را به همراه دارد.
۲۶ آبانماه ۹۹
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
" #بزرگداشتشاعربزرگ
#عبدالرحمنـجامی"
بر آستان تو عزیست #خاکساران را
که نیست تخت نشینان و #تاجداران را
واژه های زیبا در میان #امیدها و خیال ها به صحیفه ی سبز زندگی ، در #افق آبی به قلم روان می شود تا قصیده ی یاد تو از #گل صوفی سخن گوید. در این معرکه ، آبشاری از #عظمت لایتناهی بر #سرو رویمان سرازیر است. دفتر #عشق ورق گشوده به #دیوان تغزل می گشاید. تا لحظه های نغمه ها و #شعرها بر بضاعت اندک قلم، #آذین بند کلماتی شود که تو را بسراید. اندیشه ی #بیکران و پر اسرار حرف های نهفته در خود دارد تا #بهشت دل با حضور ارغوانی نامت روییده شود. #الفبای واژگان توانای #سرودن از تو را ندارد . رمز لغات در ورای بزرگی نام تو بی انتها ترین #مثنوی بلند به قامت #قلم گم می کند.اندیشمندانه به کلمات متوسل می شویم تا بتوان از باب #ثنایت لب ساغر مینایی #غزل، شراب لبریز از ستایشت ، به #دیوان نوشت.با نام تو می توان از نردبان #باران بالا رفت و کنار #ماه کلبه ی زلال ساخت. چه زیباست لحظه های #سبز با تو بودن که در این سبزه زار، #شمیم دلکش شعر را احساس کنیم. هیچ کس #راز دلتنگی را نمی فهمد . اما تو می دانی. می دانی که #دل تنگ است .وقتی از اجتماع دردها می گریزیم به #شعرهایت پناه می آوریم. با تو می توان در #آسمان ها راه رفت.تا دیگر جایی برای دردواره ها نماند.#دل دل کردن این همه واژه ها برای #تداعی دلسپردگی هایت بذر #ملکوت شبانه است که دلخوشی های #شعرم را به آغوش می کشد تا مرام خیس گونه ها به آبی ترین #ثنای از تو غریبگی نکند.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۲۸ آبانماه ۹۹
📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
#عبدالرحمنـجامی"
بر آستان تو عزیست #خاکساران را
که نیست تخت نشینان و #تاجداران را
واژه های زیبا در میان #امیدها و خیال ها به صحیفه ی سبز زندگی ، در #افق آبی به قلم روان می شود تا قصیده ی یاد تو از #گل صوفی سخن گوید. در این معرکه ، آبشاری از #عظمت لایتناهی بر #سرو رویمان سرازیر است. دفتر #عشق ورق گشوده به #دیوان تغزل می گشاید. تا لحظه های نغمه ها و #شعرها بر بضاعت اندک قلم، #آذین بند کلماتی شود که تو را بسراید. اندیشه ی #بیکران و پر اسرار حرف های نهفته در خود دارد تا #بهشت دل با حضور ارغوانی نامت روییده شود. #الفبای واژگان توانای #سرودن از تو را ندارد . رمز لغات در ورای بزرگی نام تو بی انتها ترین #مثنوی بلند به قامت #قلم گم می کند.اندیشمندانه به کلمات متوسل می شویم تا بتوان از باب #ثنایت لب ساغر مینایی #غزل، شراب لبریز از ستایشت ، به #دیوان نوشت.با نام تو می توان از نردبان #باران بالا رفت و کنار #ماه کلبه ی زلال ساخت. چه زیباست لحظه های #سبز با تو بودن که در این سبزه زار، #شمیم دلکش شعر را احساس کنیم. هیچ کس #راز دلتنگی را نمی فهمد . اما تو می دانی. می دانی که #دل تنگ است .وقتی از اجتماع دردها می گریزیم به #شعرهایت پناه می آوریم. با تو می توان در #آسمان ها راه رفت.تا دیگر جایی برای دردواره ها نماند.#دل دل کردن این همه واژه ها برای #تداعی دلسپردگی هایت بذر #ملکوت شبانه است که دلخوشی های #شعرم را به آغوش می کشد تا مرام خیس گونه ها به آبی ترین #ثنای از تو غریبگی نکند.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۲۸ آبانماه ۹۹
📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
#بەنامخدا
" زادروز #رودکیسمرقندی
اولین شاعر فارسی گوی #ایرانزمین"
"به #حُسن صوت، چو #بلبل مقید #نظمم
به جرم حُسن چو #یوسف اسیر #زندانی"
#شاعری در فکرهای روشنم ته نشین شده است که شعرهایش همچون #حریر نازک خیال به رویم ورق می خورد تا #کدورت
ها از دل بُزداید و #دنیا علیرغم حوادثش
هنوز جای #زندگی باشد. ایستاده بر بلندای نظر ، زمان چه #زیبا می گذرد وقتی که نسل ها تو را به تکرار #شعرهای نغز و بی بدیلت، لحظه هایشان پُراز #عطر کلمات شود.
#خورشید از لابه لای گیسوان کمندی غزل هایت، #طلوع می کند تا قلب ویرانه ، بلکه آباد شود. #آبادتر از دیروزها، آبادتر از روزی که اولین #شاعر بزرگ زبان #فارسی،
#برجودی از کلمات زیبایت تکیه کرده است.
خط لب های قصیده و غزل و #مثنوی تو را یک عمر #سعدی خوانده است . پلک گشوده دسته دسته #غزل در هوای چشمه ی جاری اش لب چشمت فرود آید.در #زلال نفس هایت، رود #گیسویالفاظ به لطف سخن راه افتاده است اینسان #دل به جویبار شعر و زیبایی روان می گردد.
بر پرده ی #حریر شعرهایت، تماشای غوغایی نگاهی، همواره #خستگی و دلتنگی را به آرامش شعرهایت می سپرد دست #جادوگر تلفظ #واژگانت، ترس از دست دادن به #حسرتدیدگان نبازد.
هنوز #عطر نام تو در پس کوچه های احساس #قلبها می پیچید، هنوز یاد تو
در آینه ی زمان می درخشد،تا #عطر سحر،
سهم نفس های تو را به #اشعارت بتراود.استشمام #مُشک افشان در بطن #شعرهایت، دی ماه را تن کرده است .
اگر ابرها تعریف شده باشند، بارش تواًضع نگاهت، دست های منجمد مرا به #هُرمقلم آشتی دهد.
اشارت انگشت تو کافی ست در #سجود ممتدی که رازها، سر به #مهر تواند وقتی مشت زلال بر می گیری و بازش به چهره ی آیینه و آب سرازیر می کنید، دریای روشن #قصیده و غزل در نگاهت می یابم تا دست های #شاعرانەات باورم شود.
نفوذ چشم هایت، سال هاست #الهامبخش کشف #اشعار است.
اینک سند خورده به نامت، #حس تازه ای به سمت نور و #جاودانگی بر گرمی بازار دل ها می پراکند.
۴ دیماه ۹۹
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
" زادروز #رودکیسمرقندی
اولین شاعر فارسی گوی #ایرانزمین"
"به #حُسن صوت، چو #بلبل مقید #نظمم
به جرم حُسن چو #یوسف اسیر #زندانی"
#شاعری در فکرهای روشنم ته نشین شده است که شعرهایش همچون #حریر نازک خیال به رویم ورق می خورد تا #کدورت
ها از دل بُزداید و #دنیا علیرغم حوادثش
هنوز جای #زندگی باشد. ایستاده بر بلندای نظر ، زمان چه #زیبا می گذرد وقتی که نسل ها تو را به تکرار #شعرهای نغز و بی بدیلت، لحظه هایشان پُراز #عطر کلمات شود.
#خورشید از لابه لای گیسوان کمندی غزل هایت، #طلوع می کند تا قلب ویرانه ، بلکه آباد شود. #آبادتر از دیروزها، آبادتر از روزی که اولین #شاعر بزرگ زبان #فارسی،
#برجودی از کلمات زیبایت تکیه کرده است.
خط لب های قصیده و غزل و #مثنوی تو را یک عمر #سعدی خوانده است . پلک گشوده دسته دسته #غزل در هوای چشمه ی جاری اش لب چشمت فرود آید.در #زلال نفس هایت، رود #گیسویالفاظ به لطف سخن راه افتاده است اینسان #دل به جویبار شعر و زیبایی روان می گردد.
بر پرده ی #حریر شعرهایت، تماشای غوغایی نگاهی، همواره #خستگی و دلتنگی را به آرامش شعرهایت می سپرد دست #جادوگر تلفظ #واژگانت، ترس از دست دادن به #حسرتدیدگان نبازد.
هنوز #عطر نام تو در پس کوچه های احساس #قلبها می پیچید، هنوز یاد تو
در آینه ی زمان می درخشد،تا #عطر سحر،
سهم نفس های تو را به #اشعارت بتراود.استشمام #مُشک افشان در بطن #شعرهایت، دی ماه را تن کرده است .
اگر ابرها تعریف شده باشند، بارش تواًضع نگاهت، دست های منجمد مرا به #هُرمقلم آشتی دهد.
اشارت انگشت تو کافی ست در #سجود ممتدی که رازها، سر به #مهر تواند وقتی مشت زلال بر می گیری و بازش به چهره ی آیینه و آب سرازیر می کنید، دریای روشن #قصیده و غزل در نگاهت می یابم تا دست های #شاعرانەات باورم شود.
نفوذ چشم هایت، سال هاست #الهامبخش کشف #اشعار است.
اینک سند خورده به نامت، #حس تازه ای به سمت نور و #جاودانگی بر گرمی بازار دل ها می پراکند.
۴ دیماه ۹۹
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
#بەنامخدا
" برو ای گدای مسکین در خانه #علی زن
که #نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را "
نامت رویش تحیُر را به #قلم
نشانه است، با کدامین #واژه
می توان تو را #سرود. هرگاه
در ذهن #کاوشگر شهریار
بند بند قافیه و ردیف به
اشتیاق شناخت، هجای #عطر کلمات
به دریای اندیشه، #دُر و گوهر می نشاند.
#بهار گلواژه های محتشم به زلالی
تتمه ی یک جویبار #نقش نام تو را
همچون رنگین کمانی از #کرامت
به سخاوت سینه ها ترسیم #عشق است.
#عدالت تو به کلک خیال انگیز شُعرا
خدا را به نگاه حقیقت بین عبور
ماجراست.ابهت و #شکوه نامت،
چنان پُربهاست که با هیچ #عیاری سنجیده نیست .گرچه حُرمت #قلم دم نزند باز عطر #حدیث ثقلین در باغ
یاسمن می پیچد تا صدای نام #علی به گلخند گل در رگ چمن قلم #شهریار جوانه زند. هبوط #عدلعلی" ع " بازتاب ماه و #مهر را به چشم #عدالت خوشه چین است.
انعکاس بزرگی #علی در عالم پیش از نزول قرآن ، ناطق #قرآن می شود تا راز زاد روز تو را بدانند. رخ #ماه به تکرار شب های پر ستاره، #نیایش های تو را با چاه به یاد دارد. به بال صبح پرستو در آشیانه ی #گل،
نسیم خاطره ها را به میعادگاه مسجد
#کوفه، پیشانی ماه شکن به #تلاوت لاهوت تو می شکفد....
زمان تکرار می شود، رباعی و #مثنوی و قصیده و #غزل باز نام تو را بر زنجیر متوقف نشده ی #جهان ، عظمتت را
به فصل های بهاری #عدل گره می زند
تا #دنیا بداند که هرکس را به اقتدای
نامت مقیاسی و #میزانی متصور نیست.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۶ اسفند ماه ۹۹
📢…… #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
" برو ای گدای مسکین در خانه #علی زن
که #نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را "
نامت رویش تحیُر را به #قلم
نشانه است، با کدامین #واژه
می توان تو را #سرود. هرگاه
در ذهن #کاوشگر شهریار
بند بند قافیه و ردیف به
اشتیاق شناخت، هجای #عطر کلمات
به دریای اندیشه، #دُر و گوهر می نشاند.
#بهار گلواژه های محتشم به زلالی
تتمه ی یک جویبار #نقش نام تو را
همچون رنگین کمانی از #کرامت
به سخاوت سینه ها ترسیم #عشق است.
#عدالت تو به کلک خیال انگیز شُعرا
خدا را به نگاه حقیقت بین عبور
ماجراست.ابهت و #شکوه نامت،
چنان پُربهاست که با هیچ #عیاری سنجیده نیست .گرچه حُرمت #قلم دم نزند باز عطر #حدیث ثقلین در باغ
یاسمن می پیچد تا صدای نام #علی به گلخند گل در رگ چمن قلم #شهریار جوانه زند. هبوط #عدلعلی" ع " بازتاب ماه و #مهر را به چشم #عدالت خوشه چین است.
انعکاس بزرگی #علی در عالم پیش از نزول قرآن ، ناطق #قرآن می شود تا راز زاد روز تو را بدانند. رخ #ماه به تکرار شب های پر ستاره، #نیایش های تو را با چاه به یاد دارد. به بال صبح پرستو در آشیانه ی #گل،
نسیم خاطره ها را به میعادگاه مسجد
#کوفه، پیشانی ماه شکن به #تلاوت لاهوت تو می شکفد....
زمان تکرار می شود، رباعی و #مثنوی و قصیده و #غزل باز نام تو را بر زنجیر متوقف نشده ی #جهان ، عظمتت را
به فصل های بهاری #عدل گره می زند
تا #دنیا بداند که هرکس را به اقتدای
نامت مقیاسی و #میزانی متصور نیست.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۶ اسفند ماه ۹۹
📢…… #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
له شه ماڵا بوو هه ناس گوڵ تیه ێ
له دۊره و ده نگ ساز دێ وڵ تیه ێ
ده نگ دیوڵ تیه ێ بیلا بژه نن
به رگ آزیه تی له وه ر بکه نن
بیلا بژه نن ئێ به زمه خوه شه
ئێ بزمه دۊواێ ئه و ره زمه خوه شه
بیلا بژه نن له و کورده ماڵا
وا ده نگێ بارێ له لا شه ماڵا
بیلا بخوه نن بیلا بخه نن
بیلا هه ڵ په رن بیلا بژه نن
وه په نجه سێ پا و سینگ لرزه
شاواز شاواز ئه و بالا به رزه
بیلا ده نگێ باێ ئێ ده نگه خوه شه
ئێ ده نگه دۊواێ ئه و جه نگه خوه شه
خوه زه و لا بگرێ له و بنه ماله
شه نه ێ شه واره ێ ئێ واێ شه ماله
تا وه لا بارێ بوو ئه و به ساته
ده نگ دلنشین ئه و سۊرو ساته
شاواز شاواز هه ر چێ چه و مه سه
هه ر چێ چه و مه س تفنگ وه ده سه
هه وا خواێ نه مرێ ئه و هه مه که سه
ئه و هه مه که س ئه برو په ێوه سه
ئێ سازو به زمه وه سۊره و خوه شه
راسه ده نگ دێ ول له دۊره و خوه شه
ئه را ژنه یل کوبانی خرداد ۹۵
#بهروز_یاسمی
#بهروزیاسمی
#کوبانی
#شعر_کردی
#مثنوی_کردی
#شعر_حماسی_تغزلی
✔️ #سلام_بر_زرنه
⬇️🔻⬇️🔻⬇️
@salam_bar_zarneh
له شه ماڵا بوو هه ناس گوڵ تیه ێ
له دۊره و ده نگ ساز دێ وڵ تیه ێ
ده نگ دیوڵ تیه ێ بیلا بژه نن
به رگ آزیه تی له وه ر بکه نن
بیلا بژه نن ئێ به زمه خوه شه
ئێ بزمه دۊواێ ئه و ره زمه خوه شه
بیلا بژه نن له و کورده ماڵا
وا ده نگێ بارێ له لا شه ماڵا
بیلا بخوه نن بیلا بخه نن
بیلا هه ڵ په رن بیلا بژه نن
وه په نجه سێ پا و سینگ لرزه
شاواز شاواز ئه و بالا به رزه
بیلا ده نگێ باێ ئێ ده نگه خوه شه
ئێ ده نگه دۊواێ ئه و جه نگه خوه شه
خوه زه و لا بگرێ له و بنه ماله
شه نه ێ شه واره ێ ئێ واێ شه ماله
تا وه لا بارێ بوو ئه و به ساته
ده نگ دلنشین ئه و سۊرو ساته
شاواز شاواز هه ر چێ چه و مه سه
هه ر چێ چه و مه س تفنگ وه ده سه
هه وا خواێ نه مرێ ئه و هه مه که سه
ئه و هه مه که س ئه برو په ێوه سه
ئێ سازو به زمه وه سۊره و خوه شه
راسه ده نگ دێ ول له دۊره و خوه شه
ئه را ژنه یل کوبانی خرداد ۹۵
#بهروز_یاسمی
#بهروزیاسمی
#کوبانی
#شعر_کردی
#مثنوی_کردی
#شعر_حماسی_تغزلی
✔️ #سلام_بر_زرنه
⬇️🔻⬇️🔻⬇️
@salam_bar_zarneh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گلهای_رنگارنگ_شماره_۲۴۶
باصدای استاد #اکبر_گلپایگانی
#تار #استادفرهنگ_شریف
#پیانو #استادمرتضی_محجوبی
#ویولن #استادحبیبالله_بدیعی
#آوازدشتی
#مثنوی_دشتی
#شعر: #صفی_علیشاه
✔️ #سلام_بر_زرنه
⬇️🔻⬇️🔻⬇️
@salam_bar_zarneh
باصدای استاد #اکبر_گلپایگانی
#تار #استادفرهنگ_شریف
#پیانو #استادمرتضی_محجوبی
#ویولن #استادحبیبالله_بدیعی
#آوازدشتی
#مثنوی_دشتی
#شعر: #صفی_علیشاه
✔️ #سلام_بر_زرنه
⬇️🔻⬇️🔻⬇️
@salam_bar_zarneh
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سه رم سه گینه دلم چۊ سه نگه
له ژیرا نوورم وه ێ ئه ور ته نگه
ئێ ئه ور وشک یه ێ نم نه واره
ئێ جله کوانه ێ هه چۊ ده واره
#بهروز_یاسمی
#بهروزیاسمی
#شعر_کردی
#مثنوی_کردی
✔️ #سلام_بر_زرنه
⬇️🔻⬇️🔻⬇️
@salam_bar_zarneh
له ژیرا نوورم وه ێ ئه ور ته نگه
ئێ ئه ور وشک یه ێ نم نه واره
ئێ جله کوانه ێ هه چۊ ده واره
#بهروز_یاسمی
#بهروزیاسمی
#شعر_کردی
#مثنوی_کردی
✔️ #سلام_بر_زرنه
⬇️🔻⬇️🔻⬇️
@salam_bar_zarneh
سلام بر زرنه Zarneh ⁃🔕
سه رم سه گینه دلم چۊ سه نگه له ژیرا نوورم وه ێ ئه ور ته نگه ئێ ئه ور وشک یه ێ نم نه واره ئێ جله کوانه ێ هه چۊ ده واره #بهروز_یاسمی #بهروزیاسمی #شعر_کردی #مثنوی_کردی ✔️ #سلام_بر_زرنه ⬇️🔻⬇️🔻⬇️ @salam_bar_zarneh
سه رم سه گینه دلم چۊ سه نگه
له ژیرا نوورم وه ێ ئه ور ته نگه
ئێ ئه ور وشک یه ێ نم نه واره
ئێ جله کوانه ێ هه چۊ ده واره
ئێ که رره میه ئێ ته پ تووزه
ئێ چاره ێ چه فته ئێ حال رووزه
ئێ چه و چه و نه یو ته م ته مه لۊله
ئێ بن سیه ێ گوله م قۊله
ئێ شه و په ژاره ێ شه وار شیمه
ئێ فچ فاچه ئێ ور ویمه
ئێ نزه نز له ژیر ده مه و
ئێ کزه کز له وه ر خه مه و
ئه ێ ئه ور سیه ێ چل ساله ره ێ وا
له ریو میلکان ئێ ماله ره ێ وا
ولاوه بۊده چۊ لاف کوانه
له بان ته خت ئێ آسمانه
سا خسیده سه کوتێ له ێ زه یوه
وا وزارده ئێ خوداێ قه یوه
نه چیده ئێ لا نه چیده ئه و لا
نه له وه ر خوه ر گرێ ده یده و لا
وشک و بی خه یر و تیه ل و تفه رۊ
