کتابخانه سیمرغ
72.8K subscribers
15.4K photos
1.18K videos
7.37K files
470 links
Download Telegram
تاریخ نیروی زمینی شاهنشاهی

سپهبد محمد کاظمی_ سرهنگ منوچهر البرز

♦️@seemorghbook
👍14👎2
📕#تاریخ‌_نیروی_زمینی_شاهنشاهی

#محمد_کاظمی #منوچهر_البرز


این کتاب هم یکی از مراجع مربوط به تاریخ نیروی زمینی شاهنشاهی با عنوان تاریخ پنجاه ساله‌ی نیروی زمینی شاهنشاهی ایران که تقدیم شما بزرگان میشود.
کتاب نسخه اصلی و اسکن شده از روی نسخه منتشر شده در سال 2535 شاهنشاهی و نوشته سپهبد محمد کاظمی و سرهنگ 2 ستاد منوچهر البرز باهتمام سرهنگ ستاد علی وزیری

♦️@seemorghbook
10👍5
وصیت کرده ام بعد از مرگم:

همراه من دو تا فنجان چای هم دفن کنند!
شاید صحبت های من با خدا به درازا کشید.
به هر حال دلخوری ها کم نیست از بندگانش ...
همان هایی که بی اجازه وارد شدند خودخواهانه قضاوت کردند بی مقدمه شکستند
و بی خداحافظی رفتند!

#سیمین_بهبهانی

♦️@seemorghbook
👍33🥰4
‏گفتند: داروى دل چيست؟
‏گفت: از مردمان دور بودن...

♦️@seemorghbook
👍16👏7
کارل گوستاو یونگ، معتقد بود: ما نمیتوانیم صفتی را که در خود نداریم در دیگری تشخیص دهیم ...

به عنوان نمونه اگر شما فردی را خودخواه میدانید، مطمئن باشید شما هم می‌توانید به همان اندازه خودخواهی نشان دهید. چرا که ما نمیتوانیم چیزی را درک کنیم بدون اینکه خود، آن نباشیم.

همچنین مولانا در کتاب فیه ما فیه آورده است: اگر در برادر خود عیب میبینی، آن عیب در توست که در او میبینی

عالَم همچنین آیینه است؛ نقش خود را در او میبینی؛ که المؤمن مرآة المؤمن. آن عیب را از خود جدا کن. زیرا آنچه از او میرنجی، از خود میرنجی...

♦️@seemorghbook
👍14👎5
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖#حکایت

ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﭘﻠﯽ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺧﺮﻭﺷﺎﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺪ
ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻧﺪ ﺗﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﮐﻤﮏ ﺭﺳﺎﻧﻨﺪ …
ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﺷﺪﺕ ﺁﺏ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺯﻳﺎﺩ ﺍﺳﺖ، ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻪ ﺑﺮﺍﺷﻮﻥ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﺮﺩ …
ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﻧﺠﺎﺗﺘﻮﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻩ ! ﻭ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﻣﺮﺩ !
ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻣﺮﺩ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﮐﻮﺷﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﻴﺎﻳﻨﺪ
ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺋﻤﺎ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻼﺵ ﺗﻮﻥ ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻫﺴﺖ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﻣﺮﺩ !!!
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺁﺏ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺩ .
ﺍﻣﺎ ﺷﺨﺺ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﺎ ﺣﺪﺍﮐﺜﺮ ﺗﻮﺍﻧﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪﻥ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺗﻼﺵ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ .
ﺑﻴﺮﻭﻧﯽ ﻫﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﺯﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﻼﺷﺖ ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻫﺴﺖ
ﺍﻣﺎ ﺍﻭ ﺑﺎ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺗﻼﺵ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎﻻ ﺧﺮﻩ ﺍﺯ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺧﺮﻭﺷﺎﻥ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪ . ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪ، ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﻧﺎ ﺷﻨﻮﺍﺳﺖ .
دﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺍﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ !

♦️@seemorghbook
👍386
هی بخند و غصه را شرمنده کن
لحظه را از خنده ها آکنده کن
خنده کن خنده بهتر از طلاست
خنده برهردرد بی درمان دواست

♦️@seemorghbook
👍71
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺍﮔﻪ ﺑِﺮﯾﺰﻩ،ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﯼ ﻧِﻤﯿﺸﻪ جَمعش ﮐﺮﺩ،
ﻣﺜﻞِ... "آبرو"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺭﻭ ﺍﮔﻪ ﺑُﺨﻮﺭﯼ،ﺑﺎ ﻫﯿﭻ چیزی ﻧِﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑِﺮﯾﺰﯾﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ، مثلِ... "مال بچه یتیم"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺭﻭ ﺍﻭﻧﺠﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻗَﺪﺭﺷﻮ ﻧِﻤﯿﺪﻭﻧﯽ،
مثلِ...."پدر و مادر"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺭﻭ ﺑﺎ ﻫﯿﭻ پوﻟﯽ ﻧِﻤﯿﺸﻪ ﺧَﺮﯾﺪ، ﻣﺜﻞِ..."ﻣُﺤﺒﺖ"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺭﻭ ﻧِﻤﯿﺘﻮﻧﻢ ﺗَﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ،
ﻣﺜﻞِ..."ﺁﺩﻣﺎﯼِ ﭼﺎپلوﺱ ﻭ ﺩﺭﻭﻏﮕو"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺧﯿﻠﯽ ﮔِﺮﻭﻧﻪ، ﻣﺜﻞِ...."تاوان"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺧﯿﻠﯽ تَلخه، ﻣﺜﻞِ...."ﺣَﻘﯿﻘﺖ"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺧﯿﻠﯽ ﺳَﺨﺘﻪ، مثلِ...."ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺧﯿﻠﯽ ﺯِﺷﺘﻪ، ﻣﺜﻞ..ِ.."ﺧﯿﺎﻧﺖ"

♦️@seemorghbook
👍14😭1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‏جایی خوندم نوشته بود : «‌ترجیح میدهم به ذوقِ خویش دیوانه باشم تا به میلِ دیگران عاقل» ...
زندگی یعنی همین ! ...
عشق از سر دیوانگی ...
و دیوانگی از سر عشق

♦️@seemorghbook
👍11👏2
یکی از نشانه های عشق حقیقی آن است که به تو عشق بورزند بدون اینکه شایستگی‌اش را داشته باشی. اگر زنی به من بگوید عاشق توام چون روشنفکری، محترم هستی، برایم هدیه می‌خری و ظرف ها را هم خوب می‌شویی، مرا ناامید کرده. چنین عشقی بیشتر عملی خودپسندانه به نظر می رسد. چقدر دلپذیر است که بشنوی من دیوانه‌ی توام، هرچند که روشنفکر و محترم نباشی. حتی اگر دروغگو و خودبین باشی...

#میلان_کوندرا

♦️@seemorghbook
👍17
قطعه‌ای از کتاب

«عشق» در لحظه پدید می آید، «دوست داشتن»، در امتداد زمان.
این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.
عشق، معیارها را در هم می ریزد؛
دوست داشتن بر پایه ی معیارها بنا میشود.
عشق، ناگهان و ناخواسته شعله میکشد؛
دوست داشتن، از شناختن و خواستن سرچشمه می گیرد.
عشق، قانون نمی شناسد؛
دوست داشتن، اوج احترام به مجموعه یی از قوانین عاطفی است.
میان عشق و دوست داشتن، هیچ نقطه ی مشترکی نیست.
از دوست داشتن به عشق می توان رسید، و از عشق به دوست داشتن. اما به هر حال این حرکت، از خود به خود نیست، از نوعی به نوعی است، از خمیره یی به خمیره یی …
و فاصله یی است ابدی میان عشق و دوست داشتن، که برای پیمودن این فاصله، یا باید پرید، یا باید فرو چکید …

📕#آتش_بدون_دود

#نادر_ابراهيمی

♦️@seemorghbook
👍10
فردوسی بزرگ سی سال زحمت کشید،
تا زبان پارسی را زنده نگهدارد
اما مردمان امروز
در آرمگاه او فاتحه عربـی می‌خوانند...

#احمد_کسروی

♦️@seemorghbook
😢36👍23👎41
سایه روشن

صادق هدایت

♦️@seemorghbook
👍6
📕#سایه_روشن

#صادق_هدایت

سایه روشن نام مجموعه داستان کوتاهی از صادق هدایت است که در سال ۱۳۱۲ برای اولین بار به چاپ رسیده است. این مجموعه داستان شامل هفت داستان کوتاه به نام های س.گ.ل.ل ، زنی که مردش را گم کرد ، عروسک پشت پرده ، آفرینگان ، شب های ورامین ، آخرین لبخند و پدران آدم میباشد .

سایه روشن پس از زنده بگور و سه قطره خون سومین مجموعه داستان هدایت است که احتمالا می بایست در راستای زبانی و فضاسازی دو مجموعه پیشین باشد اما چنین نیست. داستان های این مجموعه متنوع است و از مایه های فلسفی و عمیق که تجربیات تازه ای در داستان نویسی ایران است تا دلمشغولی های همیشگی هدایت ادامه می یابد. ماحصل اندیشه هدایت در این مجموعه که البته در سراسر زندگیش نیز ادامه یافت پوچ بودن هستی، غنیمت شمردن دم و علم به این موضوع است که تمام تلاشهای بشر هیچ حاصلی ندارد پس می بایست همه این تلاشها در راستایی باشد که برای بشر لذت بخش و راضی کننده تلقی شود.

♦️@seemorghbook
👍20👏2
ﭘﺪﺭﻡ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ:
" ﺯﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﺴﯿﻮﺍﻥ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺩﺭﺷﺖ، ﺩﺍﺷﺘﻪ
ﺑﺎﺷﺪ. "
ﻭﻟﯽ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻧﻪ ﻣﻮﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﻧﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺩﺭﺷﺖ!
ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮﺩ:
" ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﯼ ﻣﺮﺩﻫﺎ
ﻧﯿﺴﺖ، ﻣﺮﺩ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺯﻣﺨﺖ ﻭ ﮔﻮﻧﻪ
ﻫﺎﯾﯽ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. "
ﻭﻟﯽ ﭘﺪﺭﻡ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺟﺬﺍﺏ ﺑﻮﺩ، ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺯﻣﺨﺖ ﻭ ﮔﻮﻧﻪ
ﻫﺎﯼ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺷﺖ! ﻫﯿﭻ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﺎ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ،
ﭼﻮﻥ ﺫﻫﻨﯿﺘﺸﺎﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺟﻨﺲ ﻣﺨﺎﻟﻒ، ﺑﺎ ﺟﻨﺲ ﻣﺨﺎﻟﻒ
ﺯﻧﺪﮔﯿﺸﺎﻥ، ﺩﺭ ﯾﮏ ﺗﻀﺎﺩ ﮐﺎﻣﻞ ﺑﻮﺩ!
ﭼﻮﻥ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﮕﻔﺘﻨﺪ: ﺯﻥ ﺑﺎﯾﺪ ‏« ﻋﺎﺷﻖ ‏» ، ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻣﺮﺩ ‏« ﻻﯾﻖ ‏» ﺍﯾﻦ ﻋﺸﻖ .
ﻋﺸﻖ ﺭﺍ، ﺍﯾﻦ ﻭﺍﺟﺐ ﺗﺮﯾﻦ ﺭﺍ، ﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﮐﺮﺩﻧﺪ!
ﻣﻦ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺧﺮﺍﻓﻪ ﺟﻨﮕﯿﺪﻡ ؛ ﺗﺎ
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ:
ﺑﺪﻭﻥ " ﻋﺸﻖ " ؛ ﻧﻪ ﮔﯿﺴﻮﺍﻥ ﺑﻠﻨﺪﻡ ﺯﯾﺒﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﻭ
ﻧﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺩﺭﺷﺘﻢ .
ﻭ ﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪﻣﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺯﻣﺨﺖ ﻭ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﯼ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺳﻮﺧﺘﻪ،
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺗﻀﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ!ﻭ ﺳﺎﻝ ﻫﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻼﺷﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻬﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ
ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﻢ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯﻡ .

#ﻓﺮﻭﻍ_ﻓﺮخزﺍﺩ

♦️@seemorghbook
👍3614👏5
وقتی از کسی می رنجی
از خودت بپرس :

این کیست که می رنجد؟
آنگاه سکوت کن تا پاسخ را بشنوی
اگر فقط به این پرسش نگاه کنی
خواهی دید
کسی که به تو صدمه می زند
خود تو هستی زیرا:
رنج را می پذیری و به رنج
اجازه می دهی " هست شود"

#هله_پتگر

♦️@seemorghbook
👍182
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀

پس از جنگ جهانی دوم تعداد بسیار کمی از زندانیان زندان آشویتس در لهستان موفق شدند که از آن قتلگاه آدم سوزی جان سالم بدر ببرند و زنده بمانند ، یکی از آنها دکتر ویکتور فرانکل بود. ویکتور فرانکل پس از اتمام جنگ و آزادی از آن زندان مخوف و با توجه به خودکشی های و فجایع زیادی که با چشم خودش دیده بود از نظر روانشناسی بسیار متبحر شده بود و چند وقتی هم در نظام آموزشی در آلمان به عنوان مدیر مدرسه ای فعالیت کرد

او در آغاز هر سال تحصیلی برای معلمان مدرسه این نامه را می فرستاد :

کسی هستم که از یک اردوگاه اسیران جان سالم به در برده است. با چشمانم چیز هایی دیده ام که چشم هیچ انسانی نباید می دیده است

🔺اتاق های گازی را دیدم که توسط بهترین و ماهرترین مهندسین ساختمان، ساخته شده بودند.

🔺بهـترین و متخصص ترین پزشکانی را دیدم که کودکان را به شکل ماهرانه ای مسموم می کردند.

🔺نوزادانی که توسط آمپول های پرستار هایی مـُردند که بهـترین پرستاران بودند،

🔺انسان هایی که توسط فارغ التحصیلان دبیرستان ها و دانشگاه ها سوزانده شدند.

پزشک شدن ، مهندس شدن ، متخصص شدن ، کار سختی نیست و میشود با چند سال درس خواندن به آن رسید رسید و چه بسا امروز ما در جامعه هم پزشکان و هم مهندسین زیادی داریم.

اما بزرگترین ثروت ما انسانیت و اخلاق ماست که با هـیچ مدرکی قابل مقایسه نیست. برای بدست آوردن آن تلاش کنیم که پس از مرگ هم جاودانه خواهد بود.

♦️@seemorghbook
👍27👏4😭2
شـــكرت خــدا كه دفتر عمرم
باز است هنوز
نميدانم چند ورق
مانده تا انتها..
اما بر هر ورق
كه بر من می گشایی
زيباخواهم نوشت

♦️@seemorghbook
👍9🙏3