سلام بر زرنه Zarneh ⁃🔕
9.2K subscribers
20.6K photos
15.6K videos
551 files
14.6K links
🕹 #کانال_سلام_بر_زرنه
قدیمی ترین و جامع ترین کانال شهرستان #ایوانغرب
🚫 تاریخ تاسیس:۱۳۹۴/۱۰/۲۲

ارتباط با ما / تبلیغات
⧩⧩⧩

@salam_bar_zarneh_z

#شرایط_تبلیغات در کانال :
⧩⧩⧩
@salam_bar_zarneh0
Download Telegram
goo.gl/U6KjfF

💥هشتم مارس به قلم نویسنده ی #مهربانوی کلهری

من یک #زنم. #بغض_های خیس مرا باور کن، این باران نیست که می بارد، صدای خسته ی قلب توست💗 که از چشمان آسمان بیرون می ریزد. مهر ورزی در ذات بهاری تو می روید تا آتش عطش دل خسته را فرو بنشاند، همواره تشنگی تو را به دریا می رساند تا کاسه ی نیاز از #مهربانی چشمان دل را پر کنی، روزی که دل تو می شکند 💔جام دل من خون می شود. اما دوباره با ناز نگاهی و نوازش لبخندی #رام آبشار عاطفه بر پایین دشت قلب ها می شوی، عاشقانه ها بر دفتر شعر و غزل را ترانه ای، بذر غصه ها که اشک بر چشمانت می نشاند بر همه ی زندگی سایه می اندازد. بزرگوارانه راز می پوشانی تا چشم حقیقت بین را بنگری.شب از آغوش گل بالین و بستر تو شبنم را به سحرگاهان دیده تر می کند، نگاه گرم جانان، بال #پروازعشق ♥️به سوی آسمان می گشایی. قطره های اشک تو که از چشمان سیه وش فرو می غلتد، سحر را به خورشید دل ناکام، چون صبح در آغوش گل به شبنم می نشاند. صبحگاهان آن هنگام که طلیعه ی #طلوع_طلعت تو بر افق گونه هایت می تابد، اولین تابش #فروزنده ی دیدگان شبنم، خواب می چیند تا آسمان، صداقت آبی ات را در آینه ی صبح بیند. از گریبان تو صبح صادق پر می گشاید، تو چنان شبنم پاک سحری بر بهار گل ها، بهاران وامدار زیبایی نگاه فریبای توست،🌸🌸
شکوفه های گل امید رویا را به رویت می نشانند. غنچه از فرط ادب پیش تو لب می بندد، دل به تمشک بوسه ی لب های عنابی ات، نفس شاعرانه را به گلخنده های خنده ات، شکوفه باران عشق می کند. نفس غریب شبانه ات در لالایی پهلو گرفته ی گهواره، همچون بهاری ست که آن سوی پنجره، زلال ترین شعر را به پژواک می دمد. باغ لاله گون آغوش تو، اهورایی ست از قصه های دور و دراز مادرانه.
😍تو ای زن - زن سالهای دور و دراز و سخت #مادرانگی و #آزادگی- بهانه ای شده ای تا قلم، دردواره های شمای رنج کشیده را به صحیفه ی دل بنگارد، در گستره ی هستی آزادگی گرامی داشته می شوی، بی آنکه تو را به فکر و عقیده و نژاد بنگرند. تو قابل گرامی داشتی، نگریستن بر پیرامون حق زن(تو) که فراتر از اندیشه های تحجر گرایانه ای، حقوقی برابر با مرد در راستای رنج زندگی دارید. این روز، اجحاف در حق زنان کارگر نساجی کارخانه ی پوشاک که وضعیت اسفناک رنج های بیشمار کارگران زن در قبال دستمزدی ناچیز بود، این روز #اعتصاب_زنان کارگر مبنی بر نارضایتی و اعلام انزجار بود. همبستگی و #اتحاد علیه تبعیض، محرومیت، فشار کار و حقوق کم اعتراضات را شعله ورتر کرد تا سنگدلی مدیر کارخانه در محبوس کردن کارگران و به آتش کشیدن آنها، پایان این تراژدی غمبار باشد.
#کلارازتکین از مدافعان #حقوق_زنان در آلمان به سال" ۱۸۵۷، تا ۱۹۳۳"خواسته ای برای مبارزه ی زنان در آلمان مبنی بر هشت ساعت کار در روز، تعطیلات ویژه در ایام بخصوص و سایر حقوق، طبق قانون تقاضا کرد. جا دارد در این برهه از زمان به #اندیشمندی و تفکر بی بدیل این زن و زن های دیگر در این عرصه به دیده ی احترام نگریست.
🧕زن موجودی ظریف و در حین حال لبریز از حس عاطفه هاست.جای او در #مطبخ نمی گنجد، او قلبی به سپیدی #مانشت و تفکری بکر به بلندای قله ی #البرز در دشت سینه ی فروزان دارد. جای بسی تاسف، که برخی
#کوته_فکران، زن را در حیطه ی #بردگی اندیشه ی کال خود می پندارند

بقلم #مهربانو شفیعی
کلسوند کلهر

👈 لینک ورود به #سلام_بر_زرنه
🔻⬇️🔻
t.me/salam_bar_zarneh
#بەنام‌خدا


از سر زلف #غزل ، گلخوشه ی #دل می بارد.
آوای #حزن‌برانگیز بی‌کسی اوج می گیرد تا همپای
رهانیدن از تن و جان ، خیال #ثارالله را به عمق دشت #نینوا به چشم کاروان بجوشد. چشم هایی که بی گمان #اندوەکویر و آه و آتش
پشت پلک ها به #فصل‌ماتم می پندارد. نگاه #قمربنی‌هاشم کنار پرچین و نیزار #فرات، به چشمان فریبایی اش می روید
تا آواز پریشانی عطش را به #تصویرآینەها برد.
بارش گیسوی #شقایق آغشته به آبشار
شانه هایت ، #مشک را به گویایی لب عطشان تفسیر دل هاست. #نگاەلیلا کدامین سو را می نگرد تا زیبایی بی مثال #یوسف‌ثانی را به #جمال‌جدش تداعی کند. زمزمه ی #سکوت‌رباب در حنجره ی تشنه #علی‌اصغر سکوت #گهواره را به لا لایی گلوی زخمی آه قصیده است
تا #عطرآغوش شش ماهه در دامن پدر
را #یاهو گوید.حجم اندوه به بغض سینه ی #قمربنی‌هاشم، تشنگی را به دلگیری
#گلوی‌عطشان کودکان برادر، چتری از
نیزه بر #فرات به رویت نگاهش می بارد. نسیم آه بر
#خیمەها وزیدن گرفته است تا سرخی
#شقایق لب عطشناک بر بید دل مجنون #زینب را در کناره ی #شفق علقمه برویاند. .تصویر کربلا به شاه بیت تلفظ واژه ها، زبان #قلم به ابعاد بی نهایت
#آزادگی می سراید، فرقت روزهایی را به نشانه است تا فرداهای تهی از #کاروانی
را ترسیم کند که #ماەوخورشید و هفتاد دو ستاره در غروب #نینوا شرحی از حقانیت را برای همیشه دوران به جوهر
#قلم تفسیر نماید.

به قلم : #فروزندە‌شفیعی‌زرنە

۳۱ مردادماه ۹۹

📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
#بەنام‌خدا


#اربعین سرآغاز آزادگی ست به
رها شدن در غلظت #عاطفگی.
تکرار نامت، ُرنش را به لب
#ذاکر می نشاند ، کوتاه تر
از مسیر آه دلشدگانت به #افق
#اندوه ،این باران گونه های
کیست ؟ که بر #ارغوان پیرهنت
شانه ها را به #رمق دل شکسته
می خواهد.سر بر شانه نهادن
عمق ماجرای #بی‌کسی کیست؟
تا در سایه ی #امید نگاهت، #روزنه
ی امید ، بر #آبشار زلفانت پریشان
کند.#شهد لب #عطشان بهر طلب
آب ، تیر سه شعبه ی #حرمله را به
تماشاست تا گلوی نازک علی اصغر
#شقایقش به بار نشیند.بوسه گاه
لبان #پدر، گلوی نو باوه ایی ست
که لالایی #گهواره به حنجره ی #رباب
#سمفونی حُزن را می سراید. تب تند
شعله ی آغوش #لیلا ، به کدامین تمنای
گیسوان رها شده ی #علی‌اکبر، بر خاک
#نینوا زانو زده است.رویت پریشان
#سکینه ،گوشواره ی به یغما
رفته، چشمان #عباس را به غیرت کدامین
تیر وترکش، کناره #علقمه
فرود آه می نشاند. مفهوم #تعدی در ملامت لحظات ممتد #کویر و عطش
به دشت گونه های #رقیه، دستان #عباس
را به تسلای #دل پروانه می خواهد.
#تصویر مه گرفته ی بوی نامرادی به
مراد دل #قاسم ، نفس جاودانگی
، پشت شفق
غروب #نینوا همچون #فانوس می سوزد.
باغ لاله ها #کویر نگاه معکوس را به چشمانی می بارد تاپیله ی اندوه دل #ثارالله به نمناکی چشمان #لیلا بکارد. #آزادگی تقدس بی مثالی ست
که به ردای خلعت #امام‌شهیدان ، #آراستگی می آراید. رهاوردی #ناب
که به رویش شقایق #خون‌حسین " ع"
#جهان را با هر دین و مسلکی به #تحُیر
وا می دارد.

#فروزندە‌ـ‌شفیعی‌ـ‌زرنە

۱۷ مهرماه ۹۹

@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه
به نام خدا


" #زاد‌‌‌روز‌کوروش‌کبیر" #ذوالقرنین"

#عطر کلامت بر قامت #قلم می پیچد.
نفس کلمات ، به #نافەی‌خُتن در حوالی #آداب ،از ظهور
نطق زیبایت ، ُشک‌افشان واژه هاست.
شراب ناب دستان #خیام به گفتار
دلپذیرت آیتی ست بهر جان جانان،
ره #پویگان‌حقیقی، رمز #جاودان نامت.را
به #تقدس واژه ها می برند تا #آواز‌دلنشین
چکامه ی لطافت #سخن را چشیده باشند.
#تندیس مقبره ی_#دلگشایت، جولانگاه دل رمیده ی #آزادگی و آزاد اندیشی به #منشور " #گفتارنیک ، #کردار‌نیک، #پندارنیک، مقوله ای ست فراتر از #افق‌های روشنی که اندیشه ی #بکر و بدیع به " #کوروش‌کبیر" نسبت مختص است. #قلم به وصف نشست #سازمان‌ملل ، گویش طراوت
خوب اندیشیدن #داراب قرن ها به خود می بالد و شور و #شعف به اقتدای #ایران‌ـزمین نشانه از #نبوغ جغرافیایی ست که مرزها را #درنوردیده است.گفتمان زیبا و نغز #کوروش، نقش جهان را به #سرای‌اندیشه به افق های باز نسبت است. #رادمردی که هجای تفکرش به تنویر ، چلیپای #غزل گشوده به مرات #دل در آتیه ی درخشان #آینەها رنگ #شادی می زید. محتوی تفکری که #خودکامگی را رد می پندارد تا فلسفه ی رها شدن در #لطف سخن به
تلفظ #مهربانی چیدمان ذهن گردد.
تاب بنفشه ی الفاظ #حکیمانەاش ،
چکامه ایی بر #شاخسارگلشن سایه هاست .
هما گستر #صبحدم به #جمشید افلاکی، جام #خورشید نگاه دوراندیشش، در هوای درگاهش #بادصبوحی می نوشاند.

فرخنده نظری که #آب‌زندگانی به چمن اندیشه اش، #صبح گره گشای را به کوی
#دلبری ،نفس خوشبوی خاک آستان اوست. آنگاه
دمی به #گلزار_ذهنش بگذری، هر حلقه اش بر انگیخته ی موج #آیندەنگر به هر گوشه ی چشمی #سحر می آفریند.

بوی #مشکسای طرەی جانان میان پریشانی احوال، #اعتباری‌مطلق است
مقابله با‌##عشق هیچ اختیاری از #خویش ندارد.


#‌فروزندە‌ـ‌شفیعی‌ـ‌‌زرنە

۷ آبانماه ۹۹

━━━━━💫
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه


به نام خدا


🔻#هشتم‌مارس‌بەقلم‌نویسندەی #زن ایوانی

من یک زنم. #بغض_های خیس مرا باور کن، این #باران نیست که می بارد، صدای خسته ی #قلب توست که از چشمان #آسمان بیرون می ریزد. مهر ورزی در ذات #بهاری تو می روید تا آتش #عطش دل خسته را فرو بنشاند، همواره تشنگی تو را به #دریا می رساند تا کاسه ی نیاز از #مهربانی چشمان دل را پُر کنی، روزی که دل تو می شکند #جام دل من خون می شود. اما دوباره با #ناز نگاهی و نوازش لبخندی رام آبشار #عاطفه بر پایین دشت قلب ها می شوی، عاشقانه ها بر دفتر شعر و #غزل را ترانه ای، بذر غصه ها که اشک بر #چشمانت می نشاند بر همه ی زندگی #سایه می اندازد. بزرگوارانه راز می پوشانی تا چشم #حقیقت بین را بنگری.شب از آغوش #گل بالین و بستر تو شبنم را به سحرگاهان دیده تر می کند، #نگاه گرم جانان، بال پرواز #عشق را به سوی آسمان می گشایی. قطره های #اشک تو که از چشمان سیه وش فرو می غلتد، #سحر را به خورشید دل ناکام، چون #صبح در آغوش گل به شبنم می نشاند. صبحگاهان آن هنگام که #طلیعه ی طلوع_طلعت تو بر #افق گونه هایت می تابد، اولین #تابش فروزنده ی دیدگانت #شبنم خواب می چیند تا آسمان #صداقت آبی ات را در آینه ی صبح بیند. از گریبان تو #صبح صادق پر می گشاید، تو چنان شبنم پاک سحری بر #بهار گل ها، بهاران وامدار #زیبایی نگاه فریبای توست،
شکوفه ها گل #امید رویا را به رویت می نشانند. غنچه از فرط #ادب پیش تو لب می بندد، دل به #تمشک بوسه ی لب های عنابی ات، نفس #شاعرانه را به گلخنده های خنده ات، شکوفه باران #عشق می شکفد. نفس غریب شبانه ات در لالایی پهلو گرفته ی گهواره، همچون بهاری ست که آن سوی پنجره، #زلال ترین شعر را به پژواک می دمد. باغ #لالەگون آغوش تو، #اهورایی ست از قصه های دور و دراز مادرانه.
تو ای #زن - زن سالهای دور و دراز و سخت مادرانگی و #آزادگی- بهانه ای شده ای تا قلم، دردواره های شمای #رنج کشیده را به صحیفه ی دل بنگارد، در گستره ی هستی #آزادگی گرامی داشته می شوی، بی آنکه تو را به #فکر و عقیده و #نژاد بنگرند. تو قابل گرامی داشتی، نگریستن بر پیرامون حق #زن(تو) که فراتر از اندیشه های #تحجر گرایانه ای، حقوقی برابر با مرد در راستای رنج #زندگی دارید. این روز، اجحاف در حق #زنان کارگر نساجی کارخانه ی پوشاک که وضعیت اسفناک رنج های بیشمار #کارگران زن در #قبال دستمزدی ناچیز بود، این روز #اعتصاب_زنان کارگر مبنی بر نارضایتی و اعلام انزجار بود. #همبستگی و اتحاد علیه تبعیض، محرومیت، فشار کار و #حقوق کم اعتراضات را شعله ورتر کرد تا سنگدلی #مدیر کارخانه در محبوس کردن #کارگران و به آتش کشیدن آنها، پایان این #تراژدی غمبار باشد.
#کلارازتکین از مدافعان #حقوق_زنان در آلمان به سال" ۱۸۵۷، تا ۱۹۳۳"خواسته ای برای مبارزه ی #زنان در آلمان مبنی بر هشت ساعت کار در روز، تعطیلات ویژه در ایام بخصوص و سایر #حقوق، طبق #قانون تقاضا کرد. جا دارد در این برهه از زمان به #اندیشمندی و تفکر بی بدیل این #زن و #زن های دیگر در این عرصه به دیده ی #احترام نگریست.
#زن موجودی #ظریف و در حین حال لبریز از حس #عاطفه هاست.جای او در #مطبخ نمی گنجد، او قلبی به سپیدی #مانشت و تفکری بکر به بلندای قله ی #البرز در دشت سینه ی #فروزان دارد. جای بسی تاسف، که برخی
کوته_فکران، #زن را در حیطه ی بردگی اندیشه ی کال خود می پندارند.

#فروزندە‌ـ‌شفیعی‌ـ‌زرنە

۱۸ اسفند ماه ۹۹

🕪…… #سلام_بر_زرنه
»» @salam_bar_zarneh