گشتێ حر بیف کولێ قال قۊ
خوه زه و گوم بکه ید وا شونِ نۊند
به ید له خوه رد خوه د ژارِ ده رۊند
گه رده چۊچانێ بخه ێ له باخت
تا بشیونێ چتر و چرداخت
شووند بوریاد له ێ سه ر زه مینه
له ێ سرزه مین ناله و نفرینه
تا خوه ر ئلاتاد وه که ررو فه رره و
دنیا بپیچاد وه لیسک زه ره و
تا هه م له ده نگِ ساز و دزه له
ولات برشیاد له ێ ده ر کله
تا له نو ئێ ده یشت کز کووره
پر بوود له ده نگ ده ف و ته مووره
ژنه یل ده س یه ک بگرن وه نازه و
پیایل بکوتن پا وه شاوازه و
دیوه ته یل حه لقه به ن و ده وراده وره و
خوه ر آخله به ید له بان ئه و ره و
چووپی بکیشن کوره یل سه ر مه س
پا له جفت پا ده س له بان ده س
جه شن و شانازی باریده و له نو
چه پله ریزان کۊخا و که یوانوو
هه له «بان قورخ» تا «خوه ره تێول»
بژه ن و بکوت ساز باید و دێول
ئه و به خت به رز سێ هزار ساله
له نو بارنه و وه ێ بنه ماله
۲۴/۴/۱۴۰۰
#بهروز_یاسمی
#بهروزیاسمی
#شعر_کردی
#مثنوی_کردی
«بان قورخ» و «خوره تیول» نام دو منطقه در زادگاه شاعر
✔️ #سلام_بر_زرنه
⬇️🔻⬇️🔻⬇️
@salam_bar_zarneh
له ژیرا نوورم وه ێ ئه ور ته نگه
ئێ ئه ور وشک یه ێ نم نه واره
ئێ جله کوانه ێ هه چۊ ده واره
ئێ که رره میه ئێ ته پ تووزه
ئێ چاره ێ چه فته ئێ حال رووزه
ئێ چه و چه و نه یو ته م ته مه لۊله
ئێ بن سیه ێ گوله م قۊله
ئێ شه و په ژاره ێ شه وار شیمه
ئێ فچ فاچه ئێ ور ویمه
ئێ نزه نز له ژیر ده مه و
ئێ کزه کز له وه ر خه مه و
ئه ێ ئه ور سیه ێ چل ساله ره ێ وا
له ریو میلکان ئێ ماله ره ێ وا
ولاوه بۊده چۊ لاف کوانه
له بان ته خت ئێ آسمانه
سا خسیده سه کوتێ له ێ زه یوه
وا وزارده ئێ خوداێ قه یوه
نه چیده ئێ لا نه چیده ئه و لا
نه له وه ر خوه ر گرێ ده یده و لا
وشک و بی خه یر و تیه ل و تفه رۊ
گشتێ حر بیف کولێ قال قۊ
خوه زه و گوم بکه ید وا شونِ نۊند
به ید له خوه رد خوه د ژارِ ده رۊند
گه رده چۊچانێ بخه ێ له باخت
تا بشیونێ چتر و چرداخت
شووند بوریاد له ێ سه ر زه مینه
له ێ سرزه مین ناله و نفرینه
تا خوه ر ئلاتاد وه که ررو فه رره و
دنیا بپیچاد وه لیسک زه ره و
تا هه م له ده نگِ ساز و دزه له
ولات برشیاد له ێ ده ر کله
تا له نو ئێ ده یشت کز کووره
پر بوود له ده نگ ده ف و ته مووره
ژنه یل ده س یه ک بگرن وه نازه و
پیایل بکوتن پا وه شاوازه و
دیوه ته یل حه لقه به ن و ده وراده وره و
خوه ر آخله به ید له بان ئه و ره و
چووپی بکیشن کوره یل سه ر مه س
پا له جفت پا ده س له بان ده س
جه شن و شانازی باریده و له نو
چه پله ریزان کۊخا و که یوانوو
هه له «بان قورخ» تا «خوه ره تێول»
بژه ن و بکوت ساز باید و دێول
ئه و به خت به رز سێ هزار ساله
له نو بارنه و وه ێ بنه ماله
۲۴/۴/۱۴۰۰
#بهروز_یاسمی
#بهروزیاسمی
#شعر_کردی
#مثنوی_کردی
«بان قورخ» و «خوره تیول» نام دو منطقه در زادگاه شاعر
✔️ #سلام_بر_زرنه
⬇️🔻⬇️🔻⬇️
@salam_bar_zarneh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آواز استاد #شهرام_ناظری
تطبیق عکس و شعر جناب #خسرو_حیدری
آواز #مناجات_شبان
برگرفته از آلبوم #مثنوی_موسی_و_شبان
نی استاد #بهزاد_فروهری
شاعر #مولانا
✔️ #سلام_بر_زرنه
⬇️🔻⬇️🔻⬇️
@salam_bar_zarneh
تطبیق عکس و شعر جناب #خسرو_حیدری
آواز #مناجات_شبان
برگرفته از آلبوم #مثنوی_موسی_و_شبان
نی استاد #بهزاد_فروهری
شاعر #مولانا
✔️ #سلام_بر_زرنه
⬇️🔻⬇️🔻⬇️
@salam_bar_zarneh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
یاد آن روز که چشمم به تو افتاد به خیر
و همان لحظه اول به تو دل داد به خیر
نه همان لحظه که فردای پس از آن لحظه
و پس از آن شب و شب های پس از آن لحظه
همچنان این دل دیوانه گرفتار تو ماند
و گرفتار همان لحظه دیدار تو ماند
بین این خانه و آن خاطره رازی ست بزرگ
یا میان من و آن پنجره رازی ست بزرگ
که هنوز از سر دیوار میان تو حیاط
برگی آویخته بر دامن یک شاخه نبات
#بهروز_یاسمی
#بهروزیاسمی
#مثنوی_عاشقانه
❌... #سلام_بر_زرنه
➖➖
@salam_bar_zarneh
یاد آن روز که چشمم به تو افتاد به خیر
و همان لحظه اول به تو دل داد به خیر
نه همان لحظه که فردای پس از آن لحظه
و پس از آن شب و شب های پس از آن لحظه
همچنان این دل دیوانه گرفتار تو ماند
و گرفتار همان لحظه دیدار تو ماند
بین این خانه و آن خاطره رازی ست بزرگ
یا میان من و آن پنجره رازی ست بزرگ
که هنوز از سر دیوار میان تو حیاط
برگی آویخته بر دامن یک شاخه نبات
#بهروز_یاسمی
#بهروزیاسمی
#مثنوی_عاشقانه
❌... #سلام_بر_زرنه
➖➖
@salam_bar_zarneh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✔️🔻آوازي از استاد محمد رضا شجريان
که در ايام رمضان بارها به عنوان مناجات شنيده ايم
ياد و نام خسرو آواز جاودان
----------------------------------
گر تو این انبان ز نان خالی کنی
پر ز گوهرهای اجلالی کنی
طفل جان از شیر شیطان باز کن
بعد از آنش با ملک انباز کن
تا تو تاریک و ملول و تیرهای
دان که با دیو لعین همشیرهای
#مولانا
دفتر اول مثنوی معنوی
💠#محمدرضا_شجریان
💠#مثنوی_افشاری
❌... #سلام_بر_زرنه
➖➖
@salam_bar_zarneh
که در ايام رمضان بارها به عنوان مناجات شنيده ايم
ياد و نام خسرو آواز جاودان
----------------------------------
گر تو این انبان ز نان خالی کنی
پر ز گوهرهای اجلالی کنی
طفل جان از شیر شیطان باز کن
بعد از آنش با ملک انباز کن
تا تو تاریک و ملول و تیرهای
دان که با دیو لعین همشیرهای
#مولانا
دفتر اول مثنوی معنوی
💠#محمدرضا_شجریان
💠#مثنوی_افشاری
❌... #سلام_بر_زرنه
➖➖
@salam_bar_zarneh
#بەنامخدا
" #شهرمنزرنه "
هر #ستایشی محدودت می کند.
چنان بی کرانه که از لطف #قلم
در چار دیوار #باغانگور ، شراب
خُم را می شکند. مرا که حاشیه پرداز
کلمات بودم ،به متن #زندگی و آنچه
در زلالی نگاه مردمانت است #دل
برده ای.
کمر #کوەهایت، #چمنآرای ، زنگوله های
به گردن آویخته ی گوسفندانی ست که
به چراهگاهت در نی لبک #چوپان همنوا ،
سینه ی خویش به تکه سنگ هایت #پژواک
را می نوازند. دلتنگی ام را #قاب می کنم به دیوارهای کاهگلی ات تا در عبور #کهکشانی سال های نه چندان دور ، در
اشک شبانه ی دختری، آه در #قصیده جای
گیرد. #ارمغان تو ، زیستن و آموختن در تب و تاب افتاده ی بی درنگ را با هر چه
تندیس #مهر است هماهنگ کرده است.
دشتستان دلربایت، #گل از باغ شکفتن ،
آرزوهایی ست که نغمه ی #مثنوی تا
قول و غزل #شاعرانایل را ساز می کند.
تا در حادثەی #اعجاز نفس مردمانت،
شب دق الباب شمردن #ستارگان شود.
بوسه ی بره ها بر سر چشمه ی " #قومگه "
سبزه های روییده به لب هایشان به آغاز
صبح می دمد تا علف و #گندمزار به رویش
روزنه ها در #دل بشکفد. تصویر ساده ی روستایم ، در #قابسبز خروس خوان
هر گوشه از نگاه را به کناره ی پنجره
در دمادم زلال نسیم، ترسیم شعلەی #آتش
است و بوی چایی دم کرده بر پهنه ی #صبح آویخته ی لبخند مادران است تا صدای #مشک زدن سمفونی #عشق به دشت و دمن را ساز دهد و طراوت و شیرینی
تشنگی گیاه پیچیده به پای #مردانروستا به آبی در ریگ کنار جوی ،
#رخصت رویش باشد.
در #ساغر شعرم ! خاطرات گذشته به عطش کلمات ، نفس کم می آورد تا از
خستگی ممتد داس و درو #دهقانایلم،
به عرق جبینش کتابت شود. #بهار پیرهن مادران ایلم از شکوفه پُر است تا در #فصل دل من، گل آویز شکفتن #شعر شود. من کوچه های خلوت #روستا را بی انتها برای
دوباره رفتن به همان #خاطرات با هم بودن ها می خواهم . مانند پرنده ای به لانه،
ابری با #باران، گلی به آب، ستاره ای به شب عادت کند. مانند اشکی در #چشم ،
دستی از دست و برگی از درخت.هنوز
روستایم را دوست دارم. انگار #خاطرەها
لا به لای صفحه ها جا مانده اند. #احساس و افکار و صداها و نفس ها ، همچون #رعد
بر جان شرر می زند. لب های سرخ #قلم،
همچون گل های دامن دختران #ایلم پراز
عطر مریم است. چهره ی #نجیب و آرام مادران ، وقتی در #حلاوت نگاه معصومانه
و با غیرتشان ، انگار آینه ی پاکی و #مهر به موج است. صدای #چکاوک کوه گاومیر،
همچون نت های #بتهون ، در گلوی کودک روستایم باقی ست ، وقتی کنار #گهوارەاش، بال بال دستان مادرانه در لالایی
پیچیده ی نوایش ، هفت #آسمان را خواب می کند. سینه ، دکان #عطاری ست که شرح خاطرات را به روستایم می کشاند
تا بوی هل و آویشن و #دارچین و نبیذ سرخ شور انگیز در سیاه چادر به خاکستر زیر کتری ، زیر شُر شُر #باران بهار،
تجویز #عشق را نسخه کند. در روستا دلتنگ که می شوی ، دریچه ی #سحر به
صبح نفس #سپیده را می گشایی ، تا چشم کار می کند ، باغ #غزل، بهار و سبزه
سینه می شود. #موج عطش به روی لب خوابیده بر بالشی از #ستاره شب خوابیده
آهسته گذر می کند .بوی برخاسته از #خاک، بر داغ عطش لطافت #باران می شود.تا امواج گیسوان فروهشته ی #پیچک و یاس ، هوادار دل باشد.
کاش یک #نویسنده بودم. تمام #رویاها،
بغض ها و دردها را که هر وقت دلتنگی می آغازد بنگارم. از مهربانی بنویسم که #تبلور
بلورین #ماه ، از خاطرات و دیدن متوالی به فاصله ی کم مرا به #خواب دعوت کند. و صدای خستەی #باران ناودان ، پس از #فصل بلند #سکوت ، بر گونه های خجالت زده ، بالش کوچک من شود.
✍#فروزندە_شفیعی
📥x #سلام_بر_زرنه x
❌ @salam_bar_zarneh
" #شهرمنزرنه "
هر #ستایشی محدودت می کند.
چنان بی کرانه که از لطف #قلم
در چار دیوار #باغانگور ، شراب
خُم را می شکند. مرا که حاشیه پرداز
کلمات بودم ،به متن #زندگی و آنچه
در زلالی نگاه مردمانت است #دل
برده ای.
کمر #کوەهایت، #چمنآرای ، زنگوله های
به گردن آویخته ی گوسفندانی ست که
به چراهگاهت در نی لبک #چوپان همنوا ،
سینه ی خویش به تکه سنگ هایت #پژواک
را می نوازند. دلتنگی ام را #قاب می کنم به دیوارهای کاهگلی ات تا در عبور #کهکشانی سال های نه چندان دور ، در
اشک شبانه ی دختری، آه در #قصیده جای
گیرد. #ارمغان تو ، زیستن و آموختن در تب و تاب افتاده ی بی درنگ را با هر چه
تندیس #مهر است هماهنگ کرده است.
دشتستان دلربایت، #گل از باغ شکفتن ،
آرزوهایی ست که نغمه ی #مثنوی تا
قول و غزل #شاعرانایل را ساز می کند.
تا در حادثەی #اعجاز نفس مردمانت،
شب دق الباب شمردن #ستارگان شود.
بوسه ی بره ها بر سر چشمه ی " #قومگه "
سبزه های روییده به لب هایشان به آغاز
صبح می دمد تا علف و #گندمزار به رویش
روزنه ها در #دل بشکفد. تصویر ساده ی روستایم ، در #قابسبز خروس خوان
هر گوشه از نگاه را به کناره ی پنجره
در دمادم زلال نسیم، ترسیم شعلەی #آتش
است و بوی چایی دم کرده بر پهنه ی #صبح آویخته ی لبخند مادران است تا صدای #مشک زدن سمفونی #عشق به دشت و دمن را ساز دهد و طراوت و شیرینی
تشنگی گیاه پیچیده به پای #مردانروستا به آبی در ریگ کنار جوی ،
#رخصت رویش باشد.
در #ساغر شعرم ! خاطرات گذشته به عطش کلمات ، نفس کم می آورد تا از
خستگی ممتد داس و درو #دهقانایلم،
به عرق جبینش کتابت شود. #بهار پیرهن مادران ایلم از شکوفه پُر است تا در #فصل دل من، گل آویز شکفتن #شعر شود. من کوچه های خلوت #روستا را بی انتها برای
دوباره رفتن به همان #خاطرات با هم بودن ها می خواهم . مانند پرنده ای به لانه،
ابری با #باران، گلی به آب، ستاره ای به شب عادت کند. مانند اشکی در #چشم ،
دستی از دست و برگی از درخت.هنوز
روستایم را دوست دارم. انگار #خاطرەها
لا به لای صفحه ها جا مانده اند. #احساس و افکار و صداها و نفس ها ، همچون #رعد
بر جان شرر می زند. لب های سرخ #قلم،
همچون گل های دامن دختران #ایلم پراز
عطر مریم است. چهره ی #نجیب و آرام مادران ، وقتی در #حلاوت نگاه معصومانه
و با غیرتشان ، انگار آینه ی پاکی و #مهر به موج است. صدای #چکاوک کوه گاومیر،
همچون نت های #بتهون ، در گلوی کودک روستایم باقی ست ، وقتی کنار #گهوارەاش، بال بال دستان مادرانه در لالایی
پیچیده ی نوایش ، هفت #آسمان را خواب می کند. سینه ، دکان #عطاری ست که شرح خاطرات را به روستایم می کشاند
تا بوی هل و آویشن و #دارچین و نبیذ سرخ شور انگیز در سیاه چادر به خاکستر زیر کتری ، زیر شُر شُر #باران بهار،
تجویز #عشق را نسخه کند. در روستا دلتنگ که می شوی ، دریچه ی #سحر به
صبح نفس #سپیده را می گشایی ، تا چشم کار می کند ، باغ #غزل، بهار و سبزه
سینه می شود. #موج عطش به روی لب خوابیده بر بالشی از #ستاره شب خوابیده
آهسته گذر می کند .بوی برخاسته از #خاک، بر داغ عطش لطافت #باران می شود.تا امواج گیسوان فروهشته ی #پیچک و یاس ، هوادار دل باشد.
کاش یک #نویسنده بودم. تمام #رویاها،
بغض ها و دردها را که هر وقت دلتنگی می آغازد بنگارم. از مهربانی بنویسم که #تبلور
بلورین #ماه ، از خاطرات و دیدن متوالی به فاصله ی کم مرا به #خواب دعوت کند. و صدای خستەی #باران ناودان ، پس از #فصل بلند #سکوت ، بر گونه های خجالت زده ، بالش کوچک من شود.
✍#فروزندە_شفیعی
📥x #سلام_بر_زرنه x
❌ @salam_bar_zarneh
بشنو از نی
مرضیه
بشنو از نی چون حکایت میکند
بیات اصفهان 🎶
خواننده: مرضیه
شعر: #مثنوی_مولانا
آهنگ: علینقی وزیری
📥x #سلام_بر_زرنه x
❌ @salam_bar_zarneh
بیات اصفهان 🎶
خواننده: مرضیه
شعر: #مثنوی_مولانا
آهنگ: علینقی وزیری
📥x #سلام_بر_زرنه x
❌ @salam_bar_zarneh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هنگامی که انسان به عشق و نور الهی دست پیدا کرده و با اخلاص و مجاهدت به نور کامل برسد، برمبنای قانون نسبیت اینشتین میتواند از مرزهای زمان و مکان عبور کرده و به وحدت و یگانگی با ذات حق نائل گردد.
مولوی هفتصد سال قبل از اینشتین، با الهام الهی، قانون نسبیت اینشتین را به صورت شعر به شرح زیر بیان میکند:
گفت تشنه بودهام من روزها
شب نخفتستم ز عشق و سوزها
تا ز روز و شب گذر کردم چنان
که ز اسپر بگذرد نوک سنان
که از آن سو جملهٔ ملت یکیست
صد هزاران سال و یک ساعت یکیست
هست ازل را و ابد را اتحاد
عقل را ره نیست آن سو ز افتقاد
#مثنوی_مولانا
📕لطفا تفسیرکنید
ꦿEyvan |🔻#سلام_بر_زرنه
@salam_bar_zarneh
مولوی هفتصد سال قبل از اینشتین، با الهام الهی، قانون نسبیت اینشتین را به صورت شعر به شرح زیر بیان میکند:
گفت تشنه بودهام من روزها
شب نخفتستم ز عشق و سوزها
تا ز روز و شب گذر کردم چنان
که ز اسپر بگذرد نوک سنان
که از آن سو جملهٔ ملت یکیست
صد هزاران سال و یک ساعت یکیست
هست ازل را و ابد را اتحاد
عقل را ره نیست آن سو ز افتقاد
#مثنوی_مولانا
📕لطفا تفسیرکنید
ꦿEyvan |🔻#سلام_بر_زرنه
@salam_bar_zarneh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❌نگاه عارفانه مولانا به واقعه ی کربلا ...
#مولوی #مثنوی
#عبدالجبار_کاکایی
▬▎🔻 #سلام_بر_زرنه✓
▬
⚀ @salam_bar_zarneh
#مولوی #مثنوی
#عبدالجبار_کاکایی
▬▎🔻 #سلام_بر_زرنه✓
▬
⚀ @salam_bar_zarneh
" احمق ار حلوا نهد اندر لبم
من از آن حلوای او اندر تبم "
#مثنوی_مولانا دفترچهارم
📘 مهر و محبت نادان مایه رنج آدمی است...
📙محبت کردن هم در سایه خِردورزی و اندیشه محوری و عقل معنا پیدا می کند و اگر اینها نباشند، محبت هم باعث آسیب زدن خواهد شد.
🌐↲▬
🔺 @salam_bar_zarneh
من از آن حلوای او اندر تبم "
#مثنوی_مولانا دفترچهارم
📘 مهر و محبت نادان مایه رنج آدمی است...
📙محبت کردن هم در سایه خِردورزی و اندیشه محوری و عقل معنا پیدا می کند و اگر اینها نباشند، محبت هم باعث آسیب زدن خواهد شد.
🌐↲▬
🔺 @salam_bar_zarneh
👍3👏2💯2❤1