#بەنامخدا
#ستارگان بر کمند #ماه، آهنگ وداع
به پنجه ی #تقدیر دارند.
#خورشید به تابش نگاهش #شبنم
اشک می بارد.
#خواب در چشم #زمین ورم کرده است.
ثانیه ها نیز بر ناملایمات #روزگار چشم دوخته اند.نیلوفران بر #ساحل خواب
چرت تعدی را به #بیداری و شبزدگی
می سپارند. #جبرئیل به شب نشینی
بنده ی #صالح هبوطی به نشان دارد.
چشم #صداقت صادق فروهشته ی
جوری ست که در #صف بیدادها
#مآذن لاهوت دیگر است. نسیم #صبح
فلق با خنکای خاک رسته میزبان #صالحترین عبد #خداست.تلمیح الفبای #واژگان
به وصف تو ناید.حضورت هزاران غزل است بر دیوان #شعر. در خلوت ماه و کواکب #سجود سجدگاهت #گواه این مدعاست. اندوه #مقدس در فراقت با
#شعر و غزل هم قافیه ی نگاه #منور است.شقایق قلب ها به نامت می شکفد
نشانی #ملکوت از نام تو #هویدا می شود.ابرها به #چشمانت گریستند.بادها
شرح #شیفتگی به عطش #قریش بردند.
#افق نشسته بر خونابه ی دل، #کرانه غروب
توست تا #نسیمی از گیسوان #عنبر سای
تو را به #تاراج کین ناکسان پریشان کند.#کبوتران در وادی سرگردان #بقیع
#بینالحرمین را به #پرواز نامت می گشایند.
✍#فروزندە_شفیعیزرنە
99/3/27
━━━━━━
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
#ستارگان بر کمند #ماه، آهنگ وداع
به پنجه ی #تقدیر دارند.
#خورشید به تابش نگاهش #شبنم
اشک می بارد.
#خواب در چشم #زمین ورم کرده است.
ثانیه ها نیز بر ناملایمات #روزگار چشم دوخته اند.نیلوفران بر #ساحل خواب
چرت تعدی را به #بیداری و شبزدگی
می سپارند. #جبرئیل به شب نشینی
بنده ی #صالح هبوطی به نشان دارد.
چشم #صداقت صادق فروهشته ی
جوری ست که در #صف بیدادها
#مآذن لاهوت دیگر است. نسیم #صبح
فلق با خنکای خاک رسته میزبان #صالحترین عبد #خداست.تلمیح الفبای #واژگان
به وصف تو ناید.حضورت هزاران غزل است بر دیوان #شعر. در خلوت ماه و کواکب #سجود سجدگاهت #گواه این مدعاست. اندوه #مقدس در فراقت با
#شعر و غزل هم قافیه ی نگاه #منور است.شقایق قلب ها به نامت می شکفد
نشانی #ملکوت از نام تو #هویدا می شود.ابرها به #چشمانت گریستند.بادها
شرح #شیفتگی به عطش #قریش بردند.
#افق نشسته بر خونابه ی دل، #کرانه غروب
توست تا #نسیمی از گیسوان #عنبر سای
تو را به #تاراج کین ناکسان پریشان کند.#کبوتران در وادی سرگردان #بقیع
#بینالحرمین را به #پرواز نامت می گشایند.
✍#فروزندە_شفیعیزرنە
99/3/27
━━━━━━
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
" #بزرگداشتشاعربزرگ
#عبدالرحمنـجامی"
بر آستان تو عزیست #خاکساران را
که نیست تخت نشینان و #تاجداران را
واژه های زیبا در میان #امیدها و خیال ها به صحیفه ی سبز زندگی ، در #افق آبی به قلم روان می شود تا قصیده ی یاد تو از #گل صوفی سخن گوید. در این معرکه ، آبشاری از #عظمت لایتناهی بر #سرو رویمان سرازیر است. دفتر #عشق ورق گشوده به #دیوان تغزل می گشاید. تا لحظه های نغمه ها و #شعرها بر بضاعت اندک قلم، #آذین بند کلماتی شود که تو را بسراید. اندیشه ی #بیکران و پر اسرار حرف های نهفته در خود دارد تا #بهشت دل با حضور ارغوانی نامت روییده شود. #الفبای واژگان توانای #سرودن از تو را ندارد . رمز لغات در ورای بزرگی نام تو بی انتها ترین #مثنوی بلند به قامت #قلم گم می کند.اندیشمندانه به کلمات متوسل می شویم تا بتوان از باب #ثنایت لب ساغر مینایی #غزل، شراب لبریز از ستایشت ، به #دیوان نوشت.با نام تو می توان از نردبان #باران بالا رفت و کنار #ماه کلبه ی زلال ساخت. چه زیباست لحظه های #سبز با تو بودن که در این سبزه زار، #شمیم دلکش شعر را احساس کنیم. هیچ کس #راز دلتنگی را نمی فهمد . اما تو می دانی. می دانی که #دل تنگ است .وقتی از اجتماع دردها می گریزیم به #شعرهایت پناه می آوریم. با تو می توان در #آسمان ها راه رفت.تا دیگر جایی برای دردواره ها نماند.#دل دل کردن این همه واژه ها برای #تداعی دلسپردگی هایت بذر #ملکوت شبانه است که دلخوشی های #شعرم را به آغوش می کشد تا مرام خیس گونه ها به آبی ترین #ثنای از تو غریبگی نکند.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۲۸ آبانماه ۹۹
📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
#عبدالرحمنـجامی"
بر آستان تو عزیست #خاکساران را
که نیست تخت نشینان و #تاجداران را
واژه های زیبا در میان #امیدها و خیال ها به صحیفه ی سبز زندگی ، در #افق آبی به قلم روان می شود تا قصیده ی یاد تو از #گل صوفی سخن گوید. در این معرکه ، آبشاری از #عظمت لایتناهی بر #سرو رویمان سرازیر است. دفتر #عشق ورق گشوده به #دیوان تغزل می گشاید. تا لحظه های نغمه ها و #شعرها بر بضاعت اندک قلم، #آذین بند کلماتی شود که تو را بسراید. اندیشه ی #بیکران و پر اسرار حرف های نهفته در خود دارد تا #بهشت دل با حضور ارغوانی نامت روییده شود. #الفبای واژگان توانای #سرودن از تو را ندارد . رمز لغات در ورای بزرگی نام تو بی انتها ترین #مثنوی بلند به قامت #قلم گم می کند.اندیشمندانه به کلمات متوسل می شویم تا بتوان از باب #ثنایت لب ساغر مینایی #غزل، شراب لبریز از ستایشت ، به #دیوان نوشت.با نام تو می توان از نردبان #باران بالا رفت و کنار #ماه کلبه ی زلال ساخت. چه زیباست لحظه های #سبز با تو بودن که در این سبزه زار، #شمیم دلکش شعر را احساس کنیم. هیچ کس #راز دلتنگی را نمی فهمد . اما تو می دانی. می دانی که #دل تنگ است .وقتی از اجتماع دردها می گریزیم به #شعرهایت پناه می آوریم. با تو می توان در #آسمان ها راه رفت.تا دیگر جایی برای دردواره ها نماند.#دل دل کردن این همه واژه ها برای #تداعی دلسپردگی هایت بذر #ملکوت شبانه است که دلخوشی های #شعرم را به آغوش می کشد تا مرام خیس گونه ها به آبی ترین #ثنای از تو غریبگی نکند.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۲۸ آبانماه ۹۹
📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
#بەنامخدا
دست #ماه ، گیسوان شبدیز تو را
شانه می زند، #نگارستان شب نقشی
می زند بر کان #دل، لرزشی ناگریز
بر ساز پر التهاب #گل، شکایت و درد
همچون فرقت #یعقوب در انتظار یوسف.
از گلوی #شعرهایم می خوانمت تا لحن
واگویه های #فراق را به جای واژگان
گمشده ام بر دفتر #غزل، شکوفه ی یادت
را در جان شکفته ی نفس های منقطع
به #عطر زلفانت بوسه زند. نبض های کند
نفست در فضای #ملکوت می پیچد و چون
شوقی ناب، #مه در آسمان دل می کارد تا تمام بودن هایت را به دشت غصه ها ببارد.ابر #باران چشمانت، به نگاه #قلم
بیان تمناست تا شعرم را به #آداب تو بگویم. #غروب سرد، پشت پلک های
شفق مدینه، انتظار #طلوع خورشید
#منور بر این شب قطبی و غبار آلود،
گستره ی تیر اندود اندیشه ی #تحجر،
راز شکستن #طلسم پهلوی شکسته ای ست
که سکوت تلخ حنجره ات به #طنین
گلوگاه #آلعبا می سپرد.بادبان زورق
شکسته #صبح را به روی کدامین در گشود؟
تا قبای سبز افکندن بر دوش #مولا، بر شانه ها، زخم کبود را شانه زند. پهلوی زخمی ات بر کرانه ی #فدک، روییده ی رود
#سخای توست تا موج گیسوان #مشکسایت، بر اختر نگاه #علی"ع " به شرمساری ابدی ابوبکر، هزاران #سحر
نیامده را به صبح #فلق بدمد. از گیسوی
شلال زلفانت، #عشق وزیدن می آغازد
#طلعت ماه بر نی دیدنی ست.
#کواکب از شط چشمانت گلوی زخمی
#حسین را به تلقین دامادم نفس هایت
بوسیدنی می کند.
✍#فروزندە_شفیعی_زرنە
۲۷دی ماه ۹۹
📢…… #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh
دست #ماه ، گیسوان شبدیز تو را
شانه می زند، #نگارستان شب نقشی
می زند بر کان #دل، لرزشی ناگریز
بر ساز پر التهاب #گل، شکایت و درد
همچون فرقت #یعقوب در انتظار یوسف.
از گلوی #شعرهایم می خوانمت تا لحن
واگویه های #فراق را به جای واژگان
گمشده ام بر دفتر #غزل، شکوفه ی یادت
را در جان شکفته ی نفس های منقطع
به #عطر زلفانت بوسه زند. نبض های کند
نفست در فضای #ملکوت می پیچد و چون
شوقی ناب، #مه در آسمان دل می کارد تا تمام بودن هایت را به دشت غصه ها ببارد.ابر #باران چشمانت، به نگاه #قلم
بیان تمناست تا شعرم را به #آداب تو بگویم. #غروب سرد، پشت پلک های
شفق مدینه، انتظار #طلوع خورشید
#منور بر این شب قطبی و غبار آلود،
گستره ی تیر اندود اندیشه ی #تحجر،
راز شکستن #طلسم پهلوی شکسته ای ست
که سکوت تلخ حنجره ات به #طنین
گلوگاه #آلعبا می سپرد.بادبان زورق
شکسته #صبح را به روی کدامین در گشود؟
تا قبای سبز افکندن بر دوش #مولا، بر شانه ها، زخم کبود را شانه زند. پهلوی زخمی ات بر کرانه ی #فدک، روییده ی رود
#سخای توست تا موج گیسوان #مشکسایت، بر اختر نگاه #علی"ع " به شرمساری ابدی ابوبکر، هزاران #سحر
نیامده را به صبح #فلق بدمد. از گیسوی
شلال زلفانت، #عشق وزیدن می آغازد
#طلعت ماه بر نی دیدنی ست.
#کواکب از شط چشمانت گلوی زخمی
#حسین را به تلقین دامادم نفس هایت
بوسیدنی می کند.
✍#فروزندە_شفیعی_زرنە
۲۷دی ماه ۹۹
📢…… #سلام_بر_زرنه ↯
»» @salam_bar_zarneh