سلام بر زرنه Zarneh ⁃🔕
9.22K subscribers
20.6K photos
15.6K videos
551 files
14.6K links
🕹 #کانال_سلام_بر_زرنه
قدیمی ترین و جامع ترین کانال شهرستان #ایوانغرب
🚫 تاریخ تاسیس:۱۳۹۴/۱۰/۲۲

ارتباط با ما / تبلیغات
⧩⧩⧩

@salam_bar_zarneh_z

#شرایط_تبلیغات در کانال :
⧩⧩⧩
@salam_bar_zarneh0
Download Telegram
🌳🌳🌳🌸 بهار 🌸🌳🌳

#بهارآهسته_آهسته نزدیکتر می شود. بوی سبزه و اقاقیا در تمام باغ ها پیچیده وکوچه های باریک و کوتاه شهر را از رایحه دل انگیزش پر کرده است. #نوروز #دلکش و زیبا قبل از آن که با تاریخ وتقویم برسد، با هوای مطبوع وشمیم شکوفه وگل به باغ حیاط زندگی سرک می کشد. #شکوفه های_بهاری، درختان باغ را مثل عروس می آرایند، کفشدوزک ها از برگ گل بالا می روند و بال های رنگارنگ خود را در نور آفتاب روزهای واپسین زمستان تکان می دهند و چون #رقص_عارفانەی_سماع، آرام و با وقار می چرخند وسپس پرواز می کنند و بر برگی دیگر می نشینند، زیر درختی که پر از شکوفه های بهاری است اطراق نگاهم را به پرواز پروانه هایی که از گلی به گل دیگر می پرند وبا شادی عمر یک روزه شان در ضیافت کفشدوزک ها شریکند معطوف می کنم، #آسمان_دلم پر از ابرهای پر بار #بهاری است وکافی است با تلنگری کوچک سیر ببارد. با پرواز پروانه ای نگاهم بی اختیار به قاب آبی آسمان گره می خورد، ابرها تکه تکه و از هم پاره هر کدام در گوشه ای از آ سمان ولو شده اند وگاه گاه با وزش کوتاه #نسیمی آرام مثل بخار از هم می پاشند، چشم از آ سمان می گیرم و به تپه ای که در دامنه کوه است خیره می شوم، سبزه ها روییده در دامن خاکی تپه مثل اثر قلم نقاشی چیره دست بر بوم یک تابلوی زیبا چشم نوازی می کنند، چقدر روح نواز است #صدای_پای_بهار. گویی خدا تمامی هنر خلقتش رابه بهار بخشیده است تا همه چیز فرح زا ودلنواز باشد، گوش دل به آوای بهار می شوم، وزش نسیم لابه لای درختان، صدای گام های روان جویبار است که بوسه بر ریگ های ته جوی می زند و خزه های کنار آب را نوازش می کند. چشم هایم را می بندم وبرای لحظه ای در محراب پر جذبه ی خلوت خویش معتکف می شوم تا ساقی زمان قطره قطره از صراحی اندیشه شراب آرزو بسازد ودرکام جان تشنه ام بریزد، غرق در لذتی عارفانه ام ،یک نوع تاثر در دلم جریان دارد، یاد تو در ذهنم نقش می بندد واحساس درد وجودم را در بر می گیرد واز حضور یادت تمامی وجودم لبریز می شود. #روحم عطش پرواز به گذشته را دارد به روزهای به تو اندیشیدن، #این_بهار را بی تو چه کنم عزیز سفر کرده ام.

بقلم #شفیعی97/12/28
━━━━━━━━━━━
🆑 @salam_bar_zarneh
#بەنام‌خدا

‌‌#ستارگان بر کمند #ماه، آهنگ وداع
به پنجه ی #تقدیر دارند.
#خورشید به تابش نگاهش #شبنم
اشک می بارد.
#خواب در چشم #زمین ورم کرده است.
ثانیه ها نیز بر ناملایمات #روزگار چشم دوخته اند.نیلوفران بر #ساحل خواب
چرت تعدی را به #بیداری و شبزدگی
می سپارند. #جبرئیل به شب نشینی
بنده ی #صالح هبوطی به نشان دارد.
چشم #صداقت صادق فروهشته ی
جوری ست که در #صف بیدادها
#مآذن لاهوت دیگر است. نسیم #صبح
فلق با خنکای خاک رسته میزبان #صالح‌ترین عبد #خداست.تلمیح الفبای #واژگان
به وصف تو ناید.حضورت هزاران غزل است بر دیوان #شعر. در خلوت ماه و کواکب #سجود سجدگاهت #گواه این مدعاست. اندوه #مقدس در فراقت با
#شعر و غزل هم قافیه ی نگاه #منور است.شقایق قلب ها به نامت می شکفد
نشانی #ملکوت از نام تو #هویدا می شود.ابرها به #چشمانت گریستند.بادها
شرح #شیفتگی به عطش #قریش بردند.
#افق نشسته بر خونابه ی دل، #کرانه غروب
توست تا #نسیمی از گیسوان #عنبر سای
تو را به #تاراج کین ناکسان پریشان کند.#کبوتران در وادی سرگردان #بقیع
#بین‌الحرمین را به #پرواز نامت می گشایند.

#فروزندە‌_شفیعی‌زرنە
99/3/27
━━━━━━
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
#بەنام‌خدا

" چشم اندازی به #کوه همیشه #جاویدان"
"


"#البرز"

از نگاه اطلسی #قلم همین پنجره کافیست
تاحریر غزل هایم بر #خیال بلند آوازه ات
سایه اندازد. در حوالی تو همیشه #آرامش
می وزد تا در #گلوگاه حنجره ی رفیع ات
آوازها بر نی #نیستان نواخته شود. یقین
دارم بر #تن‌پوش دامنه ی تو همواره گوشه ای برای خلوت دل ها ، به خواب #خورشید، شعر به #عاشقانه سرودن بر یال کوه هایت شانه می زند.گلدان آرزوها به شاخسار #شاعرانگی، آویخته ی بهاری ست به #طراوت برودت هایت که رگه هایی بر شیار کوهسارت جوانه ی #عشق را می پراکند. به نسیم #رهگذر یک موج آه، ، چهار فصل #پاییز گم شده در نای غریبانه ات، #پایان بی آغاز خوابیده است.سبک تر از خرده #نسیمی که هر سو بر روی دامن چمن ، #گل و مریم و #شب‌بو را به پایین دشتت می گستراند. زمان نمی گذرد. #حس با تو بودن ، میان کوچه باغ شعر ناب، #اختران و کهکشان به #ضیافت سکوتت مهمانی ست. تا سینه ی ظلمانی به صدای خسته ی جان ها،#سهمی از برکه ی نگاه ته مانده #نگاه سرو سهی قله ات شود. بر رقص #بلور برف هایت، غزال رمیده در کمان کمند به #آفاق نظر به دیده ی یقین می نگرد، تو تنها نیستی. ابرهای ُرنش بر آسمان وجودت سر می آسایند تا #عبور ممتد را به #سجود تو ستایش کنند. درد غریبی بر تن #غزل شعله می کشد. #خورشید در نگاهت یک چراغ کم سو دارد، #شعله خود آهسته خواهد سوخت خاموشی چرا. #لبخندهای تو در رگه های تلخند بغض سنگین #برودت هوای کوهسارت، اتفاقی ست که همچون #نگاه بی فروغ ، فصلی سرد به هُرم تشعشع فروزنده ی نگاه #ماه تابان، شمد #آسمان را به بالندگی نور می کشاند. هنوز #غروب از پشت پلک هایت، به سرخی خون #سیاووشان نشسته است تا کمند گیسوی #فرنگیس بر تار خیس باران عشق به پژواک دشتت.#فردوسی را در عبور گذرگاه چشم فروهشته ی #کیکاووس به چشمان آهوی وحشی آرامش برد. سخاوت #قلم ، نیزار باران حسد را ز تو می زُداید تا همواره نماد #غرور بر دفتر #عشق، شانه های سترگ #کوه را شانه زنی.

۶ مهرماه ۹۹

#‌فروزندە‌‌ـ‌شفیعی‌ـ‌‌زرنە

@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه
#بەنام‌خدا

" #بهارکه‌بیاید "

#موج لطیفی در رگ #قلم جریان
یافته است تا #نفس کشیدن زمستانی
را از تن بر کند. نیازی نیست به #نگاه
#ستاره و تلنگر نگاهی، اشارت انگشت کافی ست در #سجود ممتد رازهای بهار
تا آغوش کلمات گشوده شود. تن را به #صبح و جان را به #آفتاب بسپارد.
#بهار پلک گشوده است .شکل رویایی #باران خورده و #زیبا، ناگهان در قاب
احساس #مانشت معنا می شود، با
خرده #نسیمی همه را به هم می ریزد باز
با آمدن بهار #باران بگیرد و کوچه های کاهگلی بوی نم به مشام #بتراود.
پرنده های #مهاجر بیایند و تالاب نیز
جامه ی #هجران از تن کند.#شاعر صفت
#تلمیح را به شمیم گل لبخند، گل #آذین
شور گل افشانی قافیه کند و #غزل عاطفه
از جام لب #قلم، تشنه ترین غزلخوانی جاری سازد.از سر زلف #بهار گلخوشه ی
#گل ببارد و خاک گلگون شود و جام #خورشید در چشم #بهار، غرق حیرانی
ُسن گردد.احساس من آبستن شعری
نو شود تا #فصل‌های گمشده را ورق
زنم و به اسم باران و #بهار برسم. آنک بهار برسد اقرار سرسپردگی و #آغاز
#همسفر طلبیدن شود تا طرح یک
#تکامل شیرین در روزهای جاذب
فروردین پا بگیرد .#خورشید ذهن از رویش #نسترن و نسرین پُر کند. جویبار
روشن #پرواز در رقص بال و برگ چلچله و #گندم بر تاب گیسوان #دختران‌ایل وزیدن
گیرد بوی گلاب و گل #میخک آویز #سخمه و خفتان در تنگ سینه بپیچد. زلفان #دختر‌ایل، در پریشانی نسیم کوهسار بر شانه های سترگش، #ناز و نوازش به #دشت بپراکند. مشک بر دوش ، قدم هایش
به سبزه و #گل آراسته گردد.او #دختر روستاست با همان قدمت شرم و#شکوه زیبا، در گندمزار نگاهش، دانه دانه گلخوشه ی دلبرانه ، #آذین بند #گیسوان بلندش به دل ها گره می نشاند.ساده می زید و ساده #تماشا می کند.

۱۶ اسفندماه ۹۹

#فروزندە‌ـ‌شفیعی

🕪……#سلام_بر_زرنه
»» @salam_bar_zarneh