#بەنامخدا
#میلادشمسالشموس
#امامهشتم " #ع " #برشیعیان
#جهانخجستەباد.
#چشم که بر هم می گذارم
تو را می بینم، به #خیالم
پشت پلک ها خبری ست.
وقتی که #چشمغزل به
#سحر گشوده می شود
#صبح از نفس دم مسیحایی ات
می آغازد .موج #عطش به روی لب
پنجره ی #فولاد خوابیده است تا
بر بالشی از خیال من، ستاره ی #شب
را به کوچه هآی تنگ غروب #هفتحوض
#کوثر برد. تسخیر دل و جان #جهانیان
به الفبای #ثامنالحجه شکوه لبخند را شوق دیدارت #دلخوش است. #نفس باد
#صبا گرچه #مشک فشان شود.باز بوی
خوش رونق #عطار را به مستی شعرهای #خیام روانه ی تنگسینه هاست.
جای هر دفتری و #شعری که به نامت باشد
#کوچ توام تردیدهاست. تماشای مرقدت
#نگاه با یک دلتنگ، با یک پنجه ی خسته ی
روییده بر پنجره فولاد ، #باران اشک می گیرد.با تمنای بی مثال، #تلمیح واژگان قافیه پرداز گام های #بنفشه پوش می شود تا بر برگ #فرش زمین این مکان بوسه #باران #عشق بی انتها شود.
در گلوگاه #تغزلمحتشم، شکوه گلواژه ها
بر دیوان شعر #شهریار آذین بند تلنگر قلم می شود تا خوشه خوشه قناری #غزلخوان
گلبوته های #مخملین واژه های پناه یافته ی زبان #رهی را به عطر کلمات #شاملو پهلو زند.#ساحل چشمان دریایی دخیل بند آن مرقد است تا در آبی ترین #آسمان خیال
واپسین ثانیه های قامت بستن #دل ، از راهی دور به کوچه ی #دیدار بگشاید.در
آغاز #فصل رویش سبز خواستن ها، #جوانه ی نام تو
بر لب #قلم می شکفد تا چشمانی #بهاری شود.
#✍فروزندەشفیعیزرنە
۱۲ تیرماه ۹۹
━━━━━━
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
#میلادشمسالشموس
#امامهشتم " #ع " #برشیعیان
#جهانخجستەباد.
#چشم که بر هم می گذارم
تو را می بینم، به #خیالم
پشت پلک ها خبری ست.
وقتی که #چشمغزل به
#سحر گشوده می شود
#صبح از نفس دم مسیحایی ات
می آغازد .موج #عطش به روی لب
پنجره ی #فولاد خوابیده است تا
بر بالشی از خیال من، ستاره ی #شب
را به کوچه هآی تنگ غروب #هفتحوض
#کوثر برد. تسخیر دل و جان #جهانیان
به الفبای #ثامنالحجه شکوه لبخند را شوق دیدارت #دلخوش است. #نفس باد
#صبا گرچه #مشک فشان شود.باز بوی
خوش رونق #عطار را به مستی شعرهای #خیام روانه ی تنگسینه هاست.
جای هر دفتری و #شعری که به نامت باشد
#کوچ توام تردیدهاست. تماشای مرقدت
#نگاه با یک دلتنگ، با یک پنجه ی خسته ی
روییده بر پنجره فولاد ، #باران اشک می گیرد.با تمنای بی مثال، #تلمیح واژگان قافیه پرداز گام های #بنفشه پوش می شود تا بر برگ #فرش زمین این مکان بوسه #باران #عشق بی انتها شود.
در گلوگاه #تغزلمحتشم، شکوه گلواژه ها
بر دیوان شعر #شهریار آذین بند تلنگر قلم می شود تا خوشه خوشه قناری #غزلخوان
گلبوته های #مخملین واژه های پناه یافته ی زبان #رهی را به عطر کلمات #شاملو پهلو زند.#ساحل چشمان دریایی دخیل بند آن مرقد است تا در آبی ترین #آسمان خیال
واپسین ثانیه های قامت بستن #دل ، از راهی دور به کوچه ی #دیدار بگشاید.در
آغاز #فصل رویش سبز خواستن ها، #جوانه ی نام تو
بر لب #قلم می شکفد تا چشمانی #بهاری شود.
#✍فروزندەشفیعیزرنە
۱۲ تیرماه ۹۹
━━━━━━
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
#بەنامخدا
" #رحلتشیخاجلسعدیشیرازی"
#قلمکال من به وصف #ثنایت ناید.
تو که تن پوش #مخملین هر قافیه و ردیف #غزل،
به پای پیچک #بنفشه و
#نرگسشیراز شکفتن نامت را به هجای
کلماتی می شکفد تا #نفس
#بهارقلم به تکاپوی از تو
سرودن عاجز بماند. هوای عنبرسای #شعر در
غیبت نام تو #دلتنگی می آغازد.
#زلفاندیشه به کوتاهی حروف می نشیند
تا در #امتدادکلمات ، سایه ای باشد برای
از تو نوشتن. #نسیم مشک فشان بر #گلستان پند
و #اندرزهایت وزیدن گرفته است.
لطف سخن در#بوستان ، رهاورد واژگانی ست تا زبان پارسی به وجد #قلم رسایت
به جوشش #مکتوب ریشه در نگاه نگار خانه ی #آریایی بودن و
زیستن به #مراددل رساند.گاهی از همه
#دل بریدن و در عظمت #کتابت مضامین
#فرحبخش تو غرق شدن عالمی دارد.
برگ و باد #عطر حضورت را به #بهارنارنج گلستان
می پراکند تا میوه ی #دانش از باغ بوستانت به #دشت سینه ها به بار نشیند.
#بلاغت و شیوایی سخنانت گل #یاس بر دل می کارد،تا بر #التهاب بلور #باغ نگاهت،تب
#شعر شرر زند، کلامت موجی از اشارت
به نشانی جان #جانان آبشار شیوایی و بلاغت می نشاند تا
دلدادگی به #ساحل نیک اندیشی
به #طراوت قصه ها برد، #شفق پهلو گرفته است به سردی شب نگاهت، #رمق آن
نگاه #فریبایی ات به فصل جدایی #سایه می افکند
و شب بر پلک چشمان #سعدی، مه ای از ماتم گرفته است .اینک در #واپسین لحظات عمرت، بیکران تا #بیکران اندوه به بار نشسته است.
#نبوغ نامکشوفی را به وادعی #تلاوت است که #قلم پر بارش توامان تفکراست ،رخ به #نقاب خاک از حضورش #لحد را به تراوش ماوای دلچسپ می نشیند.
نام #خداوندگارقلم، نه در سکوت شباهنگام به فراموشی سپرده می شود و نه در #ازدحام روزگاران.#سعدی سندی ست معتبر و ماندگار، تا آنگاه که هر #دفتر از #بوستانش ورق خورد ،
#اشعار و اندیشه اش بر ذهن ها شکوفه ی از #دانش غنچه می دمد و هرگاه بر باغ #گلستانش پنجره ای از پند و اندرز گشوده شود #باران ترنم بر #دشت سینه ها باریدن می گیرد. چه #خوشسعادتی ست آنان که خو گرفته با آثار #سعدی بر #تلالو نگاهشان ، به زلف #غزل بار اندیشه ، #کهکشان دلبریش را می نگرند.
✍#فروزندەشفیعیزرنە
۲۷ مرداد ماه ۹۹
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
" #رحلتشیخاجلسعدیشیرازی"
#قلمکال من به وصف #ثنایت ناید.
تو که تن پوش #مخملین هر قافیه و ردیف #غزل،
به پای پیچک #بنفشه و
#نرگسشیراز شکفتن نامت را به هجای
کلماتی می شکفد تا #نفس
#بهارقلم به تکاپوی از تو
سرودن عاجز بماند. هوای عنبرسای #شعر در
غیبت نام تو #دلتنگی می آغازد.
#زلفاندیشه به کوتاهی حروف می نشیند
تا در #امتدادکلمات ، سایه ای باشد برای
از تو نوشتن. #نسیم مشک فشان بر #گلستان پند
و #اندرزهایت وزیدن گرفته است.
لطف سخن در#بوستان ، رهاورد واژگانی ست تا زبان پارسی به وجد #قلم رسایت
به جوشش #مکتوب ریشه در نگاه نگار خانه ی #آریایی بودن و
زیستن به #مراددل رساند.گاهی از همه
#دل بریدن و در عظمت #کتابت مضامین
#فرحبخش تو غرق شدن عالمی دارد.
برگ و باد #عطر حضورت را به #بهارنارنج گلستان
می پراکند تا میوه ی #دانش از باغ بوستانت به #دشت سینه ها به بار نشیند.
#بلاغت و شیوایی سخنانت گل #یاس بر دل می کارد،تا بر #التهاب بلور #باغ نگاهت،تب
#شعر شرر زند، کلامت موجی از اشارت
به نشانی جان #جانان آبشار شیوایی و بلاغت می نشاند تا
دلدادگی به #ساحل نیک اندیشی
به #طراوت قصه ها برد، #شفق پهلو گرفته است به سردی شب نگاهت، #رمق آن
نگاه #فریبایی ات به فصل جدایی #سایه می افکند
و شب بر پلک چشمان #سعدی، مه ای از ماتم گرفته است .اینک در #واپسین لحظات عمرت، بیکران تا #بیکران اندوه به بار نشسته است.
#نبوغ نامکشوفی را به وادعی #تلاوت است که #قلم پر بارش توامان تفکراست ،رخ به #نقاب خاک از حضورش #لحد را به تراوش ماوای دلچسپ می نشیند.
نام #خداوندگارقلم، نه در سکوت شباهنگام به فراموشی سپرده می شود و نه در #ازدحام روزگاران.#سعدی سندی ست معتبر و ماندگار، تا آنگاه که هر #دفتر از #بوستانش ورق خورد ،
#اشعار و اندیشه اش بر ذهن ها شکوفه ی از #دانش غنچه می دمد و هرگاه بر باغ #گلستانش پنجره ای از پند و اندرز گشوده شود #باران ترنم بر #دشت سینه ها باریدن می گیرد. چه #خوشسعادتی ست آنان که خو گرفته با آثار #سعدی بر #تلالو نگاهشان ، به زلف #غزل بار اندیشه ، #کهکشان دلبریش را می نگرند.
✍#فروزندەشفیعیزرنە
۲۷ مرداد ماه ۹۹
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
#بەنامخدا
" #سراببازان تا #سرابنیلوفر"
آنچه بر #قلمتقدیر رفته است تغییر ناپذیر است در حوالی ات به پهنای #حوصلەی مردمان #غیورت، اندوه #آسیاب می کنند.تا در این #آسیاب ، تراژدی #سنگزیرین همان
#بیستون دیرین باشد. هنوز هم غرق رویاهایی به رنگ خوش باور در #انتظار
قدم های ست که #شبنم کوهسارت به همراه نگاه #مانشت ، نوازشی از #دلتنگی آغوش پُر از عطر و #آرامش، چتری باشد
بر سر #شعرهایکال من، تا هم عصای گم کرده و هم بال و هم و#بال خود باشم.
اکنون خاطره های #اشک، گاهی مقدمه ی
#سخن گفتن است تا ساعت #زندگی به وقت لبخند #سراببازان کوک شود و
با نگاه #غزالمانشت، به نبض نفس های هوای دلپذیر تو #هماهنگ کند. با لب شعرهای #شاهپرور می شود حرف زد و با سر انگشتان #سخای #خانمنصور ، شاخه های #شعر را به چشمان زندگی #شاکه پیوند زد. لبخندها و نفس هایت به لب های #سرابنیلوفر ، گره زدن شعر و #شکوفه است تا
زندگی صدها بار ، #زیباتر و مهربان تر از تصور #مهرنگار گذر کند . لختی بیا تا #نیلوفران آبی ، #سرابنیلوفر همچون لامارهای آبی به #پیچک آویشن و پونه ی #سرکش، غزل بی بهانه را به مضمون #شعر و قصه های #عاشقانه در سکوت بی کسی
#شیرین، به تار و تصنیف و #ترانه در معبد
صدها کرانه برند. #مرقد چشمان چشمه ی سراب بازان، حریم زائر #سرابنیلوفر را همچون دو #غزل، در اعماق دلی گمشده در #مجمعالجزایر نگاهت غرق می شود. به احترام و #شکوه مردمانت، کتیبه ها جمع اند تا دغدغه ی #صوفیانماهر تو را به شور و ترانه بیاورد. این غروب وسوسه ی سرخ گونه های #مانشت است یا سرخی #شقایق کناره ی #نیلوفر که بر یال کوهش
انعکاسی از تلالو به صبح #سراببازان
#خوشەی چند استعاره ی تازه می چیند.
چشمانت به #اردیبهشت می مانند تا قلم از شاخه شاخه ی گلمژه ی دامن #مخملین کوهت #شکوفەهایبهاری را بچیند.
شب خیال #سرابنیلوفر را به چلچراغ چشم های #شبدیز ، محشر دلدادگی ست
تا خواب های #فرهاد را به دور دست های سراب #نیلوفر، همچون سوسنی در صدای
تیشه اش راه می رود. این #بوسەیابرهاست یا #اشکهایی که بر گونه ی خجالت زده ی #طاقبستان، ذکر عشق
را به سبزه و گل و #آغوشبرکەات می کشاند. برگ های #تقویم در بادهای ناآرام
می وزند تا از دور دست های نسیم #مانشت ، خطوط بلندای #سراببازان
به پیشانی #کوهسار بوزد. ای کاش یک #بهار دیگر بارش چشم های #سراب تَر شود. در گشوده به باغ #گلسرخ، سراپرده ی #رنگین تماشا به رقص رنگین شکفتن، #مژدەیبهاران باشد.
✍#مهربانوـفروزندەـشفیعیـزرنە
۳ آبانماه ۹۹
━━━━━💫━
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
" #سراببازان تا #سرابنیلوفر"
آنچه بر #قلمتقدیر رفته است تغییر ناپذیر است در حوالی ات به پهنای #حوصلەی مردمان #غیورت، اندوه #آسیاب می کنند.تا در این #آسیاب ، تراژدی #سنگزیرین همان
#بیستون دیرین باشد. هنوز هم غرق رویاهایی به رنگ خوش باور در #انتظار
قدم های ست که #شبنم کوهسارت به همراه نگاه #مانشت ، نوازشی از #دلتنگی آغوش پُر از عطر و #آرامش، چتری باشد
بر سر #شعرهایکال من، تا هم عصای گم کرده و هم بال و هم و#بال خود باشم.
اکنون خاطره های #اشک، گاهی مقدمه ی
#سخن گفتن است تا ساعت #زندگی به وقت لبخند #سراببازان کوک شود و
با نگاه #غزالمانشت، به نبض نفس های هوای دلپذیر تو #هماهنگ کند. با لب شعرهای #شاهپرور می شود حرف زد و با سر انگشتان #سخای #خانمنصور ، شاخه های #شعر را به چشمان زندگی #شاکه پیوند زد. لبخندها و نفس هایت به لب های #سرابنیلوفر ، گره زدن شعر و #شکوفه است تا
زندگی صدها بار ، #زیباتر و مهربان تر از تصور #مهرنگار گذر کند . لختی بیا تا #نیلوفران آبی ، #سرابنیلوفر همچون لامارهای آبی به #پیچک آویشن و پونه ی #سرکش، غزل بی بهانه را به مضمون #شعر و قصه های #عاشقانه در سکوت بی کسی
#شیرین، به تار و تصنیف و #ترانه در معبد
صدها کرانه برند. #مرقد چشمان چشمه ی سراب بازان، حریم زائر #سرابنیلوفر را همچون دو #غزل، در اعماق دلی گمشده در #مجمعالجزایر نگاهت غرق می شود. به احترام و #شکوه مردمانت، کتیبه ها جمع اند تا دغدغه ی #صوفیانماهر تو را به شور و ترانه بیاورد. این غروب وسوسه ی سرخ گونه های #مانشت است یا سرخی #شقایق کناره ی #نیلوفر که بر یال کوهش
انعکاسی از تلالو به صبح #سراببازان
#خوشەی چند استعاره ی تازه می چیند.
چشمانت به #اردیبهشت می مانند تا قلم از شاخه شاخه ی گلمژه ی دامن #مخملین کوهت #شکوفەهایبهاری را بچیند.
شب خیال #سرابنیلوفر را به چلچراغ چشم های #شبدیز ، محشر دلدادگی ست
تا خواب های #فرهاد را به دور دست های سراب #نیلوفر، همچون سوسنی در صدای
تیشه اش راه می رود. این #بوسەیابرهاست یا #اشکهایی که بر گونه ی خجالت زده ی #طاقبستان، ذکر عشق
را به سبزه و گل و #آغوشبرکەات می کشاند. برگ های #تقویم در بادهای ناآرام
می وزند تا از دور دست های نسیم #مانشت ، خطوط بلندای #سراببازان
به پیشانی #کوهسار بوزد. ای کاش یک #بهار دیگر بارش چشم های #سراب تَر شود. در گشوده به باغ #گلسرخ، سراپرده ی #رنگین تماشا به رقص رنگین شکفتن، #مژدەیبهاران باشد.
✍#مهربانوـفروزندەـشفیعیـزرنە
۳ آبانماه ۹۹
━━━━━💫━
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
#بەنامخدا
"#مستان سلامت می کند
#اربعینـاستادشجریان "
#عندلیبان را چه پیش آمد
و #هزاران را چه شد
این کیست؟ که #شبنم گلچهره ی
خندانش بر گل #اعتکاف ربنا
فرو می چکد.
این کیست؟ که از عطر #شقایق
پیرهنش ، می مست جان الست
شراب دلدادگی بر صراحی #غزل
می نوشاند.
این کیست؟ که هزاران #طلوع
#خورشید بر کجاوه ی گوهرش
به #طلعت مهرانه ی فریباییش
#ناز کرشمه ی نگاه در رکابش
به #التماسند.این کیست؟
که پیمانه ی جان #عشق
بر لب غزل دارد.#تلاوت ربنا و
قامت بستن بر #سجدگاه سجود
#ایمان را معنا می کند.
ابرهای #صداقت از بارش چشمان توست
که باریدن را معتکف می شود.#کهکشان
#زلف کمند بر هجای کلمات با لب غزلخوانت، خستگی را از شانه ها #تلاوت می کند.در الفبای شاعران، #قلم فصیح
به دنبال نام تو در گذر #دقایق وامدار
حنجره ی #ملکوتی تو می شود.
قافیه پرداز ، تن پوش #مخملین گلواژه ها،
از ورای #تنعم بی بدیل تو بر نت ها روان می گردد. تا جویبار #نبوغ ذاتی ات، به بلندای البرز نامت را #دخیل ببندد.روز پر کشیدنت، بر #اطلس گمنام #آسمان ، لبخندی از مهر توست که بر زنجر خشکیده ی لبانت، آوارگی #ترانەها را
به #یغما می برد. تا بر هرم آرزوها ، دشت
سینه ها از فراقت #نغمه گوید. تبسم پگاه
دشت روشن از #گلشن جانان به سراپرده ی غزلت فرو می افکند تا #گیسوان شب،
بر شانه های #مریدانت زخمی زمان را زمزمه کند. #غزل و ترانه هایت در هیاهوی بادها، نسیم یادت را می سرایند.خاک #طوس ، با مرام ترین #گوهر هستی به دامان دارد تا معنای درد و هجر به همسایگی #اخوان به الفبای وداع گره زند.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۳۰ آبانماه ۹۹
📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
Telegram
attach 📎
#بەنامخدا
"زاد روز #احمدشاملو
#برفرهیختگانجهانتهنیتباد"
بقچه ی مهربانی #صبح ، سهمی از نور خورشید واژگان توست که پهلو زده بر #ذوق قلمم، تا دنیا را قابل تحمل کند .گاهی در دنیای #ماورایی سبکزیبایت، استعارات #بال می گشایند تا چتری شوند بر #باران کلمات و آنگاه #طراوتش بر دفتر شعرهایت ، حس
باهم بودن را به شوق نوشتن آورد.نام شاملو سرآغاز تحولی ست بر #ادبیات
و نو آوری و ظهوری به #شعرمعاصر،
سرودن گونه ای که #شعرشاملویی به
#نگارش شد.سبک شعرهایت، مهم ترین
قالب شعری در متون #ادبیات، نکته ی کلیدی ست برای ادیبانه گفتن و سرودن.تفکر#شاملویی، آرمانگرایی ست.روح طغیان در شعرهای شاملو
حس #لطیف واژگان را به سراچه ی #دل سپردن است ، آنچنان نازک اندیش که #حریر شعرهایش، پرورده ی ادب به دشت #واژگان را به دفتر #عشق می آراید.فعالیت های مطبوعاتیش ، ظهوری ست که در #قالب شعرهایش پدیده ی نو که #نماد چیدمان #اندیشه ی بدیع ست، زنگار از دل می زداید.طنین کلماتش بر تلفظ زبان #عام، پسنده ترین تلطیف #گفتار می شود.هجای ذهن خلاقش، نقش مادری ست که زبان #نیمایی می گشاید تا همچون شکوفه ی سرخ یک پیرهن #آراستگی کلمات ، بر گرمسیرات
قلمش، آویخته ی شکوفه ی #نسرین کند.تن پوش #مخملین گلواژه هایش،
به بلندای تفکرش در شعر #سپید غفران،
تفسیری ست که #وزن را رها کرد و به سبک نو، تحولی #نافذ به الفبای
#ادب شد.اشعارش به " ۱۳" زبان دنیا صحافی شده است.هرگاه با #تعمقی به شعرهایش بنگریم،سایه ای از
حس #لطافت آویخته ی ذهن به سبک زیبایش، نام #شاملو را تداعی ست.تا سفیر کشان خاطری باشد به سیاست
#ذهن بکری که به یادگار دارد.#روح مهربانی
که نوع نگاهش به #جهان لطف را به دل ها می آراید تا آنگاه بر #دشت شعرهایش گذر کنیم، #بهاری به زیبایی
#رنگینکمان شعری سبز به نگاه جوانه زند.
۲۱ آذر ماه ۹۹
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
"زاد روز #احمدشاملو
#برفرهیختگانجهانتهنیتباد"
بقچه ی مهربانی #صبح ، سهمی از نور خورشید واژگان توست که پهلو زده بر #ذوق قلمم، تا دنیا را قابل تحمل کند .گاهی در دنیای #ماورایی سبکزیبایت، استعارات #بال می گشایند تا چتری شوند بر #باران کلمات و آنگاه #طراوتش بر دفتر شعرهایت ، حس
باهم بودن را به شوق نوشتن آورد.نام شاملو سرآغاز تحولی ست بر #ادبیات
و نو آوری و ظهوری به #شعرمعاصر،
سرودن گونه ای که #شعرشاملویی به
#نگارش شد.سبک شعرهایت، مهم ترین
قالب شعری در متون #ادبیات، نکته ی کلیدی ست برای ادیبانه گفتن و سرودن.تفکر#شاملویی، آرمانگرایی ست.روح طغیان در شعرهای شاملو
حس #لطیف واژگان را به سراچه ی #دل سپردن است ، آنچنان نازک اندیش که #حریر شعرهایش، پرورده ی ادب به دشت #واژگان را به دفتر #عشق می آراید.فعالیت های مطبوعاتیش ، ظهوری ست که در #قالب شعرهایش پدیده ی نو که #نماد چیدمان #اندیشه ی بدیع ست، زنگار از دل می زداید.طنین کلماتش بر تلفظ زبان #عام، پسنده ترین تلطیف #گفتار می شود.هجای ذهن خلاقش، نقش مادری ست که زبان #نیمایی می گشاید تا همچون شکوفه ی سرخ یک پیرهن #آراستگی کلمات ، بر گرمسیرات
قلمش، آویخته ی شکوفه ی #نسرین کند.تن پوش #مخملین گلواژه هایش،
به بلندای تفکرش در شعر #سپید غفران،
تفسیری ست که #وزن را رها کرد و به سبک نو، تحولی #نافذ به الفبای
#ادب شد.اشعارش به " ۱۳" زبان دنیا صحافی شده است.هرگاه با #تعمقی به شعرهایش بنگریم،سایه ای از
حس #لطافت آویخته ی ذهن به سبک زیبایش، نام #شاملو را تداعی ست.تا سفیر کشان خاطری باشد به سیاست
#ذهن بکری که به یادگار دارد.#روح مهربانی
که نوع نگاهش به #جهان لطف را به دل ها می آراید تا آنگاه بر #دشت شعرهایش گذر کنیم، #بهاری به زیبایی
#رنگینکمان شعری سبز به نگاه جوانه زند.
۲۱ آذر ماه ۹۹
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
#بەنامخدا
" #بارانوبهار"
باران می بارد تا #بهار جوانه زند، سپیده دم بر افق گونه های #مانشت بدرخشد و
صبحی روشن از گل های نوشکفته ی #سیب را به دامان #بانکول بسپرد تا در دست های گرم #بانمیل میوه دهد. بوی کاج های خیس زیر #باران، در پشت فصل های گمشده، دمیدن نفس به سینه باقی ست. #زمین ساده ی رویش بهار در محتوی ثانیه ها، به سوی #فصل نگاه، موجی از سایه ی ابر #سترون ، به تکرار دلتنگی می بارد. بهار رویای شادمانه ی #مخملین گلواژه های باران را به آغوش #دشت و دمن می نوازد تا مفهوم #بهار در پس نگاه جاذب سبزه زار شود. در بارگاه باغ #باران، ترنم واژه ها بارور عشق اند .#خورشید ذهن باغچه ها در بال و برگ چلچله و گندم ، جریان #نوبهاری ست تا آنک آنک با قدم هایش، #گل و سیب و انار به پیرایه های #دشت واژگان شکوفه دهد.با رفتن #اسفند و زمستان سپید #مانشت چشم می گشاید تا سامانه ی #میخک و رویش اطلسی و بنفشه را به خنده ی زمین فصل تحول شود. #مانشت همچون یک #الماس سپید در کان احساس برودت #برف می پرورد و #بهار به تمنای " #بانکول وبانمیل" بنفشه و عطر آویشن را بر گونه های کوه وکمر آخته ی شکفتن می شود. دختر #بهار عشق دیر پای سبز را به #بیستون فرهاد زمزمه ی دلدادگی ست و طراوت دستان #بهار از زمستان برآمده بر کوه #گاومیر پر از بذر تازه شکفتن شود. با #بهار می شود خطوط بر جسته ی دغدغه ها را به پیشانی سال #جدید گره ی ترنم زد. میزبان کاروان #عشق شد. و زمان خوشدلی در باب #انیس دل به غنیمت شمرد. با لب #آینه می شود به فردا خندید. از خاک به #گل، رقص رنگین شکفتن در چشمه ی شیدایی چشید. این چه #حس تازه ای ست که به #قامت #قلم روییده است تا در میان باورها ، حس مهر ورزی به سمت جاودانگی، #شبچراغ روشن دستان شود. کاش یک #بهار دیگر شود تا در #بارش چشم های تر شیرین، #تُنگ نگاه ،
#آبشار شناور بلور اشک #فراق را به حال و هوای #شاعرانگی بچکاند. بیاییم #مهربان باشیم همچون #باران بهاران بر دشت #دلها.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۲۶ اسفندماه ۹۹
🔸 سلام بر زرنه …🕪
🔻 @salam_bar_zarneh
" #بارانوبهار"
باران می بارد تا #بهار جوانه زند، سپیده دم بر افق گونه های #مانشت بدرخشد و
صبحی روشن از گل های نوشکفته ی #سیب را به دامان #بانکول بسپرد تا در دست های گرم #بانمیل میوه دهد. بوی کاج های خیس زیر #باران، در پشت فصل های گمشده، دمیدن نفس به سینه باقی ست. #زمین ساده ی رویش بهار در محتوی ثانیه ها، به سوی #فصل نگاه، موجی از سایه ی ابر #سترون ، به تکرار دلتنگی می بارد. بهار رویای شادمانه ی #مخملین گلواژه های باران را به آغوش #دشت و دمن می نوازد تا مفهوم #بهار در پس نگاه جاذب سبزه زار شود. در بارگاه باغ #باران، ترنم واژه ها بارور عشق اند .#خورشید ذهن باغچه ها در بال و برگ چلچله و گندم ، جریان #نوبهاری ست تا آنک آنک با قدم هایش، #گل و سیب و انار به پیرایه های #دشت واژگان شکوفه دهد.با رفتن #اسفند و زمستان سپید #مانشت چشم می گشاید تا سامانه ی #میخک و رویش اطلسی و بنفشه را به خنده ی زمین فصل تحول شود. #مانشت همچون یک #الماس سپید در کان احساس برودت #برف می پرورد و #بهار به تمنای " #بانکول وبانمیل" بنفشه و عطر آویشن را بر گونه های کوه وکمر آخته ی شکفتن می شود. دختر #بهار عشق دیر پای سبز را به #بیستون فرهاد زمزمه ی دلدادگی ست و طراوت دستان #بهار از زمستان برآمده بر کوه #گاومیر پر از بذر تازه شکفتن شود. با #بهار می شود خطوط بر جسته ی دغدغه ها را به پیشانی سال #جدید گره ی ترنم زد. میزبان کاروان #عشق شد. و زمان خوشدلی در باب #انیس دل به غنیمت شمرد. با لب #آینه می شود به فردا خندید. از خاک به #گل، رقص رنگین شکفتن در چشمه ی شیدایی چشید. این چه #حس تازه ای ست که به #قامت #قلم روییده است تا در میان باورها ، حس مهر ورزی به سمت جاودانگی، #شبچراغ روشن دستان شود. کاش یک #بهار دیگر شود تا در #بارش چشم های تر شیرین، #تُنگ نگاه ،
#آبشار شناور بلور اشک #فراق را به حال و هوای #شاعرانگی بچکاند. بیاییم #مهربان باشیم همچون #باران بهاران بر دشت #دلها.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۲۶ اسفندماه ۹۹
🔸 سلام بر زرنه …🕪
🔻 @salam_bar_zarneh