#بەنامخدا
گفته بودی چرا #محو تماشای منی/ آن چنان #مات ، که حتی #مژه بر هم بزنی/
#مژه بر هم نزنم تا که ز #دستم
نرود/ #نازچشم تو، به قدر #مژه بر هم زدنی/
"#فریدونمشیری"
#بەمناسبتزادروزاستاد(#فریدونمشیری)
#باغ صد خاطره ات خندید، و #عطر صد #خاطره پیچید. در نهانخانه #جان گل یاد تو درخشید، واژگان از #قلم زرین و فصیح. به نرمی #باران بر صبح تابناک #اهورایی ات بر دفتر و #دیوان چکیده ، ورق خورد. نه #بهار با هیچ #اردیبهشتی، نه #تابستان با هیچ شهریوری و نه #زمستان با هیچ #اسفندی، اندازه ی #پاییز به مذاق شعرهایت خوش نمی آید. #پاییز مهری دارد که بر دل هر #رهگذری می نشیند تا بغض پنهان در گلو مانده را به رسم ادب به بهانه ی رفتنت، آراسته ی #غم کند. تنهایی درون #شاخه ی خشکیده ی نگاهی ست تا #گل چشمان شعرهایت تو را بجوید. جان #بهار عمر، بر خرمنی از برگ و بار #کرامت تو را به تصویر #آیینەها، ترسیم #افتخار دیگری بود تا #انعکاس نام تو به اندیشه ی ناب، #اقتدار واژه های #قلمت را به یاد لب هایی ببرد که رموز قالب تلطیف #آبشار قافیه را به بلندای ادیبانه #نجوا کنند. از #قلمت طراوت سپیده فلق می بارد چونان شقایقی که با #عطر جان افزا ، به رنگ دلپذیر، بیداری #بهار کلمات، آن سوی لحظه ها از #خوابکویری بگذرد. جایی میان سطرها، #قلمدل تنگ می شود تا عطش افتاده در باغ #گلیاس بر گلوی بغض #احساس، شمیم پیچیده #عطر کلید #سحر شعرهایت را به #الفاظ گم شده وا کند.
✍#فروزندەـشفیعی
۳۰ شهریور ماه ۹۹
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
گفته بودی چرا #محو تماشای منی/ آن چنان #مات ، که حتی #مژه بر هم بزنی/
#مژه بر هم نزنم تا که ز #دستم
نرود/ #نازچشم تو، به قدر #مژه بر هم زدنی/
"#فریدونمشیری"
#بەمناسبتزادروزاستاد(#فریدونمشیری)
#باغ صد خاطره ات خندید، و #عطر صد #خاطره پیچید. در نهانخانه #جان گل یاد تو درخشید، واژگان از #قلم زرین و فصیح. به نرمی #باران بر صبح تابناک #اهورایی ات بر دفتر و #دیوان چکیده ، ورق خورد. نه #بهار با هیچ #اردیبهشتی، نه #تابستان با هیچ شهریوری و نه #زمستان با هیچ #اسفندی، اندازه ی #پاییز به مذاق شعرهایت خوش نمی آید. #پاییز مهری دارد که بر دل هر #رهگذری می نشیند تا بغض پنهان در گلو مانده را به رسم ادب به بهانه ی رفتنت، آراسته ی #غم کند. تنهایی درون #شاخه ی خشکیده ی نگاهی ست تا #گل چشمان شعرهایت تو را بجوید. جان #بهار عمر، بر خرمنی از برگ و بار #کرامت تو را به تصویر #آیینەها، ترسیم #افتخار دیگری بود تا #انعکاس نام تو به اندیشه ی ناب، #اقتدار واژه های #قلمت را به یاد لب هایی ببرد که رموز قالب تلطیف #آبشار قافیه را به بلندای ادیبانه #نجوا کنند. از #قلمت طراوت سپیده فلق می بارد چونان شقایقی که با #عطر جان افزا ، به رنگ دلپذیر، بیداری #بهار کلمات، آن سوی لحظه ها از #خوابکویری بگذرد. جایی میان سطرها، #قلمدل تنگ می شود تا عطش افتاده در باغ #گلیاس بر گلوی بغض #احساس، شمیم پیچیده #عطر کلید #سحر شعرهایت را به #الفاظ گم شده وا کند.
✍#فروزندەـشفیعی
۳۰ شهریور ماه ۹۹
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
به نام خدا
" #زادروزکوروشکبیر" #ذوالقرنین"
#عطر کلامت بر قامت #قلم می پیچد.
نفس کلمات ، به #نافەیخُتن در حوالی #آداب ،از ظهور
نطق زیبایت ، #مُشکافشان واژه هاست.
شراب ناب دستان #خیام به گفتار
دلپذیرت آیتی ست بهر جان جانان،
ره #پویگانحقیقی، رمز #جاودان نامت.را
به #تقدس واژه ها می برند تا #آوازدلنشین
چکامه ی لطافت #سخن را چشیده باشند.
#تندیس مقبره ی_#دلگشایت، جولانگاه دل رمیده ی #آزادگی و آزاد اندیشی به #منشور " #گفتارنیک ، #کردارنیک، #پندارنیک، مقوله ای ست فراتر از #افقهای روشنی که اندیشه ی #بکر و بدیع به " #کوروشکبیر" نسبت مختص است. #قلم به وصف نشست #سازمانملل ، گویش طراوت
خوب اندیشیدن #داراب قرن ها به خود می بالد و شور و #شعف به اقتدای #ایرانـزمین نشانه از #نبوغ جغرافیایی ست که مرزها را #درنوردیده است.گفتمان زیبا و نغز #کوروش، نقش جهان را به #سرایاندیشه به افق های باز نسبت است. #رادمردی که هجای تفکرش به تنویر ، چلیپای #غزل گشوده به مرات #دل در آتیه ی درخشان #آینەها رنگ #شادی می زید. محتوی تفکری که #خودکامگی را رد می پندارد تا فلسفه ی رها شدن در #لطف سخن به
تلفظ #مهربانی چیدمان ذهن گردد.
تاب بنفشه ی الفاظ #حکیمانەاش ،
چکامه ایی بر #شاخسارگلشن سایه هاست .
هما گستر #صبحدم به #جمشید افلاکی، جام #خورشید نگاه دوراندیشش، در هوای درگاهش #بادصبوحی می نوشاند.
فرخنده نظری که #آبزندگانی به چمن اندیشه اش، #صبح گره گشای را به کوی
#دلبری ،نفس خوشبوی خاک آستان اوست. آنگاه
دمی به #گلزار_ذهنش بگذری، هر حلقه اش بر انگیخته ی موج #آیندەنگر به هر گوشه ی چشمی #سحر می آفریند.
بوی #مشکسای طرەی جانان میان پریشانی احوال، #اعتباریمطلق است
مقابله با##عشق هیچ اختیاری از #خویش ندارد.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۷ آبانماه ۹۹
━━━━━💫━
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
" #زادروزکوروشکبیر" #ذوالقرنین"
#عطر کلامت بر قامت #قلم می پیچد.
نفس کلمات ، به #نافەیخُتن در حوالی #آداب ،از ظهور
نطق زیبایت ، #مُشکافشان واژه هاست.
شراب ناب دستان #خیام به گفتار
دلپذیرت آیتی ست بهر جان جانان،
ره #پویگانحقیقی، رمز #جاودان نامت.را
به #تقدس واژه ها می برند تا #آوازدلنشین
چکامه ی لطافت #سخن را چشیده باشند.
#تندیس مقبره ی_#دلگشایت، جولانگاه دل رمیده ی #آزادگی و آزاد اندیشی به #منشور " #گفتارنیک ، #کردارنیک، #پندارنیک، مقوله ای ست فراتر از #افقهای روشنی که اندیشه ی #بکر و بدیع به " #کوروشکبیر" نسبت مختص است. #قلم به وصف نشست #سازمانملل ، گویش طراوت
خوب اندیشیدن #داراب قرن ها به خود می بالد و شور و #شعف به اقتدای #ایرانـزمین نشانه از #نبوغ جغرافیایی ست که مرزها را #درنوردیده است.گفتمان زیبا و نغز #کوروش، نقش جهان را به #سرایاندیشه به افق های باز نسبت است. #رادمردی که هجای تفکرش به تنویر ، چلیپای #غزل گشوده به مرات #دل در آتیه ی درخشان #آینەها رنگ #شادی می زید. محتوی تفکری که #خودکامگی را رد می پندارد تا فلسفه ی رها شدن در #لطف سخن به
تلفظ #مهربانی چیدمان ذهن گردد.
تاب بنفشه ی الفاظ #حکیمانەاش ،
چکامه ایی بر #شاخسارگلشن سایه هاست .
هما گستر #صبحدم به #جمشید افلاکی، جام #خورشید نگاه دوراندیشش، در هوای درگاهش #بادصبوحی می نوشاند.
فرخنده نظری که #آبزندگانی به چمن اندیشه اش، #صبح گره گشای را به کوی
#دلبری ،نفس خوشبوی خاک آستان اوست. آنگاه
دمی به #گلزار_ذهنش بگذری، هر حلقه اش بر انگیخته ی موج #آیندەنگر به هر گوشه ی چشمی #سحر می آفریند.
بوی #مشکسای طرەی جانان میان پریشانی احوال، #اعتباریمطلق است
مقابله با##عشق هیچ اختیاری از #خویش ندارد.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۷ آبانماه ۹۹
━━━━━💫━
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
#بەنامخدا
" #زاد روز #نیمایوشیج "
" #پدرشعرنو "
تا #چشم می کاود. سبزه است و #چمنزار، توابعی بکر و #زیبا، با هوای بارانی و مه گرفته ،و کوههایی رفیع که ذوق شاعرانگی #شاعر را به دور دست های #افق گره می زند. پایین دشت دامنه ی مخملین #کوه و دشت، توامانی از شکوفه ی #شعر را به ذهن خلاقش ،رویای قلم می شود. اسب تازیدنش در #کوه وکمر ، تیر در چله ی کمان نهادنش مهارت های #نیما را به تسلطی ماهرانه در نگاه ها به یادگار دارد. نوشتن و خواندن در محضر آخوند #روستا که طبع خشن با #روح لطیفش منافاتی نیست وادار به ترک یوش است تا کوچی به وداعی #دلگیر از #طبعیت زیبا در دلش همواره تلنگری به گذشته بخشد. در تهران حضور سبز و با #ملاطفت " استاد #نظاموفا" که همچون نامش لطافت روح #نیمایی می شود تا او را به شعر گفتن ترغیب نماید. " #قصەرنگپریده" اولین مثنوی بلند اوست. تا #شعر افسانه افسونگریش را در وادی سبک نو به امضای #میرزادەیعشقی به چاپ رسد. گویا تنهایی و آزار تبانی دیگر #شاعران سنتی و همچنین #ملکالشعرای بهار اخگری بر قلب #نیما را شعله ورند. اما دست های گرم و نفس های ملیح #محمدضیاهشترودی و #عبدالحسیننوشین روح تازه ای در هرم نفس هایش میدمد تا ققنوس و غراب به اندیشه ی ناب بسراید. #طبع شاعرانه اش در وادی شکست دوباره ی #عشق چشیده ی حرمان می شود. سرانجام چشمان سیه وش و #زلفان مشکسای عالیه خاتون دختر #میرزااسماعیلشیرازی و خواهر زاده ی #جهانگیرخان صور اسرافیل بر نگاه #کاوشگر و مستانه اش پیوند ماندگار می شود تا #عشق را رهایی از افکار پریشان خود به گاه ستوده کند. #خواب در چشم تر می شکند تا یک دم خواب مرگ به #چشم شرر شعرهایت ، خفتگان را به بیداری اندیشه ی نابت، #مهتاب را بتراود تا شبتاب بدرخشد. ایستاده در #سحر واژه های نو ، #صبح را به ترجمان نیمایی فلق به #خورشید می رساند. به حباب لب
رودهای تو #قسم که دل خستگان، اینسان اندوه را به شباهنگام تلفظ #غم ، به دست #نیلوفر خواب مرداب به #فسونگری تو فسون کنند.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۲۲ آبانماه ۹۹
━━━━━💫━
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
" #زاد روز #نیمایوشیج "
" #پدرشعرنو "
تا #چشم می کاود. سبزه است و #چمنزار، توابعی بکر و #زیبا، با هوای بارانی و مه گرفته ،و کوههایی رفیع که ذوق شاعرانگی #شاعر را به دور دست های #افق گره می زند. پایین دشت دامنه ی مخملین #کوه و دشت، توامانی از شکوفه ی #شعر را به ذهن خلاقش ،رویای قلم می شود. اسب تازیدنش در #کوه وکمر ، تیر در چله ی کمان نهادنش مهارت های #نیما را به تسلطی ماهرانه در نگاه ها به یادگار دارد. نوشتن و خواندن در محضر آخوند #روستا که طبع خشن با #روح لطیفش منافاتی نیست وادار به ترک یوش است تا کوچی به وداعی #دلگیر از #طبعیت زیبا در دلش همواره تلنگری به گذشته بخشد. در تهران حضور سبز و با #ملاطفت " استاد #نظاموفا" که همچون نامش لطافت روح #نیمایی می شود تا او را به شعر گفتن ترغیب نماید. " #قصەرنگپریده" اولین مثنوی بلند اوست. تا #شعر افسانه افسونگریش را در وادی سبک نو به امضای #میرزادەیعشقی به چاپ رسد. گویا تنهایی و آزار تبانی دیگر #شاعران سنتی و همچنین #ملکالشعرای بهار اخگری بر قلب #نیما را شعله ورند. اما دست های گرم و نفس های ملیح #محمدضیاهشترودی و #عبدالحسیننوشین روح تازه ای در هرم نفس هایش میدمد تا ققنوس و غراب به اندیشه ی ناب بسراید. #طبع شاعرانه اش در وادی شکست دوباره ی #عشق چشیده ی حرمان می شود. سرانجام چشمان سیه وش و #زلفان مشکسای عالیه خاتون دختر #میرزااسماعیلشیرازی و خواهر زاده ی #جهانگیرخان صور اسرافیل بر نگاه #کاوشگر و مستانه اش پیوند ماندگار می شود تا #عشق را رهایی از افکار پریشان خود به گاه ستوده کند. #خواب در چشم تر می شکند تا یک دم خواب مرگ به #چشم شرر شعرهایت ، خفتگان را به بیداری اندیشه ی نابت، #مهتاب را بتراود تا شبتاب بدرخشد. ایستاده در #سحر واژه های نو ، #صبح را به ترجمان نیمایی فلق به #خورشید می رساند. به حباب لب
رودهای تو #قسم که دل خستگان، اینسان اندوه را به شباهنگام تلفظ #غم ، به دست #نیلوفر خواب مرداب به #فسونگری تو فسون کنند.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۲۲ آبانماه ۹۹
━━━━━💫━
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
#بەنامخدا
" #یلدا "
#بهشت رویای باغ است
و #بهار رویای درخت.
این چه #عطری ست
که با رایحه ی #دل انگیزش،
پایان #خزان را به برگ ریزان
#غربت نمناکی چشم هایی
می برد تا میان باز و بسته شدن
پلک هایش، انتهای #پاییز ، ساعت جهان را به ابتدای شب #یلدایی، در قلب های گمشده کوک کند. در #باغ نیستان نی
یک #سوسن خاموش، به تلاقی نسیم
گیسوان تو می وزد تا #سرمه کشیده
بر غبار چشمان پاییز به دامن #گل کشاند.نفس #یلدا به تقلای اندیشه
بر تنپوش واژگان قامت #قلم، داغ بیابان دل را به نفسی می دمد تا بر #کالبدش،
جان به تسخیر عاشقانه های #جهان،
فر و شکوه #حافظ در دیوان تفالش
رسم نگین خاتم شود و بر سفره ی #یلدایی نفس به نفوس #غزل بتراود.
لب به نجوای شعرهایش، #دلنوازترین
فروزندگی ماه و #مهر به دشت شب
خاطره، میزبان #دل عشاق گردد. رسمی به
قدمت #نیاکان خوب اندیش که گوهری ذهنشان ، ترسیم لولو و #مرجان بر خوشه ی پروین است.یاقوت #انار به لبان قلم
دانه دانه #گلچین کلمات قسار را از رخت
آویز #پاییز بر تن خشک برگ ها می آویزد
تا نام #کوروش کبیر به رسم باستان.. همواره طنین #عشق و وفا را بنوازد.بزرگ اندیشی از سلسله ی #حقیقت محًض که دل پر شرر از حادثه در علم سبزش به رنگ نفس گرم #بهار، #غرق در جاذبه ی
نور خداست. قامتش سرو دل آرای #گلستان ازل بر جامه ی #نور و قد رعنایش
جذبه ی نفس #آسمان به رنگ بهاران است.
صدای قدم هایش در شب #یلدایی، جاده ی سر سبز دعا را به #تمنای" گفتار نیک
کردار نیک و پندار #نیک، گنجینه ی #ادب می گشاید تا شب های دلتنگی در پنجره ی #صبح امید به #سِحرِ گفتارش طلوع کند و همرا باد صبا، عطر دعای گریه های #سحر را به روزنه ی تفال #حافظ، ماه در محاق بیرون افتد. چه خوب است درس #لطف به توامان لحظه ها، دقیقه ها را پس بکشد آنگاه #مهر ورزی بر انار خنده ها، #گلخند شکفته ی غنچه های شب #یلدا شود. #یلدا فراتر از یک نام است.
شبی که یک دقیقه بیشتر
به پشت پرده ی #خیال نگاهمان می خرامد تا الهه ی شب هایی باشد که بر تلاوت #شعرها اتفاقی ست که پاییز، #یلدا را بهانه کند و دور هم بودن ها را به #اطراق دل نشاند. یاد روزگاران نه چندان دور، #کرسی و لحاف گلدوزی شده #ترمه از نگین و مروارید و گرمای دستان #مادرانه میزبان این دقایق بود و صدای رسایی که بر دیوان #حافظ فالی می زد .انگار تکرار یلدا به #روزگار امروز تلنگری ست به جای خالی عزیزانی که #حسرت جای خالیشان عجب چنگی از غم به #دل می زند و #احوالی که سخت درگیر خواستن های بوی #عطر پیرهنشان در نفس حبس نموده است. حال شب باشد و من باشم و نگاه #غزل سرای #حافظ، عشق باشد و شاخه #نبات و نرگس #شیراز .
یک فنجان چایی داغ و #قلمی که محو تماشای
شب #یلدا است و یک قدم مانده به رقص #برف تا شکفتن شکوفه ی علفزار #بهار.
#✍فروزندەـشفیعیـزرنە
۳۰ دیماه ۹۹
📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
" #یلدا "
#بهشت رویای باغ است
و #بهار رویای درخت.
این چه #عطری ست
که با رایحه ی #دل انگیزش،
پایان #خزان را به برگ ریزان
#غربت نمناکی چشم هایی
می برد تا میان باز و بسته شدن
پلک هایش، انتهای #پاییز ، ساعت جهان را به ابتدای شب #یلدایی، در قلب های گمشده کوک کند. در #باغ نیستان نی
یک #سوسن خاموش، به تلاقی نسیم
گیسوان تو می وزد تا #سرمه کشیده
بر غبار چشمان پاییز به دامن #گل کشاند.نفس #یلدا به تقلای اندیشه
بر تنپوش واژگان قامت #قلم، داغ بیابان دل را به نفسی می دمد تا بر #کالبدش،
جان به تسخیر عاشقانه های #جهان،
فر و شکوه #حافظ در دیوان تفالش
رسم نگین خاتم شود و بر سفره ی #یلدایی نفس به نفوس #غزل بتراود.
لب به نجوای شعرهایش، #دلنوازترین
فروزندگی ماه و #مهر به دشت شب
خاطره، میزبان #دل عشاق گردد. رسمی به
قدمت #نیاکان خوب اندیش که گوهری ذهنشان ، ترسیم لولو و #مرجان بر خوشه ی پروین است.یاقوت #انار به لبان قلم
دانه دانه #گلچین کلمات قسار را از رخت
آویز #پاییز بر تن خشک برگ ها می آویزد
تا نام #کوروش کبیر به رسم باستان.. همواره طنین #عشق و وفا را بنوازد.بزرگ اندیشی از سلسله ی #حقیقت محًض که دل پر شرر از حادثه در علم سبزش به رنگ نفس گرم #بهار، #غرق در جاذبه ی
نور خداست. قامتش سرو دل آرای #گلستان ازل بر جامه ی #نور و قد رعنایش
جذبه ی نفس #آسمان به رنگ بهاران است.
صدای قدم هایش در شب #یلدایی، جاده ی سر سبز دعا را به #تمنای" گفتار نیک
کردار نیک و پندار #نیک، گنجینه ی #ادب می گشاید تا شب های دلتنگی در پنجره ی #صبح امید به #سِحرِ گفتارش طلوع کند و همرا باد صبا، عطر دعای گریه های #سحر را به روزنه ی تفال #حافظ، ماه در محاق بیرون افتد. چه خوب است درس #لطف به توامان لحظه ها، دقیقه ها را پس بکشد آنگاه #مهر ورزی بر انار خنده ها، #گلخند شکفته ی غنچه های شب #یلدا شود. #یلدا فراتر از یک نام است.
شبی که یک دقیقه بیشتر
به پشت پرده ی #خیال نگاهمان می خرامد تا الهه ی شب هایی باشد که بر تلاوت #شعرها اتفاقی ست که پاییز، #یلدا را بهانه کند و دور هم بودن ها را به #اطراق دل نشاند. یاد روزگاران نه چندان دور، #کرسی و لحاف گلدوزی شده #ترمه از نگین و مروارید و گرمای دستان #مادرانه میزبان این دقایق بود و صدای رسایی که بر دیوان #حافظ فالی می زد .انگار تکرار یلدا به #روزگار امروز تلنگری ست به جای خالی عزیزانی که #حسرت جای خالیشان عجب چنگی از غم به #دل می زند و #احوالی که سخت درگیر خواستن های بوی #عطر پیرهنشان در نفس حبس نموده است. حال شب باشد و من باشم و نگاه #غزل سرای #حافظ، عشق باشد و شاخه #نبات و نرگس #شیراز .
یک فنجان چایی داغ و #قلمی که محو تماشای
شب #یلدا است و یک قدم مانده به رقص #برف تا شکفتن شکوفه ی علفزار #بهار.
#✍فروزندەـشفیعیـزرنە
۳۰ دیماه ۹۹
📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
#بەنامخدا
دست #ماه ، گیسوان شبدیز تو را
شانه می زند، #نگارستان شب نقشی
می زند بر کان #دل، لرزشی ناگریز
بر ساز پر التهاب #گل، شکایت و درد
همچون فرقت #یعقوب در انتظار یوسف.
از گلوی #شعرهایم می خوانمت تا لحن
واگویه های #فراق را به جای واژگان
گمشده ام بر دفتر #غزل، شکوفه ی یادت
را در جان شکفته ی نفس های منقطع
به #عطر زلفانت بوسه زند. نبض های کند
نفست در فضای #ملکوت می پیچد و چون
شوقی ناب، #مه در آسمان دل می کارد تا تمام بودن هایت را به دشت غصه ها ببارد.ابر #باران چشمانت، به نگاه #قلم
بیان تمناست تا شعرم را به #آداب تو بگویم. #غروب سرد، پشت پلک های
شفق مدینه، انتظار #طلوع خورشید
#منور بر این شب قطبی و غبار آلود،
گستره ی تیر اندود اندیشه ی #تحجر،
راز شکستن #طلسم پهلوی شکسته ای ست
که سکوت تلخ حنجره ات به #طنین
گلوگاه #آلعبا می سپرد.بادبان زورق
شکسته #صبح را به روی کدامین در گشود؟
تا قبای سبز افکندن بر دوش #مولا، بر شانه ها، زخم کبود را شانه زند. پهلوی زخمی ات بر کرانه ی #فدک، روییده ی رود
#سخای توست تا موج گیسوان #مشکسایت، بر اختر نگاه #علی"ع " به شرمساری ابدی ابوبکر، هزاران #سحر
نیامده را به صبح #فلق بدمد. از گیسوی
شلال زلفانت، #عشق وزیدن می آغازد
#طلعت ماه بر نی دیدنی ست.
#کواکب از شط چشمانت گلوی زخمی
#حسین را به تلقین دامادم نفس هایت
بوسیدنی می کند.
✍#فروزندە_شفیعی_زرنە
۲۷دی ماه ۹۹
📢…… #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
دست #ماه ، گیسوان شبدیز تو را
شانه می زند، #نگارستان شب نقشی
می زند بر کان #دل، لرزشی ناگریز
بر ساز پر التهاب #گل، شکایت و درد
همچون فرقت #یعقوب در انتظار یوسف.
از گلوی #شعرهایم می خوانمت تا لحن
واگویه های #فراق را به جای واژگان
گمشده ام بر دفتر #غزل، شکوفه ی یادت
را در جان شکفته ی نفس های منقطع
به #عطر زلفانت بوسه زند. نبض های کند
نفست در فضای #ملکوت می پیچد و چون
شوقی ناب، #مه در آسمان دل می کارد تا تمام بودن هایت را به دشت غصه ها ببارد.ابر #باران چشمانت، به نگاه #قلم
بیان تمناست تا شعرم را به #آداب تو بگویم. #غروب سرد، پشت پلک های
شفق مدینه، انتظار #طلوع خورشید
#منور بر این شب قطبی و غبار آلود،
گستره ی تیر اندود اندیشه ی #تحجر،
راز شکستن #طلسم پهلوی شکسته ای ست
که سکوت تلخ حنجره ات به #طنین
گلوگاه #آلعبا می سپرد.بادبان زورق
شکسته #صبح را به روی کدامین در گشود؟
تا قبای سبز افکندن بر دوش #مولا، بر شانه ها، زخم کبود را شانه زند. پهلوی زخمی ات بر کرانه ی #فدک، روییده ی رود
#سخای توست تا موج گیسوان #مشکسایت، بر اختر نگاه #علی"ع " به شرمساری ابدی ابوبکر، هزاران #سحر
نیامده را به صبح #فلق بدمد. از گیسوی
شلال زلفانت، #عشق وزیدن می آغازد
#طلعت ماه بر نی دیدنی ست.
#کواکب از شط چشمانت گلوی زخمی
#حسین را به تلقین دامادم نفس هایت
بوسیدنی می کند.
✍#فروزندە_شفیعی_زرنە
۲۷دی ماه ۹۹
📢…… #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
به نام خدا
🔻#هشتممارسبەقلمنویسندەی #زن ایوانی
من یک زنم. #بغض_های خیس مرا باور کن، این #باران نیست که می بارد، صدای خسته ی #قلب توست که از چشمان #آسمان بیرون می ریزد. مهر ورزی در ذات #بهاری تو می روید تا آتش #عطش دل خسته را فرو بنشاند، همواره تشنگی تو را به #دریا می رساند تا کاسه ی نیاز از #مهربانی چشمان دل را پُر کنی، روزی که دل تو می شکند #جام دل من خون می شود. اما دوباره با #ناز نگاهی و نوازش لبخندی رام آبشار #عاطفه بر پایین دشت قلب ها می شوی، عاشقانه ها بر دفتر شعر و #غزل را ترانه ای، بذر غصه ها که اشک بر #چشمانت می نشاند بر همه ی زندگی #سایه می اندازد. بزرگوارانه راز می پوشانی تا چشم #حقیقت بین را بنگری.شب از آغوش #گل بالین و بستر تو شبنم را به سحرگاهان دیده تر می کند، #نگاه گرم جانان، بال پرواز #عشق را به سوی آسمان می گشایی. قطره های #اشک تو که از چشمان سیه وش فرو می غلتد، #سحر را به خورشید دل ناکام، چون #صبح در آغوش گل به شبنم می نشاند. صبحگاهان آن هنگام که #طلیعه ی طلوع_طلعت تو بر #افق گونه هایت می تابد، اولین #تابش فروزنده ی دیدگانت #شبنم خواب می چیند تا آسمان #صداقت آبی ات را در آینه ی صبح بیند. از گریبان تو #صبح صادق پر می گشاید، تو چنان شبنم پاک سحری بر #بهار گل ها، بهاران وامدار #زیبایی نگاه فریبای توست،
شکوفه ها گل #امید رویا را به رویت می نشانند. غنچه از فرط #ادب پیش تو لب می بندد، دل به #تمشک بوسه ی لب های عنابی ات، نفس #شاعرانه را به گلخنده های خنده ات، شکوفه باران #عشق می شکفد. نفس غریب شبانه ات در لالایی پهلو گرفته ی گهواره، همچون بهاری ست که آن سوی پنجره، #زلال ترین شعر را به پژواک می دمد. باغ #لالەگون آغوش تو، #اهورایی ست از قصه های دور و دراز مادرانه.
تو ای #زن - زن سالهای دور و دراز و سخت مادرانگی و #آزادگی- بهانه ای شده ای تا قلم، دردواره های شمای #رنج کشیده را به صحیفه ی دل بنگارد، در گستره ی هستی #آزادگی گرامی داشته می شوی، بی آنکه تو را به #فکر و عقیده و #نژاد بنگرند. تو قابل گرامی داشتی، نگریستن بر پیرامون حق #زن(تو) که فراتر از اندیشه های #تحجر گرایانه ای، حقوقی برابر با مرد در راستای رنج #زندگی دارید. این روز، اجحاف در حق #زنان کارگر نساجی کارخانه ی پوشاک که وضعیت اسفناک رنج های بیشمار #کارگران زن در #قبال دستمزدی ناچیز بود، این روز #اعتصاب_زنان کارگر مبنی بر نارضایتی و اعلام انزجار بود. #همبستگی و اتحاد علیه تبعیض، محرومیت، فشار کار و #حقوق کم اعتراضات را شعله ورتر کرد تا سنگدلی #مدیر کارخانه در محبوس کردن #کارگران و به آتش کشیدن آنها، پایان این #تراژدی غمبار باشد.
#کلارازتکین از مدافعان #حقوق_زنان در آلمان به سال" ۱۸۵۷، تا ۱۹۳۳"خواسته ای برای مبارزه ی #زنان در آلمان مبنی بر هشت ساعت کار در روز، تعطیلات ویژه در ایام بخصوص و سایر #حقوق، طبق #قانون تقاضا کرد. جا دارد در این برهه از زمان به #اندیشمندی و تفکر بی بدیل این #زن و #زن های دیگر در این عرصه به دیده ی #احترام نگریست.
#زن موجودی #ظریف و در حین حال لبریز از حس #عاطفه هاست.جای او در #مطبخ نمی گنجد، او قلبی به سپیدی #مانشت و تفکری بکر به بلندای قله ی #البرز در دشت سینه ی #فروزان دارد. جای بسی تاسف، که برخی
کوته_فکران، #زن را در حیطه ی بردگی اندیشه ی کال خود می پندارند.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۱۸ اسفند ماه ۹۹
🕪…… #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
به نام خدا
🔻#هشتممارسبەقلمنویسندەی #زن ایوانی
من یک زنم. #بغض_های خیس مرا باور کن، این #باران نیست که می بارد، صدای خسته ی #قلب توست که از چشمان #آسمان بیرون می ریزد. مهر ورزی در ذات #بهاری تو می روید تا آتش #عطش دل خسته را فرو بنشاند، همواره تشنگی تو را به #دریا می رساند تا کاسه ی نیاز از #مهربانی چشمان دل را پُر کنی، روزی که دل تو می شکند #جام دل من خون می شود. اما دوباره با #ناز نگاهی و نوازش لبخندی رام آبشار #عاطفه بر پایین دشت قلب ها می شوی، عاشقانه ها بر دفتر شعر و #غزل را ترانه ای، بذر غصه ها که اشک بر #چشمانت می نشاند بر همه ی زندگی #سایه می اندازد. بزرگوارانه راز می پوشانی تا چشم #حقیقت بین را بنگری.شب از آغوش #گل بالین و بستر تو شبنم را به سحرگاهان دیده تر می کند، #نگاه گرم جانان، بال پرواز #عشق را به سوی آسمان می گشایی. قطره های #اشک تو که از چشمان سیه وش فرو می غلتد، #سحر را به خورشید دل ناکام، چون #صبح در آغوش گل به شبنم می نشاند. صبحگاهان آن هنگام که #طلیعه ی طلوع_طلعت تو بر #افق گونه هایت می تابد، اولین #تابش فروزنده ی دیدگانت #شبنم خواب می چیند تا آسمان #صداقت آبی ات را در آینه ی صبح بیند. از گریبان تو #صبح صادق پر می گشاید، تو چنان شبنم پاک سحری بر #بهار گل ها، بهاران وامدار #زیبایی نگاه فریبای توست،
شکوفه ها گل #امید رویا را به رویت می نشانند. غنچه از فرط #ادب پیش تو لب می بندد، دل به #تمشک بوسه ی لب های عنابی ات، نفس #شاعرانه را به گلخنده های خنده ات، شکوفه باران #عشق می شکفد. نفس غریب شبانه ات در لالایی پهلو گرفته ی گهواره، همچون بهاری ست که آن سوی پنجره، #زلال ترین شعر را به پژواک می دمد. باغ #لالەگون آغوش تو، #اهورایی ست از قصه های دور و دراز مادرانه.
تو ای #زن - زن سالهای دور و دراز و سخت مادرانگی و #آزادگی- بهانه ای شده ای تا قلم، دردواره های شمای #رنج کشیده را به صحیفه ی دل بنگارد، در گستره ی هستی #آزادگی گرامی داشته می شوی، بی آنکه تو را به #فکر و عقیده و #نژاد بنگرند. تو قابل گرامی داشتی، نگریستن بر پیرامون حق #زن(تو) که فراتر از اندیشه های #تحجر گرایانه ای، حقوقی برابر با مرد در راستای رنج #زندگی دارید. این روز، اجحاف در حق #زنان کارگر نساجی کارخانه ی پوشاک که وضعیت اسفناک رنج های بیشمار #کارگران زن در #قبال دستمزدی ناچیز بود، این روز #اعتصاب_زنان کارگر مبنی بر نارضایتی و اعلام انزجار بود. #همبستگی و اتحاد علیه تبعیض، محرومیت، فشار کار و #حقوق کم اعتراضات را شعله ورتر کرد تا سنگدلی #مدیر کارخانه در محبوس کردن #کارگران و به آتش کشیدن آنها، پایان این #تراژدی غمبار باشد.
#کلارازتکین از مدافعان #حقوق_زنان در آلمان به سال" ۱۸۵۷، تا ۱۹۳۳"خواسته ای برای مبارزه ی #زنان در آلمان مبنی بر هشت ساعت کار در روز، تعطیلات ویژه در ایام بخصوص و سایر #حقوق، طبق #قانون تقاضا کرد. جا دارد در این برهه از زمان به #اندیشمندی و تفکر بی بدیل این #زن و #زن های دیگر در این عرصه به دیده ی #احترام نگریست.
#زن موجودی #ظریف و در حین حال لبریز از حس #عاطفه هاست.جای او در #مطبخ نمی گنجد، او قلبی به سپیدی #مانشت و تفکری بکر به بلندای قله ی #البرز در دشت سینه ی #فروزان دارد. جای بسی تاسف، که برخی
کوته_فکران، #زن را در حیطه ی بردگی اندیشه ی کال خود می پندارند.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۱۸ اسفند ماه ۹۹
🕪…… #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
#بەنامخدا
"#مبعثختمالمرسلینبر
#تمامیعدالتپیشگانتهنیت
#باد"
#زمان رام گام های توست
هنوز رد پاهایت بر تن
#سنگفرش صخره های حرا
باقی ست.خاکستر نشسته
بر زلفانت #گواه تاریخ
پر دردی ست که سر
افراز به #کرامت هستی ات
رسانده است.زخم های #روزگار
هنوز بر #تاول پاهای خسته ات
#عبور لحظه های ناب است.
#اعتدال که زیباست از درون مایه ی
تفکر و اندیشه ی #خدا دادی ات
سرچشمه ی #حُسن برون گشته است.
#سحر در بال پرستو به اقامه ی #سجودت
زانوی #تمنا را به خضوع نشسته است.
برگ برگ رویاها در حال #شکفتن است.
در ورای تمام ثانیه های کشنده #میراث دار
#عدالت به کرامت سینه داری. حال چه شده است که تن های خسته ی این روزها
#غبارگرفته ی نا عدالتی شده است. کاش
#باران نگاه تو و ایمان به تو، زرنگار بی #عدالتی را از جسم های ناخالص بشوید.#حریم گرم دلت پناه بی کسان باشد، نمی دانم چرا این بار بجای آرایه های زیبا از تو گفتن، نیش #قلم ناملایمات
#روزگار حال را به واگویه دارد .دلتنگی ها
از بقایای #عدالت و عدل تو، عطر نسترن
به #مشام بیپناهان می پراکند.آن هنگام
که فرشته ی #جبرئیل فرشی زمردین به
قدومت گسترانید#کرامت بشریت عاشقانه های دوباره به #زندگانی لبخند می زد.
حال بر سر امت تو چه آمده است، #ایثار رنگ باخته است ، #عاطفه ها به بن بست اندیشه ها گره خورده است.#اوج ناعدالتی طغیان کرده است.#دنیای وارونه ای از
پنجه بر #تسبیح و ذکر به زبان دورویی
می چرخد و دم از #دینداری ست.
مگر سخای #محمدمصطفی " ص "
#اوج افق های روشن را در ضمیرهای خفته بیدار نکرده است تا #جهان مصرعی از بلند بیت های #عدالت را در چشم های حقیقت بین به #تماشا نشیند.کو و کجاست آن همه شور و شعور #محمدی.
قلب نازنین ات در پس پرده های #حقانیت
رهگشایی شد بر دشت وحدت #مسلمین #جهان.حال وارونگی کاخ نشین و کوخ نشین بر دیدگان #گریان به نظاره ایم.
آنچه به #قلم آمد روزگاری ست که دل های #حقیقت بین به دیده ی قلمی کال
می نگرد.جای بسی سوال است که
پیشامدهای سخت و دشوار #آلعبا
به #ضیافت نگاه مهربانی ببرم که
بدون هیچ #واکنشی ، کنش های
امروزی به چنته ی #قلم می نشاند.
شاه بیت ها در وصف #پیامبر اعظم
گنگ و لال می ماند تا بنگارد آنچه به
#قلم نارس بنده ی حقیر #گنجانده شود.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۲۱ اسفند ماه ۹۹
🕪……#سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
"#مبعثختمالمرسلینبر
#تمامیعدالتپیشگانتهنیت
#باد"
#زمان رام گام های توست
هنوز رد پاهایت بر تن
#سنگفرش صخره های حرا
باقی ست.خاکستر نشسته
بر زلفانت #گواه تاریخ
پر دردی ست که سر
افراز به #کرامت هستی ات
رسانده است.زخم های #روزگار
هنوز بر #تاول پاهای خسته ات
#عبور لحظه های ناب است.
#اعتدال که زیباست از درون مایه ی
تفکر و اندیشه ی #خدا دادی ات
سرچشمه ی #حُسن برون گشته است.
#سحر در بال پرستو به اقامه ی #سجودت
زانوی #تمنا را به خضوع نشسته است.
برگ برگ رویاها در حال #شکفتن است.
در ورای تمام ثانیه های کشنده #میراث دار
#عدالت به کرامت سینه داری. حال چه شده است که تن های خسته ی این روزها
#غبارگرفته ی نا عدالتی شده است. کاش
#باران نگاه تو و ایمان به تو، زرنگار بی #عدالتی را از جسم های ناخالص بشوید.#حریم گرم دلت پناه بی کسان باشد، نمی دانم چرا این بار بجای آرایه های زیبا از تو گفتن، نیش #قلم ناملایمات
#روزگار حال را به واگویه دارد .دلتنگی ها
از بقایای #عدالت و عدل تو، عطر نسترن
به #مشام بیپناهان می پراکند.آن هنگام
که فرشته ی #جبرئیل فرشی زمردین به
قدومت گسترانید#کرامت بشریت عاشقانه های دوباره به #زندگانی لبخند می زد.
حال بر سر امت تو چه آمده است، #ایثار رنگ باخته است ، #عاطفه ها به بن بست اندیشه ها گره خورده است.#اوج ناعدالتی طغیان کرده است.#دنیای وارونه ای از
پنجه بر #تسبیح و ذکر به زبان دورویی
می چرخد و دم از #دینداری ست.
مگر سخای #محمدمصطفی " ص "
#اوج افق های روشن را در ضمیرهای خفته بیدار نکرده است تا #جهان مصرعی از بلند بیت های #عدالت را در چشم های حقیقت بین به #تماشا نشیند.کو و کجاست آن همه شور و شعور #محمدی.
قلب نازنین ات در پس پرده های #حقانیت
رهگشایی شد بر دشت وحدت #مسلمین #جهان.حال وارونگی کاخ نشین و کوخ نشین بر دیدگان #گریان به نظاره ایم.
آنچه به #قلم آمد روزگاری ست که دل های #حقیقت بین به دیده ی قلمی کال
می نگرد.جای بسی سوال است که
پیشامدهای سخت و دشوار #آلعبا
به #ضیافت نگاه مهربانی ببرم که
بدون هیچ #واکنشی ، کنش های
امروزی به چنته ی #قلم می نشاند.
شاه بیت ها در وصف #پیامبر اعظم
گنگ و لال می ماند تا بنگارد آنچه به
#قلم نارس بنده ی حقیر #گنجانده شود.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۲۱ اسفند ماه ۹۹
🕪……#سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
◾️انا لله و انا الیه راجعون ◾️
.
🔸با کمال تاسف و تاثر فروان درگذشت مرحومه مغفوره شادروان مشهدی #سحر_نادری( قیصر)فرزند شادروان #داراب_نادری متعلقه ارجمند زنده یاد مشهدی #خسرو_حیدری خواهر گرامی آقایان: #احمد، #حیدر، #عزت_الله_نادری و مادر گرامی آقایان: #پرویز، #بهروز، #فارص، #برزو ، #علیرضا و #مراد_حیدری را به اطلاع عموم می رساند.
این ضایعه ی غمبار را خدمت خانواده های معزای #حیدری ، #نادری #فتحی، #حیدرنژاد، مردم شریف شهر #زرنه و سایر بستگان تسلیت عرض میکنیم.
با توجه به شرایط حاکم بر جامعه به خاطر شیوع ویروس منحوس #کرونا و به منظور رعایت پروتکل ها و هشدارهای بهداشتی، هیچگونه مراسمی"زنانه و مردانه" در منزل و مسجد برگزار نمی شود.
🌷روانش در بارگاه مینوی آرام باد🌷
✔️ #سلام_بر_زرنه
⬇️🔻⬇️🔻⬇️
@salam_bar_zarneh
.
🔸با کمال تاسف و تاثر فروان درگذشت مرحومه مغفوره شادروان مشهدی #سحر_نادری( قیصر)فرزند شادروان #داراب_نادری متعلقه ارجمند زنده یاد مشهدی #خسرو_حیدری خواهر گرامی آقایان: #احمد، #حیدر، #عزت_الله_نادری و مادر گرامی آقایان: #پرویز، #بهروز، #فارص، #برزو ، #علیرضا و #مراد_حیدری را به اطلاع عموم می رساند.
این ضایعه ی غمبار را خدمت خانواده های معزای #حیدری ، #نادری #فتحی، #حیدرنژاد، مردم شریف شهر #زرنه و سایر بستگان تسلیت عرض میکنیم.
با توجه به شرایط حاکم بر جامعه به خاطر شیوع ویروس منحوس #کرونا و به منظور رعایت پروتکل ها و هشدارهای بهداشتی، هیچگونه مراسمی"زنانه و مردانه" در منزل و مسجد برگزار نمی شود.
🌷روانش در بارگاه مینوی آرام باد🌷
✔️ #سلام_بر_زرنه
⬇️🔻⬇️🔻⬇️
@salam_bar_zarneh
◾️انا لله و انا الیه راجعون ◾️
با قرائت فاتحه و ذکر صلوات؛ درگذشت مرحومه مغفوره شادروان مشهدی #سحر_نادری ( قیصر) همسر ارجمند شادروان #خسرو_حیدری را گرامی می داریم.
⭕️#پینوشت:
ضمن تسلیت به بازماندگان آگهی فوق صرفا جهت اطلاع عموم جهت تسلیت غیرحضوری می باشد.
🌷روحش شاد/یادش گرامی🌷
https://www.instagram.com/p/CTM7miotnGk/?utm_medium=copy_link
-----------------------
✔️ #سلام_بر_زرنه
⬇️🔻⬇️🔻⬇️
@salam_bar_zarneh
با قرائت فاتحه و ذکر صلوات؛ درگذشت مرحومه مغفوره شادروان مشهدی #سحر_نادری ( قیصر) همسر ارجمند شادروان #خسرو_حیدری را گرامی می داریم.
⭕️#پینوشت:
ضمن تسلیت به بازماندگان آگهی فوق صرفا جهت اطلاع عموم جهت تسلیت غیرحضوری می باشد.
🌷روحش شاد/یادش گرامی🌷
https://www.instagram.com/p/CTM7miotnGk/?utm_medium=copy_link
-----------------------
✔️ #سلام_بر_زرنه
⬇️🔻⬇️🔻⬇️
@salam_bar_zarneh
من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق
با نهایت احترام و رعایت ادب و در کمال تواضع و ارادت، بدینوسیله مراتب قدردانی و تشکر خویش را از یکایک همشهریان،مسئولین ادارات،نیروهای نظامی وانتظامی، دوستان، بستگان و آشنایان بویژه مردم شریف شهرستان ایوان خاصه مردم عزیز شهر زرنه،گیلانغرب، ایلام، روستاههای اطراف و تابعه که در مراسم تشییع، تدفین و مجالس ترحیم و یادبود مرحومه مغفوره شادروان #سحر_نادری (قیصر) - متعلقه ی گرامی شادروان مشهدی #خسرو_حیدری - شرکت نمودند و یا با ابراز همدردی خویش از طریق تماس تلفنی، ارسال پیامک و درج کامنت در فضای مجازی( کانال #سلام_بر_زرنه ) موجب تسلی خاطرمان شدند، صمیمانه تقدیر و سپاسگزاری مینماییم.
امیدواریم خداوند منان این توان و توفیق را به ما عنایت فرماید تا بتوانیم گوشهای از لطف و محبت و زحمات عزیزان را در مراسمات شادیتان، جبران نماییم.
از طرف خانواده های حیدری ،نادری، فتحی ، حیدرنژاد، بهادریان و سایربستگان...
✔️ #سلام_بر_زرنه
⬇️🔻⬇️🔻⬇️
@salam_bar_zarneh
با نهایت احترام و رعایت ادب و در کمال تواضع و ارادت، بدینوسیله مراتب قدردانی و تشکر خویش را از یکایک همشهریان،مسئولین ادارات،نیروهای نظامی وانتظامی، دوستان، بستگان و آشنایان بویژه مردم شریف شهرستان ایوان خاصه مردم عزیز شهر زرنه،گیلانغرب، ایلام، روستاههای اطراف و تابعه که در مراسم تشییع، تدفین و مجالس ترحیم و یادبود مرحومه مغفوره شادروان #سحر_نادری (قیصر) - متعلقه ی گرامی شادروان مشهدی #خسرو_حیدری - شرکت نمودند و یا با ابراز همدردی خویش از طریق تماس تلفنی، ارسال پیامک و درج کامنت در فضای مجازی( کانال #سلام_بر_زرنه ) موجب تسلی خاطرمان شدند، صمیمانه تقدیر و سپاسگزاری مینماییم.
امیدواریم خداوند منان این توان و توفیق را به ما عنایت فرماید تا بتوانیم گوشهای از لطف و محبت و زحمات عزیزان را در مراسمات شادیتان، جبران نماییم.
از طرف خانواده های حیدری ،نادری، فتحی ، حیدرنژاد، بهادریان و سایربستگان...
✔️ #سلام_بر_زرنه
⬇️🔻⬇️🔻⬇️
@salam_bar_zarneh
◾️انا لله و انا الیه راجعون ◾️
با قرائت فاتحه و ذکر صلوات؛ چهلمین روز درگذشت مرحومه مغفوره شادروان مشهدی #سحر_نادری(قیصر)را گرامی میداریم.
⭕️#پینوشت:
ضمن تسلیت به بازماندگان آگهی فوق صرفا جهت اطلاع عموم جهت تسلیت غیرحضوری می باشد.
🌷روحش شاد/یادش گرامی🌷
-----------------------
...#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
با قرائت فاتحه و ذکر صلوات؛ چهلمین روز درگذشت مرحومه مغفوره شادروان مشهدی #سحر_نادری(قیصر)را گرامی میداریم.
⭕️#پینوشت:
ضمن تسلیت به بازماندگان آگهی فوق صرفا جهت اطلاع عموم جهت تسلیت غیرحضوری می باشد.
🌷روحش شاد/یادش گرامی🌷
-----------------------
...#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
#بەنامخدا
" #شهرمنزرنه "
هر #ستایشی محدودت می کند.
چنان بی کرانه که از لطف #قلم
در چار دیوار #باغانگور ، شراب
خُم را می شکند. مرا که حاشیه پرداز
کلمات بودم ،به متن #زندگی و آنچه
در زلالی نگاه مردمانت است #دل
برده ای.
کمر #کوەهایت، #چمنآرای ، زنگوله های
به گردن آویخته ی گوسفندانی ست که
به چراهگاهت در نی لبک #چوپان همنوا ،
سینه ی خویش به تکه سنگ هایت #پژواک
را می نوازند. دلتنگی ام را #قاب می کنم به دیوارهای کاهگلی ات تا در عبور #کهکشانی سال های نه چندان دور ، در
اشک شبانه ی دختری، آه در #قصیده جای
گیرد. #ارمغان تو ، زیستن و آموختن در تب و تاب افتاده ی بی درنگ را با هر چه
تندیس #مهر است هماهنگ کرده است.
دشتستان دلربایت، #گل از باغ شکفتن ،
آرزوهایی ست که نغمه ی #مثنوی تا
قول و غزل #شاعرانایل را ساز می کند.
تا در حادثەی #اعجاز نفس مردمانت،
شب دق الباب شمردن #ستارگان شود.
بوسه ی بره ها بر سر چشمه ی " #قومگه "
سبزه های روییده به لب هایشان به آغاز
صبح می دمد تا علف و #گندمزار به رویش
روزنه ها در #دل بشکفد. تصویر ساده ی روستایم ، در #قابسبز خروس خوان
هر گوشه از نگاه را به کناره ی پنجره
در دمادم زلال نسیم، ترسیم شعلەی #آتش
است و بوی چایی دم کرده بر پهنه ی #صبح آویخته ی لبخند مادران است تا صدای #مشک زدن سمفونی #عشق به دشت و دمن را ساز دهد و طراوت و شیرینی
تشنگی گیاه پیچیده به پای #مردانروستا به آبی در ریگ کنار جوی ،
#رخصت رویش باشد.
در #ساغر شعرم ! خاطرات گذشته به عطش کلمات ، نفس کم می آورد تا از
خستگی ممتد داس و درو #دهقانایلم،
به عرق جبینش کتابت شود. #بهار پیرهن مادران ایلم از شکوفه پُر است تا در #فصل دل من، گل آویز شکفتن #شعر شود. من کوچه های خلوت #روستا را بی انتها برای
دوباره رفتن به همان #خاطرات با هم بودن ها می خواهم . مانند پرنده ای به لانه،
ابری با #باران، گلی به آب، ستاره ای به شب عادت کند. مانند اشکی در #چشم ،
دستی از دست و برگی از درخت.هنوز
روستایم را دوست دارم. انگار #خاطرەها
لا به لای صفحه ها جا مانده اند. #احساس و افکار و صداها و نفس ها ، همچون #رعد
بر جان شرر می زند. لب های سرخ #قلم،
همچون گل های دامن دختران #ایلم پراز
عطر مریم است. چهره ی #نجیب و آرام مادران ، وقتی در #حلاوت نگاه معصومانه
و با غیرتشان ، انگار آینه ی پاکی و #مهر به موج است. صدای #چکاوک کوه گاومیر،
همچون نت های #بتهون ، در گلوی کودک روستایم باقی ست ، وقتی کنار #گهوارەاش، بال بال دستان مادرانه در لالایی
پیچیده ی نوایش ، هفت #آسمان را خواب می کند. سینه ، دکان #عطاری ست که شرح خاطرات را به روستایم می کشاند
تا بوی هل و آویشن و #دارچین و نبیذ سرخ شور انگیز در سیاه چادر به خاکستر زیر کتری ، زیر شُر شُر #باران بهار،
تجویز #عشق را نسخه کند. در روستا دلتنگ که می شوی ، دریچه ی #سحر به
صبح نفس #سپیده را می گشایی ، تا چشم کار می کند ، باغ #غزل، بهار و سبزه
سینه می شود. #موج عطش به روی لب خوابیده بر بالشی از #ستاره شب خوابیده
آهسته گذر می کند .بوی برخاسته از #خاک، بر داغ عطش لطافت #باران می شود.تا امواج گیسوان فروهشته ی #پیچک و یاس ، هوادار دل باشد.
کاش یک #نویسنده بودم. تمام #رویاها،
بغض ها و دردها را که هر وقت دلتنگی می آغازد بنگارم. از مهربانی بنویسم که #تبلور
بلورین #ماه ، از خاطرات و دیدن متوالی به فاصله ی کم مرا به #خواب دعوت کند. و صدای خستەی #باران ناودان ، پس از #فصل بلند #سکوت ، بر گونه های خجالت زده ، بالش کوچک من شود.
✍#فروزندە_شفیعی
📥x #سلام_بر_زرنه x
❌ @salam_bar_zarneh
" #شهرمنزرنه "
هر #ستایشی محدودت می کند.
چنان بی کرانه که از لطف #قلم
در چار دیوار #باغانگور ، شراب
خُم را می شکند. مرا که حاشیه پرداز
کلمات بودم ،به متن #زندگی و آنچه
در زلالی نگاه مردمانت است #دل
برده ای.
کمر #کوەهایت، #چمنآرای ، زنگوله های
به گردن آویخته ی گوسفندانی ست که
به چراهگاهت در نی لبک #چوپان همنوا ،
سینه ی خویش به تکه سنگ هایت #پژواک
را می نوازند. دلتنگی ام را #قاب می کنم به دیوارهای کاهگلی ات تا در عبور #کهکشانی سال های نه چندان دور ، در
اشک شبانه ی دختری، آه در #قصیده جای
گیرد. #ارمغان تو ، زیستن و آموختن در تب و تاب افتاده ی بی درنگ را با هر چه
تندیس #مهر است هماهنگ کرده است.
دشتستان دلربایت، #گل از باغ شکفتن ،
آرزوهایی ست که نغمه ی #مثنوی تا
قول و غزل #شاعرانایل را ساز می کند.
تا در حادثەی #اعجاز نفس مردمانت،
شب دق الباب شمردن #ستارگان شود.
بوسه ی بره ها بر سر چشمه ی " #قومگه "
سبزه های روییده به لب هایشان به آغاز
صبح می دمد تا علف و #گندمزار به رویش
روزنه ها در #دل بشکفد. تصویر ساده ی روستایم ، در #قابسبز خروس خوان
هر گوشه از نگاه را به کناره ی پنجره
در دمادم زلال نسیم، ترسیم شعلەی #آتش
است و بوی چایی دم کرده بر پهنه ی #صبح آویخته ی لبخند مادران است تا صدای #مشک زدن سمفونی #عشق به دشت و دمن را ساز دهد و طراوت و شیرینی
تشنگی گیاه پیچیده به پای #مردانروستا به آبی در ریگ کنار جوی ،
#رخصت رویش باشد.
در #ساغر شعرم ! خاطرات گذشته به عطش کلمات ، نفس کم می آورد تا از
خستگی ممتد داس و درو #دهقانایلم،
به عرق جبینش کتابت شود. #بهار پیرهن مادران ایلم از شکوفه پُر است تا در #فصل دل من، گل آویز شکفتن #شعر شود. من کوچه های خلوت #روستا را بی انتها برای
دوباره رفتن به همان #خاطرات با هم بودن ها می خواهم . مانند پرنده ای به لانه،
ابری با #باران، گلی به آب، ستاره ای به شب عادت کند. مانند اشکی در #چشم ،
دستی از دست و برگی از درخت.هنوز
روستایم را دوست دارم. انگار #خاطرەها
لا به لای صفحه ها جا مانده اند. #احساس و افکار و صداها و نفس ها ، همچون #رعد
بر جان شرر می زند. لب های سرخ #قلم،
همچون گل های دامن دختران #ایلم پراز
عطر مریم است. چهره ی #نجیب و آرام مادران ، وقتی در #حلاوت نگاه معصومانه
و با غیرتشان ، انگار آینه ی پاکی و #مهر به موج است. صدای #چکاوک کوه گاومیر،
همچون نت های #بتهون ، در گلوی کودک روستایم باقی ست ، وقتی کنار #گهوارەاش، بال بال دستان مادرانه در لالایی
پیچیده ی نوایش ، هفت #آسمان را خواب می کند. سینه ، دکان #عطاری ست که شرح خاطرات را به روستایم می کشاند
تا بوی هل و آویشن و #دارچین و نبیذ سرخ شور انگیز در سیاه چادر به خاکستر زیر کتری ، زیر شُر شُر #باران بهار،
تجویز #عشق را نسخه کند. در روستا دلتنگ که می شوی ، دریچه ی #سحر به
صبح نفس #سپیده را می گشایی ، تا چشم کار می کند ، باغ #غزل، بهار و سبزه
سینه می شود. #موج عطش به روی لب خوابیده بر بالشی از #ستاره شب خوابیده
آهسته گذر می کند .بوی برخاسته از #خاک، بر داغ عطش لطافت #باران می شود.تا امواج گیسوان فروهشته ی #پیچک و یاس ، هوادار دل باشد.
کاش یک #نویسنده بودم. تمام #رویاها،
بغض ها و دردها را که هر وقت دلتنگی می آغازد بنگارم. از مهربانی بنویسم که #تبلور
بلورین #ماه ، از خاطرات و دیدن متوالی به فاصله ی کم مرا به #خواب دعوت کند. و صدای خستەی #باران ناودان ، پس از #فصل بلند #سکوت ، بر گونه های خجالت زده ، بالش کوچک من شود.
✍#فروزندە_شفیعی
📥x #سلام_بر_زرنه x
❌ @salam_bar_zarneh
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"برای تو"
اجرای بسیار زیبای #گروه_شمس
سرپرست گروه ، آهنگساز ،تنبور نواز
و آواز :
#کیخسرو_پور_ناظری💫
خواننده: #فرشاد_جمالی
آواز: #نجمه_تجدد
تنبور نوازان و نواگران:
#تهمورس_پور_ناظری
#سهراب_پور_ناظری
#کاوه_گرایلی
#ندا_خاکی
#سحر_افشار
.…..
شاعر : حضرت #مولانا
🔻__
▪️@salam_bar_zarneh
≛| #سلام_بر_زرنه
اجرای بسیار زیبای #گروه_شمس
سرپرست گروه ، آهنگساز ،تنبور نواز
و آواز :
#کیخسرو_پور_ناظری💫
خواننده: #فرشاد_جمالی
آواز: #نجمه_تجدد
تنبور نوازان و نواگران:
#تهمورس_پور_ناظری
#سهراب_پور_ناظری
#کاوه_گرایلی
#ندا_خاکی
#سحر_افشار
.…..
شاعر : حضرت #مولانا
🔻__
▪️@salam_bar_zarneh
≛| #سلام_بر_زرنه
خطا کردم
سحر سروری
❤1🥰1👏1💯1
🏴انا لله و انا الیه راجعون
➕ با کمال تاسف و تاثر فراوان، به تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۱۴ مرحومه مغفوره شادروان مشهدی #سحر_منصوری،
فرزند ارجمند شادروان #پیرمراد_منصوری، همسر گرامی شادروان #ولی_اسماعیلی،
مادر گرانقدر آقایان #عباس و #شاهپور_اسماعیلی جهان فانی را ترک و به دیار باقی شتافتند.
⚫️ با قرائت فاتحه و ذکر صلوات؛ از درگاه پروردگار مهربان برای آن عزیز سفرکرده طلب مغفرت و رحمت الهی و برای بازماندگان صبر جزیل مسئلت داریم .
◾️روحش شاد و یادش سبز💔
◻️ ﻛاﻧاﻟ ﺳﻟاﻣ ﺑﺭ ﺯﺭﻧﻫ
🔻▬ _🅉🄰🅁🄽🄴🄷_▬🔻
✿ @salam_bar_zarneh✿
➕ با کمال تاسف و تاثر فراوان، به تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۱۴ مرحومه مغفوره شادروان مشهدی #سحر_منصوری،
فرزند ارجمند شادروان #پیرمراد_منصوری، همسر گرامی شادروان #ولی_اسماعیلی،
مادر گرانقدر آقایان #عباس و #شاهپور_اسماعیلی جهان فانی را ترک و به دیار باقی شتافتند.
⚫️ با قرائت فاتحه و ذکر صلوات؛ از درگاه پروردگار مهربان برای آن عزیز سفرکرده طلب مغفرت و رحمت الهی و برای بازماندگان صبر جزیل مسئلت داریم .
◾️روحش شاد و یادش سبز💔
◻️ ﻛاﻧاﻟ ﺳﻟاﻣ ﺑﺭ ﺯﺭﻧﻫ
🔻▬ _🅉🄰🅁🄽🄴🄷_▬🔻
✿ @salam_bar_zarneh✿
💔7👍3😭3❤1😢1💘1
🕹 اِنّا لله وَ اِنّا اِلیهِ رّاجِعون
➕به مناسبت درگذشت مرحومه مغفوره شادروان مشهدی #سحر_منصوری،
فرزند ارجمند شادروان #پیرمراد_منصوری، همسر گرامی شادروان #ولی_اسماعیلی،
مادر گرانقدر آقایان #عباس و #شاهپور_اسماعیلی و خانم #بهجت_اسماعیلی، خواهر گرامی مرحومان: #حسین، #محمد، #سعداله_منصوری،و آقایان #نامدار، #ابراهیم _منصوری و مادر خانم آقای #هادی_اسماعیلی مراسم تشییع، تدفین و ترحیم آن عزیز سفرکرده به شرح زیر برگزار می گردد.
🔶 مراسم تشییع و خاکسپاری:
📆 دوشنبه ۱۴۰۲/۱۲/۱۴
⏰ساعت ۲ بعداز ظهر درب منزل شخصی
🔶 مراسم ترحیم:
📆دوشنبه ۱۴۰۲/۱۲/۱۴
⏰ساعت ۳/۵ الی ۵ عصر
🕌مردانه: مسجد سالار شهیدان زرنه
🕌زنانه: مسجد سیدالشهدا زرنه
◻️ با عرض تسلیت 🥀
◾️روحش شاد و یادش سبز💔
◻️ ﻛاﻧاﻟ ﺳﻟاﻣ ﺑﺭ ﺯﺭﻧﻫ
🔻▬ _🅉🄰🅁🄽🄴🄷_▬🔻
✿ @salam_bar_zarneh✿
➕به مناسبت درگذشت مرحومه مغفوره شادروان مشهدی #سحر_منصوری،
فرزند ارجمند شادروان #پیرمراد_منصوری، همسر گرامی شادروان #ولی_اسماعیلی،
مادر گرانقدر آقایان #عباس و #شاهپور_اسماعیلی و خانم #بهجت_اسماعیلی، خواهر گرامی مرحومان: #حسین، #محمد، #سعداله_منصوری،و آقایان #نامدار، #ابراهیم _منصوری و مادر خانم آقای #هادی_اسماعیلی مراسم تشییع، تدفین و ترحیم آن عزیز سفرکرده به شرح زیر برگزار می گردد.
🔶 مراسم تشییع و خاکسپاری:
📆 دوشنبه ۱۴۰۲/۱۲/۱۴
⏰ساعت ۲ بعداز ظهر درب منزل شخصی
🔶 مراسم ترحیم:
📆دوشنبه ۱۴۰۲/۱۲/۱۴
⏰ساعت ۳/۵ الی ۵ عصر
🕌مردانه: مسجد سالار شهیدان زرنه
🕌زنانه: مسجد سیدالشهدا زرنه
◻️ با عرض تسلیت 🥀
◾️روحش شاد و یادش سبز💔
◻️ ﻛاﻧاﻟ ﺳﻟاﻣ ﺑﺭ ﺯﺭﻧﻫ
🔻▬ _🅉🄰🅁🄽🄴🄷_▬🔻
✿ @salam_bar_zarneh✿
💔8👍5😭3❤1😢1💘1
من لم یشکروالمخلوق لم یشکروالخالق
در سرزمین خاطره ها آنان که خوبند،همیشه سبزند.
آنانکه محبت ها و دوستی ها را بر قلبشان برافراشتند،
همیشه به یاد می مانند.
به حکم ادب و احترام ، بدین وسیله از همه عزیزان، سروران ارجمند، دوستان و آشنایان و اقوامی که در مراسم تشیع تدفین،ختم و هفتمین روز مرحومه مغفوره #سحر_منصوری شرکت نموده و عزیزانی که با ارسال پیامهای محبت آمیز تسلیت بازماندگان آن مرحوم را در تحمل این مصیبت یاری بخشیدند و نهایت لطف و محبت خود را ابراز داشته اند صمیمانه کمال تشکر و قدردانی را داریم امید است که خداوند منان عنایت فرماید تا در مراسمات شادی شما مهربانان جبران زحمت کنیم.
برای همگان از خداوند سبحان، سربلندی وسلامتی مسئلت مینمایم.
از طرف
خانواده های اسماعیلی،منصوری وحیدری
🔻▬ _🅉🄰🅁🄽🄴🄷_▬🔻
✿ @salam_bar_zarneh✿
در سرزمین خاطره ها آنان که خوبند،همیشه سبزند.
آنانکه محبت ها و دوستی ها را بر قلبشان برافراشتند،
همیشه به یاد می مانند.
به حکم ادب و احترام ، بدین وسیله از همه عزیزان، سروران ارجمند، دوستان و آشنایان و اقوامی که در مراسم تشیع تدفین،ختم و هفتمین روز مرحومه مغفوره #سحر_منصوری شرکت نموده و عزیزانی که با ارسال پیامهای محبت آمیز تسلیت بازماندگان آن مرحوم را در تحمل این مصیبت یاری بخشیدند و نهایت لطف و محبت خود را ابراز داشته اند صمیمانه کمال تشکر و قدردانی را داریم امید است که خداوند منان عنایت فرماید تا در مراسمات شادی شما مهربانان جبران زحمت کنیم.
برای همگان از خداوند سبحان، سربلندی وسلامتی مسئلت مینمایم.
از طرف
خانواده های اسماعیلی،منصوری وحیدری
🔻▬ _🅉🄰🅁🄽🄴🄷_▬🔻
✿ @salam_bar_zarneh✿
💔5❤2👍2😭2😢1😴1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
قطعهی《لری》
با صدای استاد #فرج_علیپور
همخوان: #سحر_محمدی
کلام: #ایرج_رحمانپور
یه شوویی نصمه شویی، نیمه دِ شوگار
دل گریبونم گرِت سی دییَنه یار
بی وفا تو نکشم بِل موتم بیا
نازنین حشکم کردی چو تَلِ گیا
🔻▬ _🅉🄰🅁🄽🄴🄷_▬🔻
✿ @salam_bar_zarneh✿
قطعهی《لری》
با صدای استاد #فرج_علیپور
همخوان: #سحر_محمدی
کلام: #ایرج_رحمانپور
یه شوویی نصمه شویی، نیمه دِ شوگار
دل گریبونم گرِت سی دییَنه یار
بی وفا تو نکشم بِل موتم بیا
نازنین حشکم کردی چو تَلِ گیا
🔻▬ _🅉🄰🅁🄽🄴🄷_▬🔻
✿ @salam_bar_zarneh✿
❤1🥰1👏1💯1
🔻 اِنّا لله وَ اِنّا اِلیهِ رّاجِعون
➕به مناسبت #درگذشت مرحومه مغفوره شادروان #آذر_محمدی، فرزند گرامی روانشاد #سلمان_محمدی، خواهر گرامی آقایان: #حمید، #خمان،#ایمان، #ارسلان و #کامران_محمدی و خانم ها: #فاطمه و #سحر، همسر گرانقدر آقای #محمد_باسکله_پور، مادر ارجمند #میلاد و خانم ها #طاهره و #آمنه، مراسم تشییع، تدفین و ترحیم آن عزیز سفرکرده به شرح زیر برگزار می گردد.
🔶 مراسم تشییع و خاکسپاری:
📆 یکشنبه ۱۴۰۳/۰۷/۲۹
⏰ ۹/۳۰ صبح درب منزل شخصی
🔶 مراسم ترحیم:
📆یکشنبه ۱۴۰۳/۰۷/۲۹
⏰ساعت ۲/۵ تا ۴ عصر
🕌مردانه: مسجد سالار شهیدان زرنه
🕌زنانه: مسجد سیدالشهدا زرنه
◻️ با عرض تسلیت 🥀
◾️روحش شاد و یادش سبز💔
◻️ ﻛاﻧاﻟ #سلام_بر_زرنه
🌎
🔺`•) ➧@salam_bar_zarneh
➕به مناسبت #درگذشت مرحومه مغفوره شادروان #آذر_محمدی، فرزند گرامی روانشاد #سلمان_محمدی، خواهر گرامی آقایان: #حمید، #خمان،#ایمان، #ارسلان و #کامران_محمدی و خانم ها: #فاطمه و #سحر، همسر گرانقدر آقای #محمد_باسکله_پور، مادر ارجمند #میلاد و خانم ها #طاهره و #آمنه، مراسم تشییع، تدفین و ترحیم آن عزیز سفرکرده به شرح زیر برگزار می گردد.
🔶 مراسم تشییع و خاکسپاری:
📆 یکشنبه ۱۴۰۳/۰۷/۲۹
⏰ ۹/۳۰ صبح درب منزل شخصی
🔶 مراسم ترحیم:
📆یکشنبه ۱۴۰۳/۰۷/۲۹
⏰ساعت ۲/۵ تا ۴ عصر
🕌مردانه: مسجد سالار شهیدان زرنه
🕌زنانه: مسجد سیدالشهدا زرنه
◻️ با عرض تسلیت 🥀
◾️روحش شاد و یادش سبز💔
◻️ ﻛاﻧاﻟ #سلام_بر_زرنه
🌎
🔺`•) ➧@salam_bar_zarneh
💔9👍7😭3❤1🔥1😢1😴1💘1
إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ
⬛️ بانهایت تأسف و تأثر درگذشت پدری دلسوز و زحمتکش مرحوم مغفور شادروان
🌷#ابراهیم_منصوری
《فرزند مرحوم #پیرمراد_منصوری 》برادر گرانقدر مرحومان: #حسین، #محمد، #سعداله، #سحر و آقای #نامدار و #سیما_منصوری، پدر گرامی آقایان: #ستار، #جلال، #میثم
را به اطلاع کلیه آشنایان ، دوستان و همشهریان محترم میرساند.
⬛️ مزید اطلاع مراسم #تشییع و خاکسپاری و ترحیم آنمرحوم
📆 روز جمعه ۱۴۰۴/۰۶/۱۴
⏰ از #ساعت ۹ #صبح از درب منزل شخصی به طرف آرامستان شهر زرنه برگزار میگرد
✨🌷حضور شما سروران ارجمند در این مراسم موجب شادی روح آن عزیز سفر کرده و تسلی خاطر بازماندگان خواهد بود.
➕روحش شاد و یادش سبز💔
📼 با عرض تسلیت 🥀
📡 #سلام_بر_زرنه
➖➖➖➖➖➖➖➖
•⟞ 🔻
ID:@salam_bar_zarneh
⬛️ بانهایت تأسف و تأثر درگذشت پدری دلسوز و زحمتکش مرحوم مغفور شادروان
🌷#ابراهیم_منصوری
《فرزند مرحوم #پیرمراد_منصوری 》برادر گرانقدر مرحومان: #حسین، #محمد، #سعداله، #سحر و آقای #نامدار و #سیما_منصوری، پدر گرامی آقایان: #ستار، #جلال، #میثم
را به اطلاع کلیه آشنایان ، دوستان و همشهریان محترم میرساند.
⬛️ مزید اطلاع مراسم #تشییع و خاکسپاری و ترحیم آنمرحوم
📆 روز جمعه ۱۴۰۴/۰۶/۱۴
⏰ از #ساعت ۹ #صبح از درب منزل شخصی به طرف آرامستان شهر زرنه برگزار میگرد
✨🌷حضور شما سروران ارجمند در این مراسم موجب شادی روح آن عزیز سفر کرده و تسلی خاطر بازماندگان خواهد بود.
➕روحش شاد و یادش سبز💔
📼 با عرض تسلیت 🥀
📡 #سلام_بر_زرنه
➖➖➖➖➖➖➖➖
•⟞ 🔻
ID:@salam_bar_zarneh
💔11😭7❤5😢2🙏2❤🔥1👍1🔥1😴1💘1