سلام بر زرنه Zarneh ⁃🔕
8.91K subscribers
20.7K photos
15.6K videos
551 files
14.7K links
🕹 #کانال_سلام_بر_زرنه
قدیمی ترین و جامع ترین کانال شهرستان #ایوانغرب
🚫 تاریخ تاسیس:۱۳۹۴/۱۰/۲۲

ارتباط با ما / تبلیغات
⧩⧩⧩

@salam_bar_zarneh_z

#شرایط_تبلیغات در کانال :
⧩⧩⧩
@salam_bar_zarneh0
Download Telegram
#بەنام‌خدا


" #بانکول‌وبانمیل"


روح نو دمیده ی #الماس صبحدم، شراب #ارغوان بر لب #افق دارد. تا شور شرر به #آذرخش نگاهم زند. در باغ گرمسیرات معلق نگاه #خانمصور چه رفته است که این گونه شبان سکوت گردباد پشت پلک هایش یاد #شاهپرور خورشید سر زده است بر دشت #بانمیل تا به بوی نفس هایش #عطر و عنبر بپاشد.
از بیکران ها ، پای آواز شعرهای #شاکه آرامش را به دشت می نوازد و روح سرسبز #غزل، به حسرت دیدار جانی دوباره بی افشاند.
صدای #چکاوک و بادهای آرام کوه و #جنگل از کران تا بیکران ، خسته ی لبخندی ست که بر لبان #خان‌کلهر به شوق دیدار در چشم سبزه زار می درخشد.هرگاه از #بانکول و #بانمیل سخن به میان می آید درختان لیمو باز شکوفه می دهند و ابرهای سرخ #آسمان محو می شوند. بادها با #قاصدک آشتی می کنند و چه #سبز می شود بر درخت تن، شادمانه های درخت ون را به #تبلور بلورین ماه خاطرات می برد. دلسپردگی ها در #فصل تقسیم لبخند، مزایای #تبسم یک چتر است بر باران خیس گونه ها. چه ملایمت خنکی ست که بر کوه #بانکول، آبستن یک شکوفه ی #پونه و #آویشن همچون خوشه ی #گندم برایت خاطره ببافم. چشم انداز این خلوتگاه شرح رویش #اطلسی شب بو و #زنبق و #بنفشه و بید به فصل #تحول است تا
گل در آغوش دامن #بانمیل به عطش دامنه ی #بانکول بوسه ای از سبزه بزند.
باغ نگاه #شاهپرور منتظر باران قدم های #خانمصور است تا گلوی غزل دل انگیز بهار #بانمیل را به شکوفه زار کناره ی چشمه ی نگاهش بتراود. #شبنم از روی خنده ی #گل گونه هایش در غروب سرما، #گرمی لب هایی ست که بر سر یال کوه به #دشت می تراود.
موج #گیسوان بید بر سر یال هایش در رقص شعله ی #ماه می درخشد
و بر روی علف ها می پیچد. #حریر پیرهن سبزه بر شکوفه ی گل های دامن #شاهپرور پُر شده است از#عطر مریم.لب های سرخش به #شقایق شبیه تر است تا پشت #چشم‌آهویی خان ‌بهشت به بار نشیند.
نام #بانکول و #بانمیل رخصت رویش و #طراوت است تا برگ و #باران ، بغض های کهنه ی تلخ گلو را به تقویم #سبزخاطرات ورق زند.

#فروزندە_شفیعی

📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
به نام خدا


" #تابستان "


#نگاهم به دو نیم #مانده است.
پشت پلک های خیس #غزل، کرانه
در بیکران #آسمان، تقویم
دیر سالی به #عمر نشسته است.
تا بساط باغ #بهارنارنج در بقچه ی #تابستان
بپیچد و روح #سرسبز ترانه ها
در الفبای واژگان ره یافته ی #قلم
به پیچ و خم جاده ها در #شوق
دیدن شالیزارهای #شمال به شعر
من #گل دهد. پیچک های نیلوفری #خیال
در #معبد شبانەی بارانی و #سکوت
باران، گریز به تب #آذرخش نرفتن ها
بر شور حنجره ی #چکاوک در نوای
غروبی بی قرار ، تتمه ی جویبار #قلم می
گردد و آواز لابه لای شاخه های #غروب به تلاوت سال های گمشده ی #عاشقانەهای کودکی به کناره ی خسته ی #فلق خاطره ها می برد. #پنجرەی‌شعر را می گشایم و دست خیال را می گیرم به #روستایی که سال هاست #انعکاس لبخند #خورشید بر یخبندان دل ها #تاب می شود تا تکاپوی دیگری به دیدنی های #مانوس دستان با سخای ایل بکشاند. #عطر گلاب و گل به دشت سپید روییده است تا به هر تپش
و پیچک به دامن چین دار #دخترایل نفس تازه کند
و مراد به #زیستن را امیدوار سازد.
لب ترک خورده ی #باغ‌انگور، شکسته در
هوای اناری دل ، #قصد دیدن تکرار باختن ها، پیش چشمان #بهار، هزاران بار زانو زند. تابستان خرامان خرامان آمده است، بهار جوانی را به کوله بار بستن #طراوت ره می بندد، روح پر می کشد
نزدیک #نیاز ، کنار خواهش هایی از جنس
#مهربانی، با تمنایی نشانی یافتن ها را به روز شمار #لحظەهای پر از تب وتاب مردمان #خسته ی ایلم می کشاند تا #تبسم شیرین یکسال رنج ها به دستان پینە بسته #سلام گوید.
به تقدس گویای نگاهشان که #دل می دهی تا
واگویه ها را به الفبای #چشمان پر از انتظارشان بکاری که به لهجه یی ناب، #حس
عجیب و مشترکی فضای #نفس را پُر می کند.سکوت زاده و #پروردەی این روزهاست که دردهای #روشن و بی پرده
در #تقدیر، بار امانتی ست به رویش #قلم.
از رنج های دائمی ات بین #مرگ و #لبخند به #زندگی پشت کرده است تا به وسعت
یک #قفس خو گرفته به عرصه ی تنگ قفِل شده ی #حصارهای بسته آرزوها خیمه زند. حنجره ی گلو پر از فریاد سکوت است . #قاب فراموش شده ی درد واره ها در رخت شب، به ماتم #خورشید نشسته است. بگذار !شایدها از #عشق بگوید
واز گیسوی #غزلی که به سمت مهر می وزد
اما چه وهم برانگیز است ذوق #شعر سرودن به #تابستانی که بی شوق گذشت.


۲۲ مردادماه ۹۹

: به قلم : #فروزنده_شفیعی
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh