✡ سیل و ضرورت وحدت وهمگرایی ♨️ نصرت اله حیدری
این روزها بخش وسیعی از کشور بواسطه سیل دچار بحران شده است.آثارسوء مدیریت در این بحران روشن است و همین هم بهانه ای شده است برای طرح مسائل انتقادی.منطق مدیریت بحران به ما می گوید،نجات جان انسانها در بحران اولویت اول است.این روزها که ایلام،لرستان،خوزستان،کرمانشاه،گلستان و شیراز با سیل ویرانگر مواجه ودست و پنجه نرم می کنند باید همه امکانات برای حفظ جان هموطنان عزیز بسیج شود.امروز روز وحدت و همدلی برای کاهش التیام آسیب دیدگان از سیل است.دولت،مجلس،نیروهای مسلح ،نهادهای امدادی و مهمتر از همه ملت نوع دوست ایران .سیل زدگان تنها نیستند.
#ایران سیل زده
#سیل زدگان تنها نیستند.
#گلستان،خوزستان،لرستان،ایلام،کرمانشاه،شیراز
#وحدت وهمگرایی
https://www.instagram.com/p/Bvt0AXBltZQ/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=15atac5iwbh5c
این روزها بخش وسیعی از کشور بواسطه سیل دچار بحران شده است.آثارسوء مدیریت در این بحران روشن است و همین هم بهانه ای شده است برای طرح مسائل انتقادی.منطق مدیریت بحران به ما می گوید،نجات جان انسانها در بحران اولویت اول است.این روزها که ایلام،لرستان،خوزستان،کرمانشاه،گلستان و شیراز با سیل ویرانگر مواجه ودست و پنجه نرم می کنند باید همه امکانات برای حفظ جان هموطنان عزیز بسیج شود.امروز روز وحدت و همدلی برای کاهش التیام آسیب دیدگان از سیل است.دولت،مجلس،نیروهای مسلح ،نهادهای امدادی و مهمتر از همه ملت نوع دوست ایران .سیل زدگان تنها نیستند.
#ایران سیل زده
#سیل زدگان تنها نیستند.
#گلستان،خوزستان،لرستان،ایلام،کرمانشاه،شیراز
#وحدت وهمگرایی
https://www.instagram.com/p/Bvt0AXBltZQ/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=15atac5iwbh5c
Instagram
n.heidari1375
✡ سیل و ضرورت وحدت وهمگرایی ♨️ نصرت اله حیدری این روزها بخش وسیعی از کشور بواسطه سیل دچار بحران شده است.آثارسوء مدیریت در این بحران روشن است و همین هم بهانه ای شده است برای طرح مسائل انتقادی.منطق مدیریت بحران به ما می گوید،نجات جان انسانها در بحران اولویت…
کدام خرد بالاتر از مهربانیست؟
دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند: یکی آن که اندوخت و نخوَرد و دیگر آن که آموخت و نکرد.
علم چندان که بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست نادانی
نه محقق بود نه دانشمند
چارپاپی بر او کتابی چند
آن تهی مغز را چه علم و خبر
که بر او هیزم است یا دفتر
#سعدی
#گلستان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
❌📢 #سلام_بر_زرنه 🇮🇷👇🏻
✔️ @salam_bar_zarneh
دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند: یکی آن که اندوخت و نخوَرد و دیگر آن که آموخت و نکرد.
علم چندان که بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست نادانی
نه محقق بود نه دانشمند
چارپاپی بر او کتابی چند
آن تهی مغز را چه علم و خبر
که بر او هیزم است یا دفتر
#سعدی
#گلستان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
❌📢 #سلام_بر_زرنه 🇮🇷👇🏻
✔️ @salam_bar_zarneh
#بەنامخدا
#روزقلمبرفرهیختگانجهانخجستەباد.
