سلام بر زرنه Zarneh ⁃🔕
9.21K subscribers
20.6K photos
15.6K videos
551 files
14.6K links
🕹 #کانال_سلام_بر_زرنه
قدیمی ترین و جامع ترین کانال شهرستان #ایوانغرب
🚫 تاریخ تاسیس:۱۳۹۴/۱۰/۲۲

ارتباط با ما / تبلیغات
⧩⧩⧩

@salam_bar_zarneh_z

#شرایط_تبلیغات در کانال :
⧩⧩⧩
@salam_bar_zarneh0
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتم که مژده بخش دل خرم است این
مست از درم در آمد دیدم غم است این
#سایه

آواز: محمدرضا #شجریان 🎤
کنسرت تورنتو در آذر ۱۳۹۱

👈 لینک ورود به #سلام_بر_زرنه
🔻⬇️🔻
t.me/salam_bar_zarneh
‍ به نام خدا

زادروز #هوشنگ_ابتهاج ،متخلص
به #سایه.غزلسرای نامی ایران زمین خجسته باد"

با رویش تسلسل #غزل به فصل تحول، اطلسی و زنبق و بنفشه به محراب #قلم جوانه زده است. تا نگاه ادب پرور شاه بیت غزل هایت، آتش و احساس پرورد. و گل باغ دل را به یاس شعرهایت بیاویزد. در کان #قافیه پرداز نگاهت الماس غزل می روید. جویبار روشن پرداز رقص قلمت ،در بال و برگ چلچله و گندم به جریان کدامین بهار تو در پشت فصل های گمشده، آن سوترین #دشت_ارغوانی را به طراوت است. چشم هایت به #اردیبهشت می ماند تا کلک خیال انگیز، از شاخه ی مژه ات شکوفه ی تغزل بچیند.چند خوشه ی #استعاره تازه در محضر تو معطر دلدادگی ست تا به احترام نگاهت، کتیبه ی تقدس لبخند هایت را، همچون دغدغه ی صوفیان به ستایش گویند. تلنگری بر #ترانه_ات، احساس یک لحظه ی سجود ممتد را لبریز معبد صدها کرانه است تا چشم معصوم شعرهایت به وسعت بیکران آبی دل، دریا شود.
#دشت_رنگین_خیال و رقص آب، به تب تند نفس هایت، به بلندای " البرز " در قله ی شب به نگاهت ماهتاب دارد. نام تو در شعر کال من، مثل آهی ست که خود را در نفس تنگ قلم جا می کند.در کوچه باغ زلفت، نسیم آسا، عبور خیالستان به #نای_نی شکیبایی ست. تا نیستان، ترمه پوش دیروزهای غزل را به پژواک سینه بدمد. رخ رویت تفسیر آینه هاست. شیوه ی تکرار نام تو به تمام افق های باز نسبت دارد ، تا میان پریشانی درد واره ها همدردی سراغ
دل آید. اینک در #زادروز تو ازدحام اشک و دعا و عطر نامت، گل سرخ را معطر قلم است.

🔚به قلم : #شفیعی
━━━━━━━━━━━
🆘 @salam_bar_zarneh
#سلام_بر_زرنه
#بەنام‌خدا


" #رحلت‌شیخ‌اجل‌سعدی‌شیرازی"


#قلم‌کال من به وصف #ثنایت ناید.
تو که تن پوش #مخملین هر قافیه و ردیف #غزل،
به پای پیچک #بنفشه و
#نرگس‌شیراز شکفتن نامت را به هجای
کلماتی می شکفد تا #نفس
#بهارقلم به تکاپوی از تو
سرودن عاجز بماند. هوای عنبرسای #شعر در
غیبت نام تو #دلتنگی می آغازد.
#زلف‌‌اندیشه به کوتاهی حروف می نشیند
تا در #امتدادکلمات ، سایه ای باشد برای
از تو نوشتن. #نسیم مشک فشان بر #گلستان پند
و #اندرزهایت وزیدن گرفته است.
لطف سخن در#بوستان ، رهاورد واژگانی ست تا زبان پارسی به وجد #قلم رسایت
به جوشش #مکتوب ریشه در نگاه نگار خانه ی #آریایی بودن و
زیستن به #مراددل رساند.گاهی از همه
#دل بریدن و در عظمت #کتابت مضامین
#فرح‌بخش تو غرق شدن عالمی دارد.
برگ و باد #عطر حضورت را به #بهارنارنج گلستان
می پراکند تا میوه ی #دانش از باغ بوستانت به #دشت سینه ها به بار نشیند.
#بلاغت و شیوایی سخنانت گل #یاس بر دل می کارد،تا بر #التهاب بلور #باغ نگاهت،تب
#شعر شرر زند، کلامت موجی از اشارت
به نشانی جان #جانان آبشار شیوایی و بلاغت می نشاند تا
دلدادگی به #ساحل نیک اندیشی
به #طراوت قصه ها برد، #شفق پهلو گرفته است به سردی شب نگاهت، #رمق آن
نگاه #فریبایی ات به فصل جدایی #سایه می افکند
و شب بر پلک چشمان #سعدی، مه ای از ماتم گرفته است .اینک در #واپسین لحظات عمرت، بیکران تا #بیکران اندوه به بار نشسته است.
#نبوغ نامکشوفی را به وادعی #تلاوت است که #قلم پر بارش توامان تفکراست ،رخ به #نقاب خاک از حضورش #لحد را به تراوش ماوای دلچسپ می نشیند.
نام #خداوندگارقلم، نه در سکوت شباهنگام به فراموشی سپرده می شود و نه در #ازدحام روزگاران.#سعدی سندی ست معتبر و ماندگار، تا آنگاه که هر #دفتر از #بوستانش ورق خورد ،
#اشعار و اندیشه اش بر ذهن ها شکوفه ی از #دانش غنچه می دمد و هرگاه بر باغ #گلستانش پنجره ای از پند و اندرز گشوده شود #باران ترنم بر #دشت سینه ها باریدن می گیرد. چه #خوش‌سعادتی ست آنان که خو گرفته با آثار #سعدی بر #تلالو نگاهشان ، به زلف #غزل بار اندیشه ، #کهکشان دلبریش را می نگرند.

#فروزندە‌شفیعی‌زرنە

۲۷ مرداد ماه ۹۹

📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
@sedayeshajarian
shajarian_kucheh sare shab_dashti
تصنیف " کوچه سارِ شب " با صدای محمدرضا #شجریان
آهنگ : #محمدرضا_لطفی
تنظیم برای ارکستر : #فریدون_شهبازیان
شعر : #هوشنگ_ابتهاج ( #سایه )
مقام : #دشتی

📢…… #سلام_بر_زرنه
»» @salam_bar_zarneh


به نام خدا


🔻#هشتم‌مارس‌بەقلم‌نویسندەی #زن ایوانی

من یک زنم. #بغض_های خیس مرا باور کن، این #باران نیست که می بارد، صدای خسته ی #قلب توست که از چشمان #آسمان بیرون می ریزد. مهر ورزی در ذات #بهاری تو می روید تا آتش #عطش دل خسته را فرو بنشاند، همواره تشنگی تو را به #دریا می رساند تا کاسه ی نیاز از #مهربانی چشمان دل را پُر کنی، روزی که دل تو می شکند #جام دل من خون می شود. اما دوباره با #ناز نگاهی و نوازش لبخندی رام آبشار #عاطفه بر پایین دشت قلب ها می شوی، عاشقانه ها بر دفتر شعر و #غزل را ترانه ای، بذر غصه ها که اشک بر #چشمانت می نشاند بر همه ی زندگی #سایه می اندازد. بزرگوارانه راز می پوشانی تا چشم #حقیقت بین را بنگری.شب از آغوش #گل بالین و بستر تو شبنم را به سحرگاهان دیده تر می کند، #نگاه گرم جانان، بال پرواز #عشق را به سوی آسمان می گشایی. قطره های #اشک تو که از چشمان سیه وش فرو می غلتد، #سحر را به خورشید دل ناکام، چون #صبح در آغوش گل به شبنم می نشاند. صبحگاهان آن هنگام که #طلیعه ی طلوع_طلعت تو بر #افق گونه هایت می تابد، اولین #تابش فروزنده ی دیدگانت #شبنم خواب می چیند تا آسمان #صداقت آبی ات را در آینه ی صبح بیند. از گریبان تو #صبح صادق پر می گشاید، تو چنان شبنم پاک سحری بر #بهار گل ها، بهاران وامدار #زیبایی نگاه فریبای توست،
شکوفه ها گل #امید رویا را به رویت می نشانند. غنچه از فرط #ادب پیش تو لب می بندد، دل به #تمشک بوسه ی لب های عنابی ات، نفس #شاعرانه را به گلخنده های خنده ات، شکوفه باران #عشق می شکفد. نفس غریب شبانه ات در لالایی پهلو گرفته ی گهواره، همچون بهاری ست که آن سوی پنجره، #زلال ترین شعر را به پژواک می دمد. باغ #لالەگون آغوش تو، #اهورایی ست از قصه های دور و دراز مادرانه.
تو ای #زن - زن سالهای دور و دراز و سخت مادرانگی و #آزادگی- بهانه ای شده ای تا قلم، دردواره های شمای #رنج کشیده را به صحیفه ی دل بنگارد، در گستره ی هستی #آزادگی گرامی داشته می شوی، بی آنکه تو را به #فکر و عقیده و #نژاد بنگرند. تو قابل گرامی داشتی، نگریستن بر پیرامون حق #زن(تو) که فراتر از اندیشه های #تحجر گرایانه ای، حقوقی برابر با مرد در راستای رنج #زندگی دارید. این روز، اجحاف در حق #زنان کارگر نساجی کارخانه ی پوشاک که وضعیت اسفناک رنج های بیشمار #کارگران زن در #قبال دستمزدی ناچیز بود، این روز #اعتصاب_زنان کارگر مبنی بر نارضایتی و اعلام انزجار بود. #همبستگی و اتحاد علیه تبعیض، محرومیت، فشار کار و #حقوق کم اعتراضات را شعله ورتر کرد تا سنگدلی #مدیر کارخانه در محبوس کردن #کارگران و به آتش کشیدن آنها، پایان این #تراژدی غمبار باشد.
#کلارازتکین از مدافعان #حقوق_زنان در آلمان به سال" ۱۸۵۷، تا ۱۹۳۳"خواسته ای برای مبارزه ی #زنان در آلمان مبنی بر هشت ساعت کار در روز، تعطیلات ویژه در ایام بخصوص و سایر #حقوق، طبق #قانون تقاضا کرد. جا دارد در این برهه از زمان به #اندیشمندی و تفکر بی بدیل این #زن و #زن های دیگر در این عرصه به دیده ی #احترام نگریست.
#زن موجودی #ظریف و در حین حال لبریز از حس #عاطفه هاست.جای او در #مطبخ نمی گنجد، او قلبی به سپیدی #مانشت و تفکری بکر به بلندای قله ی #البرز در دشت سینه ی #فروزان دارد. جای بسی تاسف، که برخی
کوته_فکران، #زن را در حیطه ی بردگی اندیشه ی کال خود می پندارند.

#فروزندە‌ـ‌شفیعی‌ـ‌زرنە

۱۸ اسفند ماه ۹۹

🕪…… #سلام_بر_زرنه
»» @salam_bar_zarneh
@mahmoud_mahmoudi_khansari
محمود محمودی خوانساری
#گلهای_تازه 🎼

«گریه لیلی»

برنامه شماره: 130

مایه: #دشتی

آهنگ: #اسد_الله_ملک
تنطیم: #جواد_معروفی

آواز: محمود محمودی خوانساری
ویلن: #اسدالله_ملک
تار: #فرهنگ_شریف
تنبک: #امیرناصر_افتتاح

اشعار متن برنامه: #سایه
غزل آواز: #سایه
مطلع آواز: (چشم گریان تو نازم، حال دیگرگون ببین.. .)

گوینده: #فخری_نیکزاد
صدابردار: #محمد_جهانفرد، #حسین_محبی

✔️ #سلام_بر_زرنه
⬇️🔻⬇️🔻⬇️
@salam_bar_zarneh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خواننده: #محمود_محمودی_خوانساری
#تار #فرهنگ_شریف
#آوازدشتی

#هوشنگ_ابتهاج
#سایه
بگذر شبی به خلوت این همنشین درد
تا شرح آن دهم که غمت با دلم چه کرد
خون می‌رود نهفته از این زخم اندرون
ماندم خموش و آه، که فریاد داشت، درد

✔️ #سلام_بر_زرنه
⬇️🔻⬇️🔻⬇️
@salam_bar_zarneh
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔻طنز جذاب و پراز نشاط گروه هنری #سایه

موضوع #وعده های_خیالی
توقعات بیش ازحد
دختران وقت ازدواج😍😂

🎭🤠🎤 #صیدفاضل_خانی
#سجاد: مهدیان و #صبا_بهارپور

🌐 x #سلام_بر_زرنه x
@salam_bar_zarneh
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🩲خداحافظی با شکوه با پیکر #سایه
🍫همخوانی مردم با سرود ماندگار هوشنگ ابتهاج در مراسم تشییع اش

ایران، ای سرای امید...

📥x #سلام_بر_زرنه x
@salam_bar_zarneh