☕️️ قطعهای از کتاب
هرچه بارم سنگین تر باشد خرسندترم؛ زیرا این بار آزادی من است. همین دیروز بود که بی دلیل بر زمین راه می رفتم؛ هزاران جاده را درنوردیدم که مرا به جایی نرساندند زیرا جاده ی مردان دیگر بودند ...امروز من فقط یک راه دارم که نمی دانم به کجا ختم می شود. ولی راه خودم است.
ناگهان آزادی بر من فرود آمد و مرا درنوردید. جوانی ام با باد رفت و خود را تنها دیدم ... و چیزی در بهشت باقی نمانده بود، نه خوبی و نه بدی، و نه کسی که به من فرمان دهد... محکومم از قانونی جز قانون خویش فرمان نبرم... هرکس باید خود راه خویش را بیابد.
📕#مگسها
✍#ژان_پل_سارتر
♦️@seemorghbook
هرچه بارم سنگین تر باشد خرسندترم؛ زیرا این بار آزادی من است. همین دیروز بود که بی دلیل بر زمین راه می رفتم؛ هزاران جاده را درنوردیدم که مرا به جایی نرساندند زیرا جاده ی مردان دیگر بودند ...امروز من فقط یک راه دارم که نمی دانم به کجا ختم می شود. ولی راه خودم است.
ناگهان آزادی بر من فرود آمد و مرا درنوردید. جوانی ام با باد رفت و خود را تنها دیدم ... و چیزی در بهشت باقی نمانده بود، نه خوبی و نه بدی، و نه کسی که به من فرمان دهد... محکومم از قانونی جز قانون خویش فرمان نبرم... هرکس باید خود راه خویش را بیابد.
📕#مگسها
✍#ژان_پل_سارتر
♦️@seemorghbook
👍13
در روزگاری که قدرت را با پول بخرند،
عدالت را نیز با پول خواهند فروخت...
و آنگاہ انسانیت، ذرہ ذرہ خواهد مرد...
♦️@seemorghbook
عدالت را نیز با پول خواهند فروخت...
و آنگاہ انسانیت، ذرہ ذرہ خواهد مرد...
♦️@seemorghbook
👍33😢5
📕#سپیده_دمان_فلسفه_تاریخ_بورژوایی
✍#ماکس_هورکهایمر
سپیده دمان فلسفه ی تاریخ بورژوایی، که همزمان با انتصاب هورکهایمر به ریاست موسسه ی تحقیقات اجتماعی فرانکفورت نوشته شده (1930)، آزمایشگاهی بود برای آشکار شدن «نظریه ی انتقادی» در پگاه زایش آن. هورکهایمر با ماکیاولی، هابز، یوتوپیاپردازان بزرگ دوره ی رنسانس، ویکو و هگل تبادل نظر می کند. مسیری انتقادی که در پایان آن آشکار می شود که راه به سوی حقیقت، بخشی از حقیقت است .
هورکهایمر به دور از بی طرفیِ تاریخمندی و خواست فروکاهنده ی جامعه شناسیِ شناخت «به یک موضوع تاریخی نزدیک نمی شود مگر هنگامی که با آن چونان جوهر فرد (موناد) برخورد کند.» (والتر بنیامین). فلسفه نمی تواند به ایدئولوژی فروکاسته شود .
سپیده دمان فلسفه ی تاریخ بورژوایی، افزون بر افشای ابزار انگاری سیاسی (سیاست در مقام فن چیرگی بر انسان ها، در تداوم برنامه ی غربیِ سلطه بر طبیعت) طرح تاریخ انتقادی عقل سیاسی را که از پیدایش دولت خودکامه جدایی ناپذیر است، ارائه می دهد .
فراخوان به عمل، مایه ی وحدت و توان این اثر است. هورکهایمر در همان حال که با متافیزیک و ذات های شیءواره ی حاصل آن (هستی، روح، طبیعت یا تاریخ) مبارزه می کند از هشدار دادن مورد «فروتنی اندیشه» و بردباری ایدئالیسم دمی باز نمی ایستد .
«آن کس که شکیبایی در برابر رنج و مرگ را موعظه می کند، نباید از یاد ببرد که شکیبایی همگانی که رویاروی حرکت تاریخی می ایستد، دلیل اساسی بر "ضرورت انتظار کشیدن" است.»
♦️@seemorghbook
✍#ماکس_هورکهایمر
سپیده دمان فلسفه ی تاریخ بورژوایی، که همزمان با انتصاب هورکهایمر به ریاست موسسه ی تحقیقات اجتماعی فرانکفورت نوشته شده (1930)، آزمایشگاهی بود برای آشکار شدن «نظریه ی انتقادی» در پگاه زایش آن. هورکهایمر با ماکیاولی، هابز، یوتوپیاپردازان بزرگ دوره ی رنسانس، ویکو و هگل تبادل نظر می کند. مسیری انتقادی که در پایان آن آشکار می شود که راه به سوی حقیقت، بخشی از حقیقت است .
هورکهایمر به دور از بی طرفیِ تاریخمندی و خواست فروکاهنده ی جامعه شناسیِ شناخت «به یک موضوع تاریخی نزدیک نمی شود مگر هنگامی که با آن چونان جوهر فرد (موناد) برخورد کند.» (والتر بنیامین). فلسفه نمی تواند به ایدئولوژی فروکاسته شود .
سپیده دمان فلسفه ی تاریخ بورژوایی، افزون بر افشای ابزار انگاری سیاسی (سیاست در مقام فن چیرگی بر انسان ها، در تداوم برنامه ی غربیِ سلطه بر طبیعت) طرح تاریخ انتقادی عقل سیاسی را که از پیدایش دولت خودکامه جدایی ناپذیر است، ارائه می دهد .
فراخوان به عمل، مایه ی وحدت و توان این اثر است. هورکهایمر در همان حال که با متافیزیک و ذات های شیءواره ی حاصل آن (هستی، روح، طبیعت یا تاریخ) مبارزه می کند از هشدار دادن مورد «فروتنی اندیشه» و بردباری ایدئالیسم دمی باز نمی ایستد .
«آن کس که شکیبایی در برابر رنج و مرگ را موعظه می کند، نباید از یاد ببرد که شکیبایی همگانی که رویاروی حرکت تاریخی می ایستد، دلیل اساسی بر "ضرورت انتظار کشیدن" است.»
♦️@seemorghbook
👍10❤2
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
از نلسون ماندلا زمانی که رییس جمهور شد خبرنگاری پرسید: وقتی در دادگاه از قاضی حکم حبس ابد خود را شنیدید ترسیدید؟
گفت: آری ترسیدم حتی بیشتر از شما. در نظر شما شجاعت نترسیدن است اما در نظر من شجاعت ترسیدن اما غلبه بر ترسیدن است. چون اگر ترس نداشتم ، عقل هم نداشتم.
♦️@seemorghbook
از نلسون ماندلا زمانی که رییس جمهور شد خبرنگاری پرسید: وقتی در دادگاه از قاضی حکم حبس ابد خود را شنیدید ترسیدید؟
گفت: آری ترسیدم حتی بیشتر از شما. در نظر شما شجاعت نترسیدن است اما در نظر من شجاعت ترسیدن اما غلبه بر ترسیدن است. چون اگر ترس نداشتم ، عقل هم نداشتم.
♦️@seemorghbook
👏25👍7❤1
دلم می خواهد به همه ى عقاید
احترام بگذارم،
ولی احترام به بعضی از آن ها
توهین به شعور خودم
محسوب می شود !
پس در بهترین حالت،
تحملشان می کنم و هیچ نمی گویم !
#آنتونی_هاپکینز
♦️@seemorghbook
احترام بگذارم،
ولی احترام به بعضی از آن ها
توهین به شعور خودم
محسوب می شود !
پس در بهترین حالت،
تحملشان می کنم و هیچ نمی گویم !
#آنتونی_هاپکینز
♦️@seemorghbook
👍36🤔6👏1
.
خوابِ دستهای تو را دیدم
که با لبخند
دریا را میریختی بر صورتم
بیدار که شدم
نه تو بودی
نه دریا
چشمم اما خیس بود
#یاور_مهدی_پور
♦️@seemorghbook
خوابِ دستهای تو را دیدم
که با لبخند
دریا را میریختی بر صورتم
بیدار که شدم
نه تو بودی
نه دریا
چشمم اما خیس بود
#یاور_مهدی_پور
♦️@seemorghbook
❤11👍4👏1
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
#اهل_ایـرانم
روزگارم خوش نیست.
تکه جایی دارم،
خرده حرفی،
سر سوزن حقی
عالمی دارم بدتر از سنگ سیاه.
دشمنانی سختتر از آهن و سرب...
و خدایی که کمی گم شده است:
پشت آن تاریکی،
پای یک قلب یخی.
روی آوار ستم،
روی قانونشکنی.
من مسلمـان بودم.
قبلهام شعر سپید
جانمازم خورشید،
مهر من باران بـود.
ولی افسوس مسلمان بودند.
چکه کردند به تیمار زمین.
قبلهشان خون خدا.
حرفشان آیت زور.
و شکستند دل نازک شببوها را.
اهل ایرانم.
پیشهام آدمیت.
گاهگاهی مینویسم از درد،
میسپارم به شما
تا به رنجی که از آن میجوشد،
دل تنهایی من، ما بشود»
#حق_الدوله
♦️@seemorghbook
#اهل_ایـرانم
روزگارم خوش نیست.
تکه جایی دارم،
خرده حرفی،
سر سوزن حقی
عالمی دارم بدتر از سنگ سیاه.
دشمنانی سختتر از آهن و سرب...
و خدایی که کمی گم شده است:
پشت آن تاریکی،
پای یک قلب یخی.
روی آوار ستم،
روی قانونشکنی.
من مسلمـان بودم.
قبلهام شعر سپید
جانمازم خورشید،
مهر من باران بـود.
ولی افسوس مسلمان بودند.
چکه کردند به تیمار زمین.
قبلهشان خون خدا.
حرفشان آیت زور.
و شکستند دل نازک شببوها را.
اهل ایرانم.
پیشهام آدمیت.
گاهگاهی مینویسم از درد،
میسپارم به شما
تا به رنجی که از آن میجوشد،
دل تنهایی من، ما بشود»
#حق_الدوله
♦️@seemorghbook
❤🔥26👏9👍8👎1
تا دست به اتفاق بر هم نزنیم،
پایی ز نشاط بر سر غم نزنیم،
خیزیم و دمی زنیم پیش از دمِ صبح،
کاین صبح بسی دمد که ما دَم نزنیم!
♦️@seemorghbook
پایی ز نشاط بر سر غم نزنیم،
خیزیم و دمی زنیم پیش از دمِ صبح،
کاین صبح بسی دمد که ما دَم نزنیم!
♦️@seemorghbook
👍14❤1
گاهی از پا که میافتی
تن میدهی به خستگی.
میایستی و میگویی: رسیدم
کجا رسیدی؟
میگویی: فهمیدم.
چه را فهمیدی؟
خب، بله، شاید این را فهمیدی
که هیچکس هیچوقت به هیچجا نمیرسد.
حقیقت این است.
ولی حقیقت را نمیگویی
در جیب پالتو مخفیاش میکنی:
کنار دستت، کنار سکوتت، کنار خستگیات.
#یانیس_ریتسوس
♦️@seemorghbook
تن میدهی به خستگی.
میایستی و میگویی: رسیدم
کجا رسیدی؟
میگویی: فهمیدم.
چه را فهمیدی؟
خب، بله، شاید این را فهمیدی
که هیچکس هیچوقت به هیچجا نمیرسد.
حقیقت این است.
ولی حقیقت را نمیگویی
در جیب پالتو مخفیاش میکنی:
کنار دستت، کنار سکوتت، کنار خستگیات.
#یانیس_ریتسوس
♦️@seemorghbook
👍20
☕️قطعهای از کتاب
مسئولیت شما در این جهان این نیست که زندگی را بر پایه انتظارات دیگران سپری کنید؛ بلکه رسالت شما این است که بر اساس انتظارات و استانداردهای خودتان زندگی کنید.
همانطور که استیو جابز میگوید: "زمان شما محدود است پس آن را با زندگی کردن به روش دیگران هدر ندهید. فریب تعصبات دیگران را نخورید که همانا پیامد افکار محدود آنهاست. اجازه ندهید سر و صدای عقاید دیگران، ندای درون شما را خفه کند."
برای آنکه حاصل زندگیتان چیزی باشد که به خاطرش زاده شدهاید و برای آنکه چیزی منحصربفرد خلق کنید، باید قاطعانه به هر گونه مصالحه و سازش، نه بگوئید.
📕#هنر_خلاق_اندیشیدن
✍#راد_جادکینز
♦️@seemorghbook
مسئولیت شما در این جهان این نیست که زندگی را بر پایه انتظارات دیگران سپری کنید؛ بلکه رسالت شما این است که بر اساس انتظارات و استانداردهای خودتان زندگی کنید.
همانطور که استیو جابز میگوید: "زمان شما محدود است پس آن را با زندگی کردن به روش دیگران هدر ندهید. فریب تعصبات دیگران را نخورید که همانا پیامد افکار محدود آنهاست. اجازه ندهید سر و صدای عقاید دیگران، ندای درون شما را خفه کند."
برای آنکه حاصل زندگیتان چیزی باشد که به خاطرش زاده شدهاید و برای آنکه چیزی منحصربفرد خلق کنید، باید قاطعانه به هر گونه مصالحه و سازش، نه بگوئید.
📕#هنر_خلاق_اندیشیدن
✍#راد_جادکینز
♦️@seemorghbook
👍25👎1
فقط در ممالکی که :
جهل جای علم
زور جای حق و
اوهام جای حقايق را گرفته است،
سلطنت موهبتی ست الهی !
#علی_اکبر_دهخدا
♦️@seemorghbook
جهل جای علم
زور جای حق و
اوهام جای حقايق را گرفته است،
سلطنت موهبتی ست الهی !
#علی_اکبر_دهخدا
♦️@seemorghbook
👍39🤔1
📕#خوشه_های_خشم
✍#جان_اشتاین_بک
خوشههای خشم یا انگورهای خشم (به انگلیسی: The Grapes of Wrath) یک رمان واقع گرای آمریکایی، نوشتهٔ جان اشتاین بک است که در ۱۹۳۹ منتشر شد. این کتاب برندهٔ جایزه ملی کتاب و جایزه پولیتزر برای داستان شد؛ و زمانی که استاینبک جایزه نوبل ادبیات را در ۱۹۶۲ دریافت کرد، بهطور برجستهای مورد اشاره قرار گرفت.
این رمان روایتگر جریانات رکورد بزرگ اقتصادی و مهاجرتهای ناشی از طوفانهای بزرگ داست بول در دههٔ ۱۹۳۰ است و داستان خانوادهای کشاورز و اهل اکلاهاما، به نام «خانوادهٔ جود» که از موطن خود دور افتاده و مجبور به سفر به غرب و کالیفرنیا شدهاند را پی میگیرد.
خوشههای خشم به دلیل میراث ماندگارش، اغلب در کلاس ادبیات دبیرستان و کالجهای ایالت متحده آمریکا خوانده میشود.
♦️@seemorghbook
✍#جان_اشتاین_بک
خوشههای خشم یا انگورهای خشم (به انگلیسی: The Grapes of Wrath) یک رمان واقع گرای آمریکایی، نوشتهٔ جان اشتاین بک است که در ۱۹۳۹ منتشر شد. این کتاب برندهٔ جایزه ملی کتاب و جایزه پولیتزر برای داستان شد؛ و زمانی که استاینبک جایزه نوبل ادبیات را در ۱۹۶۲ دریافت کرد، بهطور برجستهای مورد اشاره قرار گرفت.
این رمان روایتگر جریانات رکورد بزرگ اقتصادی و مهاجرتهای ناشی از طوفانهای بزرگ داست بول در دههٔ ۱۹۳۰ است و داستان خانوادهای کشاورز و اهل اکلاهاما، به نام «خانوادهٔ جود» که از موطن خود دور افتاده و مجبور به سفر به غرب و کالیفرنیا شدهاند را پی میگیرد.
خوشههای خشم به دلیل میراث ماندگارش، اغلب در کلاس ادبیات دبیرستان و کالجهای ایالت متحده آمریکا خوانده میشود.
♦️@seemorghbook
👍14❤4👏2
اینکه یک دخترجوان و پاک دوستت داشته باشد و اولین کسی باشی که عجایب عشق را برای او آشکار میکنی،شادی بسیار بزرگی است
اما بدست آوردن این عشق ساده ترین کار در دنیاست؛زیرا گرفتار کردن قلبی که هیچ تجربه ای در عشق ندارد مانند وارد شدن به شهری بدون استحکامات و بی دفاع است.
#الکساندر_دوما
♦️@seemorghbook
اما بدست آوردن این عشق ساده ترین کار در دنیاست؛زیرا گرفتار کردن قلبی که هیچ تجربه ای در عشق ندارد مانند وارد شدن به شهری بدون استحکامات و بی دفاع است.
#الکساندر_دوما
♦️@seemorghbook
👍25❤6🥰1
من از امتیازها وانحصارها نفرت دارم زیرا از نظر من هر آنچه که با تمام مردم تقسیم نمیشودحرام و گناه آلود است.
#دکتر_مصدق
♦️@seemorghbook
#دکتر_مصدق
♦️@seemorghbook
❤36👍11👎4🤨1🍾1
آن فروغ درخشان که زمانی در برابر دیدگانم میدرخشید، اکنون برای همیشه از نظرم ناپدید شده است. گرچه هیچچیز شکوه علفزار و طراوت گلهای بهاری را به ما باز نخواهد گرداند اما غمی نیست؛ باید قوی بود و به آنچه برجایمانده امید بست.
#ویلیام_وردزورث
♦️@seemorghbook
#ویلیام_وردزورث
♦️@seemorghbook
👍9❤3
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖 #حکایت
ﻋﺘﯿﻘﻪ ﻓﺮﻭشی ﺩﺭ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﺭﻋﯿﺘﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ
ﺩﯾﺪ ﻛﺎﺳﻪﺍﯼ ﻧﻔﯿﺲ ﻭ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺩﺭﮔﻮﺷﻪﺍﯼ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﮔﺮﺑﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺁﺏ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ
ﺩﯾﺪ ﺍﮔﺮ ﻗﯿﻤﺖ ﻛﺎﺳﻪ ﺭﺍ ﺑﭙﺮﺳﺪ ﺭﻋﯿﺖ ﻣﻠﺘﻔﺖ ﻣﻄﻠﺐ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﺮﺍﻧﯽ ﺑﺮ ﺁﻥ ﻣﯽﻧﻬﺪ
ﻟﺬﺍ ﮔﻔﺖ : ﻋﻤﻮﺟﺎﻥ ﭼﻪ ﮔﺮﺑﻪ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺁﯾﺎ ﺣﺎﺿﺮﯼ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ؟
ﺭﻋﯿﺖ ﮔﻔﺖ: ﭼﻨﺪ ﻣﯽﺧﺮﯼ؟
ﮔﻔﺖ : ﯾﻚ ﺩﺭﻫﻢ
ﺭﻋﯿﺖ ﮔﺮﺑﻪ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻋﺘﯿﻘﻪ ﻓﺮﻭﺵﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺧﯿﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﯽ
ﻋﺘﯿﻘﻪ ﻓﺮﻭﺵ ﭘﯿﺶ ﺍﺯﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩﯼ ﮔﻔﺖ : ﻋﻤﻮﺟﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﺑﻪ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺗﺸﻨﻪﺍﺵ ﺷﻮﺩ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻛﺎﺳﻪ ﺁﺏ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ
ﺭﻋﯿﺖ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ با این كاسه ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ پنجاه ﮔﺮﺑﻪ ﻓﺮﻭﺧﺘﻪﺍﻡ ، ﻛﺎﺳﻪ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﻧﯿﺴﺖ ، عتیقه است
♦️@seemorghbook
📖 #حکایت
ﻋﺘﯿﻘﻪ ﻓﺮﻭشی ﺩﺭ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﺭﻋﯿﺘﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ
ﺩﯾﺪ ﻛﺎﺳﻪﺍﯼ ﻧﻔﯿﺲ ﻭ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺩﺭﮔﻮﺷﻪﺍﯼ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﮔﺮﺑﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺁﺏ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ
ﺩﯾﺪ ﺍﮔﺮ ﻗﯿﻤﺖ ﻛﺎﺳﻪ ﺭﺍ ﺑﭙﺮﺳﺪ ﺭﻋﯿﺖ ﻣﻠﺘﻔﺖ ﻣﻄﻠﺐ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﺮﺍﻧﯽ ﺑﺮ ﺁﻥ ﻣﯽﻧﻬﺪ
ﻟﺬﺍ ﮔﻔﺖ : ﻋﻤﻮﺟﺎﻥ ﭼﻪ ﮔﺮﺑﻪ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺁﯾﺎ ﺣﺎﺿﺮﯼ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ؟
ﺭﻋﯿﺖ ﮔﻔﺖ: ﭼﻨﺪ ﻣﯽﺧﺮﯼ؟
ﮔﻔﺖ : ﯾﻚ ﺩﺭﻫﻢ
ﺭﻋﯿﺖ ﮔﺮﺑﻪ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻋﺘﯿﻘﻪ ﻓﺮﻭﺵﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺧﯿﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﯽ
ﻋﺘﯿﻘﻪ ﻓﺮﻭﺵ ﭘﯿﺶ ﺍﺯﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩﯼ ﮔﻔﺖ : ﻋﻤﻮﺟﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﺑﻪ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺗﺸﻨﻪﺍﺵ ﺷﻮﺩ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻛﺎﺳﻪ ﺁﺏ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ
ﺭﻋﯿﺖ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ با این كاسه ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ پنجاه ﮔﺮﺑﻪ ﻓﺮﻭﺧﺘﻪﺍﻡ ، ﻛﺎﺳﻪ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﻧﯿﺴﺖ ، عتیقه است
♦️@seemorghbook
😁61👍15❤6