#بەنامخدا
" در سوگ استاد " #بنان"
" #سیوچهارمینسالگرددرگذشتاستادبنان"
از تو #سکوت مانده است و از من صدای تو. #تندیس بغض بر گلوی حنجره ی " استاد بنان" به #تماشای لحظه هایی می برم تا لرزه ی افتاده بر شمع وجود، به خاکستر #پروانه نشیند. در #شبستان گرانمایه ی عمر ، #افسانه در خواب
غزلخوانی ات ، #قلم را به لب نامه ی بیابان مجنون #لیلا هیهات دل است.
میان پیله های #احساس ترانه ات،
#تفاهم به حبس تنگ نفس ها می دمد. باز یافتن فریاد گمشده، در #آسمان ناپیدای
نت های ملودی ات #عشق را می نوازد. متبرک ترین واژه ها بر جهانی از #عطر و عسل ترانه ات به چشم #بتهوون آید. تا انگشت حیرت بر لب گزه ی حیرانی #شوق مدور را به دل بکارد.نفس گرم تو همچون روحی در #کالبد شعرها، بهاری ست به #ترنم واژه های که از گلویت #آبشار غزل بتراود . در باغ یک سوسن خاموش، تنها تو می دانی صدای #روشن را تا نسیم بر نفس #شبنم گلویت شب دلتنگی پشت پنجره ی #صبح ببندد. و همراه باد #صبا آوازت بر سرای #دل و جان سایه فکند. #آسمان از نفس تو رنگ بهاران دارد
تا غرق در جذبه ی #نور آینه ها انعکاس باران و #بنان بگیرد.و گریه های سحری را در دلتنگی جان جانان نشیند.چشمه ی #خورشید در دل ادبار نگنجد تا زنگار از آینه ی دل با نوایت زدوده شود. مرگ تو به #باغ سبز #خیال، دیدن رویایی ست تا گره بر زلف #غزل زند و رقص #ترانه در نسیم نا آرام #کوچ ابدیت برقصد.
چشمانت قدوس مشرق #لاهوتی به نگاه سبز در سبز بودنت را معنا می کند. #اشارتیست پنهان، که با #غمزەی نگاهت صحرای نامحسوس دلبری عیان گشته است.بیت #بیت ترانه ات انتشار #موج غزلواره هاست. تا بر مضمون آینه ی شعر #تجلی شب رویایی شود. در برکه ی شب چشمانت، #پلک بر خنده ی #صبحگاهی به بال نگاهی #شاپرک را به #خیال تو می کشاند. ناگاه از ره #رسوم دیرین کوپه ی مرگ، مثل قطاری مست، بر ریل گلوگاهت نشسته ی #ماتم است. تا خنده ی شراب لب به #نجوا گشوده ات ، گریه ها بر بزمگاه مستانه ی شب های #رفیقان برد.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۸ اسفندماه ۹۹
📢…… #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
" در سوگ استاد " #بنان"
" #سیوچهارمینسالگرددرگذشتاستادبنان"
از تو #سکوت مانده است و از من صدای تو. #تندیس بغض بر گلوی حنجره ی " استاد بنان" به #تماشای لحظه هایی می برم تا لرزه ی افتاده بر شمع وجود، به خاکستر #پروانه نشیند. در #شبستان گرانمایه ی عمر ، #افسانه در خواب
غزلخوانی ات ، #قلم را به لب نامه ی بیابان مجنون #لیلا هیهات دل است.
میان پیله های #احساس ترانه ات،
#تفاهم به حبس تنگ نفس ها می دمد. باز یافتن فریاد گمشده، در #آسمان ناپیدای
نت های ملودی ات #عشق را می نوازد. متبرک ترین واژه ها بر جهانی از #عطر و عسل ترانه ات به چشم #بتهوون آید. تا انگشت حیرت بر لب گزه ی حیرانی #شوق مدور را به دل بکارد.نفس گرم تو همچون روحی در #کالبد شعرها، بهاری ست به #ترنم واژه های که از گلویت #آبشار غزل بتراود . در باغ یک سوسن خاموش، تنها تو می دانی صدای #روشن را تا نسیم بر نفس #شبنم گلویت شب دلتنگی پشت پنجره ی #صبح ببندد. و همراه باد #صبا آوازت بر سرای #دل و جان سایه فکند. #آسمان از نفس تو رنگ بهاران دارد
تا غرق در جذبه ی #نور آینه ها انعکاس باران و #بنان بگیرد.و گریه های سحری را در دلتنگی جان جانان نشیند.چشمه ی #خورشید در دل ادبار نگنجد تا زنگار از آینه ی دل با نوایت زدوده شود. مرگ تو به #باغ سبز #خیال، دیدن رویایی ست تا گره بر زلف #غزل زند و رقص #ترانه در نسیم نا آرام #کوچ ابدیت برقصد.
چشمانت قدوس مشرق #لاهوتی به نگاه سبز در سبز بودنت را معنا می کند. #اشارتیست پنهان، که با #غمزەی نگاهت صحرای نامحسوس دلبری عیان گشته است.بیت #بیت ترانه ات انتشار #موج غزلواره هاست. تا بر مضمون آینه ی شعر #تجلی شب رویایی شود. در برکه ی شب چشمانت، #پلک بر خنده ی #صبحگاهی به بال نگاهی #شاپرک را به #خیال تو می کشاند. ناگاه از ره #رسوم دیرین کوپه ی مرگ، مثل قطاری مست، بر ریل گلوگاهت نشسته ی #ماتم است. تا خنده ی شراب لب به #نجوا گشوده ات ، گریه ها بر بزمگاه مستانه ی شب های #رفیقان برد.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۸ اسفندماه ۹۹
📢…… #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قطعه افسانه
باصدایی استاد امین الله رشیدی
#امین_الله_رشیدی
#افسانه
#تورج_نگهبان
#موسیقی_اصیل_ایرانی
✔️ #سلام_بر_زرنه
⬇️🔻⬇️🔻⬇️
@salam_bar_zarneh
باصدایی استاد امین الله رشیدی
#امین_الله_رشیدی
#افسانه
#تورج_نگهبان
#موسیقی_اصیل_ایرانی
✔️ #سلام_بر_زرنه
⬇️🔻⬇️🔻⬇️
@salam_bar_zarneh
🔻حکایت به نیکان نیکی کن و به بدان بدی مکن
#افسانه های شفاهی کردی
قسمت اول:
روزی پادشاهی به شکار رفت و سرراهش پیرمردی را دید که پشتهای هیزم به دوش داشت. پادشاه از او پرسید مگر زن و فرزندی نداری که در ایام پیری تو کار کنند و تو استراحت کنی؟
پیرمرد پاسخ داد من خودم باید کار کنم باید قرض خود را پرداخت کنم و مقداری هم پول به دیگران قرض دهم.
پادشاه از او پرسید به چه کسی قرض داری و به چه کسی باید قرض دهی؟
پیرمرد جواب داد پدر و مادرم هنوز زندهاند و کار میکنم که قرض خود را به ایشان ادا کنم و به بچههایم قرض میدهم تا بعدها که مثل پدر و مادرم از پا بیفتم، آنها قرض خود را به من پس بدهند.
پادشاه از سخنان پیرمرد بسیار خوشش آمد و دستور داد پیرمرد هر روز ساعتی به نزد پادشاه بیاید تا هم صحبت یکدیگر شوند و آخر روز سکهای طلا به او میداد...
وزیر پادشاه فردی بسیار مکار و حسود بود که به پیرمرد بسیار حسادت میکرد و تحمل نداشت ببیند پیرمرد نزد پادشاه بسیار عزیز شدهاست و منتظر فرصتی بود که پیرمرد را از چشم پادشاه بیاندازد.
چند ماه گذشت و روزی پیرمرد هنگام صحبت با پادشاه به او گفت ای پادشاه! همیشه به نیکان نیکی کن ولی به بدان بدی مکن.
پادشاه دلیل این سخن را از پیرمرد پرسید و او جواب داد زیرا بدی نهاد آنهاست و برای آنها کافی است.
پادشاه از این سخن خوشش نیامد و کار بدان را نکوهیده میدانست و دیگر پیرمرد را به قصر خود دعوت نکرد.
مدتی گذشت و روزی از کشورهای همسایه پادشاهان همه گرد هم آمدند و از پادشاه سوالهای زیادی پرسیدند و پادشاه به همه آن سوالها جوابهایی خردمندانه داد و ارزش و اعتبار زیادی بین سایرین کسب کرد...
ادامه دارد....
✍ #حمیدرضا_غلامی
▬__
⚀ @salam_bar_zarneh
#افسانه های شفاهی کردی
قسمت اول:
روزی پادشاهی به شکار رفت و سرراهش پیرمردی را دید که پشتهای هیزم به دوش داشت. پادشاه از او پرسید مگر زن و فرزندی نداری که در ایام پیری تو کار کنند و تو استراحت کنی؟
پیرمرد پاسخ داد من خودم باید کار کنم باید قرض خود را پرداخت کنم و مقداری هم پول به دیگران قرض دهم.
پادشاه از او پرسید به چه کسی قرض داری و به چه کسی باید قرض دهی؟
پیرمرد جواب داد پدر و مادرم هنوز زندهاند و کار میکنم که قرض خود را به ایشان ادا کنم و به بچههایم قرض میدهم تا بعدها که مثل پدر و مادرم از پا بیفتم، آنها قرض خود را به من پس بدهند.
پادشاه از سخنان پیرمرد بسیار خوشش آمد و دستور داد پیرمرد هر روز ساعتی به نزد پادشاه بیاید تا هم صحبت یکدیگر شوند و آخر روز سکهای طلا به او میداد...
وزیر پادشاه فردی بسیار مکار و حسود بود که به پیرمرد بسیار حسادت میکرد و تحمل نداشت ببیند پیرمرد نزد پادشاه بسیار عزیز شدهاست و منتظر فرصتی بود که پیرمرد را از چشم پادشاه بیاندازد.
چند ماه گذشت و روزی پیرمرد هنگام صحبت با پادشاه به او گفت ای پادشاه! همیشه به نیکان نیکی کن ولی به بدان بدی مکن.
پادشاه دلیل این سخن را از پیرمرد پرسید و او جواب داد زیرا بدی نهاد آنهاست و برای آنها کافی است.
پادشاه از این سخن خوشش نیامد و کار بدان را نکوهیده میدانست و دیگر پیرمرد را به قصر خود دعوت نکرد.
مدتی گذشت و روزی از کشورهای همسایه پادشاهان همه گرد هم آمدند و از پادشاه سوالهای زیادی پرسیدند و پادشاه به همه آن سوالها جوابهایی خردمندانه داد و ارزش و اعتبار زیادی بین سایرین کسب کرد...
ادامه دارد....
✍ #حمیدرضا_غلامی
▬__
⚀ @salam_bar_zarneh
کوچه سار شب_حسن کسایی
@tarabesstaan
تکنوازی نی و شعرخوانی:
استاد #حسن_کسایی💫
قطعه ایی زیبا از
آلبوم #افسانه_ساز_نی
که اثری ناب و هنرمندانه از استاد #حسن_کسایی می باشد.
🌐↲▬
🔺 @salam_bar_zarneh
استاد #حسن_کسایی💫
قطعه ایی زیبا از
آلبوم #افسانه_ساز_نی
که اثری ناب و هنرمندانه از استاد #حسن_کسایی می باشد.
🌐↲▬
🔺 @salam_bar_zarneh
👍1
آهنگ مغانه _بیژن کامکار
@Avaye_fariba
تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
حلقه پیر مغان از ازلم در گوش است
بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود....
#حافظ
⬆️⬆️⬆️
آلبوم : #افسانه_تنبور
خواننده : #بیژن_کامکار
آهنگساز : #کیخسرو_پورناظری
بااجرای : گروه #شمس
🌎
🔺`•(] @salam_bar_zarneh[)
سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
حلقه پیر مغان از ازلم در گوش است
بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود....
#حافظ
⬆️⬆️⬆️
آلبوم : #افسانه_تنبور
خواننده : #بیژن_کامکار
آهنگساز : #کیخسرو_پورناظری
بااجرای : گروه #شمس
🌎
🔺`•(] @salam_bar_zarneh[)
🥰1👏1👌1💯1🤗1
🎓 #آگهی_ترحیم 💫
«انا لله و انا الیه راجعون»
🔕 به مناسبت #درگذشت
👤 شادروان: #افسانه_تنهایی
◾️روحش شاد و یادش سبز💔
❤️🔥 با عرض تسلیت
◾️#ایوان #زرنه
•••🪙
🔺 @salam_bar_zarneh`
«انا لله و انا الیه راجعون»
🔕 به مناسبت #درگذشت
👤 شادروان: #افسانه_تنهایی
◾️روحش شاد و یادش سبز💔
❤️🔥 با عرض تسلیت
◾️#ایوان #زرنه
•••🪙
🔺 @salam_bar_zarneh`
😭8😴2❤🔥1😢1💔1💘1