✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂🌺
🍃🍂🌺🍃🍂
🍂🌺🍂
🌺
اگر آتش می دانست که سرانجامش خاکستر است ،
هرگز با اینهمه #غرور زبانه نمی کشید.
وقتی عصبانی هستید.
مواظب حرف زدنتان باشید.
عصبانیت شما فروکش خواهد کرد.
ولی حرفهایتان یک جایی به اسم دل می مانند
✔👤← محمدخانی
📍 ☆سلام-بر-زرنه☆
📲| @salambarzarne
🌺
🍂🌺🍂
🍃🍂🌺🍃🍂
✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂🌺
🍃🍂🌺🍃🍂
🍂🌺🍂
🌺
اگر آتش می دانست که سرانجامش خاکستر است ،
هرگز با اینهمه #غرور زبانه نمی کشید.
وقتی عصبانی هستید.
مواظب حرف زدنتان باشید.
عصبانیت شما فروکش خواهد کرد.
ولی حرفهایتان یک جایی به اسم دل می مانند
✔👤← محمدخانی
📍 ☆سلام-بر-زرنه☆
📲| @salambarzarne
🌺
🍂🌺🍂
🍃🍂🌺🍃🍂
✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂🌺
#نظام_آموزشی #ژاپن
✅ژاپنیها همان کلاس اول دبستان با بچههایشان اتمام حجت میکنند. درس اول هم #جغرافیا ست؛ نقشه ژاپن را میگذارند جلوی بچهها و میگویند: این ژاپن کوچولوی ماست.
✅ببینید! ژاپن ما #نفت ندارد، #معدن ندارد، زمینش محدود است و جمعیتش زیاد و ... و لیستِ « نداشتهها »را به بچهها گوشزد میکنند. خیلی خودمانی بچه هایشان را می ترسانند!
✅نظام آموزشی ژاپن فهرست مشاغل مورد نیاز #جامعه را از همان اول کار به دانشآموزان گوشزد میکند.
✅حجم کتابهای درسی ژاپن یک سوم #اروپا ست، چون معتقدند «عمیق اندیشیدن» بهتر از «حجم کتابها» است!
✅حالا این را مقایسه کنید با کتابهای درسی و حتی رسانههای ما – که از همان اول مدام در گوش بچهها میخوانند: «ای #ایران ای مرز پر گهر، سنگِ کوهت پر از دُر و گوهر است» و ...
✅در دبستان هم، اولین درس ما #تاریخ است، نه برای عبرت، بلکه برای شرح «افتخارات گذشته». اگر نقشه جغرافیایی را هم بگذارند جلوی بچهها، با #غرور میگویند: «بچهها ببینید! ایران همه چیز دارد ! نفت دارد، #گاز دارد، #جنگل دارد، #دریا دارد و ...». نتیجهاش میشود احساس «داشتن» و «غنای کامل» و ایجاد ترکیبی از تنبلی #اجتماعی و حتی طلبکاری، که به اشتباه به آن میگوییم #غرور_ملی .
✅با این وصف #کودکان و #نوجوانان و مدیران و نسل جدید ما باید برای «چه چیزی» تلاش کنند ؟
✅این میشود که بچههای ما فکر و ذکرشان میشود #دکتر شدن، #مهندس شدن و #خلبان شدن. یعنی شغل های رویایی و به شدت مادی – که نفع و #رفاه «شخص» در آن حرف اول و آخر را میزند، نه نیاز کشور.
⭕️🎙#سلام_بر_زرنه
✔👤← هادی حیدری
🆑 @salam_bar_zarneh
✅ژاپنیها همان کلاس اول دبستان با بچههایشان اتمام حجت میکنند. درس اول هم #جغرافیا ست؛ نقشه ژاپن را میگذارند جلوی بچهها و میگویند: این ژاپن کوچولوی ماست.
✅ببینید! ژاپن ما #نفت ندارد، #معدن ندارد، زمینش محدود است و جمعیتش زیاد و ... و لیستِ « نداشتهها »را به بچهها گوشزد میکنند. خیلی خودمانی بچه هایشان را می ترسانند!
✅نظام آموزشی ژاپن فهرست مشاغل مورد نیاز #جامعه را از همان اول کار به دانشآموزان گوشزد میکند.
✅حجم کتابهای درسی ژاپن یک سوم #اروپا ست، چون معتقدند «عمیق اندیشیدن» بهتر از «حجم کتابها» است!
✅حالا این را مقایسه کنید با کتابهای درسی و حتی رسانههای ما – که از همان اول مدام در گوش بچهها میخوانند: «ای #ایران ای مرز پر گهر، سنگِ کوهت پر از دُر و گوهر است» و ...
✅در دبستان هم، اولین درس ما #تاریخ است، نه برای عبرت، بلکه برای شرح «افتخارات گذشته». اگر نقشه جغرافیایی را هم بگذارند جلوی بچهها، با #غرور میگویند: «بچهها ببینید! ایران همه چیز دارد ! نفت دارد، #گاز دارد، #جنگل دارد، #دریا دارد و ...». نتیجهاش میشود احساس «داشتن» و «غنای کامل» و ایجاد ترکیبی از تنبلی #اجتماعی و حتی طلبکاری، که به اشتباه به آن میگوییم #غرور_ملی .
✅با این وصف #کودکان و #نوجوانان و مدیران و نسل جدید ما باید برای «چه چیزی» تلاش کنند ؟
✅این میشود که بچههای ما فکر و ذکرشان میشود #دکتر شدن، #مهندس شدن و #خلبان شدن. یعنی شغل های رویایی و به شدت مادی – که نفع و #رفاه «شخص» در آن حرف اول و آخر را میزند، نه نیاز کشور.
⭕️🎙#سلام_بر_زرنه
✔👤← هادی حیدری
🆑 @salam_bar_zarneh
#بەنامخدا
" چشم اندازی به #کوه همیشه #جاویدان"
"
"#البرز"
از نگاه اطلسی #قلم همین پنجره کافیست
تاحریر غزل هایم بر #خیال بلند آوازه ات
سایه اندازد. در حوالی تو همیشه #آرامش
می وزد تا در #گلوگاه حنجره ی رفیع ات
آوازها بر نی #نیستان نواخته شود. یقین
دارم بر #تنپوش دامنه ی تو همواره گوشه ای برای خلوت دل ها ، به خواب #خورشید، شعر به #عاشقانه سرودن بر یال کوه هایت شانه می زند.گلدان آرزوها به شاخسار #شاعرانگی، آویخته ی بهاری ست به #طراوت برودت هایت که رگه هایی بر شیار کوهسارت جوانه ی #عشق را می پراکند. به نسیم #رهگذر یک موج آه، ، چهار فصل #پاییز گم شده در نای غریبانه ات، #پایان بی آغاز خوابیده است.سبک تر از خرده #نسیمی که هر سو بر روی دامن چمن ، #گل و مریم و #شببو را به پایین دشتت می گستراند. زمان نمی گذرد. #حس با تو بودن ، میان کوچه باغ شعر ناب، #اختران و کهکشان به #ضیافت سکوتت مهمانی ست. تا سینه ی ظلمانی به صدای خسته ی جان ها،#سهمی از برکه ی نگاه ته مانده #نگاه سرو سهی قله ات شود. بر رقص #بلور برف هایت، غزال رمیده در کمان کمند به #آفاق نظر به دیده ی یقین می نگرد، تو تنها نیستی. ابرهای #کُرنش بر آسمان وجودت سر می آسایند تا #عبور ممتد را به #سجود تو ستایش کنند. درد غریبی بر تن #غزل شعله می کشد. #خورشید در نگاهت یک چراغ کم سو دارد، #شعله خود آهسته خواهد سوخت خاموشی چرا. #لبخندهای تو در رگه های تلخند بغض سنگین #برودت هوای کوهسارت، اتفاقی ست که همچون #نگاه بی فروغ ، فصلی سرد به هُرم تشعشع فروزنده ی نگاه #ماه تابان، شمد #آسمان را به بالندگی نور می کشاند. هنوز #غروب از پشت پلک هایت، به سرخی خون #سیاووشان نشسته است تا کمند گیسوی #فرنگیس بر تار خیس باران عشق به پژواک دشتت.#فردوسی را در عبور گذرگاه چشم فروهشته ی #کیکاووس به چشمان آهوی وحشی آرامش برد. سخاوت #قلم ، نیزار باران حسد را ز تو می زُداید تا همواره نماد #غرور بر دفتر #عشق، شانه های سترگ #کوه را شانه زنی.
۶ مهرماه ۹۹
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
" چشم اندازی به #کوه همیشه #جاویدان"
"
"#البرز"
از نگاه اطلسی #قلم همین پنجره کافیست
تاحریر غزل هایم بر #خیال بلند آوازه ات
سایه اندازد. در حوالی تو همیشه #آرامش
می وزد تا در #گلوگاه حنجره ی رفیع ات
آوازها بر نی #نیستان نواخته شود. یقین
دارم بر #تنپوش دامنه ی تو همواره گوشه ای برای خلوت دل ها ، به خواب #خورشید، شعر به #عاشقانه سرودن بر یال کوه هایت شانه می زند.گلدان آرزوها به شاخسار #شاعرانگی، آویخته ی بهاری ست به #طراوت برودت هایت که رگه هایی بر شیار کوهسارت جوانه ی #عشق را می پراکند. به نسیم #رهگذر یک موج آه، ، چهار فصل #پاییز گم شده در نای غریبانه ات، #پایان بی آغاز خوابیده است.سبک تر از خرده #نسیمی که هر سو بر روی دامن چمن ، #گل و مریم و #شببو را به پایین دشتت می گستراند. زمان نمی گذرد. #حس با تو بودن ، میان کوچه باغ شعر ناب، #اختران و کهکشان به #ضیافت سکوتت مهمانی ست. تا سینه ی ظلمانی به صدای خسته ی جان ها،#سهمی از برکه ی نگاه ته مانده #نگاه سرو سهی قله ات شود. بر رقص #بلور برف هایت، غزال رمیده در کمان کمند به #آفاق نظر به دیده ی یقین می نگرد، تو تنها نیستی. ابرهای #کُرنش بر آسمان وجودت سر می آسایند تا #عبور ممتد را به #سجود تو ستایش کنند. درد غریبی بر تن #غزل شعله می کشد. #خورشید در نگاهت یک چراغ کم سو دارد، #شعله خود آهسته خواهد سوخت خاموشی چرا. #لبخندهای تو در رگه های تلخند بغض سنگین #برودت هوای کوهسارت، اتفاقی ست که همچون #نگاه بی فروغ ، فصلی سرد به هُرم تشعشع فروزنده ی نگاه #ماه تابان، شمد #آسمان را به بالندگی نور می کشاند. هنوز #غروب از پشت پلک هایت، به سرخی خون #سیاووشان نشسته است تا کمند گیسوی #فرنگیس بر تار خیس باران عشق به پژواک دشتت.#فردوسی را در عبور گذرگاه چشم فروهشته ی #کیکاووس به چشمان آهوی وحشی آرامش برد. سخاوت #قلم ، نیزار باران حسد را ز تو می زُداید تا همواره نماد #غرور بر دفتر #عشق، شانه های سترگ #کوه را شانه زنی.
۶ مهرماه ۹۹
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