#بەنامخدا
گفته بودی چرا #محو تماشای منی/ آن چنان #مات ، که حتی #مژه بر هم بزنی/
#مژه بر هم نزنم تا که ز #دستم
نرود/ #نازچشم تو، به قدر #مژه بر هم زدنی/
"#فریدونمشیری"
#بەمناسبتزادروزاستاد(#فریدونمشیری)
#باغ صد خاطره ات خندید، و #عطر صد #خاطره پیچید. در نهانخانه #جان گل یاد تو درخشید، واژگان از #قلم زرین و فصیح. به نرمی #باران بر صبح تابناک #اهورایی ات بر دفتر و #دیوان چکیده ، ورق خورد. نه #بهار با هیچ #اردیبهشتی، نه #تابستان با هیچ شهریوری و نه #زمستان با هیچ #اسفندی، اندازه ی #پاییز به مذاق شعرهایت خوش نمی آید. #پاییز مهری دارد که بر دل هر #رهگذری می نشیند تا بغض پنهان در گلو مانده را به رسم ادب به بهانه ی رفتنت، آراسته ی #غم کند. تنهایی درون #شاخه ی خشکیده ی نگاهی ست تا #گل چشمان شعرهایت تو را بجوید. جان #بهار عمر، بر خرمنی از برگ و بار #کرامت تو را به تصویر #آیینەها، ترسیم #افتخار دیگری بود تا #انعکاس نام تو به اندیشه ی ناب، #اقتدار واژه های #قلمت را به یاد لب هایی ببرد که رموز قالب تلطیف #آبشار قافیه را به بلندای ادیبانه #نجوا کنند. از #قلمت طراوت سپیده فلق می بارد چونان شقایقی که با #عطر جان افزا ، به رنگ دلپذیر، بیداری #بهار کلمات، آن سوی لحظه ها از #خوابکویری بگذرد. جایی میان سطرها، #قلمدل تنگ می شود تا عطش افتاده در باغ #گلیاس بر گلوی بغض #احساس، شمیم پیچیده #عطر کلید #سحر شعرهایت را به #الفاظ گم شده وا کند.
✍#فروزندەـشفیعی
۳۰ شهریور ماه ۹۹
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
گفته بودی چرا #محو تماشای منی/ آن چنان #مات ، که حتی #مژه بر هم بزنی/
#مژه بر هم نزنم تا که ز #دستم
نرود/ #نازچشم تو، به قدر #مژه بر هم زدنی/
"#فریدونمشیری"
#بەمناسبتزادروزاستاد(#فریدونمشیری)
#باغ صد خاطره ات خندید، و #عطر صد #خاطره پیچید. در نهانخانه #جان گل یاد تو درخشید، واژگان از #قلم زرین و فصیح. به نرمی #باران بر صبح تابناک #اهورایی ات بر دفتر و #دیوان چکیده ، ورق خورد. نه #بهار با هیچ #اردیبهشتی، نه #تابستان با هیچ شهریوری و نه #زمستان با هیچ #اسفندی، اندازه ی #پاییز به مذاق شعرهایت خوش نمی آید. #پاییز مهری دارد که بر دل هر #رهگذری می نشیند تا بغض پنهان در گلو مانده را به رسم ادب به بهانه ی رفتنت، آراسته ی #غم کند. تنهایی درون #شاخه ی خشکیده ی نگاهی ست تا #گل چشمان شعرهایت تو را بجوید. جان #بهار عمر، بر خرمنی از برگ و بار #کرامت تو را به تصویر #آیینەها، ترسیم #افتخار دیگری بود تا #انعکاس نام تو به اندیشه ی ناب، #اقتدار واژه های #قلمت را به یاد لب هایی ببرد که رموز قالب تلطیف #آبشار قافیه را به بلندای ادیبانه #نجوا کنند. از #قلمت طراوت سپیده فلق می بارد چونان شقایقی که با #عطر جان افزا ، به رنگ دلپذیر، بیداری #بهار کلمات، آن سوی لحظه ها از #خوابکویری بگذرد. جایی میان سطرها، #قلمدل تنگ می شود تا عطش افتاده در باغ #گلیاس بر گلوی بغض #احساس، شمیم پیچیده #عطر کلید #سحر شعرهایت را به #الفاظ گم شده وا کند.
✍#فروزندەـشفیعی
۳۰ شهریور ماه ۹۹
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
#بەنامخدا
#اربعین سرآغاز آزادگی ست به
رها شدن در غلظت #عاطفگی.
تکرار نامت، #کُرنش را به لب
#ذاکر می نشاند ، کوتاه تر
از مسیر آه دلشدگانت به #افق
#اندوه ،این باران گونه های
کیست ؟ که بر #ارغوان پیرهنت
شانه ها را به #رمق دل شکسته
می خواهد.سر بر شانه نهادن
عمق ماجرای #بیکسی کیست؟
تا در سایه ی #امید نگاهت، #روزنه
ی امید ، بر #آبشار زلفانت پریشان
کند.#شهد لب #عطشان بهر طلب
آب ، تیر سه شعبه ی #حرمله را به
تماشاست تا گلوی نازک علی اصغر
#شقایقش به بار نشیند.بوسه گاه
لبان #پدر، گلوی نو باوه ایی ست
که لالایی #گهواره به حنجره ی #رباب
#سمفونی حُزن را می سراید. تب تند
شعله ی آغوش #لیلا ، به کدامین تمنای
گیسوان رها شده ی #علیاکبر، بر خاک
#نینوا زانو زده است.رویت پریشان
#سکینه ،گوشواره ی به یغما
رفته، چشمان #عباس را به غیرت کدامین
تیر وترکش، کناره #علقمه
فرود آه می نشاند. مفهوم #تعدی در ملامت لحظات ممتد #کویر و عطش
به دشت گونه های #رقیه، دستان #عباس
را به تسلای #دل پروانه می خواهد.
#تصویر مه گرفته ی بوی نامرادی به
مراد دل #قاسم ، نفس جاودانگی
، پشت شفق
غروب #نینوا همچون #فانوس می سوزد.
باغ لاله ها #کویر نگاه معکوس را به چشمانی می بارد تاپیله ی اندوه دل #ثارالله به نمناکی چشمان #لیلا بکارد. #آزادگی تقدس بی مثالی ست
که به ردای خلعت #امامشهیدان ، #آراستگی می آراید. رهاوردی #ناب
که به رویش شقایق #خونحسین " ع"
#جهان را با هر دین و مسلکی به #تحُیر
وا می دارد.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۱۷ مهرماه ۹۹
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
#اربعین سرآغاز آزادگی ست به
رها شدن در غلظت #عاطفگی.
تکرار نامت، #کُرنش را به لب
#ذاکر می نشاند ، کوتاه تر
از مسیر آه دلشدگانت به #افق
#اندوه ،این باران گونه های
کیست ؟ که بر #ارغوان پیرهنت
شانه ها را به #رمق دل شکسته
می خواهد.سر بر شانه نهادن
عمق ماجرای #بیکسی کیست؟
تا در سایه ی #امید نگاهت، #روزنه
ی امید ، بر #آبشار زلفانت پریشان
کند.#شهد لب #عطشان بهر طلب
آب ، تیر سه شعبه ی #حرمله را به
تماشاست تا گلوی نازک علی اصغر
#شقایقش به بار نشیند.بوسه گاه
لبان #پدر، گلوی نو باوه ایی ست
که لالایی #گهواره به حنجره ی #رباب
#سمفونی حُزن را می سراید. تب تند
شعله ی آغوش #لیلا ، به کدامین تمنای
گیسوان رها شده ی #علیاکبر، بر خاک
#نینوا زانو زده است.رویت پریشان
#سکینه ،گوشواره ی به یغما
رفته، چشمان #عباس را به غیرت کدامین
تیر وترکش، کناره #علقمه
فرود آه می نشاند. مفهوم #تعدی در ملامت لحظات ممتد #کویر و عطش
به دشت گونه های #رقیه، دستان #عباس
را به تسلای #دل پروانه می خواهد.
#تصویر مه گرفته ی بوی نامرادی به
مراد دل #قاسم ، نفس جاودانگی
، پشت شفق
غروب #نینوا همچون #فانوس می سوزد.
باغ لاله ها #کویر نگاه معکوس را به چشمانی می بارد تاپیله ی اندوه دل #ثارالله به نمناکی چشمان #لیلا بکارد. #آزادگی تقدس بی مثالی ست
که به ردای خلعت #امامشهیدان ، #آراستگی می آراید. رهاوردی #ناب
که به رویش شقایق #خونحسین " ع"
#جهان را با هر دین و مسلکی به #تحُیر
وا می دارد.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۱۷ مهرماه ۹۹
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
#بەنامخدا
#تقدیمبهـمهدیـموعود
#بهارنارنج #اردیبهشت به #فصل پیرهنت، گرمسیرات #دل را در سایه ی #نگاەخورشید وش تو می شکفد. نسبت به #تشعشع نگاه_دلفریبت، #تلالودریا حقیر می ماند. باران گیسوان #غزل، بر شانه های بی رمق #انتظار، #آبشار مداوم التماس بر #دشت قلب هاست. #سهراب "اخم هایش به دست تو باز می شود تا " #گردآفرید" #خندەی بی نظیر بر لب گلخنده های شعر #فردوسی بگشاید. به روشندلی #غزل مشفق رویت #چهره جان می بیند. #آفتاب آینه ی #تابان، از #مشرق لاهوت، #تمنایرخسار یوسفی ات به سطح نگاه #فروزنده ترسیم #عشق است. نام تو میان لبخند ها، چهره ی عبوس و تکیده را به #مهمانی خنده ها می کشاند. آغاز نامت #جاودانگی را به اوج #آرزوست. در حوصله ی #شعرهایم بمان، یک روز #دل به دل طوفانی ام بده ، تا #امواج خروشان #غزلوارەها ، برایت حکایت روزهای سخت و تنهایی به صمیمیت ا#نتظار برد. این #چراغ یاد توست که همچون #نگین چشم #قلم، لعل فروزان به کلبه ی #احزان دل، آویز #دلدادگی ست. شب #شعر سرشار از شرح حلقه نشین در حلقه ی $#وصف توست تا رنگین کمان #باران به سکوت خانه ی #دل بشکند. در کوچه های #آواز خوان #باران، زمین #ذهن تشنه و خاموش، هر لحظه فرصت شکفتن خاک #شقایق است. رخسار #یوسف ثانی، به بزم #عاشقان دلبریست. واژه های رنگ افتاده با #مزین نامت، طلب و اشتیاق به #زهد و #تواضع ، رونق شاد کامی ست. #قافیه بند #غزل جز #عشق نام تو نیست. #شعر با زینت نامت شکوفا می شود. تا #عسل آویخته به هر ردیف و قافیه، طعم شیرین #عسل گون انتظار این گونه معنا شود. #همایسلطنت ، باور تسخیر تاج و تخت به هوای پیراهن #کنعانی، زلیخا را به رقص نسیم گیسوان #تقدیر به گیسوی #غزل ، گره ی #ترنم است. تا تصویر ملیح تو به نگاه دستان بریده نارنج و ترنج اوج #ثریا به تصویر #ماه دل افروز کشاند.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۴ آبانماه ۹۹
━━━━━💫━
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
#تقدیمبهـمهدیـموعود
#بهارنارنج #اردیبهشت به #فصل پیرهنت، گرمسیرات #دل را در سایه ی #نگاەخورشید وش تو می شکفد. نسبت به #تشعشع نگاه_دلفریبت، #تلالودریا حقیر می ماند. باران گیسوان #غزل، بر شانه های بی رمق #انتظار، #آبشار مداوم التماس بر #دشت قلب هاست. #سهراب "اخم هایش به دست تو باز می شود تا " #گردآفرید" #خندەی بی نظیر بر لب گلخنده های شعر #فردوسی بگشاید. به روشندلی #غزل مشفق رویت #چهره جان می بیند. #آفتاب آینه ی #تابان، از #مشرق لاهوت، #تمنایرخسار یوسفی ات به سطح نگاه #فروزنده ترسیم #عشق است. نام تو میان لبخند ها، چهره ی عبوس و تکیده را به #مهمانی خنده ها می کشاند. آغاز نامت #جاودانگی را به اوج #آرزوست. در حوصله ی #شعرهایم بمان، یک روز #دل به دل طوفانی ام بده ، تا #امواج خروشان #غزلوارەها ، برایت حکایت روزهای سخت و تنهایی به صمیمیت ا#نتظار برد. این #چراغ یاد توست که همچون #نگین چشم #قلم، لعل فروزان به کلبه ی #احزان دل، آویز #دلدادگی ست. شب #شعر سرشار از شرح حلقه نشین در حلقه ی $#وصف توست تا رنگین کمان #باران به سکوت خانه ی #دل بشکند. در کوچه های #آواز خوان #باران، زمین #ذهن تشنه و خاموش، هر لحظه فرصت شکفتن خاک #شقایق است. رخسار #یوسف ثانی، به بزم #عاشقان دلبریست. واژه های رنگ افتاده با #مزین نامت، طلب و اشتیاق به #زهد و #تواضع ، رونق شاد کامی ست. #قافیه بند #غزل جز #عشق نام تو نیست. #شعر با زینت نامت شکوفا می شود. تا #عسل آویخته به هر ردیف و قافیه، طعم شیرین #عسل گون انتظار این گونه معنا شود. #همایسلطنت ، باور تسخیر تاج و تخت به هوای پیراهن #کنعانی، زلیخا را به رقص نسیم گیسوان #تقدیر به گیسوی #غزل ، گره ی #ترنم است. تا تصویر ملیح تو به نگاه دستان بریده نارنج و ترنج اوج #ثریا به تصویر #ماه دل افروز کشاند.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۴ آبانماه ۹۹
━━━━━💫━
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
#بەنامخدا
"#الحق که به #آفرینش خود نازد
#ایزد که تماشای #جمال تو کند"
"#میلادختمالمرسلین #حضرتمحمد" ص"
و نواده اش حضرت #امام #جعفرصادق
بر تمامی #شیعیان جهان #تهنیت یاد"
#رخ بُگشای که در خلوت #دل
، #نگاه سبزت جاریست.نبض
قلم هماهنگ نبض #قلب پیوند
شوق، به لطف #خیال است
تا نفس های #ملایم در تنگنای
سینه ها دمیدن گیرد.#غزل،
به تراوش عطر #یاس نامت
بر بلندای #کلمات رها شده ی
دلاویزترین #واژگان است تا
پشت صخره ی #ابریشمین
#سخاوت ، به تمنای حضورت
ایستاده در #طراوت لحظه های
دلپذیر، #عشق را به موج دریا بپوید.
به سپیده دم نفس هایت،#فلق گل افشان
لبخند می شود.#افق بر دریچه ی
نگاهت #لبریز خواستن هاست.از قله ی
قاف زلفت، شطی ز #عطر دل انگیز بر شبستان مینویی #آفاق، پریشان دلدادگی ست.این #باران #شبنم بر گونه های کیست؟
که بر تن نسیم #عنبر و گلاب به مشام می وزاند.#تلاوت نامت، چشمان #مشتاق را
به #پیچک گیسوی مشکین، تا زلف #غزل
#آویز جان را به سایه های آسودگی #آبشار می کند.خوشبختی با میلادت به نگاه ها
ساطع بوی نفس #اقاقیاست که از #گُل وجودت تراویدن گرفته است##طلوع
#آفتاب دست بر گونه هایت می ساید.دریای دل، از رود #کرامت سخایت
لبریز داشتن هاست.#پاییز دل با نجوای یادت بهاری ست سرمست، تا دشت کویری و تفتیده به قدومت #سبزار جان ها شود.از تن درخت شعرم، نجوای #عاشقانەهای مستی به رسای زلالیت
،#کلک را روانه است تا #شعر وامدار
گام های #بنفشه پوش تو باشد.
واژگان در وصف کمالت، گنگ و لالند.#چکاوک بر #شاخسار هستی
می خواند.تو از کدامین؟ #گلستان گل و ریحانی، که هزاران #مُلک و میراث #قریش
بهای #سخاوتت را نمی دهند.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۱۲ آبانماه ۹۹
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
"#الحق که به #آفرینش خود نازد
#ایزد که تماشای #جمال تو کند"
"#میلادختمالمرسلین #حضرتمحمد" ص"
و نواده اش حضرت #امام #جعفرصادق
بر تمامی #شیعیان جهان #تهنیت یاد"
#رخ بُگشای که در خلوت #دل
، #نگاه سبزت جاریست.نبض
قلم هماهنگ نبض #قلب پیوند
شوق، به لطف #خیال است
تا نفس های #ملایم در تنگنای
سینه ها دمیدن گیرد.#غزل،
به تراوش عطر #یاس نامت
بر بلندای #کلمات رها شده ی
دلاویزترین #واژگان است تا
پشت صخره ی #ابریشمین
#سخاوت ، به تمنای حضورت
ایستاده در #طراوت لحظه های
دلپذیر، #عشق را به موج دریا بپوید.
به سپیده دم نفس هایت،#فلق گل افشان
لبخند می شود.#افق بر دریچه ی
نگاهت #لبریز خواستن هاست.از قله ی
قاف زلفت، شطی ز #عطر دل انگیز بر شبستان مینویی #آفاق، پریشان دلدادگی ست.این #باران #شبنم بر گونه های کیست؟
که بر تن نسیم #عنبر و گلاب به مشام می وزاند.#تلاوت نامت، چشمان #مشتاق را
به #پیچک گیسوی مشکین، تا زلف #غزل
#آویز جان را به سایه های آسودگی #آبشار می کند.خوشبختی با میلادت به نگاه ها
ساطع بوی نفس #اقاقیاست که از #گُل وجودت تراویدن گرفته است##طلوع
#آفتاب دست بر گونه هایت می ساید.دریای دل، از رود #کرامت سخایت
لبریز داشتن هاست.#پاییز دل با نجوای یادت بهاری ست سرمست، تا دشت کویری و تفتیده به قدومت #سبزار جان ها شود.از تن درخت شعرم، نجوای #عاشقانەهای مستی به رسای زلالیت
،#کلک را روانه است تا #شعر وامدار
گام های #بنفشه پوش تو باشد.
واژگان در وصف کمالت، گنگ و لالند.#چکاوک بر #شاخسار هستی
می خواند.تو از کدامین؟ #گلستان گل و ریحانی، که هزاران #مُلک و میراث #قریش
بهای #سخاوتت را نمی دهند.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۱۲ آبانماه ۹۹
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
#بەنامخدا
" در سوگ استاد " #بنان"
" #سیوچهارمینسالگرددرگذشتاستادبنان"
از تو #سکوت مانده است و از من صدای تو. #تندیس بغض بر گلوی حنجره ی " استاد بنان" به #تماشای لحظه هایی می برم تا لرزه ی افتاده بر شمع وجود، به خاکستر #پروانه نشیند. در #شبستان گرانمایه ی عمر ، #افسانه در خواب
غزلخوانی ات ، #قلم را به لب نامه ی بیابان مجنون #لیلا هیهات دل است.
میان پیله های #احساس ترانه ات،
#تفاهم به حبس تنگ نفس ها می دمد. باز یافتن فریاد گمشده، در #آسمان ناپیدای
نت های ملودی ات #عشق را می نوازد. متبرک ترین واژه ها بر جهانی از #عطر و عسل ترانه ات به چشم #بتهوون آید. تا انگشت حیرت بر لب گزه ی حیرانی #شوق مدور را به دل بکارد.نفس گرم تو همچون روحی در #کالبد شعرها، بهاری ست به #ترنم واژه های که از گلویت #آبشار غزل بتراود . در باغ یک سوسن خاموش، تنها تو می دانی صدای #روشن را تا نسیم بر نفس #شبنم گلویت شب دلتنگی پشت پنجره ی #صبح ببندد. و همراه باد #صبا آوازت بر سرای #دل و جان سایه فکند. #آسمان از نفس تو رنگ بهاران دارد
تا غرق در جذبه ی #نور آینه ها انعکاس باران و #بنان بگیرد.و گریه های سحری را در دلتنگی جان جانان نشیند.چشمه ی #خورشید در دل ادبار نگنجد تا زنگار از آینه ی دل با نوایت زدوده شود. مرگ تو به #باغ سبز #خیال، دیدن رویایی ست تا گره بر زلف #غزل زند و رقص #ترانه در نسیم نا آرام #کوچ ابدیت برقصد.
چشمانت قدوس مشرق #لاهوتی به نگاه سبز در سبز بودنت را معنا می کند. #اشارتیست پنهان، که با #غمزەی نگاهت صحرای نامحسوس دلبری عیان گشته است.بیت #بیت ترانه ات انتشار #موج غزلواره هاست. تا بر مضمون آینه ی شعر #تجلی شب رویایی شود. در برکه ی شب چشمانت، #پلک بر خنده ی #صبحگاهی به بال نگاهی #شاپرک را به #خیال تو می کشاند. ناگاه از ره #رسوم دیرین کوپه ی مرگ، مثل قطاری مست، بر ریل گلوگاهت نشسته ی #ماتم است. تا خنده ی شراب لب به #نجوا گشوده ات ، گریه ها بر بزمگاه مستانه ی شب های #رفیقان برد.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۸ اسفندماه ۹۹
📢…… #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
" در سوگ استاد " #بنان"
" #سیوچهارمینسالگرددرگذشتاستادبنان"
از تو #سکوت مانده است و از من صدای تو. #تندیس بغض بر گلوی حنجره ی " استاد بنان" به #تماشای لحظه هایی می برم تا لرزه ی افتاده بر شمع وجود، به خاکستر #پروانه نشیند. در #شبستان گرانمایه ی عمر ، #افسانه در خواب
غزلخوانی ات ، #قلم را به لب نامه ی بیابان مجنون #لیلا هیهات دل است.
میان پیله های #احساس ترانه ات،
#تفاهم به حبس تنگ نفس ها می دمد. باز یافتن فریاد گمشده، در #آسمان ناپیدای
نت های ملودی ات #عشق را می نوازد. متبرک ترین واژه ها بر جهانی از #عطر و عسل ترانه ات به چشم #بتهوون آید. تا انگشت حیرت بر لب گزه ی حیرانی #شوق مدور را به دل بکارد.نفس گرم تو همچون روحی در #کالبد شعرها، بهاری ست به #ترنم واژه های که از گلویت #آبشار غزل بتراود . در باغ یک سوسن خاموش، تنها تو می دانی صدای #روشن را تا نسیم بر نفس #شبنم گلویت شب دلتنگی پشت پنجره ی #صبح ببندد. و همراه باد #صبا آوازت بر سرای #دل و جان سایه فکند. #آسمان از نفس تو رنگ بهاران دارد
تا غرق در جذبه ی #نور آینه ها انعکاس باران و #بنان بگیرد.و گریه های سحری را در دلتنگی جان جانان نشیند.چشمه ی #خورشید در دل ادبار نگنجد تا زنگار از آینه ی دل با نوایت زدوده شود. مرگ تو به #باغ سبز #خیال، دیدن رویایی ست تا گره بر زلف #غزل زند و رقص #ترانه در نسیم نا آرام #کوچ ابدیت برقصد.
چشمانت قدوس مشرق #لاهوتی به نگاه سبز در سبز بودنت را معنا می کند. #اشارتیست پنهان، که با #غمزەی نگاهت صحرای نامحسوس دلبری عیان گشته است.بیت #بیت ترانه ات انتشار #موج غزلواره هاست. تا بر مضمون آینه ی شعر #تجلی شب رویایی شود. در برکه ی شب چشمانت، #پلک بر خنده ی #صبحگاهی به بال نگاهی #شاپرک را به #خیال تو می کشاند. ناگاه از ره #رسوم دیرین کوپه ی مرگ، مثل قطاری مست، بر ریل گلوگاهت نشسته ی #ماتم است. تا خنده ی شراب لب به #نجوا گشوده ات ، گریه ها بر بزمگاه مستانه ی شب های #رفیقان برد.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۸ اسفندماه ۹۹
📢…… #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
#بەنامخدا
" #بارانوبهار"
باران می بارد تا #بهار جوانه زند، سپیده دم بر افق گونه های #مانشت بدرخشد و
صبحی روشن از گل های نوشکفته ی #سیب را به دامان #بانکول بسپرد تا در دست های گرم #بانمیل میوه دهد. بوی کاج های خیس زیر #باران، در پشت فصل های گمشده، دمیدن نفس به سینه باقی ست. #زمین ساده ی رویش بهار در محتوی ثانیه ها، به سوی #فصل نگاه، موجی از سایه ی ابر #سترون ، به تکرار دلتنگی می بارد. بهار رویای شادمانه ی #مخملین گلواژه های باران را به آغوش #دشت و دمن می نوازد تا مفهوم #بهار در پس نگاه جاذب سبزه زار شود. در بارگاه باغ #باران، ترنم واژه ها بارور عشق اند .#خورشید ذهن باغچه ها در بال و برگ چلچله و گندم ، جریان #نوبهاری ست تا آنک آنک با قدم هایش، #گل و سیب و انار به پیرایه های #دشت واژگان شکوفه دهد.با رفتن #اسفند و زمستان سپید #مانشت چشم می گشاید تا سامانه ی #میخک و رویش اطلسی و بنفشه را به خنده ی زمین فصل تحول شود. #مانشت همچون یک #الماس سپید در کان احساس برودت #برف می پرورد و #بهار به تمنای " #بانکول وبانمیل" بنفشه و عطر آویشن را بر گونه های کوه وکمر آخته ی شکفتن می شود. دختر #بهار عشق دیر پای سبز را به #بیستون فرهاد زمزمه ی دلدادگی ست و طراوت دستان #بهار از زمستان برآمده بر کوه #گاومیر پر از بذر تازه شکفتن شود. با #بهار می شود خطوط بر جسته ی دغدغه ها را به پیشانی سال #جدید گره ی ترنم زد. میزبان کاروان #عشق شد. و زمان خوشدلی در باب #انیس دل به غنیمت شمرد. با لب #آینه می شود به فردا خندید. از خاک به #گل، رقص رنگین شکفتن در چشمه ی شیدایی چشید. این چه #حس تازه ای ست که به #قامت #قلم روییده است تا در میان باورها ، حس مهر ورزی به سمت جاودانگی، #شبچراغ روشن دستان شود. کاش یک #بهار دیگر شود تا در #بارش چشم های تر شیرین، #تُنگ نگاه ،
#آبشار شناور بلور اشک #فراق را به حال و هوای #شاعرانگی بچکاند. بیاییم #مهربان باشیم همچون #باران بهاران بر دشت #دلها.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۲۶ اسفندماه ۹۹
🔸 سلام بر زرنه …🕪
🔻 @salam_bar_zarneh
" #بارانوبهار"
باران می بارد تا #بهار جوانه زند، سپیده دم بر افق گونه های #مانشت بدرخشد و
صبحی روشن از گل های نوشکفته ی #سیب را به دامان #بانکول بسپرد تا در دست های گرم #بانمیل میوه دهد. بوی کاج های خیس زیر #باران، در پشت فصل های گمشده، دمیدن نفس به سینه باقی ست. #زمین ساده ی رویش بهار در محتوی ثانیه ها، به سوی #فصل نگاه، موجی از سایه ی ابر #سترون ، به تکرار دلتنگی می بارد. بهار رویای شادمانه ی #مخملین گلواژه های باران را به آغوش #دشت و دمن می نوازد تا مفهوم #بهار در پس نگاه جاذب سبزه زار شود. در بارگاه باغ #باران، ترنم واژه ها بارور عشق اند .#خورشید ذهن باغچه ها در بال و برگ چلچله و گندم ، جریان #نوبهاری ست تا آنک آنک با قدم هایش، #گل و سیب و انار به پیرایه های #دشت واژگان شکوفه دهد.با رفتن #اسفند و زمستان سپید #مانشت چشم می گشاید تا سامانه ی #میخک و رویش اطلسی و بنفشه را به خنده ی زمین فصل تحول شود. #مانشت همچون یک #الماس سپید در کان احساس برودت #برف می پرورد و #بهار به تمنای " #بانکول وبانمیل" بنفشه و عطر آویشن را بر گونه های کوه وکمر آخته ی شکفتن می شود. دختر #بهار عشق دیر پای سبز را به #بیستون فرهاد زمزمه ی دلدادگی ست و طراوت دستان #بهار از زمستان برآمده بر کوه #گاومیر پر از بذر تازه شکفتن شود. با #بهار می شود خطوط بر جسته ی دغدغه ها را به پیشانی سال #جدید گره ی ترنم زد. میزبان کاروان #عشق شد. و زمان خوشدلی در باب #انیس دل به غنیمت شمرد. با لب #آینه می شود به فردا خندید. از خاک به #گل، رقص رنگین شکفتن در چشمه ی شیدایی چشید. این چه #حس تازه ای ست که به #قامت #قلم روییده است تا در میان باورها ، حس مهر ورزی به سمت جاودانگی، #شبچراغ روشن دستان شود. کاش یک #بهار دیگر شود تا در #بارش چشم های تر شیرین، #تُنگ نگاه ،
#آبشار شناور بلور اشک #فراق را به حال و هوای #شاعرانگی بچکاند. بیاییم #مهربان باشیم همچون #باران بهاران بر دشت #دلها.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۲۶ اسفندماه ۹۹
🔸 سلام بر زرنه …🕪
🔻 @salam_bar_zarneh
✅♦️#واژه_کلهری
#زبان_کلهری
#بندآب بنیه
#ناجور نه وه رِی
#آبشار آوشار،تاش آو
#توبره تیوره
#افسار هوسار
#آتشفشان آیرکان،کان آگر
#دره دَروَن
#کوهستان کیوه سان
#رودخانه چَم، چَمِ روو
#عمیق قیوول،بنِ پی دار
#زیرین ژیرِن،خوارین
#طارم وَرتارمه
#جاری_شد داچوریاد،ره ی گرد،کفتو ری،
#ریخته_شد رّشیاد،چیوچَو بِرد
#منجمد رّچگیای، یخبَسیای
#مه تم ، تمه لیولان
#منور بیو ترویسکیا،دروشیا
#شعله ور بلوزه ور،_شیوله ور
⁃⁃
🔻➖➧@salam_bar_zarneh
#زبان_کلهری
#بندآب بنیه
#ناجور نه وه رِی
#آبشار آوشار،تاش آو
#توبره تیوره
#افسار هوسار
#آتشفشان آیرکان،کان آگر
#دره دَروَن
#کوهستان کیوه سان
#رودخانه چَم، چَمِ روو
#عمیق قیوول،بنِ پی دار
#زیرین ژیرِن،خوارین
#طارم وَرتارمه
#جاری_شد داچوریاد،ره ی گرد،کفتو ری،
#ریخته_شد رّشیاد،چیوچَو بِرد
#منجمد رّچگیای، یخبَسیای
#مه تم ، تمه لیولان
#منور بیو ترویسکیا،دروشیا
#شعله ور بلوزه ور،_شیوله ور
⁃⁃
🔻➖➧@salam_bar_zarneh
👍5👌2❤1👏1🙏1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 ده مکان زیبای گردشگری در جنوب ایران
1_ #ساحل_دستیر #پارسیان
2_ #آبشار_درزو #عسلویه
3_ساحل #مثلث_صخرهای
4_#ساحل_گرت #جزیره_لاوان
5_#دره_شو_تاریکو #پارسیان
6_#گردنه_عشاق #بندر_مقام
7_ساحل #بندر_شیو
8_غار#گیری_کنار
9_#ساحل_پارسیان
10_#ساحل_مکسر
#اینجا_ایران_است
⁃⁃
🔻➖➧@salam_bar_zarneh
1_ #ساحل_دستیر #پارسیان
2_ #آبشار_درزو #عسلویه
3_ساحل #مثلث_صخرهای
4_#ساحل_گرت #جزیره_لاوان
5_#دره_شو_تاریکو #پارسیان
6_#گردنه_عشاق #بندر_مقام
7_ساحل #بندر_شیو
8_غار#گیری_کنار
9_#ساحل_پارسیان
10_#ساحل_مکسر
#اینجا_ایران_است
⁃⁃
🔻➖➧@salam_bar_zarneh
👍3❤2👏1👌1💯1🤝1🫡1