#بەنامخدا
"#چشم تا کار می کرد
هوش #پاییز بود
ای عجب #قشنگ
با #نگاهی پر از لفظ مرطوب
مثل #خوابی پر از لکنت سبز یک #باغ"
#بەتقارنعاشقانەها ، #فرخنده
#زادروزـسهرابجانهاـسپهر
#بەسپهری پر از #ستارەچشم می گشاید، #عطر
شعرهایسپیدت ،
تراوش بوی #بهاران بر کاشان
دل می گستراند.#فصلشراب شکفتن ها
بر هجای #کلمات ، لبان تشنه ات را
#سیراب عطش های تردید می کند.
پرگار قلمت، #شعاع دایره ی #عشق
را به #مساحت گریه زاد خستگی ها
آرامش و #نسیم را به واگویه های
دل می سراید.تصویرت در #قاب
#احساس، مشغله ی نظر به #کوچه
باغی ست ، پر از #شور و نشاط.
#شعلەینگاهت، نسیمی ست
به #حباب لب رود تا قسم های تو را
بر #موجها، به حنجره ی گلو بنوازد.
عطر دل انگیز #سپید شعرهایت،
جرعه جرعه، بر #تنفسمطبوع
قلم جاری ست.بارش گیسوی بلند
#سپیدار، مثل یادی #سبز در ذهن
#پاییز مانده است، جای زمزمه ی #سکوتتو، همراه کلمات #آیینەی تنهایی را می گرید.گاه با #شعرهایت ، نجوای عاشقانه ها
زیر #بارانخزان، قدم زدن های گاه به گاه
را به #عمقماجرا می کشاند. بوی خوش
شعرهایت، هر دم #قلمکال مرا به سوی تو ، در #محشر صحرای کلمات فصیح ات،#مرید آن گیسو تاب اندیشه ات
به بوسه گاه شعرهایت می رساند.#قلمزرین تو، #رنگینکمانی ست که در #افقهای دور دست، با من حرف می زند.
هوای #مهر ، عجب هوایی می کند
انگار #فصلاردیبهشت به دمادم نفس های قلمت، نردبانی ست تا #ثریا.تلاوت شعرهایت، معنای #دلدادگی را زیر آلاچیق
#عاشقان، به گرما گرم تابستان #قلبها،رقص #ماهی را به حوض #دل ،پرورده ی خواستن هاست.بوی شب بو و بنفشه،
بر پیرهن شعرهایت، #بافەبافه ، گیسوی
پریشان را به تکرار #شانەهایت، قصه ها را
عاشقانه تر می کند.پاییز، یک بغل
از #سپید واره هایت را به دوش جان ،
روی نیمکت های #انتظارجوانه می زند.دلیل همیشه ی وقوع زیبایی به #همنوایی واژگانت، نغمه ها را در گلوی #چکاوک می خواند. وصف حال تو در
مُقال #قلم نگنجد، نیش به نوش امتداد
کلمات #دلبستگی ست. رها نشدن از نبودن هایی که به شیوه ی #چشمانت با افق های باز نسبت دارد.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۱۴ مهر ماه ۹۹
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
"#چشم تا کار می کرد
هوش #پاییز بود
ای عجب #قشنگ
با #نگاهی پر از لفظ مرطوب
مثل #خوابی پر از لکنت سبز یک #باغ"
#بەتقارنعاشقانەها ، #فرخنده
#زادروزـسهرابجانهاـسپهر
#بەسپهری پر از #ستارەچشم می گشاید، #عطر
شعرهایسپیدت ،
تراوش بوی #بهاران بر کاشان
دل می گستراند.#فصلشراب شکفتن ها
بر هجای #کلمات ، لبان تشنه ات را
#سیراب عطش های تردید می کند.
پرگار قلمت، #شعاع دایره ی #عشق
را به #مساحت گریه زاد خستگی ها
آرامش و #نسیم را به واگویه های
دل می سراید.تصویرت در #قاب
#احساس، مشغله ی نظر به #کوچه
باغی ست ، پر از #شور و نشاط.
#شعلەینگاهت، نسیمی ست
به #حباب لب رود تا قسم های تو را
بر #موجها، به حنجره ی گلو بنوازد.
عطر دل انگیز #سپید شعرهایت،
جرعه جرعه، بر #تنفسمطبوع
قلم جاری ست.بارش گیسوی بلند
#سپیدار، مثل یادی #سبز در ذهن
#پاییز مانده است، جای زمزمه ی #سکوتتو، همراه کلمات #آیینەی تنهایی را می گرید.گاه با #شعرهایت ، نجوای عاشقانه ها
زیر #بارانخزان، قدم زدن های گاه به گاه
را به #عمقماجرا می کشاند. بوی خوش
شعرهایت، هر دم #قلمکال مرا به سوی تو ، در #محشر صحرای کلمات فصیح ات،#مرید آن گیسو تاب اندیشه ات
به بوسه گاه شعرهایت می رساند.#قلمزرین تو، #رنگینکمانی ست که در #افقهای دور دست، با من حرف می زند.
هوای #مهر ، عجب هوایی می کند
انگار #فصلاردیبهشت به دمادم نفس های قلمت، نردبانی ست تا #ثریا.تلاوت شعرهایت، معنای #دلدادگی را زیر آلاچیق
#عاشقان، به گرما گرم تابستان #قلبها،رقص #ماهی را به حوض #دل ،پرورده ی خواستن هاست.بوی شب بو و بنفشه،
بر پیرهن شعرهایت، #بافەبافه ، گیسوی
پریشان را به تکرار #شانەهایت، قصه ها را
عاشقانه تر می کند.پاییز، یک بغل
از #سپید واره هایت را به دوش جان ،
روی نیمکت های #انتظارجوانه می زند.دلیل همیشه ی وقوع زیبایی به #همنوایی واژگانت، نغمه ها را در گلوی #چکاوک می خواند. وصف حال تو در
مُقال #قلم نگنجد، نیش به نوش امتداد
کلمات #دلبستگی ست. رها نشدن از نبودن هایی که به شیوه ی #چشمانت با افق های باز نسبت دارد.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۱۴ مهر ماه ۹۹
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
به نام خدا
" #زادروزکوروشکبیر" #ذوالقرنین"
#عطر کلامت بر قامت #قلم می پیچد.
نفس کلمات ، به #نافەیخُتن در حوالی #آداب ،از ظهور
نطق زیبایت ، #مُشکافشان واژه هاست.
شراب ناب دستان #خیام به گفتار
دلپذیرت آیتی ست بهر جان جانان،
ره #پویگانحقیقی، رمز #جاودان نامت.را
به #تقدس واژه ها می برند تا #آوازدلنشین
چکامه ی لطافت #سخن را چشیده باشند.
#تندیس مقبره ی_#دلگشایت، جولانگاه دل رمیده ی #آزادگی و آزاد اندیشی به #منشور " #گفتارنیک ، #کردارنیک، #پندارنیک، مقوله ای ست فراتر از #افقهای روشنی که اندیشه ی #بکر و بدیع به " #کوروشکبیر" نسبت مختص است. #قلم به وصف نشست #سازمانملل ، گویش طراوت
خوب اندیشیدن #داراب قرن ها به خود می بالد و شور و #شعف به اقتدای #ایرانـزمین نشانه از #نبوغ جغرافیایی ست که مرزها را #درنوردیده است.گفتمان زیبا و نغز #کوروش، نقش جهان را به #سرایاندیشه به افق های باز نسبت است. #رادمردی که هجای تفکرش به تنویر ، چلیپای #غزل گشوده به مرات #دل در آتیه ی درخشان #آینەها رنگ #شادی می زید. محتوی تفکری که #خودکامگی را رد می پندارد تا فلسفه ی رها شدن در #لطف سخن به
تلفظ #مهربانی چیدمان ذهن گردد.
تاب بنفشه ی الفاظ #حکیمانەاش ،
چکامه ایی بر #شاخسارگلشن سایه هاست .
هما گستر #صبحدم به #جمشید افلاکی، جام #خورشید نگاه دوراندیشش، در هوای درگاهش #بادصبوحی می نوشاند.
فرخنده نظری که #آبزندگانی به چمن اندیشه اش، #صبح گره گشای را به کوی
#دلبری ،نفس خوشبوی خاک آستان اوست. آنگاه
دمی به #گلزار_ذهنش بگذری، هر حلقه اش بر انگیخته ی موج #آیندەنگر به هر گوشه ی چشمی #سحر می آفریند.
بوی #مشکسای طرەی جانان میان پریشانی احوال، #اعتباریمطلق است
مقابله با##عشق هیچ اختیاری از #خویش ندارد.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۷ آبانماه ۹۹
━━━━━💫━
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
" #زادروزکوروشکبیر" #ذوالقرنین"
#عطر کلامت بر قامت #قلم می پیچد.
نفس کلمات ، به #نافەیخُتن در حوالی #آداب ،از ظهور
نطق زیبایت ، #مُشکافشان واژه هاست.
شراب ناب دستان #خیام به گفتار
دلپذیرت آیتی ست بهر جان جانان،
ره #پویگانحقیقی، رمز #جاودان نامت.را
به #تقدس واژه ها می برند تا #آوازدلنشین
چکامه ی لطافت #سخن را چشیده باشند.
#تندیس مقبره ی_#دلگشایت، جولانگاه دل رمیده ی #آزادگی و آزاد اندیشی به #منشور " #گفتارنیک ، #کردارنیک، #پندارنیک، مقوله ای ست فراتر از #افقهای روشنی که اندیشه ی #بکر و بدیع به " #کوروشکبیر" نسبت مختص است. #قلم به وصف نشست #سازمانملل ، گویش طراوت
خوب اندیشیدن #داراب قرن ها به خود می بالد و شور و #شعف به اقتدای #ایرانـزمین نشانه از #نبوغ جغرافیایی ست که مرزها را #درنوردیده است.گفتمان زیبا و نغز #کوروش، نقش جهان را به #سرایاندیشه به افق های باز نسبت است. #رادمردی که هجای تفکرش به تنویر ، چلیپای #غزل گشوده به مرات #دل در آتیه ی درخشان #آینەها رنگ #شادی می زید. محتوی تفکری که #خودکامگی را رد می پندارد تا فلسفه ی رها شدن در #لطف سخن به
تلفظ #مهربانی چیدمان ذهن گردد.
تاب بنفشه ی الفاظ #حکیمانەاش ،
چکامه ایی بر #شاخسارگلشن سایه هاست .
هما گستر #صبحدم به #جمشید افلاکی، جام #خورشید نگاه دوراندیشش، در هوای درگاهش #بادصبوحی می نوشاند.
فرخنده نظری که #آبزندگانی به چمن اندیشه اش، #صبح گره گشای را به کوی
#دلبری ،نفس خوشبوی خاک آستان اوست. آنگاه
دمی به #گلزار_ذهنش بگذری، هر حلقه اش بر انگیخته ی موج #آیندەنگر به هر گوشه ی چشمی #سحر می آفریند.
بوی #مشکسای طرەی جانان میان پریشانی احوال، #اعتباریمطلق است
مقابله با##عشق هیچ اختیاری از #خویش ندارد.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۷ آبانماه ۹۹
━━━━━💫━
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
به نام خدا
" #زادروزفروغفرخزاد
#شاعریباشعرهایسپید"
#برج بلور موج و #آینه ،جوانه ی سبز
شعرهایت را به تقدس سپیدواره ها
می شکند. برگ و بار اندیشه به #تقدس قصه ها می بری تا جویبار دوراندیش به #افقهای باز پنجره گشاید.شور #دلاویز
در نای نفس #شعرهایت به تنگ سینه جاری ست. #فروغ نگاهت، همچون فروزندگی نامت، موجی از تحول فکری و #ادبی به قالب شعر نیمایی آغازید، #تولدی دیگر تحسین واژگانت را به جایگاه ویژه در #شعر معاصر ایران، به عنوان شاعری از جنس #آفتاب و اندیشه، تثبیت نمود.شعرهایت، #حقیقت محض را به رویدادهای روزمره در قاب #نگاه مردمان می نشاند.نبوغ ذاتی #فروغ، در هجای درون پر التهابش، گستره ای از #شعر را
به #دیوان دفتر گشود ، شعرهایی با مضامین حقیقی که برشی از برداشت های #روزگار به قلم رسایش، #زینت بخش دل ها گردید.هرجا رد پای #فروغ در شعرها مشهود باشد.. نجوای عاشقانه های بکر بر چشمه سار #اندیشه زلال بتراود، اینسان
نگاه ها ساطع درخشش #حقانیت شود. از قله ی قاف زلف تو، شطی ز #عطر دل انگیز شور بر قلب ها آویخته ی #مودت است، تا بر دریچه ی بسته ی #نگاه
#پیوند خورد و گشایش از تفکری ناب
باز یابد.همواره در گوشه ی #دلت،
جایی هست که خواب #خورشید را ببینی،
بعد از تو ، در بطن #شعرهایت یک پایان بی آغاز خوابیده است.چتر #عاشقانەهایت ، خیس از بارش #باران
ترانه و #ترنم را پُر از مزایای تبسم می کند، فلسفه ی نگاه تو، شکستن #حصار
تحجر بود، تا #منطق دچار تحیر نگردد.
عذرای #پاکدامن اشعار آبی ام، وامق را
به هق هق شانه هایت ببر، تا لختی به #چشم نوازی شعرهایت، خود #خدا را تماشا کنم.
۸ آبانماه ۹۹
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
" #زادروزفروغفرخزاد
#شاعریباشعرهایسپید"
#برج بلور موج و #آینه ،جوانه ی سبز
شعرهایت را به تقدس سپیدواره ها
می شکند. برگ و بار اندیشه به #تقدس قصه ها می بری تا جویبار دوراندیش به #افقهای باز پنجره گشاید.شور #دلاویز
در نای نفس #شعرهایت به تنگ سینه جاری ست. #فروغ نگاهت، همچون فروزندگی نامت، موجی از تحول فکری و #ادبی به قالب شعر نیمایی آغازید، #تولدی دیگر تحسین واژگانت را به جایگاه ویژه در #شعر معاصر ایران، به عنوان شاعری از جنس #آفتاب و اندیشه، تثبیت نمود.شعرهایت، #حقیقت محض را به رویدادهای روزمره در قاب #نگاه مردمان می نشاند.نبوغ ذاتی #فروغ، در هجای درون پر التهابش، گستره ای از #شعر را
به #دیوان دفتر گشود ، شعرهایی با مضامین حقیقی که برشی از برداشت های #روزگار به قلم رسایش، #زینت بخش دل ها گردید.هرجا رد پای #فروغ در شعرها مشهود باشد.. نجوای عاشقانه های بکر بر چشمه سار #اندیشه زلال بتراود، اینسان
نگاه ها ساطع درخشش #حقانیت شود. از قله ی قاف زلف تو، شطی ز #عطر دل انگیز شور بر قلب ها آویخته ی #مودت است، تا بر دریچه ی بسته ی #نگاه
#پیوند خورد و گشایش از تفکری ناب
باز یابد.همواره در گوشه ی #دلت،
جایی هست که خواب #خورشید را ببینی،
بعد از تو ، در بطن #شعرهایت یک پایان بی آغاز خوابیده است.چتر #عاشقانەهایت ، خیس از بارش #باران
ترانه و #ترنم را پُر از مزایای تبسم می کند، فلسفه ی نگاه تو، شکستن #حصار
تحجر بود، تا #منطق دچار تحیر نگردد.
عذرای #پاکدامن اشعار آبی ام، وامق را
به هق هق شانه هایت ببر، تا لختی به #چشم نوازی شعرهایت، خود #خدا را تماشا کنم.
۸ آبانماه ۹۹
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh