سلام بر زرنه Zarneh ⁃🔕
9.18K subscribers
20.7K photos
15.6K videos
551 files
14.6K links
🕹 #کانال_سلام_بر_زرنه
قدیمی ترین و جامع ترین کانال شهرستان #ایوانغرب
🚫 تاریخ تاسیس:۱۳۹۴/۱۰/۲۲

ارتباط با ما / تبلیغات
⧩⧩⧩

@salam_bar_zarneh_z

#شرایط_تبلیغات در کانال :
⧩⧩⧩
@salam_bar_zarneh0
Download Telegram
#بەنام‌خدا


#قاصدک. هان ، چه خبر آوردی
از کجا و ز که #خبر آوردی؟

#خوش‌خبر باشی، اما ، اما
#گردبام و در من #بی‌ثمر می گردی

#قاصدک‌ ابرهای‌ همە #عالم
#شب ‌و‌ روز در #دلم می‌گریند

،"#مهدی‌اخوان‌ثالث،"

" #رحلت‌اخوان "

ـ
#بهار حرف کمی نیست تا #سخن گفتن از تو، #صبح را به #فلق شعرهایت #طلوع کند. برگ را #شکوفه دهد و همچون بارش ابر که به #بهار می رسد و درخت شعر تو پا بر جا خطوط به #امید متخلص نامت شود. بر #اطلس دامان آسمان، ستاره در درخشش سبک مشتق #اشعار زیبایت همچون #کواکب بر شمد #دل می درخشد تا #بال کشان از گوشه ی چشم #قلم ، نام زرین تو #پلک بگشاید و برای #تقارن عاشقانه هایت همواره #ذهن‌خلاق و اندیشمندت فوران آبشار ترانه بر پایین #دشت قلب ها #بتراود. قشنگ ترین شعرهای جهان از #کلک‌خیال انگیزت ، میان همه ی الفاظ نکته بین قلمت ، #طنین‌عشق می سراید. بر #پیچک‌نیلوفری‌دل ، آویز دلخوشی می پیچد. #رنگین‌کمان شعرهایت ریسه ای ست به کمان دل تا شعرهایت بوی گلاب و #سیب بر قافیه ی #دلدادگی بدمند.چشم هایت به دو#ساغرشراب می آید و #شاەتوت درشت لب هایت ‌#نجوای‌عاشقانه ها را به جرعه ای از #جام‌می‌الست در وسعت عطشناک #غزل ته نشین آرامش را به #آفتاب می دمد.#شعرهای‌نابت را می توان #قاب گرفت و به #دیوارنگاه پر #اشتیاق آویخت. #تمنای نفس های شعرت به رنگ #دلتنگی ست تا آه ، سایه های #جان آزار خستگی #ممتد را به جاده های ناهموار #انتظار مرور کند. آه تصویر شعرهایت در من خسته مانده است. ترانه ی #قاصدک در هیاهوی بادها گم شد.#گیسوان بلند #غزل بر شانه های آوار، رفتن تو را به چهچهه ی #بلبل‌خموش ، صبحی به رنگ اهتزار به #دل‌آسمان می شکافد تا #مویەسرایی تو را به بال هزاران #شاپرک ، خاطره ی از کمال در رقص رنگ #یاس به اعجاز شعرهایت نغمه گوید. باغی از نور ترانه در #تقویم‌زندگی‌ات ورق خورد. #ازل شتابان پایان قصه ی رفتن #جانگدازت را به سرچشمه ی ناپیدای# خورشید رساند. #موسیقی دلنوازت ، همچون #سوسنی در صدایت راه می رود تا #زورق‌دل در خیالت ، غرق شگفتی شود. پس از #فصل بلند #سکوت، صدای خسته از نم #باران چشمانت بوسه ی ابرهاست تا بر دشت گونه ها سرریز #هجران شود. تو را داشتن در میان #هیاهوی‌قصەها، کُرنش‌#قلم را به تکاپوی
خواستن ها می کشاند تا #روح‌سبز شعرها
همدم لحظه های #تنهایی باشد.

#‌فروزندە‌شفیعی‌زرنە

۴ شهریورماه ۹۹

@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه
#بەنام‌خدا



" #باران در #تابستان "


امروز #نغمەهای بارانی ات بر گلوی #چکاوک سرود باریدن گرفت.

دل همچون #یاس پیچیده بر دیوار
#چشم به راه آمدنت بود.امان #پلک
زدن را به #رویا می کشاند و قطره
#قطره بر بام دل فرو می چکد.تا
عصر دل انگیز به انتظار #شوق بارش،
بر دقیقه ها را پس بکشد.#نفس خاک
از بوی کاج های خیس زیر #باران
به #قیام می ایستد . خزان روزمرگی ها
پشت شیشه ی #باران زده به خستگی ها
ممتد، #بهاری نیامده را روانه می کند.#چشم به چکیدن #قطرات
#باران، قصیده ی #عشق را می سراید.تا
#انعکاس سبزه زار چشمانت را به #ضیافت
آینه ها برد.در شکوه #باران، نگاه دلشدگان تماشایی ست. به #امتداد شعری که از
سر شوق برخیزد و به #صحیفەی سبز
خواستن ها #شکوفه زند.زخم های #دل ،
آهسته و آرام از #گیسوان غروب #بارانی
آویز نگاه هاست تا بر #خیمەگاەقلم،
گره ای از #ترنم آویزد.مثل شاخه های
#بیدمجنون در #بنفشەزار شمیم دلنواز
شهرم، بهانه ی ابر #چشمان‌آسمان،
منتظر طرحی از #بهار زندگی به #مانشت بکارد.
با لهجەی #باران، دلواپسی ها غمگین
را می شوید.ای کاش این همه #فاصله
به غربت دستان #قلم گره نمی خورد.
وقتی #مروارید احساس #دلخستگان
در #صدف نگاه #باران به زیبایی ،
زیباترین بوسەی #مهر شکوفا می شود
باران آغوش گشوده است بر بام قلب ها ‌تا
در عمق #کلمات گم شده ، آواره ترین
#شعرم را به نسیمش بسپارم و #رج‌امتداد
#غزل‌هایم نم خیس #دلدادگی را به ابری ترین #کویر، باریدن گیرد.آسمان احساس
، تشنەی ابری ست که در هوای #امروز
خیس ترین گیسوی #برگ را به نهایت
قصیده و #غزل آویخته است.#باران می بارد تا دست #کلک‌خیال را لا به لای
#گیسوان ابری #آسمان به قدم های
#بارانی ، دوستی گل با #شاپرک ها را
#یاهو گوید.

#فروزندەشفیعی‌زرنە
#عصرسەشنبه

۱۱ شهریورماه ۹۹

@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه
#بەنام‌خدا

"#چشم تا کار می کرد
هوش #پاییز بود
ای عجب #قشنگ
با #نگاهی پر از لفظ مرطوب
مثل #خوابی پر از لکنت سبز یک #باغ"



#بەتقارن‌عاشقانەها ، #فرخنده
#زاد‌روز‌ـسهراب‌جان‌هاـسپهر
#بەسپهری پر از #ستارەچشم می گشاید، #عطر
شعرهای‌سپیدت ،
تراوش بوی #بهاران بر کاشان
دل می گستراند.#فصل‌شراب شکفتن ها
بر هجای #کلمات ، لبان تشنه ات را
#سیراب عطش های تردید می کند.
پرگار قلمت، #شعاع دایره ی #عشق
را به #مساحت گریه زاد خستگی ها
آرامش و #نسیم را به واگویه های
دل می سراید.تصویرت در #قاب
#احساس، مشغله ی نظر به #کوچه
باغی ست ، پر از #شور و نشاط.
#شعلەی‌نگاهت، نسیمی ست
به #حباب لب رود تا قسم های تو را
بر #موج‌ها، به حنجره ی گلو بنوازد.
عطر دل انگیز #سپید شعرهایت،
جرعه جرعه، بر #تنفس‌مطبوع
قلم جاری ست.بارش گیسوی بلند
#سپیدار، مثل یادی #سبز در ذهن
#پاییز مانده است، جای زمزمه ی #سکوت‌تو، همراه کلمات #آیینەی تنهایی را می گرید.گاه با #شعرهایت ، نجوای عاشقانه ها
زیر #باران‌خزان، قدم زدن های گاه به گاه
را به #عمق‌ماجرا می کشاند. بوی خوش
شعرهایت، هر دم #قلم‌کال مرا به سوی تو ، در #محشر صحرای کلمات فصیح ات،#مرید آن گیسو تاب اندیشه ات
به بوسه گاه شعرهایت می رساند.#قلم‌زرین تو، #رنگین‌کمانی ست که در #افق‌های دور دست، با من حرف می زند.
هوای #مهر ، عجب هوایی می کند
انگار #فصل‌اردیبهشت به دمادم نفس های‌ قلمت، نردبانی ست تا #ثریا.تلاوت شعرهایت، معنای #دلدادگی را زیر آلاچیق
#عاشقان، به گرما گرم تابستان #قلب‌ها،رقص #ماهی را به حوض #دل ،پرورده ی خواستن هاست.بوی شب بو و بنفشه،
بر پیرهن شعرهایت، #بافەبافه ، گیسوی
پریشان را به تکرار #شانەهایت، قصه ها‌ را
عاشقانه تر می کند.پاییز، یک بغل
از #سپید واره هایت را به دوش جان ،
روی نیمکت های #انتظارجوانه می زند.دلیل همیشه ی وقوع زیبایی به #همنوایی واژگانت، نغمه ها را در گلوی #چکاوک می خواند. وصف حال تو در
مُقال #قلم نگنجد، نیش به نوش امتداد
کلمات #دلبستگی ست. رها نشدن از نبودن هایی که به شیوه ی #چشمانت با افق های باز نسبت دارد.

#فروزندە‌ـ‌شفیعی‌ـ‌زرنە

۱۴ مهر ماه ۹۹

@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه
#بەنام‌خدا

#تقدیم‌به‌ـ‌مهدی‌ـ‌موعود

#بهارنارنج #اردیبهشت به #فصل پیرهنت، گرمسیرات #دل را در سایه ی #نگاەخورشید وش تو می شکفد. نسبت به #تشعشع نگاه_دلفریبت، #تلالودریا حقیر می ماند. باران گیسوان #غزل، بر شانه های بی رمق #انتظار، #آبشار مداوم التماس بر #دشت قلب هاست. #سهراب "اخم هایش به دست تو باز می شود تا " #گردآفرید" #خندەی بی نظیر بر لب گلخنده های شعر #فردوسی بگشاید. به روشندلی #غزل مشفق رویت #چهره جان می بیند. #آفتاب آینه ی #تابان، از #مشرق لاهوت، #تمنای‌رخسار یوسفی ات به سطح نگاه #فروزنده ترسیم #عشق است. نام تو میان لبخند ها، چهره ی عبوس و تکیده را به #مهمانی خنده ها می کشاند. آغاز نامت #جاودانگی را به اوج #آرزوست. در حوصله ی #شعرهایم بمان، یک روز #دل به دل طوفانی ام بده ، تا #امواج خروشان #غزلوارەها ، برایت حکایت روزهای سخت و تنهایی به صمیمیت ا#نتظار برد. این #چراغ یاد توست که همچون #نگین چشم #قلم، لعل فروزان به کلبه ی #احزان دل، آویز #دلدادگی ست. شب #شعر سرشار از شرح حلقه نشین در حلقه ی $#وصف توست تا رنگین کمان #باران به سکوت خانه ی #دل بشکند. در کوچه های #آواز خوان #باران، زمین #ذهن تشنه و خاموش، هر لحظه فرصت شکفتن خاک #شقایق است. رخسار #یوسف ثانی، به بزم #عاشقان دلبریست. واژه های رنگ افتاده با #مزین نامت، طلب و اشتیاق به #زهد و #تواضع ، رونق شاد کامی ست. #قافیه بند #غزل جز #عشق نام تو نیست. #شعر با زینت نامت شکوفا می شود. تا #عسل آویخته به هر ردیف و قافیه، طعم شیرین #عسل گون انتظار این گونه معنا شود. #همای‌سلطنت ، باور تسخیر تاج و تخت به هوای پیراهن #کنعانی، زلیخا را به رقص نسیم گیسوان #تقدیر به گیسوی #غزل ، گره ی #ترنم است. تا تصویر ملیح تو به نگاه دستان بریده نارنج و ترنج اوج #ثریا به تصویر #ماه دل افروز کشاند.

#فروزندە‌ـ‌‌شفیعی‌ـ‌زرنە

۴ آبانماه ۹۹
━━━━━💫
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه