#تفکر
... گاندی می گوید:
اكثر انسانها حتي جسارت دور ريختن لباسهايي كه مدتهاست بدون استفاده در كمدهايشان آويخته شده را ندارند، بعد از آنها توقع داريم كه باورهاي غلطي را كه قرن هاست در ذهنشان زنجير شده است به راحتي كنار بگذارند و دور بريزند ...!!!
"جهل" نرمترين بالشي ست كه بشر ميتواند سر خود را بگذارد و آرام بخوابد
🔺ارسالی:نیشتمان
🎯 سلام بر زرنه 🎯
@salambarzarne
... گاندی می گوید:
اكثر انسانها حتي جسارت دور ريختن لباسهايي كه مدتهاست بدون استفاده در كمدهايشان آويخته شده را ندارند، بعد از آنها توقع داريم كه باورهاي غلطي را كه قرن هاست در ذهنشان زنجير شده است به راحتي كنار بگذارند و دور بريزند ...!!!
"جهل" نرمترين بالشي ست كه بشر ميتواند سر خود را بگذارد و آرام بخوابد
🔺ارسالی:نیشتمان
🎯 سلام بر زرنه 🎯
@salambarzarne
🤔 #تفکر_کنیم
💠هرگز با احمق ها بحث نکنید.
آنها اول شما را تا سطح خودشان پایین می کشند،
بعد با تجربه ی یک عمر زندگی در آن سطح، شما را شکست می دهند!
🗣 مارک تواین
✔👤ارسالی از :
👈 سجاد حیدری
🆑 @salam_bar_zarneh
💠هرگز با احمق ها بحث نکنید.
آنها اول شما را تا سطح خودشان پایین می کشند،
بعد با تجربه ی یک عمر زندگی در آن سطح، شما را شکست می دهند!
🗣 مارک تواین
✔👤ارسالی از :
👈 سجاد حیدری
🆑 @salam_bar_zarneh
به نام خدا
"##روزمعلمبرمعلمانزحمتکش
#تهنیتوخجستەباد"
" #شقایقتوییبەوقتشکفتن"
#توکیستی ! که الفبای کال و #نامفهومواژه ها، با هجای #طنین حنجره ات در پریشانی هوای نفس ها دمیده می شود. و تمام #افقها با لحن صمیمانه بر مسیر نبض #مهربانیات، خلوت ترین افکار به انحنای تفکر و #تفسیراندیشەات پر از طراوت تکرار هاست. #رشتەیمودت و انسانیت به ادای کلمات در #کلامفصیح تو، موجی از #علمودانش بر ذهن #دانشآموختگان می نشانی تا خوشه ی #علم را به بار نشستن #بشارت باشد. میان پریشانی تلفظ تاریکی ها به سمت نور می گشایی. #نغمەیپاییزی به بهار، همچون چلچله در #پژواک گلوگاهت #طنین #اندیشه است.تا انعکاس چشم #آینه بر بُرنایی #تفکر به شکوفایی #مهد بیاسایی. سر بر شانه ی #باران می گذاری و جویبار #اندیشه از گلوگاه تو فصل رویش می شود. #گلها در پناه تو مامن شکفتن را به #غنچه می گشایند. تمام باغ ها در #فصل لب های تو می خندند. و تمام ابرها در #صبحصادق بر #ژالەی نگاه #مهربانت می چکد. تمثال بی ریا در #تصویر نگاهت ، انعکاس آینده را به لحن هستی آینه ها #ترسیم رنج های توست. باد و #باران و آب و #آینه، در تراوش #گفتار تو می بارند. #گلها در دستان زحمت کش تو می بالند. نفس هایت حکایت #اعجاز را غرق آرامش می کند. #بزرگی ات قابل توصیف نیست .. #قلم بر دستان #کودکانه گذاشتی تا به شکرانه ی حضورت، #بهاردانش جلوه ای از #اندیشەهای ناب تجربت #سبز را به قلم بیارایی ، واژه های رنگ افتاده با اندیشه ی نابت #تفکر مطلق می شوند.
✍#فروزندەشفیعی
#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
"##روزمعلمبرمعلمانزحمتکش
#تهنیتوخجستەباد"
" #شقایقتوییبەوقتشکفتن"
#توکیستی ! که الفبای کال و #نامفهومواژه ها، با هجای #طنین حنجره ات در پریشانی هوای نفس ها دمیده می شود. و تمام #افقها با لحن صمیمانه بر مسیر نبض #مهربانیات، خلوت ترین افکار به انحنای تفکر و #تفسیراندیشەات پر از طراوت تکرار هاست. #رشتەیمودت و انسانیت به ادای کلمات در #کلامفصیح تو، موجی از #علمودانش بر ذهن #دانشآموختگان می نشانی تا خوشه ی #علم را به بار نشستن #بشارت باشد. میان پریشانی تلفظ تاریکی ها به سمت نور می گشایی. #نغمەیپاییزی به بهار، همچون چلچله در #پژواک گلوگاهت #طنین #اندیشه است.تا انعکاس چشم #آینه بر بُرنایی #تفکر به شکوفایی #مهد بیاسایی. سر بر شانه ی #باران می گذاری و جویبار #اندیشه از گلوگاه تو فصل رویش می شود. #گلها در پناه تو مامن شکفتن را به #غنچه می گشایند. تمام باغ ها در #فصل لب های تو می خندند. و تمام ابرها در #صبحصادق بر #ژالەی نگاه #مهربانت می چکد. تمثال بی ریا در #تصویر نگاهت ، انعکاس آینده را به لحن هستی آینه ها #ترسیم رنج های توست. باد و #باران و آب و #آینه، در تراوش #گفتار تو می بارند. #گلها در دستان زحمت کش تو می بالند. نفس هایت حکایت #اعجاز را غرق آرامش می کند. #بزرگی ات قابل توصیف نیست .. #قلم بر دستان #کودکانه گذاشتی تا به شکرانه ی حضورت، #بهاردانش جلوه ای از #اندیشەهای ناب تجربت #سبز را به قلم بیارایی ، واژه های رنگ افتاده با اندیشه ی نابت #تفکر مطلق می شوند.
✍#فروزندەشفیعی
#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
#بەنامخدا
#روزقلمبرفرهیختگانجهانخجستەباد.
#چراغ یاد تو همواره روشن است تا #نگین چشم #قلم ، لعل درخشان شب #شعر را سرشار از شرح چشم غزل کند و من هم از تراوش #شعر چشم تو سرشار حلقه نشینم در حلقه ی وصف #قلم. الفبای #واژگان با قامت تو سکوت را می شکنند تا #زمین تفکر تشنه ی خاموشی نباشد. سرشک تو #عاشقانه باریدن بر چتر دل هاست. مهر ورزیدن است به رنگین کمان #باران، به دشت کوچه ها آواز #دل گشوده می شود. ادب ذاتی نهادینه دارد که وامدار جوهر #کلک توست. واژه های رنگ افتاده طلب و اشتیاق به #فصاحت تو دارند تا آنچه از دل برآید لاجرم بر #دل نشیند. شعرها بوی #سکوت می گیرند از غیبت لب های توست کلمات مثل زنجر خشکیده از معنا خالی شوند. #موج گیسوان بید بر سر انگشتان #قلم، #شب تابیده به دوش ات شانه دارد. در رقص شعله ها، پر پروانه #عشق بازیدن به قامت تو مزین دلدادگی ست. چشمانت به #اردیبهشت می ماند . #تغزل شعرا از شاخه ی نبات تو گویی شکوفه های بهاری غزل #حافظ را می چیند. حدیث در محضر سبز ت افتان و #خیزان لب ها را از خوشه ی استعاره #گلچین می کند تا #بهار #شعر درخت های مرده ی گیلاس تلقین زندگانی به چشمان #سعدی روشنایی بخشد. فصل غزل های بی بهانه ی #رهیمعیری سکوت تار و تصنیف و ترانه را به #معبد صدها کرانه می برد . تنهایی و خلوت به شوق #وصال چشمان پر تمنای #سیمین بگشاید. به احترام قامت تو نگاه پروین دغدغه ها را به #دل ترانه ، تلنگر #عشق است شاید مرقد چشمت حریم زائر دلدادگی شود. خرامان می خرامد #غزال واژگان صائب تبریزی بر #گلستان شکفته ی نیلبک نابت ، آنگاه که آب #حیات خضر شکوفای غنچه ی عطشناک گل افشان #باغ ارم شود. در محتوای ثانیه ها ، #فصل سایه ها مکدر ، ابر باران شعر #مولانا بر فراق شمس تبریزی از گلوگاه بغض #گلواژەها رویای شادمانه ی دیدار با مخملین قصیده و #غزل بوسه باران تشنه ی فرقت است. اینک #بهار عاشقانه ها مفهوم سرسپردگی و #دل فروختن به یادت در روزهایی پا می گیرد که بارگاه باغ و #باران، مستی شعرهای #خیام را به بارور اندیشه ، چکامه ی #سخن از تو دارد. #خورشید ذهن ها همواره با بودنت جویبار روشن #اندیشه در پرواز رقص سماع گون، در بال #نسیم باد، در تبسم چلچله و گندم به #بهار فصل های گمشده ارزانی دارد. با جوهر روان تو میقات #گل سیب و عطر بهار نارنج. #میخک و اطلسی وانار ، پیرایه های شعر ناب نسرین و نسترن #خیام را به روییدن #شکوفەهای قصیده پیوند می زند. تا سامانه ی زمین #تفکر، فصل تحول شود. به باغ گونه های #قلم ، تن پوش واژه ها آویخته ی گل #شبنم همچون #الماس بر کان احساس می روید تا #فروغفرخزاد نگاه آتش و احساس پرورد و #گل باغ دل را آویزه ی #یاس نیلوفری #تمنا کند. حال دستان بی بضاعت و اندک #اندیشەی کال من ، بارها تو را در دستان #کلمات به سبزی دست های #عاشقانه زیستن و نگریستن بر انگشتانم آبشار نموده است تا دختر بهار #عشق، دیر پای سبز #مهر را زمزمه کند. تا #سبزتر از گذشته به فرداهایی بی اندیشیم که #قلم فصیح برای مهرورزیدن بر صحیفه ی دفتر بگشاییم. روزی که #قلم در دستان
#شاعران ایلم ، نجوای کلمات را به
اوج #ثریا می کشاند روح به کالبد
#شعر جانی دوباره می بخشد.
۱۴ تیرماه ۹۹
✍#فروزندەشفیعیزرنە
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
#روزقلمبرفرهیختگانجهانخجستەباد.
#چراغ یاد تو همواره روشن است تا #نگین چشم #قلم ، لعل درخشان شب #شعر را سرشار از شرح چشم غزل کند و من هم از تراوش #شعر چشم تو سرشار حلقه نشینم در حلقه ی وصف #قلم. الفبای #واژگان با قامت تو سکوت را می شکنند تا #زمین تفکر تشنه ی خاموشی نباشد. سرشک تو #عاشقانه باریدن بر چتر دل هاست. مهر ورزیدن است به رنگین کمان #باران، به دشت کوچه ها آواز #دل گشوده می شود. ادب ذاتی نهادینه دارد که وامدار جوهر #کلک توست. واژه های رنگ افتاده طلب و اشتیاق به #فصاحت تو دارند تا آنچه از دل برآید لاجرم بر #دل نشیند. شعرها بوی #سکوت می گیرند از غیبت لب های توست کلمات مثل زنجر خشکیده از معنا خالی شوند. #موج گیسوان بید بر سر انگشتان #قلم، #شب تابیده به دوش ات شانه دارد. در رقص شعله ها، پر پروانه #عشق بازیدن به قامت تو مزین دلدادگی ست. چشمانت به #اردیبهشت می ماند . #تغزل شعرا از شاخه ی نبات تو گویی شکوفه های بهاری غزل #حافظ را می چیند. حدیث در محضر سبز ت افتان و #خیزان لب ها را از خوشه ی استعاره #گلچین می کند تا #بهار #شعر درخت های مرده ی گیلاس تلقین زندگانی به چشمان #سعدی روشنایی بخشد. فصل غزل های بی بهانه ی #رهیمعیری سکوت تار و تصنیف و ترانه را به #معبد صدها کرانه می برد . تنهایی و خلوت به شوق #وصال چشمان پر تمنای #سیمین بگشاید. به احترام قامت تو نگاه پروین دغدغه ها را به #دل ترانه ، تلنگر #عشق است شاید مرقد چشمت حریم زائر دلدادگی شود. خرامان می خرامد #غزال واژگان صائب تبریزی بر #گلستان شکفته ی نیلبک نابت ، آنگاه که آب #حیات خضر شکوفای غنچه ی عطشناک گل افشان #باغ ارم شود. در محتوای ثانیه ها ، #فصل سایه ها مکدر ، ابر باران شعر #مولانا بر فراق شمس تبریزی از گلوگاه بغض #گلواژەها رویای شادمانه ی دیدار با مخملین قصیده و #غزل بوسه باران تشنه ی فرقت است. اینک #بهار عاشقانه ها مفهوم سرسپردگی و #دل فروختن به یادت در روزهایی پا می گیرد که بارگاه باغ و #باران، مستی شعرهای #خیام را به بارور اندیشه ، چکامه ی #سخن از تو دارد. #خورشید ذهن ها همواره با بودنت جویبار روشن #اندیشه در پرواز رقص سماع گون، در بال #نسیم باد، در تبسم چلچله و گندم به #بهار فصل های گمشده ارزانی دارد. با جوهر روان تو میقات #گل سیب و عطر بهار نارنج. #میخک و اطلسی وانار ، پیرایه های شعر ناب نسرین و نسترن #خیام را به روییدن #شکوفەهای قصیده پیوند می زند. تا سامانه ی زمین #تفکر، فصل تحول شود. به باغ گونه های #قلم ، تن پوش واژه ها آویخته ی گل #شبنم همچون #الماس بر کان احساس می روید تا #فروغفرخزاد نگاه آتش و احساس پرورد و #گل باغ دل را آویزه ی #یاس نیلوفری #تمنا کند. حال دستان بی بضاعت و اندک #اندیشەی کال من ، بارها تو را در دستان #کلمات به سبزی دست های #عاشقانه زیستن و نگریستن بر انگشتانم آبشار نموده است تا دختر بهار #عشق، دیر پای سبز #مهر را زمزمه کند. تا #سبزتر از گذشته به فرداهایی بی اندیشیم که #قلم فصیح برای مهرورزیدن بر صحیفه ی دفتر بگشاییم. روزی که #قلم در دستان
#شاعران ایلم ، نجوای کلمات را به
اوج #ثریا می کشاند روح به کالبد
#شعر جانی دوباره می بخشد.
۱۴ تیرماه ۹۹
✍#فروزندەشفیعیزرنە
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh