سلام بر زرنه Zarneh ⁃🔕
8.46K subscribers
20.6K photos
15.6K videos
551 files
14.6K links
🕹 #کانال_سلام_بر_زرنه
قدیمی ترین و جامع ترین کانال شهرستان #ایوانغرب
🚫 تاریخ تاسیس:۱۳۹۴/۱۰/۲۲

ارتباط با ما / تبلیغات
⧩⧩⧩

@salam_bar_zarneh_z

#شرایط_تبلیغات در کانال :
⧩⧩⧩
@salam_bar_zarneh0
Download Telegram
🏚 خانه ی #پدری

☀️صبحگاهان،چشم خورشیدی من جهت پنجره را می کاود
و #دشت_زرنه از روشنی رخساره ی زیبایت در رویای شبانه، ابر بیداری
در غربت دوستی تو می بارد.تویی که
هر وقت خسته و کلافه ام دلتنگت می شوم و در آسمان ذهنم بوی نفس مشکسایت در تنگنای سینه ام می پیچد. حال و هوای گریه هایم با چشمان مخملین به خون نشسته، عبور ممتد ابرهای آسمان دلم را به نظاره هست و رگبار یاد تو ,قطره قطره بر گونه ی سبز باغ جاری می شود. #توهمچون_بهار در گلدانه ی سپید زمستان دل ها سرخ می درخشیدی
تا تبسم لبخندهایت به تقدس واژه ها ریشه ی گذشته را به حال دل مردمانت گره زند. خاطرات با تو بودن در آلبوم به هم ریخته ی سرای دلنشینت موج دریا را به وسعت قلب ها ساحل است. خانه ی مصفا و دل انگیز تو ، که ماوای همدردی با دیگران بود هنوز بر پلک نگاهم به درخشش پس از باران، عشق و مودت می بارد. حال #عاطفه_ها رنگ باخته اند و پنجره ی مسدود قلب ها، فریاد تنهایی را به برودت #مانشت نشسته است. مهر و حس لطیف عاشقانه ها در مقوله ای از دنیای اینترنت و فناوری به ظاهر مدرنیسم به خاموشی نگاه پرتمنا گراییده ی تجمل گرایی ست. آن دوران هر چند دور، سنگ فرش حیاط خانه ها با حوض کاشی، #ماهیان_قرمز را مهمان بود. درختان زبان گنجشک سایه سار تاب بازی کودکان بود. در ایوان مشرف بر حیاط بزرگ #خان_کلهر " سماور با صدای قل قلش و آن قوری #ناصرالدین #شاه نشان بر بالایش ، حس گرما و لطافت را به قلب ها می بخشید. ادیبی شاهنامه را با آن صدای لطیف و شیوا، از عشق های حقیقی و بی ریای مجنون لیلا، و بیستون فرهاد و شیرین، چاه تاریک بیژن و دلدادگی منیژه به تلطیف گفتار می نشست. حالا جعبه ی سیاه و جادویی، سیندرلا را با اسب سفید بالدار و سفید برفی با هفت کوته له هایش به عشق مجازی می رساند. مطبخ مادران ایل، که بوی نان تازه در سراسر کوچه می پیچید در کنار تنوری سرخ که به نگاه کودکانه ی ما آتش ابراهیم را گلستان می شد. آن زمان که #برنج دم کرده ی دم سیاه آشپزخانه بوی عطرش تا فراسوی چند کوچه آن ورتر می رفت. و با #دیس_های_چینی گل سرخ به تعارف فرستاده می شد. حال #مایکروفر جای لطیف آن همه عطر را گرفته است. 😍 #مهر در نگاه سرد قلب ها یخ بسته است.❄️خاطرات کودکی، قلم را به دوران رویاهای پدر معطوف دلدادگی می شود تا #کودک_درونم با #گیسوان #طلایی بافته شده نام رامش را بار دیگر در وجودم زمزمه کند. . آن دوران همچون ، تندیسی ای از طلا ، حجیم دل گردیده است. تا تسکین روح نا آرام و پر تلاطمی باشد و به آرامش رامشیم برسم. شکوفه های نرگس باغچه ی با صفای حیاط اندرونی مادر را برای همیشه در ذهنم به یادگار می گذارم تا عطر دل انگیز یاد مادر و جاودانگی نام پدرم بر لوح پر نقش و نگار درون به بوم کشم. و سرمست از عالم رویاهای کودکانه شوم.

بقلم #شفیعی

‍‍ ─═इई 🍃🌺🍃ईइ═─

🆑 @salam_bar_zarneh
#بەنام‌خدا

" #گردل و #گاومیر"

مختصات به هندسه ی بلند #قلەهایت،
میان ُرهآی دلت را بلد است. قلم بهتر
از هرکس می تواندمعاملات #کوه و کمر را حل کند. از ارتفاع دلت بالا رود و قاعده ی #دشت گسترده ات را بهم بریزد.#دلت را
بازیچه کند و با یک لبخند #ملیح بگوید!
کوه #زادگاهم،رهگذران به خلوت شکار گاهت در جستجوی بی انتهای #قلەهای تواند. بالا رفتن از شیار #کوەگاومیر حاصل نگاه چندین ساله ی #کودکانەی ماست. جایی که گوش جان #سپردن به چهچهه ئ عندلیب و #چکاوک ، سمفونی بر می تابد و سبزه های روییده #پیچش قدم ها می شود. صدای #مشک زدن ها با بیت های مادرانه کره و دوغ را سوا می کند و #کودک کنار #مادر نان بر دست گرفته تا کره بر داغی نان ، #خاطرات ذهن مردمان ایلم شود.هنوز دل برای گفتن از #گردل و #گاومیر هزار حرف نانوشته دارد.#غبار خستگی های چوپان ، روی چهره ی #نجیب و آرامش، #حلاوت نگاه معصومانه ای ست تا #خورشیدی که گاهی پشت #ابر است، صدای زنگوله ی به گردن گوسفندان با نی لبکش همنوای باران به #کوهسارت پژواک دهد.ترک های شیار کوهت، در #آرزوی گام هایی ست که #بهار
بیاید، و کنار #چشمه، دهقان بقچه ی از نان را بگشاید و #چایی دم کرده ی کتری کنار دستانش، رقص نسیم خوشه ی های #گندمزار را نظر کند. به شیوه ی #باران به گل #شبنم دهد و دست و داس #رویایش شود تا به غروبی که پشت پلک های #کوەگردل رو به افول است به تغزل عاشقانه ترین هوره ی #کوردواری به حنجره اش بدمد. بغض های کهنه ی #تلخ گلو را به تقویم سبز #خاطرات ورق می زنم. تا قصه ی آرزوهای ایل را به برکه ی #رقص‌قو کنار چشمه ی جوشان یادگار پدر به #تقدس غربت اشک ها بسپارم. دور از هوای #گاومیر حال مردمان چون است.آنگاه که قصه ی #سنگ و سبو را ، راه گریزی نیست. التهاب #شعلەهای سرکش در میان
#سیاەچادر، سوسوی انعکاسش بر چیت و #دوار به سوی دست های من می آید تا #زلال‌ترین شبنم بر زلفان مادران #ایل بر روی قلم آورم. در دل شب های #پاییز ، جای یک زمزمه ی ساکت همچون ابر #بهار می گرید تا تماشای آسمان با تو، زیر قدم زدن های پایین دشت #کوەگاومیر و گردل، #عطر چای بهاره بر مشام بپیچد، آن سوتر از قول و
غزل ها، پاییز را بی خان #کلهر قدم زده ایم تا طلسم #غزل بر لبان قلم، چشم #شاەبیت را شکار شود. در ازدحام مبهوت بلندای #گردل ، نگاه مخملی ات چون ُل بر تن ایل وصله ی وفاست.یک گوشه از #روستایم زخم است.گسلی زیر پای #گردل پیداست ، وقتی شیهه ی اسب تو، جنگ اینجا نشانده است.
گاهی از دیدن کوه #گاومیر و #گردل، سر فصل گوشه ای ار خلوت به #لب‌یال،
زوایای نفس هایت سرگیجه ی #قلمم می شود. چتری از مرثیه ها بر دل چادرنشینان ،#طنین آه می نشاند.چون #نوری گذر کرده ای بر قرینه ها تا داغ ترین دغدغه ها ، ثانیه های #اندوه را در خود پنهان کند. شعله ی یادت زیر #خاکستر نسیمی می وزد.فصل شراب از لبان تشنه گذشت.این آه است که بر یال #گردل، در عطش خواب های با مرام مردان #ایل،
نام تو را #یاهو می گوید.

#فروزندە‌ـ‌شفیعی‌ـ‌زرنە
99/9/9
📢. . . . . . #سلام_بر_زرنه
»» @salam_bar_zarneh
#بەنام‌خدا

" #گردل و #گاومیر"

مختصات به هندسه ی بلند #قلەهایت،
میان ُرهآی دلت را بلد است. قلم بهتر
از هرکس می تواندمعاملات #کوه و کمر را حل کند. از ارتفاع دلت بالا رود و قاعده ی #دشت گسترده ات را بهم بریزد.#دلت را
بازیچه کند و با یک لبخند #ملیح بگوید!
کوه #زادگاهم،رهگذران به خلوت شکار گاهت در جستجوی بی انتهای #قلەهای تواند. بالا رفتن از شیار #کوەگاومیر حاصل نگاه چندین ساله ی #کودکانەی ماست. جایی که گوش جان #سپردن به چهچهه ئ عندلیب و #چکاوک ، سمفونی بر می تابد و سبزه های روییده #پیچش قدم ها می شود. صدای #مشک زدن ها با بیت های مادرانه کره و دوغ را سوا می کند و #کودک کنار #مادر نان بر دست گرفته تا کره بر داغی نان ، #خاطرات ذهن مردمان ایلم شود.هنوز دل برای گفتن از #گردل و #گاومیر هزار حرف نانوشته دارد.#غبار خستگی های چوپان ، روی چهره ی #نجیب و آرامش، #حلاوت نگاه معصومانه ای ست تا #خورشیدی که گاهی پشت #ابر است، صدای زنگوله ی به گردن گوسفندان با نی لبکش همنوای باران به #کوهسارت پژواک دهد.ترک های شیار کوهت، در #آرزوی گام هایی ست که #بهار
بیاید، و کنار #چشمه، دهقان بقچه ی از نان را بگشاید و #چایی دم کرده ی کتری کنار دستانش، رقص نسیم خوشه ی های #گندمزار را نظر کند. به شیوه ی #باران به گل #شبنم دهد و دست و داس #رویایش شود تا به غروبی که پشت پلک های #کوەگردل رو به افول است به تغزل عاشقانه ترین هوره ی #کوردواری به حنجره اش بدمد. بغض های کهنه ی #تلخ گلو را به تقویم سبز #خاطرات ورق می زنم. تا قصه ی آرزوهای ایل را به برکه ی #رقص‌قو کنار چشمه ی جوشان یادگار پدر به #تقدس غربت اشک ها بسپارم. دور از هوای #گاومیر حال مردمان چون است.آنگاه که قصه ی #سنگ و سبو را ، راه گریزی نیست. التهاب #شعلەهای سرکش در میان
#سیاەچادر، سوسوی انعکاسش بر چیت و #دوار به سوی دست های من می آید تا #زلال‌ترین شبنم بر زلفان مادران #ایل بر روی قلم آورم. در دل شب های #پاییز ، جای یک زمزمه ی ساکت همچون ابر #بهار می گرید تا تماشای آسمان با تو، زیر قدم زدن های پایین دشت #کوەگاومیر و گردل، #عطر چای بهاره بر مشام بپیچد، آن سوتر از قول و
غزل ها، پاییز را بی خان #کلهر قدم زده ایم تا طلسم #غزل بر لبان قلم، چشم #شاەبیت را شکار شود. در ازدحام مبهوت بلندای #گردل ، نگاه مخملی ات چون ُل بر تن ایل وصله ی وفاست.یک گوشه از #روستایم زخم است.گسلی زیر پای #گردل پیداست ، وقتی شیهه ی اسب تو، جنگ اینجا نشانده است.
گاهی از دیدن کوه #گاومیر و #گردل، سر فصل گوشه ای ار خلوت به #لب‌یال،
زوایای نفس هایت سرگیجه ی #قلمم می شود. چتری از مرثیه ها بر دل چادرنشینان ،#طنین آه می نشاند.چون #نوری گذر کرده ای بر قرینه ها تا داغ ترین دغدغه ها ، ثانیه های #اندوه را در خود پنهان کند. شعله ی یادت زیر #خاکستر نسیمی می وزد.فصل شراب از لبان تشنه گذشت.این آه است که بر یال #گردل، در عطش خواب های با مرام مردان #ایل،
نام تو را #یاهو می گوید.

#فروزندە‌ـ‌شفیعی‌ـ‌زرنە
99/9/9

📥x #سلام_بر_زرنه x
@salam_bar_zarneh