#چراغ یاد تو همواره روشن است تا #نگین چشم #قلم ، لعل درخشان شب #شعر را سرشار از شرح چشم غزل کند و من هم از تراوش #شعر چشم تو سرشار حلقه نشینم در حلقه ی وصف #قلم. الفبای #واژگان با قامت تو سکوت را می شکنند تا #زمین تفکر تشنه ی خاموشی نباشد. سرشک تو #عاشقانه باریدن بر چتر دل هاست. مهر ورزیدن است به رنگین کمان #باران، به دشت کوچه ها آواز #دل گشوده می شود. ادب ذاتی نهادینه دارد که وامدار جوهر #کلک توست. واژه های رنگ افتاده طلب و اشتیاق به #فصاحت تو دارند تا آنچه از دل برآید لاجرم بر #دل نشیند. شعرها بوی #سکوت می گیرند از غیبت لب های توست کلمات مثل زنجر خشکیده از معنا خالی شوند. #موج گیسوان بید بر سر انگشتان #قلم، #شب تابیده به دوش ات شانه دارد. در رقص شعله ها، پر پروانه #عشق بازیدن به قامت تو مزین دلدادگی ست. چشمانت به #اردیبهشت می ماند . #تغزل شعرا از شاخه ی نبات تو گویی شکوفه های بهاری غزل #حافظ را می چیند. حدیث در محضر سبز ت افتان و #خیزان لب ها را از خوشه ی استعاره #گلچین می کند تا #بهار #شعر درخت های مرده ی گیلاس تلقین زندگانی به چشمان #سعدی روشنایی بخشد. فصل غزل های بی بهانه ی #رهیمعیری سکوت تار و تصنیف و ترانه را به #معبد صدها کرانه می برد . تنهایی و خلوت به شوق #وصال چشمان پر تمنای #سیمین بگشاید. به احترام قامت تو نگاه پروین دغدغه ها را به #دل ترانه ، تلنگر #عشق است شاید مرقد چشمت حریم زائر دلدادگی شود. خرامان می خرامد #غزال واژگان صائب تبریزی بر #گلستان شکفته ی نیلبک نابت ، آنگاه که آب #حیات خضر شکوفای غنچه ی عطشناک گل افشان #باغ ارم شود. در محتوای ثانیه ها ، #فصل سایه ها مکدر ، ابر باران شعر #مولانا بر فراق شمس تبریزی از گلوگاه بغض #گلواژەها رویای شادمانه ی دیدار با مخملین قصیده و #غزل بوسه باران تشنه ی فرقت است. اینک #بهار عاشقانه ها مفهوم سرسپردگی و #دل فروختن به یادت در روزهایی پا می گیرد که بارگاه باغ و #باران، مستی شعرهای #خیام را به بارور اندیشه ، چکامه ی #سخن از تو دارد. #خورشید ذهن ها همواره با بودنت جویبار روشن #اندیشه در پرواز رقص سماع گون، در بال #نسیم باد، در تبسم چلچله و گندم به #بهار فصل های گمشده ارزانی دارد. با جوهر روان تو میقات #گل سیب و عطر بهار نارنج. #میخک و اطلسی وانار ، پیرایه های شعر ناب نسرین و نسترن #خیام را به روییدن #شکوفەهای قصیده پیوند می زند. تا سامانه ی زمین #تفکر، فصل تحول شود. به باغ گونه های #قلم ، تن پوش واژه ها آویخته ی گل #شبنم همچون #الماس بر کان احساس می روید تا #فروغفرخزاد نگاه آتش و احساس پرورد و #گل باغ دل را آویزه ی #یاس نیلوفری #تمنا کند. حال دستان بی بضاعت و اندک #اندیشەی کال من ، بارها تو را در دستان #کلمات به سبزی دست های #عاشقانه زیستن و نگریستن بر انگشتانم آبشار نموده است تا دختر بهار #عشق، دیر پای سبز #مهر را زمزمه کند. تا #سبزتر از گذشته به فرداهایی بی اندیشیم که #قلم فصیح برای مهرورزیدن بر صحیفه ی دفتر بگشاییم. روزی که #قلم در دستان
#شاعران ایلم ، نجوای کلمات را به
اوج #ثریا می کشاند روح به کالبد
#شعر جانی دوباره می بخشد.
۱۴ تیرماه ۹۹
✍#فروزندەشفیعیزرنە
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
#روزقلمبرفرهیختگانجهانخجستەباد.
#چراغ یاد تو همواره روشن است تا #نگین چشم #قلم ، لعل درخشان شب #شعر را سرشار از شرح چشم غزل کند و من هم از تراوش #شعر چشم تو سرشار حلقه نشینم در حلقه ی وصف #قلم. الفبای #واژگان با قامت تو سکوت را می شکنند تا #زمین تفکر تشنه ی خاموشی نباشد. سرشک تو #عاشقانه باریدن بر چتر دل هاست. مهر ورزیدن است به رنگین کمان #باران، به دشت کوچه ها آواز #دل گشوده می شود. ادب ذاتی نهادینه دارد که وامدار جوهر #کلک توست. واژه های رنگ افتاده طلب و اشتیاق به #فصاحت تو دارند تا آنچه از دل برآید لاجرم بر #دل نشیند. شعرها بوی #سکوت می گیرند از غیبت لب های توست کلمات مثل زنجر خشکیده از معنا خالی شوند. #موج گیسوان بید بر سر انگشتان #قلم، #شب تابیده به دوش ات شانه دارد. در رقص شعله ها، پر پروانه #عشق بازیدن به قامت تو مزین دلدادگی ست. چشمانت به #اردیبهشت می ماند . #تغزل شعرا از شاخه ی نبات تو گویی شکوفه های بهاری غزل #حافظ را می چیند. حدیث در محضر سبز ت افتان و #خیزان لب ها را از خوشه ی استعاره #گلچین می کند تا #بهار #شعر درخت های مرده ی گیلاس تلقین زندگانی به چشمان #سعدی روشنایی بخشد. فصل غزل های بی بهانه ی #رهیمعیری سکوت تار و تصنیف و ترانه را به #معبد صدها کرانه می برد . تنهایی و خلوت به شوق #وصال چشمان پر تمنای #سیمین بگشاید. به احترام قامت تو نگاه پروین دغدغه ها را به #دل ترانه ، تلنگر #عشق است شاید مرقد چشمت حریم زائر دلدادگی شود. خرامان می خرامد #غزال واژگان صائب تبریزی بر #گلستان شکفته ی نیلبک نابت ، آنگاه که آب #حیات خضر شکوفای غنچه ی عطشناک گل افشان #باغ ارم شود. در محتوای ثانیه ها ، #فصل سایه ها مکدر ، ابر باران شعر #مولانا بر فراق شمس تبریزی از گلوگاه بغض #گلواژەها رویای شادمانه ی دیدار با مخملین قصیده و #غزل بوسه باران تشنه ی فرقت است. اینک #بهار عاشقانه ها مفهوم سرسپردگی و #دل فروختن به یادت در روزهایی پا می گیرد که بارگاه باغ و #باران، مستی شعرهای #خیام را به بارور اندیشه ، چکامه ی #سخن از تو دارد. #خورشید ذهن ها همواره با بودنت جویبار روشن #اندیشه در پرواز رقص سماع گون، در بال #نسیم باد، در تبسم چلچله و گندم به #بهار فصل های گمشده ارزانی دارد. با جوهر روان تو میقات #گل سیب و عطر بهار نارنج. #میخک و اطلسی وانار ، پیرایه های شعر ناب نسرین و نسترن #خیام را به روییدن #شکوفەهای قصیده پیوند می زند. تا سامانه ی زمین #تفکر، فصل تحول شود. به باغ گونه های #قلم ، تن پوش واژه ها آویخته ی گل #شبنم همچون #الماس بر کان احساس می روید تا #فروغفرخزاد نگاه آتش و احساس پرورد و #گل باغ دل را آویزه ی #یاس نیلوفری #تمنا کند. حال دستان بی بضاعت و اندک #اندیشەی کال من ، بارها تو را در دستان #کلمات به سبزی دست های #عاشقانه زیستن و نگریستن بر انگشتانم آبشار نموده است تا دختر بهار #عشق، دیر پای سبز #مهر را زمزمه کند. تا #سبزتر از گذشته به فرداهایی بی اندیشیم که #قلم فصیح برای مهرورزیدن بر صحیفه ی دفتر بگشاییم. روزی که #قلم در دستان
#شاعران ایلم ، نجوای کلمات را به
اوج #ثریا می کشاند روح به کالبد
#شعر جانی دوباره می بخشد.
۱۴ تیرماه ۹۹
✍#فروزندەشفیعیزرنە
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
#بەنامخدا
" #رحلتشیخاجلسعدیشیرازی"
#قلمکال من به وصف #ثنایت ناید.
تو که تن پوش #مخملین هر قافیه و ردیف #غزل،
به پای پیچک #بنفشه و
#نرگسشیراز شکفتن نامت را به هجای
کلماتی می شکفد تا #نفس
#بهارقلم به تکاپوی از تو
سرودن عاجز بماند. هوای عنبرسای #شعر در
غیبت نام تو #دلتنگی می آغازد.
#زلفاندیشه به کوتاهی حروف می نشیند
تا در #امتدادکلمات ، سایه ای باشد برای
از تو نوشتن. #نسیم مشک فشان بر #گلستان پند
و #اندرزهایت وزیدن گرفته است.
لطف سخن در#بوستان ، رهاورد واژگانی ست تا زبان پارسی به وجد #قلم رسایت
به جوشش #مکتوب ریشه در نگاه نگار خانه ی #آریایی بودن و
زیستن به #مراددل رساند.گاهی از همه
#دل بریدن و در عظمت #کتابت مضامین
#فرحبخش تو غرق شدن عالمی دارد.
برگ و باد #عطر حضورت را به #بهارنارنج گلستان
می پراکند تا میوه ی #دانش از باغ بوستانت به #دشت سینه ها به بار نشیند.
#بلاغت و شیوایی سخنانت گل #یاس بر دل می کارد،تا بر #التهاب بلور #باغ نگاهت،تب
#شعر شرر زند، کلامت موجی از اشارت
به نشانی جان #جانان آبشار شیوایی و بلاغت می نشاند تا
دلدادگی به #ساحل نیک اندیشی
به #طراوت قصه ها برد، #شفق پهلو گرفته است به سردی شب نگاهت، #رمق آن
نگاه #فریبایی ات به فصل جدایی #سایه می افکند
و شب بر پلک چشمان #سعدی، مه ای از ماتم گرفته است .اینک در #واپسین لحظات عمرت، بیکران تا #بیکران اندوه به بار نشسته است.
#نبوغ نامکشوفی را به وادعی #تلاوت است که #قلم پر بارش توامان تفکراست ،رخ به #نقاب خاک از حضورش #لحد را به تراوش ماوای دلچسپ می نشیند.
نام #خداوندگارقلم، نه در سکوت شباهنگام به فراموشی سپرده می شود و نه در #ازدحام روزگاران.#سعدی سندی ست معتبر و ماندگار، تا آنگاه که هر #دفتر از #بوستانش ورق خورد ،
#اشعار و اندیشه اش بر ذهن ها شکوفه ی از #دانش غنچه می دمد و هرگاه بر باغ #گلستانش پنجره ای از پند و اندرز گشوده شود #باران ترنم بر #دشت سینه ها باریدن می گیرد. چه #خوشسعادتی ست آنان که خو گرفته با آثار #سعدی بر #تلالو نگاهشان ، به زلف #غزل بار اندیشه ، #کهکشان دلبریش را می نگرند.
✍#فروزندەشفیعیزرنە
۲۷ مرداد ماه ۹۹
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
" #رحلتشیخاجلسعدیشیرازی"
#قلمکال من به وصف #ثنایت ناید.
تو که تن پوش #مخملین هر قافیه و ردیف #غزل،
به پای پیچک #بنفشه و
#نرگسشیراز شکفتن نامت را به هجای
کلماتی می شکفد تا #نفس
#بهارقلم به تکاپوی از تو
سرودن عاجز بماند. هوای عنبرسای #شعر در
غیبت نام تو #دلتنگی می آغازد.
#زلفاندیشه به کوتاهی حروف می نشیند
تا در #امتدادکلمات ، سایه ای باشد برای
از تو نوشتن. #نسیم مشک فشان بر #گلستان پند
و #اندرزهایت وزیدن گرفته است.
لطف سخن در#بوستان ، رهاورد واژگانی ست تا زبان پارسی به وجد #قلم رسایت
به جوشش #مکتوب ریشه در نگاه نگار خانه ی #آریایی بودن و
زیستن به #مراددل رساند.گاهی از همه
#دل بریدن و در عظمت #کتابت مضامین
#فرحبخش تو غرق شدن عالمی دارد.
برگ و باد #عطر حضورت را به #بهارنارنج گلستان
می پراکند تا میوه ی #دانش از باغ بوستانت به #دشت سینه ها به بار نشیند.
#بلاغت و شیوایی سخنانت گل #یاس بر دل می کارد،تا بر #التهاب بلور #باغ نگاهت،تب
#شعر شرر زند، کلامت موجی از اشارت
به نشانی جان #جانان آبشار شیوایی و بلاغت می نشاند تا
دلدادگی به #ساحل نیک اندیشی
به #طراوت قصه ها برد، #شفق پهلو گرفته است به سردی شب نگاهت، #رمق آن
نگاه #فریبایی ات به فصل جدایی #سایه می افکند
و شب بر پلک چشمان #سعدی، مه ای از ماتم گرفته است .اینک در #واپسین لحظات عمرت، بیکران تا #بیکران اندوه به بار نشسته است.
#نبوغ نامکشوفی را به وادعی #تلاوت است که #قلم پر بارش توامان تفکراست ،رخ به #نقاب خاک از حضورش #لحد را به تراوش ماوای دلچسپ می نشیند.
نام #خداوندگارقلم، نه در سکوت شباهنگام به فراموشی سپرده می شود و نه در #ازدحام روزگاران.#سعدی سندی ست معتبر و ماندگار، تا آنگاه که هر #دفتر از #بوستانش ورق خورد ،
#اشعار و اندیشه اش بر ذهن ها شکوفه ی از #دانش غنچه می دمد و هرگاه بر باغ #گلستانش پنجره ای از پند و اندرز گشوده شود #باران ترنم بر #دشت سینه ها باریدن می گیرد. چه #خوشسعادتی ست آنان که خو گرفته با آثار #سعدی بر #تلالو نگاهشان ، به زلف #غزل بار اندیشه ، #کهکشان دلبریش را می نگرند.
✍#فروزندەشفیعیزرنە
۲۷ مرداد ماه ۹۹
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
#بەنامخدا
"#۲۷شهریورسالروزبزرگداشت
#استادمحمدحسینشهریاروروزشعر
#وادببرفرهیختگانخجستەباد"
#قلم وامدار غزل های #بهاری توست
تا برگ و بار، به همان اندازه #شبنم گیرد
و بر #گلستان سرسبز جان ، روح تازه
پدید آید. دنیای #شعر و ادب زآن رو که
تو را بفهمد کم است. #شعرهایت ناب ترین
شعر #عالم است.ابر غزل هایت که بر دامن
دفتر می بارد، به گونه های اشکی #قلم،
دمادم #حیرت را به لبگزەی هر تلاوتی
می نشاند. #دل برای از تو گفتن، هزاران
#حرف نانوشته دارد، #غبار خستگی از تن
می زُدایی، گاهی با #مهر ، گاهی با #موج.
هماره ی خوشایند #غزلهایت در خود #باران رهاست. حواس #شعرت مرا پرت می کند به #سمت پنجره ای که تمام روزنه هایش ، #آیەی روشن تلقین را #بصیرت است. نگاهت صفا را در باور
#جان ها می ریزد. تو گویی رازی می جوشد در پستوی #کوزەیدل ، تا دل
از تردید بشوید و میان #حوضآینه،
یقین بر آبادی #عشق به نامت را
ببارد. لبخندت #اردیبهشت فصل هاست گویا به خواب ناز شعرهایت ، #معشوقثریا
به #خواب رفته باشد. #چشم بر هم که می گذاری ، مرور سال های #عشق نا به #فرجام
به گمان #زمان، پشت پلک هایت خبری در راه بود. #خیال در عمق نگاهت، #فال را به نیت سیزده بدری خالی از #لطف می بیند. تا این چنین دل کندن نابهنگام، فتوای روشن
#هجران می شود و #شوریدگی احوال را به شور #شرر، غزلی بی بدیل، آغشته ی #قلم کند. سرشت خاضعانه ات گویای درون پر از #جذبەی توست که برای اثباتش هیچ مقیاسی را به #سنجش لازم نیست.#دریایخیال
#شهریار رمز دو جهان از ورق آینه می خواند تا گرد #تحیُر ، رقمی باشد که #عیار
مطلق به
میزان #هجرانش را به ملاحظه بکشاند. سبزی #بهار
#واژگان به پابوس تو آمده است. هزاران
#فروغ نور افشان ، به #فروزندگی چشمان
قلمت جاری ست و صدای #شیوا و حزن برانگیزت همه را #فریاد می کند.
#دستانسبزت، همچون باغچه ها در هر #بهار غزل ، #گل می دهند. غنچه ها ، گیج #لبخند تواند. تا #همای رحمت از بوی خاطرات ذهن بلیغ و #بدیع تو، چتری
برای #دریا بیاورد. قلمت چتری ست که
#انعکاس دلدادگی سیمایت به تلالو #باران نشسته باشد. #غزلهایت اوج می گیرند
تا همپای #غزل تو، عیاری به میزان ناید.
#گاهی که از خود دور می شوم، بوی
خاک #باران خورده ی شعرهایت،
بهترین #تسکین می شود.خطوط چهره ها
از یاد خواهد رفت ، اما #عطر نام تو، همچون نسیمی برای همیشه ی ایام،
بهاریست #چمنآفرین، که تصویر دلنشین ت را به دیوان روزگاران صحافی
می کند.
✍#فروزندەشفیعیزرنە
27شهریورماه 99
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
"#۲۷شهریورسالروزبزرگداشت
#استادمحمدحسینشهریاروروزشعر
#وادببرفرهیختگانخجستەباد"
#قلم وامدار غزل های #بهاری توست
تا برگ و بار، به همان اندازه #شبنم گیرد
و بر #گلستان سرسبز جان ، روح تازه
پدید آید. دنیای #شعر و ادب زآن رو که
تو را بفهمد کم است. #شعرهایت ناب ترین
شعر #عالم است.ابر غزل هایت که بر دامن
دفتر می بارد، به گونه های اشکی #قلم،
دمادم #حیرت را به لبگزەی هر تلاوتی
می نشاند. #دل برای از تو گفتن، هزاران
#حرف نانوشته دارد، #غبار خستگی از تن
می زُدایی، گاهی با #مهر ، گاهی با #موج.
هماره ی خوشایند #غزلهایت در خود #باران رهاست. حواس #شعرت مرا پرت می کند به #سمت پنجره ای که تمام روزنه هایش ، #آیەی روشن تلقین را #بصیرت است. نگاهت صفا را در باور
#جان ها می ریزد. تو گویی رازی می جوشد در پستوی #کوزەیدل ، تا دل
از تردید بشوید و میان #حوضآینه،
یقین بر آبادی #عشق به نامت را
ببارد. لبخندت #اردیبهشت فصل هاست گویا به خواب ناز شعرهایت ، #معشوقثریا
به #خواب رفته باشد. #چشم بر هم که می گذاری ، مرور سال های #عشق نا به #فرجام
به گمان #زمان، پشت پلک هایت خبری در راه بود. #خیال در عمق نگاهت، #فال را به نیت سیزده بدری خالی از #لطف می بیند. تا این چنین دل کندن نابهنگام، فتوای روشن
#هجران می شود و #شوریدگی احوال را به شور #شرر، غزلی بی بدیل، آغشته ی #قلم کند. سرشت خاضعانه ات گویای درون پر از #جذبەی توست که برای اثباتش هیچ مقیاسی را به #سنجش لازم نیست.#دریایخیال
#شهریار رمز دو جهان از ورق آینه می خواند تا گرد #تحیُر ، رقمی باشد که #عیار
مطلق به
میزان #هجرانش را به ملاحظه بکشاند. سبزی #بهار
#واژگان به پابوس تو آمده است. هزاران
#فروغ نور افشان ، به #فروزندگی چشمان
قلمت جاری ست و صدای #شیوا و حزن برانگیزت همه را #فریاد می کند.
#دستانسبزت، همچون باغچه ها در هر #بهار غزل ، #گل می دهند. غنچه ها ، گیج #لبخند تواند. تا #همای رحمت از بوی خاطرات ذهن بلیغ و #بدیع تو، چتری
برای #دریا بیاورد. قلمت چتری ست که
#انعکاس دلدادگی سیمایت به تلالو #باران نشسته باشد. #غزلهایت اوج می گیرند
تا همپای #غزل تو، عیاری به میزان ناید.
#گاهی که از خود دور می شوم، بوی
خاک #باران خورده ی شعرهایت،
بهترین #تسکین می شود.خطوط چهره ها
از یاد خواهد رفت ، اما #عطر نام تو، همچون نسیمی برای همیشه ی ایام،
بهاریست #چمنآفرین، که تصویر دلنشین ت را به دیوان روزگاران صحافی
می کند.
✍#فروزندەشفیعیزرنە
27شهریورماه 99
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
#بەنامخدا
"#الحق که به #آفرینش خود نازد
#ایزد که تماشای #جمال تو کند"
"#میلادختمالمرسلین #حضرتمحمد" ص"
و نواده اش حضرت #امام #جعفرصادق
بر تمامی #شیعیان جهان #تهنیت یاد"
#رخ بُگشای که در خلوت #دل
، #نگاه سبزت جاریست.نبض
قلم هماهنگ نبض #قلب پیوند
شوق، به لطف #خیال است
تا نفس های #ملایم در تنگنای
سینه ها دمیدن گیرد.#غزل،
به تراوش عطر #یاس نامت
بر بلندای #کلمات رها شده ی
دلاویزترین #واژگان است تا
پشت صخره ی #ابریشمین
#سخاوت ، به تمنای حضورت
ایستاده در #طراوت لحظه های
دلپذیر، #عشق را به موج دریا بپوید.
به سپیده دم نفس هایت،#فلق گل افشان
لبخند می شود.#افق بر دریچه ی
نگاهت #لبریز خواستن هاست.از قله ی
قاف زلفت، شطی ز #عطر دل انگیز بر شبستان مینویی #آفاق، پریشان دلدادگی ست.این #باران #شبنم بر گونه های کیست؟
که بر تن نسیم #عنبر و گلاب به مشام می وزاند.#تلاوت نامت، چشمان #مشتاق را
به #پیچک گیسوی مشکین، تا زلف #غزل
#آویز جان را به سایه های آسودگی #آبشار می کند.خوشبختی با میلادت به نگاه ها
ساطع بوی نفس #اقاقیاست که از #گُل وجودت تراویدن گرفته است##طلوع
#آفتاب دست بر گونه هایت می ساید.دریای دل، از رود #کرامت سخایت
لبریز داشتن هاست.#پاییز دل با نجوای یادت بهاری ست سرمست، تا دشت کویری و تفتیده به قدومت #سبزار جان ها شود.از تن درخت شعرم، نجوای #عاشقانەهای مستی به رسای زلالیت
،#کلک را روانه است تا #شعر وامدار
گام های #بنفشه پوش تو باشد.
واژگان در وصف کمالت، گنگ و لالند.#چکاوک بر #شاخسار هستی
می خواند.تو از کدامین؟ #گلستان گل و ریحانی، که هزاران #مُلک و میراث #قریش
بهای #سخاوتت را نمی دهند.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۱۲ آبانماه ۹۹
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
"#الحق که به #آفرینش خود نازد
#ایزد که تماشای #جمال تو کند"
"#میلادختمالمرسلین #حضرتمحمد" ص"
و نواده اش حضرت #امام #جعفرصادق
بر تمامی #شیعیان جهان #تهنیت یاد"
#رخ بُگشای که در خلوت #دل
، #نگاه سبزت جاریست.نبض
قلم هماهنگ نبض #قلب پیوند
شوق، به لطف #خیال است
تا نفس های #ملایم در تنگنای
سینه ها دمیدن گیرد.#غزل،
به تراوش عطر #یاس نامت
بر بلندای #کلمات رها شده ی
دلاویزترین #واژگان است تا
پشت صخره ی #ابریشمین
#سخاوت ، به تمنای حضورت
ایستاده در #طراوت لحظه های
دلپذیر، #عشق را به موج دریا بپوید.
به سپیده دم نفس هایت،#فلق گل افشان
لبخند می شود.#افق بر دریچه ی
نگاهت #لبریز خواستن هاست.از قله ی
قاف زلفت، شطی ز #عطر دل انگیز بر شبستان مینویی #آفاق، پریشان دلدادگی ست.این #باران #شبنم بر گونه های کیست؟
که بر تن نسیم #عنبر و گلاب به مشام می وزاند.#تلاوت نامت، چشمان #مشتاق را
به #پیچک گیسوی مشکین، تا زلف #غزل
#آویز جان را به سایه های آسودگی #آبشار می کند.خوشبختی با میلادت به نگاه ها
ساطع بوی نفس #اقاقیاست که از #گُل وجودت تراویدن گرفته است##طلوع
#آفتاب دست بر گونه هایت می ساید.دریای دل، از رود #کرامت سخایت
لبریز داشتن هاست.#پاییز دل با نجوای یادت بهاری ست سرمست، تا دشت کویری و تفتیده به قدومت #سبزار جان ها شود.از تن درخت شعرم، نجوای #عاشقانەهای مستی به رسای زلالیت
،#کلک را روانه است تا #شعر وامدار
گام های #بنفشه پوش تو باشد.
واژگان در وصف کمالت، گنگ و لالند.#چکاوک بر #شاخسار هستی
می خواند.تو از کدامین؟ #گلستان گل و ریحانی، که هزاران #مُلک و میراث #قریش
بهای #سخاوتت را نمی دهند.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۱۲ آبانماه ۹۹
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
#بەنامخدا
" #یلدا "
#بهشت رویای باغ است
و #بهار رویای درخت.
این چه #عطری ست
که با رایحه ی #دل انگیزش،
پایان #خزان را به برگ ریزان
#غربت نمناکی چشم هایی
می برد تا میان باز و بسته شدن
پلک هایش، انتهای #پاییز ، ساعت جهان را به ابتدای شب #یلدایی، در قلب های گمشده کوک کند. در #باغ نیستان نی
یک #سوسن خاموش، به تلاقی نسیم
گیسوان تو می وزد تا #سرمه کشیده
بر غبار چشمان پاییز به دامن #گل کشاند.نفس #یلدا به تقلای اندیشه
بر تنپوش واژگان قامت #قلم، داغ بیابان دل را به نفسی می دمد تا بر #کالبدش،
جان به تسخیر عاشقانه های #جهان،
فر و شکوه #حافظ در دیوان تفالش
رسم نگین خاتم شود و بر سفره ی #یلدایی نفس به نفوس #غزل بتراود.
لب به نجوای شعرهایش، #دلنوازترین
فروزندگی ماه و #مهر به دشت شب
خاطره، میزبان #دل عشاق گردد. رسمی به
قدمت #نیاکان خوب اندیش که گوهری ذهنشان ، ترسیم لولو و #مرجان بر خوشه ی پروین است.یاقوت #انار به لبان قلم
دانه دانه #گلچین کلمات قسار را از رخت
آویز #پاییز بر تن خشک برگ ها می آویزد
تا نام #کوروش کبیر به رسم باستان.. همواره طنین #عشق و وفا را بنوازد.بزرگ اندیشی از سلسله ی #حقیقت محًض که دل پر شرر از حادثه در علم سبزش به رنگ نفس گرم #بهار، #غرق در جاذبه ی
نور خداست. قامتش سرو دل آرای #گلستان ازل بر جامه ی #نور و قد رعنایش
جذبه ی نفس #آسمان به رنگ بهاران است.
صدای قدم هایش در شب #یلدایی، جاده ی سر سبز دعا را به #تمنای" گفتار نیک
کردار نیک و پندار #نیک، گنجینه ی #ادب می گشاید تا شب های دلتنگی در پنجره ی #صبح امید به #سِحرِ گفتارش طلوع کند و همرا باد صبا، عطر دعای گریه های #سحر را به روزنه ی تفال #حافظ، ماه در محاق بیرون افتد. چه خوب است درس #لطف به توامان لحظه ها، دقیقه ها را پس بکشد آنگاه #مهر ورزی بر انار خنده ها، #گلخند شکفته ی غنچه های شب #یلدا شود. #یلدا فراتر از یک نام است.
شبی که یک دقیقه بیشتر
به پشت پرده ی #خیال نگاهمان می خرامد تا الهه ی شب هایی باشد که بر تلاوت #شعرها اتفاقی ست که پاییز، #یلدا را بهانه کند و دور هم بودن ها را به #اطراق دل نشاند. یاد روزگاران نه چندان دور، #کرسی و لحاف گلدوزی شده #ترمه از نگین و مروارید و گرمای دستان #مادرانه میزبان این دقایق بود و صدای رسایی که بر دیوان #حافظ فالی می زد .انگار تکرار یلدا به #روزگار امروز تلنگری ست به جای خالی عزیزانی که #حسرت جای خالیشان عجب چنگی از غم به #دل می زند و #احوالی که سخت درگیر خواستن های بوی #عطر پیرهنشان در نفس حبس نموده است. حال شب باشد و من باشم و نگاه #غزل سرای #حافظ، عشق باشد و شاخه #نبات و نرگس #شیراز .
یک فنجان چایی داغ و #قلمی که محو تماشای
شب #یلدا است و یک قدم مانده به رقص #برف تا شکفتن شکوفه ی علفزار #بهار.
#✍فروزندەـشفیعیـزرنە
۳۰ دیماه ۹۹
📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
" #یلدا "
#بهشت رویای باغ است
و #بهار رویای درخت.
این چه #عطری ست
که با رایحه ی #دل انگیزش،
پایان #خزان را به برگ ریزان
#غربت نمناکی چشم هایی
می برد تا میان باز و بسته شدن
پلک هایش، انتهای #پاییز ، ساعت جهان را به ابتدای شب #یلدایی، در قلب های گمشده کوک کند. در #باغ نیستان نی
یک #سوسن خاموش، به تلاقی نسیم
گیسوان تو می وزد تا #سرمه کشیده
بر غبار چشمان پاییز به دامن #گل کشاند.نفس #یلدا به تقلای اندیشه
بر تنپوش واژگان قامت #قلم، داغ بیابان دل را به نفسی می دمد تا بر #کالبدش،
جان به تسخیر عاشقانه های #جهان،
فر و شکوه #حافظ در دیوان تفالش
رسم نگین خاتم شود و بر سفره ی #یلدایی نفس به نفوس #غزل بتراود.
لب به نجوای شعرهایش، #دلنوازترین
فروزندگی ماه و #مهر به دشت شب
خاطره، میزبان #دل عشاق گردد. رسمی به
قدمت #نیاکان خوب اندیش که گوهری ذهنشان ، ترسیم لولو و #مرجان بر خوشه ی پروین است.یاقوت #انار به لبان قلم
دانه دانه #گلچین کلمات قسار را از رخت
آویز #پاییز بر تن خشک برگ ها می آویزد
تا نام #کوروش کبیر به رسم باستان.. همواره طنین #عشق و وفا را بنوازد.بزرگ اندیشی از سلسله ی #حقیقت محًض که دل پر شرر از حادثه در علم سبزش به رنگ نفس گرم #بهار، #غرق در جاذبه ی
نور خداست. قامتش سرو دل آرای #گلستان ازل بر جامه ی #نور و قد رعنایش
جذبه ی نفس #آسمان به رنگ بهاران است.
صدای قدم هایش در شب #یلدایی، جاده ی سر سبز دعا را به #تمنای" گفتار نیک
کردار نیک و پندار #نیک، گنجینه ی #ادب می گشاید تا شب های دلتنگی در پنجره ی #صبح امید به #سِحرِ گفتارش طلوع کند و همرا باد صبا، عطر دعای گریه های #سحر را به روزنه ی تفال #حافظ، ماه در محاق بیرون افتد. چه خوب است درس #لطف به توامان لحظه ها، دقیقه ها را پس بکشد آنگاه #مهر ورزی بر انار خنده ها، #گلخند شکفته ی غنچه های شب #یلدا شود. #یلدا فراتر از یک نام است.
شبی که یک دقیقه بیشتر
به پشت پرده ی #خیال نگاهمان می خرامد تا الهه ی شب هایی باشد که بر تلاوت #شعرها اتفاقی ست که پاییز، #یلدا را بهانه کند و دور هم بودن ها را به #اطراق دل نشاند. یاد روزگاران نه چندان دور، #کرسی و لحاف گلدوزی شده #ترمه از نگین و مروارید و گرمای دستان #مادرانه میزبان این دقایق بود و صدای رسایی که بر دیوان #حافظ فالی می زد .انگار تکرار یلدا به #روزگار امروز تلنگری ست به جای خالی عزیزانی که #حسرت جای خالیشان عجب چنگی از غم به #دل می زند و #احوالی که سخت درگیر خواستن های بوی #عطر پیرهنشان در نفس حبس نموده است. حال شب باشد و من باشم و نگاه #غزل سرای #حافظ، عشق باشد و شاخه #نبات و نرگس #شیراز .
یک فنجان چایی داغ و #قلمی که محو تماشای
شب #یلدا است و یک قدم مانده به رقص #برف تا شکفتن شکوفه ی علفزار #بهار.
#✍فروزندەـشفیعیـزرنە
۳۰ دیماه ۹۹
📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
حکایات گلستان سعدی
باب اول - حکایت ۲۲
🎙📚
«حکایات گلستان سعدی» 🍃
«باب اول» 💫
(#در_سیرت_پادشاهان)
حکایت شماره: ۲۲
(نسخه صوتی) 🎤
خوانش: #غلامعلی_امیرنوری
#سعدی_شیرازی
#گلستان
✔️ #سلام_بر_زرنه
⬇️🔻⬇️🔻⬇️
@salam_bar_zarneh
«حکایات گلستان سعدی» 🍃
«باب اول» 💫
(#در_سیرت_پادشاهان)
حکایت شماره: ۲۲
(نسخه صوتی) 🎤
خوانش: #غلامعلی_امیرنوری
#سعدی_شیرازی
#گلستان
✔️ #سلام_بر_زرنه
⬇️🔻⬇️🔻⬇️
@salam_bar_zarneh
حکایات گلستان سعدی
باب اول - حکایت ۲۴
🎙📚
«حکایات گلستان سعدی» 🍃
«باب اول» 💫
(#در_سیرت_پادشاهان)
حکایت شماره: ۲۴
(نسخه صوتی) 🎤
خوانش: #غلامعلی_امیرنوری
#سعدی_شیرازی
#گلستان
📥x #سلام_بر_زرنه x
❌ @salam_bar_zarneh
«حکایات گلستان سعدی» 🍃
«باب اول» 💫
(#در_سیرت_پادشاهان)
حکایت شماره: ۲۴
(نسخه صوتی) 🎤
خوانش: #غلامعلی_امیرنوری
#سعدی_شیرازی
#گلستان
📥x #سلام_بر_زرنه x
❌ @salam_bar_zarneh
❤1👏1🙏1👌1💯1