Forwarded from سلام بر زرنه Zarneh ⁃🔕
#بەنامخدا
" #زاگرس"🏔
#آسمان از نفست رنگ #بهاران دارد، لطافت #حریر پیچیده سبزه زار بر قامت #بلوط
رویش ترانه و #طراوت خواستن هاست.
شکوفه ها به حسرت #دشت پیرهنت پلک
گشوده اند.بوی #بهارنارنج بر آغوش جنگل #عطر می پراکند. حال این بوسه ی کدام #اخگر است که بر #افق گونه هایت آتش روییده ی لبان اوست. گاهی به #رعد و گاهی به #شبنم شعله بر #شکوفەزار داری.
رج به رج شمردن #اشک آتش بر دامنت
#سوختن و #خاکستر است.این #دشت تفتیده ی توست که همچون #هرمقلم
من، نای #نفس سرودن ندارد.#گندمزارت
بوی #نان می دهد، بوی تلفیق عرق
جبین پیشانی #برزگر و دستان پینه بسته ای که چشم انداز وعده ی #سرخرمن به گفتار دارد.#خوشه خوشه ای که ریخت روی #دامنت، ترک برداشته ی قلبی ست که #خزان وزیده به #تاراجمزرعه دارد.
نگاه به دونیم مانده است ، #اندوه تو
که ز #آتش تیره بختی و مرگ #نان می بارد.#نگاه چشمه ی جان خشکیده است تمام #جادەهای امید در حسرت نان
جان می دهند.زلالی گریه ی #آیینەها
خون فشان زرد است. بساط #داس و درو
در #بقچەیپاییزی دل پیچیده است.سمن افسرده و جام عتیق #ارغوان رو به زوال است.#زمین خسته است و لبخندی به لب خوشه ی #گندم ندارد. #دلآسمان خوش نیست هوای خسته می وزد در #چشم گندمزارت.دیگر شوری بر #جویبار لب گندمزار روان نیست.بی قراری پلک هایت #انعکاس دلشوره ی توست که در #باغنگاهت این گونه #گردباد حرمان آفت زده است. باورش سخت است در این #روزگاران، درختانت #ایستاده میمیرند.
.نه #شعری مانده است و نه #شوری.
صبحدم #زاگرس، لحن #ارغوان آتش
بر دامن دارد.دل #شمشادها خون است
بهار گندمزار از کوچه ی #دلتنگی می گذرد
بیا ای #روح سرسبز #غزلها، که #زاگرس بیت بیت #شعرهایش همچنان #خزان به رخسار دارد.
🍁✍#فروزندە_شفیعی🍁
99/3/12
━━━━━━
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
" #زاگرس"🏔
#آسمان از نفست رنگ #بهاران دارد، لطافت #حریر پیچیده سبزه زار بر قامت #بلوط
رویش ترانه و #طراوت خواستن هاست.
شکوفه ها به حسرت #دشت پیرهنت پلک
گشوده اند.بوی #بهارنارنج بر آغوش جنگل #عطر می پراکند. حال این بوسه ی کدام #اخگر است که بر #افق گونه هایت آتش روییده ی لبان اوست. گاهی به #رعد و گاهی به #شبنم شعله بر #شکوفەزار داری.
رج به رج شمردن #اشک آتش بر دامنت
#سوختن و #خاکستر است.این #دشت تفتیده ی توست که همچون #هرمقلم
من، نای #نفس سرودن ندارد.#گندمزارت
بوی #نان می دهد، بوی تلفیق عرق
جبین پیشانی #برزگر و دستان پینه بسته ای که چشم انداز وعده ی #سرخرمن به گفتار دارد.#خوشه خوشه ای که ریخت روی #دامنت، ترک برداشته ی قلبی ست که #خزان وزیده به #تاراجمزرعه دارد.
نگاه به دونیم مانده است ، #اندوه تو
که ز #آتش تیره بختی و مرگ #نان می بارد.#نگاه چشمه ی جان خشکیده است تمام #جادەهای امید در حسرت نان
جان می دهند.زلالی گریه ی #آیینەها
خون فشان زرد است. بساط #داس و درو
در #بقچەیپاییزی دل پیچیده است.سمن افسرده و جام عتیق #ارغوان رو به زوال است.#زمین خسته است و لبخندی به لب خوشه ی #گندم ندارد. #دلآسمان خوش نیست هوای خسته می وزد در #چشم گندمزارت.دیگر شوری بر #جویبار لب گندمزار روان نیست.بی قراری پلک هایت #انعکاس دلشوره ی توست که در #باغنگاهت این گونه #گردباد حرمان آفت زده است. باورش سخت است در این #روزگاران، درختانت #ایستاده میمیرند.
.نه #شعری مانده است و نه #شوری.
صبحدم #زاگرس، لحن #ارغوان آتش
بر دامن دارد.دل #شمشادها خون است
بهار گندمزار از کوچه ی #دلتنگی می گذرد
بیا ای #روح سرسبز #غزلها، که #زاگرس بیت بیت #شعرهایش همچنان #خزان به رخسار دارد.
🍁✍#فروزندە_شفیعی🍁
99/3/12
━━━━━━
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
#بەنامخدا
" #طاقبستان"
صبح بر آمدن #خورشید نیست
سرآمدن انتظار #افق مهربان توست.
میان واژه های #زلال، تو را به #ترانه
بخشیدن، به صدای #موسیقی، به
شکوفه ها، از پژواک تیشه ی
#فرهاد می آید تا بر سلسله ناز کریمانه ی
#شیرین خواب خوش را به #بامداد دهد.
چشم هایت در خود #باران رهاست. این #کویر سرگشته ی دریای چشمان #شیرین است
که به #آفتاب دل داده است.بوسه ی #باران
ابرهای #چشمانت است که بر گونه های
خجالت زده، ساز #شعر را به گلوگاه #شاعر
کوک می کند.#زورق دل ، در خیالت غرق #موج های یاد توست تا بر چین #زلفت
تلاطم خسته ی تیشه ی #فرهاد موج شکند.باران #بیستون تاراج غربت را در
چمنزار نگاهت ، #معبد صد کرانه است .
چه اتفاق شگرفی ست #غروب وسوسه ی
سرخی گونه هایت تا " #پراو " خواب گمگشته در خیال شبانه ی سوار #شبدیز بر
صخره ی دل شکند. هنوز #شیرین همان قصه های شیرینی، که عاشقانه های
#شیداییغزل بر حنجره ی آواز مطربان
به #پژواک سینه ها می دمید. در خاموشی ها می درخشی، همچون #اخگر بر آشیانه ی دل #بیستون شعله وری. گاهی به آرامی بر قلم #شهریار وگاه به پنجه ی خمسه ی #نظامی، راز ساغر خون جگر به شبیخون #طاقبستان داری. برکه ی #سرابنیلوفر بر دوش شهر داغ تورا کشیده بر پنجه #ماه دارد. این موج زلفان #شیرین است که همچون گیسوان #بیدمجنون بر سر انگشتان #شب تابیده است. شب خیره در #چشمان صخره هایی ست که قدمگاه #فرهاد است. نی هم در نیلبک بُرید از بس نامت بر #تیشه ، دلتنگی را بر سنگ #قاب می کند. در سکوت سرد #آسمان و در عبور کهکشان چشمانت، شبنم اشک #فرهاد است که بر #گل گونه هایش، #رویش تیشه و نی را به #فصل شراب از لبان #تشنه گذر می دهد. تا #عطش خواب به خواستن های پیله ی تردید تنیده باشد. #صبح ترجمان دلدادگی ست به زبان دل، و شب ترجمان #آفتاب به لهجه ی ستارگان تا #طاقبستان از خاکستر #عشق برخیزد و جهان کنار علفزار مه و دود ترجمه ی #عشق #آدم و #حوا به متبرک ترین کلمات جهانی عطر و #عسل به چشم آید و من همچنان #خیره به #طاقبستان، انگشت حیرت بر لبگزه ی لب #قلم دارم
🌸✍#فروزندە_شفیعی🌸
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
" #طاقبستان"
صبح بر آمدن #خورشید نیست
سرآمدن انتظار #افق مهربان توست.
میان واژه های #زلال، تو را به #ترانه
بخشیدن، به صدای #موسیقی، به
شکوفه ها، از پژواک تیشه ی
#فرهاد می آید تا بر سلسله ناز کریمانه ی
#شیرین خواب خوش را به #بامداد دهد.
چشم هایت در خود #باران رهاست. این #کویر سرگشته ی دریای چشمان #شیرین است
که به #آفتاب دل داده است.بوسه ی #باران
ابرهای #چشمانت است که بر گونه های
خجالت زده، ساز #شعر را به گلوگاه #شاعر
کوک می کند.#زورق دل ، در خیالت غرق #موج های یاد توست تا بر چین #زلفت
تلاطم خسته ی تیشه ی #فرهاد موج شکند.باران #بیستون تاراج غربت را در
چمنزار نگاهت ، #معبد صد کرانه است .
چه اتفاق شگرفی ست #غروب وسوسه ی
سرخی گونه هایت تا " #پراو " خواب گمگشته در خیال شبانه ی سوار #شبدیز بر
صخره ی دل شکند. هنوز #شیرین همان قصه های شیرینی، که عاشقانه های
#شیداییغزل بر حنجره ی آواز مطربان
به #پژواک سینه ها می دمید. در خاموشی ها می درخشی، همچون #اخگر بر آشیانه ی دل #بیستون شعله وری. گاهی به آرامی بر قلم #شهریار وگاه به پنجه ی خمسه ی #نظامی، راز ساغر خون جگر به شبیخون #طاقبستان داری. برکه ی #سرابنیلوفر بر دوش شهر داغ تورا کشیده بر پنجه #ماه دارد. این موج زلفان #شیرین است که همچون گیسوان #بیدمجنون بر سر انگشتان #شب تابیده است. شب خیره در #چشمان صخره هایی ست که قدمگاه #فرهاد است. نی هم در نیلبک بُرید از بس نامت بر #تیشه ، دلتنگی را بر سنگ #قاب می کند. در سکوت سرد #آسمان و در عبور کهکشان چشمانت، شبنم اشک #فرهاد است که بر #گل گونه هایش، #رویش تیشه و نی را به #فصل شراب از لبان #تشنه گذر می دهد. تا #عطش خواب به خواستن های پیله ی تردید تنیده باشد. #صبح ترجمان دلدادگی ست به زبان دل، و شب ترجمان #آفتاب به لهجه ی ستارگان تا #طاقبستان از خاکستر #عشق برخیزد و جهان کنار علفزار مه و دود ترجمه ی #عشق #آدم و #حوا به متبرک ترین کلمات جهانی عطر و #عسل به چشم آید و من همچنان #خیره به #طاقبستان، انگشت حیرت بر لبگزه ی لب #قلم دارم
🌸✍#فروزندە_شفیعی🌸
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
#بەنامخدا
#درتعزیتامامجواد "#ع "
مباغضت بر #دل جفا ،پشت کدامین
#پلکزمان ،فتنه ی تزویر شد.پشت
چشم آهویی" #امفضل " کدامین
فریب #خیمه زده بود تا انگشتری
زهر آگین #قلب تو را به یغما برد.
نیرنگ کدامین #عشوه درنگاه #دنیا
چرخش توهم بود تا لب های #سرخ
تو را به #شقایق شبیه تر کند. #سکوتمطلق کدامین نقطه ی #مبهم ، تاریکی
دل فریبنده انگیزه ی #شهادت تو شد.
#نسیم وزیدن گرفت به #عطر پیرهنت.
نفس از تو ، #صبح را به خرمن #اندیشه
می پرورد.ابر چشمانت بر #بصیرت ذاتی ات باریدن گرفته بود .چمن معلومات به #آفرینش آگاهی ات، رویش #طراوت اندیشه هاست.دامن از #غبار تحجر می تکانی
تا هُرم نفسهایت، #برودتجهل را زدوده کند. #تکریم و #کرامت در حضور سبزت
خجلت زده ی مقام #کبریایی توست.سینه ات #مخزناسراریی ست که به ملاحظه ی فتنەی #مامون دامن گیر #شرم به پیشانی جور را #فریاد می زند.این چه #رازیست
که #جوانترین به اعداد پشت #قامت نامت
سیر ابدی به #جبین تو به شمارش است تا برای ابد داغ بر #اخگر دل مسلیمن همچنان شعله ور باشد.
#دل ، عزلت نشین روزهای #تنهایی توست.
#گوهر نامت سنجیده بر هر میزان
به مقیاس #قلم ناید تا در #اوصاف دردانه ی امام هشتمین به تراوش #غزل کوتاه نشیند.اندوه #دلشدگان در گلوگاه حنجره
فرصت #فریاد نیست.
🍁✍#فروزندەشفیعیزرنە🍁
۳۰ تیرماه ۹۹
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
#درتعزیتامامجواد "#ع "
مباغضت بر #دل جفا ،پشت کدامین
#پلکزمان ،فتنه ی تزویر شد.پشت
چشم آهویی" #امفضل " کدامین
فریب #خیمه زده بود تا انگشتری
زهر آگین #قلب تو را به یغما برد.
نیرنگ کدامین #عشوه درنگاه #دنیا
چرخش توهم بود تا لب های #سرخ
تو را به #شقایق شبیه تر کند. #سکوتمطلق کدامین نقطه ی #مبهم ، تاریکی
دل فریبنده انگیزه ی #شهادت تو شد.
#نسیم وزیدن گرفت به #عطر پیرهنت.
نفس از تو ، #صبح را به خرمن #اندیشه
می پرورد.ابر چشمانت بر #بصیرت ذاتی ات باریدن گرفته بود .چمن معلومات به #آفرینش آگاهی ات، رویش #طراوت اندیشه هاست.دامن از #غبار تحجر می تکانی
تا هُرم نفسهایت، #برودتجهل را زدوده کند. #تکریم و #کرامت در حضور سبزت
خجلت زده ی مقام #کبریایی توست.سینه ات #مخزناسراریی ست که به ملاحظه ی فتنەی #مامون دامن گیر #شرم به پیشانی جور را #فریاد می زند.این چه #رازیست
که #جوانترین به اعداد پشت #قامت نامت
سیر ابدی به #جبین تو به شمارش است تا برای ابد داغ بر #اخگر دل مسلیمن همچنان شعله ور باشد.
#دل ، عزلت نشین روزهای #تنهایی توست.
#گوهر نامت سنجیده بر هر میزان
به مقیاس #قلم ناید تا در #اوصاف دردانه ی امام هشتمین به تراوش #غزل کوتاه نشیند.اندوه #دلشدگان در گلوگاه حنجره
فرصت #فریاد نیست.
🍁✍#فروزندەشفیعیزرنە🍁
۳۰ تیرماه ۹۹
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh