سلام بر زرنه Zarneh ⁃🔕
8.5K subscribers
20.9K photos
15.8K videos
552 files
14.8K links
🕹 #کانال_سلام_بر_زرنه
قدیمی ترین و جامع ترین کانال شهرستان #ایوانغرب
🚫 تاریخ تاسیس:۱۳۹۴/۱۰/۲۲

ارتباط با ما / تبلیغات
⧩⧩⧩

@salam_bar_zarneh_z

#شرایط_تبلیغات در کانال :
⧩⧩⧩
@salam_bar_zarneh0
Download Telegram
بەنام‌خدا

😍#زبان‌مادری‌را‌پاس‌بداریم"

#اسفند قبل از آن که با تاریخ و تقویم برسد،هوای مطبوع و شمیم دلنوازش
به واپسین روزهای زمستانی، #خانه
#تکانی_دل است. آسمان دل پر از
ابرهای پر بار بهاری ست.کافیست
بر پایین دشت مخملین کوه زادگاهم
با تلنگری کوچک سیر ببارد.سبزه های
روییده در دامن خاکی تپه،مثل یک تابلوی نقاشی #پیکاسو بر چشمانم
چشم نوازی می کند.یاد آن روزها که
#شلال گیسوان بلند مادران ایل، در وزش نسیم، عطر گل و میخک بر تنگنای سینه می پراکند.بهار در کودکی مان مانده است.تا باران بر صخره و کوه وکمر،موج تصویر ماه گل کرده را به روح
بهشتی مادر بپاشد.واژه های #کردی" #زبان_مادری به گویش مهربانیش، خامه گشای طلب و اشتیاق را به تلطیف گفتار می کشاند.سال هاست بر برکه ی گل نیلوفر، چشم کاوشگر مادر ایل، به فصل سبزه ها دوخته شده است. تادخترک ادب پرور،پیراهن عنابی واژه ها را بر
تن #الفبای_کردی آراسته کند.دوباره زبان به کندوی لالایی قدمت #مادرانه، به گرده های گل آفتابگردان، گویش زیبایش را بر می تابد. مادر می داند که من سال هاست ، #چشم روی هم می گذارم تا طنین گفتار زبان گشایش، انیس دلبرانه ی شب هایی باشدکه کنارمن از ترمه ی دختر #ننه_حوا که عروس می شود قصه بگوید.تاعاشقانه های هزار ساله ی شیرین و فرهاد،برگذرگاه بیستون، به #طاقبستان دل گره زند. هزاران بهار و پاییز نیامده بر زبان الکن، تجربه ی آرامشی ست که از تکلم مادر ایل به شکفتن زبان کردی، همچون ستاره بر #آسمان_غزل سوسو می زند.اینک روز "مادر "به شراب لب هایی می برم ، تا نجواهای عاشقانه به واژه هایی ازجنس #امید و #اشتیاق، سکوت سنگ و
صخره ی دل را بشکند. وعشق رادر
سلول های جان فریاد گوید. به بلندای سکوی ایستاده از غرور و بلند نظر مادر ایلم، سرسجود فرودمی آورم تا بر بالای سرت،بر بام خَضوع ودانایی ات نشسته باشم

🍁به قلم : #‌شفیعی🍁
━━━━━━
🆘 @salam_bar_zarneh
#سلام_بر_زرنه
#بەنام‌خدا

" #یلدا "

#بهشت رویای باغ است
و #بهار رویای درخت.
این چه #عطری ست
که با رایحه ی #دل انگیزش،
پایان #خزان را به برگ ریزان
#غربت نمناکی چشم هایی
می برد تا میان باز و بسته شدن
پلک هایش، انتهای #پاییز ، ساعت جهان را به ابتدای شب #یلدایی، در قلب های گمشده کوک کند. در #باغ نیستان نی‌
یک #سوسن خاموش، به تلاقی نسیم
گیسوان تو می وزد تا #سرمه کشیده
بر غبار چشمان پاییز به دامن #گل کشاند.نفس #یلدا به تقلای اندیشه
بر تنپوش واژگان قامت #قلم، داغ بیابان دل را به نفسی می دمد تا بر #کالبدش،
جان به تسخیر عاشقانه های #جهان،
فر و شکوه #حافظ در دیوان تفالش
رسم نگین خاتم شود و بر سفره ی #یلدایی نفس به نفوس #غزل بتراود.
لب به نجوای شعرهایش، #دلنوازترین
فروزندگی ماه و #مهر به دشت شب
خاطره، میزبان #دل عشاق گردد. رسمی به
قدمت #نیاکان خوب اندیش که گوهری ذهنشان ، ترسیم لولو و #مرجان بر خوشه ی پروین است.یاقوت #انار به لبان قلم
دانه دانه #گلچین کلمات قسار را از رخت
آویز #پاییز بر تن خشک برگ ها می آویزد
تا نام #کوروش کبیر به رسم باستان.. همواره طنین #عشق و وفا را بنوازد.بزرگ اندیشی از سلسله ی #حقیقت محًض که دل پر شرر از حادثه در علم سبزش به رنگ نفس گرم #بهار، #غرق در جاذبه ی
نور خداست. قامتش سرو دل آرای #گلستان ازل بر جامه ی #نور و قد رعنایش
جذبه ی نفس #آسمان به رنگ بهاران است.
صدای قدم هایش در شب #یلدایی، جاده ی سر سبز دعا را به #تمنای" گفتار نیک
کردار نیک و پندار #نیک، گنجینه ی #ادب می گشاید تا شب های دلتنگی در پنجره ی #صبح امید به ِحرِ گفتارش طلوع کند و همرا باد صبا، عطر دعای گریه های #سحر را به روزنه ی تفال #حافظ، ماه در محاق بیرون افتد. چه خوب است درس #لطف به توامان لحظه ها، دقیقه ها را پس بکشد آنگاه #مهر ورزی بر انار خنده ها، #گلخند شکفته ی غنچه های شب #یلدا شود. #یلدا فراتر از یک نام است.
شبی که یک دقیقه بیشتر
به پشت پرده ی #خیال نگاهمان می خرامد تا الهه ی شب هایی باشد که بر تلاوت #شعرها اتفاقی ست که پاییز، #یلدا را بهانه کند و دور هم بودن ها را به #اطراق دل نشاند. یاد روزگاران نه چندان دور، #کرسی و لحاف گلدوزی شده #ترمه از نگین و مروارید و گرمای دستان #مادرانه میزبان این دقایق بود و صدای رسایی که بر دیوان #حافظ فالی می زد .انگار تکرار یلدا به #روزگار امروز تلنگری ست به جای خالی عزیزانی که #حسرت جای خالیشان عجب چنگی از غم به #دل می زند و #احوالی که سخت درگیر خواستن های بوی #عطر پیرهنشان در نفس حبس نموده است. حال شب باشد و من باشم و نگاه #غزل سرای #حافظ، عشق باشد و شاخه #نبات و نرگس #شیراز .
یک فنجان چایی داغ و #قلمی که محو تماشای
شب #یلدا است و یک قدم مانده به رقص #برف تا شکفتن شکوفه ی علفزار #بهار.

#‌فروزندە‌ـ‌شفیعی‌ـ‌زرنە

۳۰ دیماه ۹۹

📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه
»» @salam_bar_zarneh
#بەنام‌خدا

" #تقدیم‌به‌مادران‌ایل‌کلهرم "


برای #نشستن کنار تو، نوشیدن یک فنجان #چایی دم نوش تازه ی همیشه بهار با بوی هل و #دارچین، سخن گفتن از #غزل ، و بی واهمه از گفتن رازهای #نهان،
بغض کردن راه #پایان نمی گیرد.بوسه ی
ابرهای ست که بر #باران گونه های خجالت زده، #بالش شب های بی تو را
خیس گریه می کند.
حرف که می زنی انگار #سوسنی در صدایت راه می رود، لبانت #ترنم دلنواز چکاوکی ست که کنار #گهواره، لالایی #مادرانەات به سپیده دم چشمان #خواب
آلودت #سلام می کند.
با من که هستی، روبرویت گفت وگوی #مادرانه ای ست که گوش هایی بدهکار
تنهایی توست. بر شب #شعر خیالم،
#چلچلراغ چشمهایت #محشر دلدادگی ست
با تو #ساعت زودتر طی می شود، #دوری از تو رنج آورترین ثانیه های اجبار است.
#موج یادت ویرانگر خاطراتی ست که در سکوت #شب‌ها ، هجوم دود آه بی تو بودن
ابر #باران آور چشمان می شود. گاهگاهی
که از تو غافل می شویم اما #خیالت همچنان در سر است. پس از #فصل بلند سکوت، صدای خسته ات، همچون #رویا
به خواب منتهی می شود. #ذهن پر از همهمه است، پر از حرف های #ناگفته و اشک های بغض شده. به #باغ گونه هایت سیب آویخته ای تا لبت در گل گیلاس پرورده ی #گلخند شود. عطر #پیرهنت پر از شکوفه هایی ست که در بال و برگ چلچله و گندم جریان #عشق را به بهار #لبخندت می شکفد. اینک در پشت فصل های گمشده ، آن سوی تر از #سرزمین دلت
آیا #بهاری هست؟

#فروزندە‌ـ‌شفیعی‌‌ـ‌زرنە

۱۵ بهمن ماه ۹۹

📢…… #سلام_بر_زرنه
»» @salam_bar_zarneh
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
انوره دو بالزاک نویسندهٔ فرانسوی می‌گوید: مادر یگانه موجودی است که حقیقت عشق پاک را می‌شناسد.
بودنت را پاس میداریم ...
روزت مبارک "معنای واضحِ عشق" ♥️

#مادر #مادرانه❤️
#مادرم_دوستت_دارم
#روزمادر #روزمادرمبارک

... #سلام_بر_زرنه

@salam_bar_zarneh