سلام بر زرنه Zarneh ⁃🔕
8.82K subscribers
20.7K photos
15.7K videos
551 files
14.7K links
🕹 #کانال_سلام_بر_زرنه
قدیمی ترین و جامع ترین کانال شهرستان #ایوانغرب
🚫 تاریخ تاسیس:۱۳۹۴/۱۰/۲۲

ارتباط با ما / تبلیغات
⧩⧩⧩

@salam_bar_zarneh_z

#شرایط_تبلیغات در کانال :
⧩⧩⧩
@salam_bar_zarneh0
Download Telegram
به نام خدا


" #اربعین تو سر آغاز #جاودانگی ست"

تکرار نام تو، حزن و اندوه را به قامت قلم کوتاه می کند. کوتاه تر از مسیر یک لبخند مه گرفته که از لبان عطشناک #عباس علقمه را به تماشا نشسته است. شاید فصل پیرهن شقایق نشانش ، باران گیسوان غزال #اسیر را افتاده روی دو زانو بر شانه های بی رمق سراغ چشم تو آید. ماجرای فرات و آب و کویر، ماجرای خورشید وش آینه ی تابان #نینوا را به روح سرگردان تعدی در وادی ظلمت کشاند. در سایه ی نگاه تو خورشید شکفت. فرات نسبت به چشم های تو حقیر می مانست. از شعله ی بریده گلوی علی اصغر ، غنچه رنگ شقایق شد تا شهد لب از بهر طلب آب ، آفریده ی محشر کبری شود. خون به خاک ریخت تا تیغ غضب آفریده ی آبروی #ثارالله را به بوسه گاه گلوی بریده برد. زخم شمشیر زلف ظلمت شب را آفرید تا رویت تابناکی مهتاب، آغوش گشای شعله ی تب را به حنجره ی عطش فرو نشاند. واژه ها، واژه های سایه در تهاجم بی پایان ستم را بی مفهوم در کام ملامت لحظه ها بردند تا کوچ روح ابرها، #باران اشک بر دشت گونه ها ببارد. نسیم دلکش دستان عمو تسلای دل پروانه ها بود تا در شب زخم و بیم باغ وفا، بوی نفس جاودانگی را بشکفد. تصویر مه در عمق فرات شعله ور شد. پشت شفق خورشید چون فانوس می سوخت. شعله ای پاشیده بر خیمه ها بال فرشتگانت را چون پر طاووس می سوخت. دشت شقایق از جولانگاه خون یارانت، آتشفشان قهر خدا شد گلبرگ های لاله در چمن نینوا ، #معکوس نگاه زینب را به لحظه های پایان زمین ، وحشت ناقوس به خشم شعله، در پیله ی اندوه خود محبوس کند. کاش دست بر زلف علی اکبر به نمناکی چشمان لیلا تابیده ی مهر را به لطافت نگاهی می کاشت. پیچک مهر مانده بر دور گلوی علی اصغر تیر حرمله را نشانه می رود تا قطره های باران چشم پدر ، خون بر سر آسمان ببارد و نفس آهی شد در رستنگای سینه ی رباب. نه هر ماندنی سکون است و نه هر رفتنی رویش ، که موج خون #ثارالله به آزادگی بذر می ماند تا به تقلای #رویش.

به قلم ← #شفیعی


📢 #سلام_بر_زرنه 🇮🇷👇🏻
✔️ @salam_bar_zarneh
#بەنام‌خدا

#تقدیم‌به‌ـ‌مهدی‌ـ‌موعود

#بهارنارنج #اردیبهشت به #فصل پیرهنت، گرمسیرات #دل را در سایه ی #نگاەخورشید وش تو می شکفد. نسبت به #تشعشع نگاه_دلفریبت، #تلالودریا حقیر می ماند. باران گیسوان #غزل، بر شانه های بی رمق #انتظار، #آبشار مداوم التماس بر #دشت قلب هاست. #سهراب "اخم هایش به دست تو باز می شود تا " #گردآفرید" #خندەی بی نظیر بر لب گلخنده های شعر #فردوسی بگشاید. به روشندلی #غزل مشفق رویت #چهره جان می بیند. #آفتاب آینه ی #تابان، از #مشرق لاهوت، #تمنای‌رخسار یوسفی ات به سطح نگاه #فروزنده ترسیم #عشق است. نام تو میان لبخند ها، چهره ی عبوس و تکیده را به #مهمانی خنده ها می کشاند. آغاز نامت #جاودانگی را به اوج #آرزوست. در حوصله ی #شعرهایم بمان، یک روز #دل به دل طوفانی ام بده ، تا #امواج خروشان #غزلوارەها ، برایت حکایت روزهای سخت و تنهایی به صمیمیت ا#نتظار برد. این #چراغ یاد توست که همچون #نگین چشم #قلم، لعل فروزان به کلبه ی #احزان دل، آویز #دلدادگی ست. شب #شعر سرشار از شرح حلقه نشین در حلقه ی $#وصف توست تا رنگین کمان #باران به سکوت خانه ی #دل بشکند. در کوچه های #آواز خوان #باران، زمین #ذهن تشنه و خاموش، هر لحظه فرصت شکفتن خاک #شقایق است. رخسار #یوسف ثانی، به بزم #عاشقان دلبریست. واژه های رنگ افتاده با #مزین نامت، طلب و اشتیاق به #زهد و #تواضع ، رونق شاد کامی ست. #قافیه بند #غزل جز #عشق نام تو نیست. #شعر با زینت نامت شکوفا می شود. تا #عسل آویخته به هر ردیف و قافیه، طعم شیرین #عسل گون انتظار این گونه معنا شود. #همای‌سلطنت ، باور تسخیر تاج و تخت به هوای پیراهن #کنعانی، زلیخا را به رقص نسیم گیسوان #تقدیر به گیسوی #غزل ، گره ی #ترنم است. تا تصویر ملیح تو به نگاه دستان بریده نارنج و ترنج اوج #ثریا به تصویر #ماه دل افروز کشاند.

#فروزندە‌ـ‌‌شفیعی‌ـ‌زرنە

۴ آبانماه ۹۹
━━━━━💫
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه
#بەنام‌‌خدا

" زاد‌‌روز #رودکی‌سمرقندی
اولین شاعر فارسی گوی #ایران‌زمین"


"به ُسن صوت، چو #بلبل مقید #نظمم
به جرم حُسن چو #یوسف اسیر #زندانی"


#شاعری در فکرهای روشنم ته نشین شده است که شعرهایش همچون #حریر نازک خیال به رویم ورق می خورد تا #کدورت
ها از دل بُزداید و #دنیا علیرغم حوادثش
هنوز جای #زندگی باشد. ایستاده بر بلندای نظر ، زمان چه #زیبا می گذرد وقتی که نسل ها تو را به تکرار #شعرهای نغز و بی بدیلت، لحظه هایشان پُراز #عطر کلمات شود.
#خورشید از لابه لای گیسوان کمندی غزل هایت، #طلوع می کند تا قلب ویرانه ، بلکه آباد شود. #آبادتر از دیروزها، آبادتر از روزی که اولین #شاعر بزرگ زبان #فارسی،
#برجودی از کلمات زیبایت تکیه کرده است.
خط لب های قصیده و غزل و #مثنوی تو را یک عمر #سعدی خوانده است . پلک گشوده دسته دسته #غزل در هوای چشمه ی جاری اش لب چشمت فرود آید.در #زلال نفس هایت، رود #گیسوی‌الفاظ به لطف سخن راه افتاده است اینسان #دل به جویبار شعر و زیبایی روان می گردد.
بر پرده ی #حریر شعرهایت، تماشای غوغایی نگاهی، همواره #خستگی و دلتنگی را به آرامش شعرهایت می سپرد دست #جادوگر تلفظ #واژگانت، ترس از دست دادن به #حسرت‌دیدگان نبازد.
هنوز #عطر نام تو در پس کوچه های احساس #قلب‌ها می پیچید، هنوز یاد تو
در آینه ی زمان می درخشد،تا #عطر سحر،
سهم نفس های تو را به #اشعارت بتراود.استشمام ُشک افشان در بطن #شعرهایت، ‌دی‌ ماه را تن کرده است .
اگر ابرها تعریف شده باشند، بارش تواًضع نگاهت، دست های منجمد مرا به ُرم‌قلم آشتی دهد.

اشارت انگشت تو کافی ست در #سجود ممتدی که رازها، سر به #مهر تواند وقتی مشت زلال بر می گیری و بازش به چهره ی آیینه و آب سرازیر می کنید، دریای روشن #قصیده و غزل در نگاهت می یابم تا دست های #شاعرانەات باورم شود.
نفوذ چشم هایت، سال هاست #الهام‌بخش کشف #اشعار است.
اینک سند خورده به نامت، #حس تازه ای به سمت نور و #جاودانگی بر گرمی بازار دل ها می پراکند.

۴ دیماه ۹۹

#فروزندە‌ـ‌شفیعی‌ـ‌زرنە

📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه
»» @salam_bar_zarneh