#بەنامخدا
" #کوەالوند"
#کلمات رها شده از پشت پنجره ی
#صبح آخرین گفتار، #مجال آه ندارد.
هزار #خاطره در من شکفت.
#طنین شیهه ی سرخ #سهند ، بر دل
هر سنگ و #صخره و کوهسارت رهاست.
در هوای #نفسگیر این روزها، بارش تردید
در انتظار توام #روح باغ های #بهاری ست.
تا ابر سترون به چشم #غزل بروید و جشنواره ی #سبز خواستن ها ، به گویش
شعر و #ترانه برد.
زیر #باران چشمان #شبنم کوه یت، خیس شدن #چتر نمی خواهد. سراغ دل بارانی #قلم آی، تا #شبزدگیها بر سر یال ات،
ناز #شیراز نگاه #آهوان را به تماشای
غزل های شکفته ی #حافظ کشاند.
برق غرور وحشی یک #ببر در چشم های
#آهوی صحرای تو نیست. دلخوشی ها
به #طراوت قله ات، سوار بر #سیال خیال
بُردن، تنها #توصیف لحظه ای ست که سهم تو از #خورشید برای خود برداشته ای.
#طنین پژواک کوهسارت، عریانی گلویت را می پوشاند.#تویی که گم شده پشت
بازی کلمات، #شبیه رمزی در باب بی تفسیرها، سقوط یک #قطره از ابرهای
بی #باران، به تبخیر #خیالها می کشانی.
پنج #فصل پیرهنت، در سایه ی نگاه #خورشید می شکفد.باران گیسوان صخره هایت، در #ریزش مدام بر شانه های بی رمق چه دلپذیر است. #سهراب اخم هایش
به دست #زلف یال باز می شود تا " #گردآفرید" خنده ی بی نظیر تو باشد.
تعبیر قشنگی ست نگاه #ماه به تو و تصویر تلاقی تو و# مه، تا بی تامل ، طرح قله ات به شکوه #غزل نشیند. لبخند باغ انار #شعر است تا در قاب چشم #غزال کوه ، نفس #یلدایی را به بی قراری فصل ها
ترسیم کند. #باران که می بارد، گل ها بر دامن قله ات سماجت #ابرها را به همزیستی مه، همچون #حباب بر #شبنم نگاه می بارند. به تماشای مسیری که شاید هر #هزاره ، اندکی شبیه #صلابت تو
بر سایه اش گذر کند.میان #پریشانی
تلفظ دردها، دلتنگی به #کوچه باغ زلفت
#نسیم آسا می وزد. بگذار بر #کوهسارت
باران بگیرد. احساس #قلم، آبستن شعر تازه یی ست.تا #شعرم جانی دوباره بگیرد.
✍#فروزندەشفیعیزرنە
۷ تیرماه ۹۹
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
" #کوەالوند"
#کلمات رها شده از پشت پنجره ی
#صبح آخرین گفتار، #مجال آه ندارد.
هزار #خاطره در من شکفت.
#طنین شیهه ی سرخ #سهند ، بر دل
هر سنگ و #صخره و کوهسارت رهاست.
در هوای #نفسگیر این روزها، بارش تردید
در انتظار توام #روح باغ های #بهاری ست.
تا ابر سترون به چشم #غزل بروید و جشنواره ی #سبز خواستن ها ، به گویش
شعر و #ترانه برد.
زیر #باران چشمان #شبنم کوه یت، خیس شدن #چتر نمی خواهد. سراغ دل بارانی #قلم آی، تا #شبزدگیها بر سر یال ات،
ناز #شیراز نگاه #آهوان را به تماشای
غزل های شکفته ی #حافظ کشاند.
برق غرور وحشی یک #ببر در چشم های
#آهوی صحرای تو نیست. دلخوشی ها
به #طراوت قله ات، سوار بر #سیال خیال
بُردن، تنها #توصیف لحظه ای ست که سهم تو از #خورشید برای خود برداشته ای.
#طنین پژواک کوهسارت، عریانی گلویت را می پوشاند.#تویی که گم شده پشت
بازی کلمات، #شبیه رمزی در باب بی تفسیرها، سقوط یک #قطره از ابرهای
بی #باران، به تبخیر #خیالها می کشانی.
پنج #فصل پیرهنت، در سایه ی نگاه #خورشید می شکفد.باران گیسوان صخره هایت، در #ریزش مدام بر شانه های بی رمق چه دلپذیر است. #سهراب اخم هایش
به دست #زلف یال باز می شود تا " #گردآفرید" خنده ی بی نظیر تو باشد.
تعبیر قشنگی ست نگاه #ماه به تو و تصویر تلاقی تو و# مه، تا بی تامل ، طرح قله ات به شکوه #غزل نشیند. لبخند باغ انار #شعر است تا در قاب چشم #غزال کوه ، نفس #یلدایی را به بی قراری فصل ها
ترسیم کند. #باران که می بارد، گل ها بر دامن قله ات سماجت #ابرها را به همزیستی مه، همچون #حباب بر #شبنم نگاه می بارند. به تماشای مسیری که شاید هر #هزاره ، اندکی شبیه #صلابت تو
بر سایه اش گذر کند.میان #پریشانی
تلفظ دردها، دلتنگی به #کوچه باغ زلفت
#نسیم آسا می وزد. بگذار بر #کوهسارت
باران بگیرد. احساس #قلم، آبستن شعر تازه یی ست.تا #شعرم جانی دوباره بگیرد.
✍#فروزندەشفیعیزرنە
۷ تیرماه ۹۹
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
#بەنامخدا
"#چشم تا کار می کرد
هوش #پاییز بود
ای عجب #قشنگ
با #نگاهی پر از لفظ مرطوب
مثل #خوابی پر از لکنت سبز یک #باغ"
#بەتقارنعاشقانەها ، #فرخنده
#زادروزـسهرابجانهاـسپهر
#بەسپهری پر از #ستارەچشم می گشاید، #عطر
شعرهایسپیدت ،
تراوش بوی #بهاران بر کاشان
دل می گستراند.#فصلشراب شکفتن ها
بر هجای #کلمات ، لبان تشنه ات را
#سیراب عطش های تردید می کند.
پرگار قلمت، #شعاع دایره ی #عشق
را به #مساحت گریه زاد خستگی ها
آرامش و #نسیم را به واگویه های
دل می سراید.تصویرت در #قاب
#احساس، مشغله ی نظر به #کوچه
باغی ست ، پر از #شور و نشاط.
#شعلەینگاهت، نسیمی ست
به #حباب لب رود تا قسم های تو را
بر #موجها، به حنجره ی گلو بنوازد.
عطر دل انگیز #سپید شعرهایت،
جرعه جرعه، بر #تنفسمطبوع
قلم جاری ست.بارش گیسوی بلند
#سپیدار، مثل یادی #سبز در ذهن
#پاییز مانده است، جای زمزمه ی #سکوتتو، همراه کلمات #آیینەی تنهایی را می گرید.گاه با #شعرهایت ، نجوای عاشقانه ها
زیر #بارانخزان، قدم زدن های گاه به گاه
را به #عمقماجرا می کشاند. بوی خوش
شعرهایت، هر دم #قلمکال مرا به سوی تو ، در #محشر صحرای کلمات فصیح ات،#مرید آن گیسو تاب اندیشه ات
به بوسه گاه شعرهایت می رساند.#قلمزرین تو، #رنگینکمانی ست که در #افقهای دور دست، با من حرف می زند.
هوای #مهر ، عجب هوایی می کند
انگار #فصلاردیبهشت به دمادم نفس های قلمت، نردبانی ست تا #ثریا.تلاوت شعرهایت، معنای #دلدادگی را زیر آلاچیق
#عاشقان، به گرما گرم تابستان #قلبها،رقص #ماهی را به حوض #دل ،پرورده ی خواستن هاست.بوی شب بو و بنفشه،
بر پیرهن شعرهایت، #بافەبافه ، گیسوی
پریشان را به تکرار #شانەهایت، قصه ها را
عاشقانه تر می کند.پاییز، یک بغل
از #سپید واره هایت را به دوش جان ،
روی نیمکت های #انتظارجوانه می زند.دلیل همیشه ی وقوع زیبایی به #همنوایی واژگانت، نغمه ها را در گلوی #چکاوک می خواند. وصف حال تو در
مُقال #قلم نگنجد، نیش به نوش امتداد
کلمات #دلبستگی ست. رها نشدن از نبودن هایی که به شیوه ی #چشمانت با افق های باز نسبت دارد.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۱۴ مهر ماه ۹۹
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
"#چشم تا کار می کرد
هوش #پاییز بود
ای عجب #قشنگ
با #نگاهی پر از لفظ مرطوب
مثل #خوابی پر از لکنت سبز یک #باغ"
#بەتقارنعاشقانەها ، #فرخنده
#زادروزـسهرابجانهاـسپهر
#بەسپهری پر از #ستارەچشم می گشاید، #عطر
شعرهایسپیدت ،
تراوش بوی #بهاران بر کاشان
دل می گستراند.#فصلشراب شکفتن ها
بر هجای #کلمات ، لبان تشنه ات را
#سیراب عطش های تردید می کند.
پرگار قلمت، #شعاع دایره ی #عشق
را به #مساحت گریه زاد خستگی ها
آرامش و #نسیم را به واگویه های
دل می سراید.تصویرت در #قاب
#احساس، مشغله ی نظر به #کوچه
باغی ست ، پر از #شور و نشاط.
#شعلەینگاهت، نسیمی ست
به #حباب لب رود تا قسم های تو را
بر #موجها، به حنجره ی گلو بنوازد.
عطر دل انگیز #سپید شعرهایت،
جرعه جرعه، بر #تنفسمطبوع
قلم جاری ست.بارش گیسوی بلند
#سپیدار، مثل یادی #سبز در ذهن
#پاییز مانده است، جای زمزمه ی #سکوتتو، همراه کلمات #آیینەی تنهایی را می گرید.گاه با #شعرهایت ، نجوای عاشقانه ها
زیر #بارانخزان، قدم زدن های گاه به گاه
را به #عمقماجرا می کشاند. بوی خوش
شعرهایت، هر دم #قلمکال مرا به سوی تو ، در #محشر صحرای کلمات فصیح ات،#مرید آن گیسو تاب اندیشه ات
به بوسه گاه شعرهایت می رساند.#قلمزرین تو، #رنگینکمانی ست که در #افقهای دور دست، با من حرف می زند.
هوای #مهر ، عجب هوایی می کند
انگار #فصلاردیبهشت به دمادم نفس های قلمت، نردبانی ست تا #ثریا.تلاوت شعرهایت، معنای #دلدادگی را زیر آلاچیق
#عاشقان، به گرما گرم تابستان #قلبها،رقص #ماهی را به حوض #دل ،پرورده ی خواستن هاست.بوی شب بو و بنفشه،
بر پیرهن شعرهایت، #بافەبافه ، گیسوی
پریشان را به تکرار #شانەهایت، قصه ها را
عاشقانه تر می کند.پاییز، یک بغل
از #سپید واره هایت را به دوش جان ،
روی نیمکت های #انتظارجوانه می زند.دلیل همیشه ی وقوع زیبایی به #همنوایی واژگانت، نغمه ها را در گلوی #چکاوک می خواند. وصف حال تو در
مُقال #قلم نگنجد، نیش به نوش امتداد
کلمات #دلبستگی ست. رها نشدن از نبودن هایی که به شیوه ی #چشمانت با افق های باز نسبت دارد.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۱۴ مهر ماه ۹۹
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
با سلام بنده یک همشهریم که بارها به شهرداری رفتیم جهت مشخص کردن این ساخت سازهای غیر مجاز که این کوچه وخیابان بن بست کردن که توسط #مردم و #مسجدسیدالشهدا شهرستان ایوان غرب اتفاق افتاده که اگر خانهای آتیش بگیره یا برای کسی اتفافی بیفته راه چارای نیست وقتی یک مسجد در خیابان 24متری بسازد مردم هم رعایت نمیکنه جناب شهردار محترم شهرستان ایوان یک فکری به حال این #کوچه_بنبست بکن که توسط #مسجد صورت گرفت فکری بکن مسجد جای عبات هست نه جای بن بست کردن خیابان صدای ما به هیچ کس نمیرسد اگر زحمتی نیست داخل کانال بگذار
باسپاس وتشکر
#کاربر
📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
باسپاس وتشکر
#کاربر
📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
بی تو، اما، به چه حالی من از آن #کوچه گذشتم!
یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم.
نگسستم، نرمیدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهای دگر هم،
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کنی دیگر از آن #کوچه گذر هم
بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!
#فریدون_مشیری
#تصاویر_خاطره_انگیز
#نوستالژی
#کوچه
#روستا
❌... #سلام_بر_زرنه
➖➖
@salam_bar_zarneh
یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم.
نگسستم، نرمیدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهای دگر هم،
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کنی دیگر از آن #کوچه گذر هم
بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!
#فریدون_مشیری
#تصاویر_خاطره_انگیز
#نوستالژی
#کوچه
#روستا
❌... #سلام_بر_زرنه
➖➖
@salam_bar_zarneh
بی تو مهتاب شبی
باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم
خیره به دنبال تو گشتم...
#فریدون_مشیری
📷 تصویر تولید شده توسط #هوش_مصنوعی برای شعر #کوچه. اعجاز هوش مصنوعی در این کار اینجاست که نه تنها کلمه به کلمه ی شعر رو در طراحی این تصویر لحاظ کرده، بلکه کنایه های ادبی رو هم درک و طراحی کرده، از "شاخه ها دست بر آورده به مهتاب" که کنایه از بلند بودن برخی شاخه هاست، تا "خوشه ی ماه فرو ریخته در آب" که به معنی افتادن عکس ماه در آب جوی است. و در انتهای صحنه مردی تنها در حال گذر.
🌐↲▬
🔺 @salam_bar_zarneh
باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم
خیره به دنبال تو گشتم...
#فریدون_مشیری
📷 تصویر تولید شده توسط #هوش_مصنوعی برای شعر #کوچه. اعجاز هوش مصنوعی در این کار اینجاست که نه تنها کلمه به کلمه ی شعر رو در طراحی این تصویر لحاظ کرده، بلکه کنایه های ادبی رو هم درک و طراحی کرده، از "شاخه ها دست بر آورده به مهتاب" که کنایه از بلند بودن برخی شاخه هاست، تا "خوشه ی ماه فرو ریخته در آب" که به معنی افتادن عکس ماه در آب جوی است. و در انتهای صحنه مردی تنها در حال گذر.
🌐↲▬
🔺 @salam_bar_zarneh
❤2👍2👏2💯1