📕#تراژدی_قدرت_در_شاهنامه
✍#مصطفی_رحیمی
کتاب تراژدی قدرت در شاهنامه نخستین بار در پاییز ۱۳۶۹ منتشر شد و چاپ دوم آن نیز در پاییز ۱۳۷۶ منتشر شد.
این کتاب به دو بخش تقسیم شده است، بخش نخست بخشی است دربارهی قدرت با مباحث زیر:
ارایهی تعریف قدرت، بیان ارتباط مشهور و شناخته شدهی قدرت و فساد، تشریح رابطهی خرافات و قدرت و تشبیه رابطهی این دو به رابطهی دایه و کودک، آمیختگی شدید خودخواهی با عشق خرافاتی به آرمان در فرد قدرت پرست و دشواری تشخیص مرز این دو، دروغ به عنوان یکی از لوازم اساسی کسب قدرت و...
نویسنده در پایان بخش مذکور به تصریح بیان کرده است که قدرت، فره ایزدی است، چنانچه منافی آزادی انتخاب افراد نباشد و شر شیطانی است اگر همهی اختیارات را در دست فرمانروایی مستبد جمع کند.
در بخش دوم چیزی افزون بر آنچه در بخش نخست آمده است وجود ندارد و نویسنده صرفا با استناد به دو داستان مشهور شاهنامه یعنی «رستم و اسفندیار» و «رستم و سهراب» کوشیده است در زمینهی موضوعاتی که پیشتر به طور مبسوط به آنها پرداخته است نمونههایی آشکار ارائه دهد.
نکاتی که نویسنده در مقام مفسر این دو داستان از لابلای اشعار مربوط به آن بیرون کشیده است، با توجه به موضوع و محتوای کتاب بسیار ارزشمند و قابل درنگ است.
♦️@seemorghbook
✍#مصطفی_رحیمی
کتاب تراژدی قدرت در شاهنامه نخستین بار در پاییز ۱۳۶۹ منتشر شد و چاپ دوم آن نیز در پاییز ۱۳۷۶ منتشر شد.
این کتاب به دو بخش تقسیم شده است، بخش نخست بخشی است دربارهی قدرت با مباحث زیر:
ارایهی تعریف قدرت، بیان ارتباط مشهور و شناخته شدهی قدرت و فساد، تشریح رابطهی خرافات و قدرت و تشبیه رابطهی این دو به رابطهی دایه و کودک، آمیختگی شدید خودخواهی با عشق خرافاتی به آرمان در فرد قدرت پرست و دشواری تشخیص مرز این دو، دروغ به عنوان یکی از لوازم اساسی کسب قدرت و...
نویسنده در پایان بخش مذکور به تصریح بیان کرده است که قدرت، فره ایزدی است، چنانچه منافی آزادی انتخاب افراد نباشد و شر شیطانی است اگر همهی اختیارات را در دست فرمانروایی مستبد جمع کند.
در بخش دوم چیزی افزون بر آنچه در بخش نخست آمده است وجود ندارد و نویسنده صرفا با استناد به دو داستان مشهور شاهنامه یعنی «رستم و اسفندیار» و «رستم و سهراب» کوشیده است در زمینهی موضوعاتی که پیشتر به طور مبسوط به آنها پرداخته است نمونههایی آشکار ارائه دهد.
نکاتی که نویسنده در مقام مفسر این دو داستان از لابلای اشعار مربوط به آن بیرون کشیده است، با توجه به موضوع و محتوای کتاب بسیار ارزشمند و قابل درنگ است.
♦️@seemorghbook
❤5👎3👍2
۱ دی ماه جشن دی گان ؛ روز میلاد خورشید یا خرم روز، نخستین جشن دیگان است.
در ایران باستان، روز اول دی را روز تولد خورشید میدانستند
روزی که خورشید دوباره بعد از بلندترین شب سال، طلوع میکند و باز به دنیا زندگی میبخشد
زیرا از این روز، شبها کوتاهتر و روزها بلندتر میشوند
♦️ @seemorghbook
در ایران باستان، روز اول دی را روز تولد خورشید میدانستند
روزی که خورشید دوباره بعد از بلندترین شب سال، طلوع میکند و باز به دنیا زندگی میبخشد
زیرا از این روز، شبها کوتاهتر و روزها بلندتر میشوند
♦️ @seemorghbook
👍14❤1
انتقاد از یک شخص به خاطر نژاد وی کاری به وضوح غیرعقلانی و مضحک است. اما انتقاد از دین افراد یک حق است. این کار از ارکان آزادی ست.
آزادی در نقد عقاید و اندیشه ها، آن هم هر اندیشه ای (حتی اگر اعتقاد به آن ها صادقانه باشد) یکی از آزادی های بنیادین جامعه محسوب می شود.
قانونی که سعی دارد بگوید شما حق نقد و تمسخر عقاید را تا آنجا که مذهبی نباشند دارید، در واقع قانون بسیار عجیب و غریبی است.
#روآن_اتکینسون
♦️@seemorghbook
آزادی در نقد عقاید و اندیشه ها، آن هم هر اندیشه ای (حتی اگر اعتقاد به آن ها صادقانه باشد) یکی از آزادی های بنیادین جامعه محسوب می شود.
قانونی که سعی دارد بگوید شما حق نقد و تمسخر عقاید را تا آنجا که مذهبی نباشند دارید، در واقع قانون بسیار عجیب و غریبی است.
#روآن_اتکینسون
♦️@seemorghbook
👍10👎3❤2
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖#حکایت
قلمی از قلمدان قاضی افتاد!
شخصی که آنجا حضور داشت ، گفت:
جناب قاضی کلنگ خود را بردارید
قاضی خشمگین پاسخ داد:
مردک این قلم است نه کلنگ
تو هنوز کلنگ و قلم را از هم بازنشناسی؟
مرد گفت:
هر چه هست باشد
تو خانه مرا با آن ویران کردی...
#عبید_زاکانی
♦️@seemorghbook
📖#حکایت
قلمی از قلمدان قاضی افتاد!
شخصی که آنجا حضور داشت ، گفت:
جناب قاضی کلنگ خود را بردارید
قاضی خشمگین پاسخ داد:
مردک این قلم است نه کلنگ
تو هنوز کلنگ و قلم را از هم بازنشناسی؟
مرد گفت:
هر چه هست باشد
تو خانه مرا با آن ویران کردی...
#عبید_زاکانی
♦️@seemorghbook
👍26❤3😢2
انتظارش را کشیدیم آمد و یلدا گذشت
عمر خود را بین که در اندیشه ی فردا گذشت
این شب و روز زمستان، گرم باشیم بهر هم
روزهای زرد پاییز با منِ تنها گذشت
♦️ @seemorghbook
عمر خود را بین که در اندیشه ی فردا گذشت
این شب و روز زمستان، گرم باشیم بهر هم
روزهای زرد پاییز با منِ تنها گذشت
♦️ @seemorghbook
❤11👍2🥰1
زندگی مانند بازی شطرنج است :
ما نقشه ای میریزیم اما اجرای آن مشروط به حرکت هایی است که رقیب به دلخواه میکند. این رقیب در زندگی، سرنوشت است!
#آرتور_شوپنهاور
♦️ @seemorghbook
ما نقشه ای میریزیم اما اجرای آن مشروط به حرکت هایی است که رقیب به دلخواه میکند. این رقیب در زندگی، سرنوشت است!
#آرتور_شوپنهاور
♦️ @seemorghbook
❤7👍5🥰1
از دلایل وجود جشنهای بسیار در ایران باستان این بود که ایرانیان برای شادیهای زندگی ارزش فراوان قائل بودند!
بیزاری ازخون ریزی وگرایش به راستی درستی مهربانی مانع از خشونت آنها میشد!
♦️@seemorghbook
بیزاری ازخون ریزی وگرایش به راستی درستی مهربانی مانع از خشونت آنها میشد!
♦️@seemorghbook
❤15👍2
☕️قطعه ای از کتاب
دنیای متمدن ما صرفا یک بالماسکه ای بزرگ است.
جایی که با سلحشوران و کشیشان و سربازان و دانشمندان و وکلا و روحانیون و فیلسوفان و نمی دانم چه و چه روبرو می شویم.
اما این ها آنچه وانمود می کنند نیستند. صرفا نقاب اند، و علی القاعده پشت این نقاب به مشتی کاسب کار بر می خوریم.
یکی نقاب قانون به چهره می زند، نقابی که آن را به منظوری از یک وکیل گرفته، صرفا برای اینکه بتواند به راحتی شخص دیگری را به باد کتک بگیرد.
دیگری با نیت مشابه نقاب میهن پرستی و سعادت عمومی را برگزیده و شخصی دیگر نقاب مذهب یا طهارت انتخاب می کند.
📕#در_باب_طبیعت_انسان
✍#آرتور_شوپنهاور
♦️@seemorghbook
دنیای متمدن ما صرفا یک بالماسکه ای بزرگ است.
جایی که با سلحشوران و کشیشان و سربازان و دانشمندان و وکلا و روحانیون و فیلسوفان و نمی دانم چه و چه روبرو می شویم.
اما این ها آنچه وانمود می کنند نیستند. صرفا نقاب اند، و علی القاعده پشت این نقاب به مشتی کاسب کار بر می خوریم.
یکی نقاب قانون به چهره می زند، نقابی که آن را به منظوری از یک وکیل گرفته، صرفا برای اینکه بتواند به راحتی شخص دیگری را به باد کتک بگیرد.
دیگری با نیت مشابه نقاب میهن پرستی و سعادت عمومی را برگزیده و شخصی دیگر نقاب مذهب یا طهارت انتخاب می کند.
📕#در_باب_طبیعت_انسان
✍#آرتور_شوپنهاور
♦️@seemorghbook
❤10
وقتی مروجین مذهب به سرزمین ما آمدند
در دستشان کتاب مقدس داشتند و ما زمین هایمان را داشتیم پنج سال بعد ما در دست کتابهای مقدس داشتیم و آنها زمین هایمان را...
#جومو_کنیاتا
♦️@seemorghbook
در دستشان کتاب مقدس داشتند و ما زمین هایمان را داشتیم پنج سال بعد ما در دست کتابهای مقدس داشتیم و آنها زمین هایمان را...
#جومو_کنیاتا
♦️@seemorghbook
👍27❤6😢6👎1
📕#مطبوعات_ایران
✍#حسین_ابوترابیان
کتاب مطبوعات ایران تاریخچه انتشار نشریات و روزنامه ها و گاه نامه های ایرانی است از سال ۱۳۲۰ تا تا سال ۱۳۲۶.
این کتاب همچنان داری دو پیوست جالب است . یکی فعالیت احزاب سیاسی ایران بعد از شهریور ۱۳۲۰ و دیگری سیری در قوانین مطبوعات ایران از صدر مشروطه تا زمان حال.
این کتاب مرجع خوبی برای مطالعه در تاریخ مطبوعات و احزاب سیاسی پس از آزادی نسبی در اوایل سلطنت محمد رضا شاه است.
♦️@seemorghbook
✍#حسین_ابوترابیان
کتاب مطبوعات ایران تاریخچه انتشار نشریات و روزنامه ها و گاه نامه های ایرانی است از سال ۱۳۲۰ تا تا سال ۱۳۲۶.
این کتاب همچنان داری دو پیوست جالب است . یکی فعالیت احزاب سیاسی ایران بعد از شهریور ۱۳۲۰ و دیگری سیری در قوانین مطبوعات ایران از صدر مشروطه تا زمان حال.
این کتاب مرجع خوبی برای مطالعه در تاریخ مطبوعات و احزاب سیاسی پس از آزادی نسبی در اوایل سلطنت محمد رضا شاه است.
♦️@seemorghbook
👍4
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
برای اینکه یک مردمی را به زانو در بیاورند، اول استقلالش را می دزدند؛ و برای اینکه استقلال یک مردمی را بتوانند بدزدند، آن مردم را به خود محتاج می کنند.
با این احتیاج وامانده است که آدم خودش را از دست می دهد، خوار و زبون می شود و به غیر خودی وابسته می شود؛ و نوکر می شود، و مثل کفش پای آنها، مثل نی سیگار آنها و حتی مثل تیغه شمشیر آنها که وقتی لازم باشد گردن برادر خود، گردن زن و فرزند خود را هم می زند.
♦️@seemorghbook
برای اینکه یک مردمی را به زانو در بیاورند، اول استقلالش را می دزدند؛ و برای اینکه استقلال یک مردمی را بتوانند بدزدند، آن مردم را به خود محتاج می کنند.
با این احتیاج وامانده است که آدم خودش را از دست می دهد، خوار و زبون می شود و به غیر خودی وابسته می شود؛ و نوکر می شود، و مثل کفش پای آنها، مثل نی سیگار آنها و حتی مثل تیغه شمشیر آنها که وقتی لازم باشد گردن برادر خود، گردن زن و فرزند خود را هم می زند.
♦️@seemorghbook
👍14😢4
انتظارش را کشیدیم آمد و یلدا گذشت
عمر خود را بین که در اندیشه ی فردا گذشت
این شب و روز زمستان، گرم باشیم بهر هم
روزهای زرد پاییز با منِ تنها گذشت
♦️@seemorghbook
عمر خود را بین که در اندیشه ی فردا گذشت
این شب و روز زمستان، گرم باشیم بهر هم
روزهای زرد پاییز با منِ تنها گذشت
♦️@seemorghbook
👍4
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
جهالت نگهبان تقوی است.
هر قدر افق دید محدودتر باشد میل و شهوت کمتر است.
جاهل در تاریکی مفیدی به سر می برد.
جائی را نمی بیند و از میل افراطی در امان است.
عصمت و تقوی ناشی از جهالت است.
#ویکتور_هوگو
♦️@seemorghbook
جهالت نگهبان تقوی است.
هر قدر افق دید محدودتر باشد میل و شهوت کمتر است.
جاهل در تاریکی مفیدی به سر می برد.
جائی را نمی بیند و از میل افراطی در امان است.
عصمت و تقوی ناشی از جهالت است.
#ویکتور_هوگو
♦️@seemorghbook
👍9🤯1
میگن با هرکس
مثل خودش باید رفتار کرد،
ولی یه جاهایی دیگه ادم
خجالت میکشه
مثل بعضیا باشه...
♦️@seemorghbook
مثل خودش باید رفتار کرد،
ولی یه جاهایی دیگه ادم
خجالت میکشه
مثل بعضیا باشه...
♦️@seemorghbook
👍20
☕️قطعهای از کتاب
نمی توانیم خود را به دلیل خلاف هایی که کرده ایم ببخشیم، مگر این که در جهت اصلاح کارهای بدی که احساس می کنیم در حق دیگران انجام داده ایم، دست به کار شویم. باید مسوولیت رفتار خود را بپذیریم و زباله هایی را که در مسیر جا گذاشته ایم، پاک کنیم. مدام از این حیرت می کنم که حتی وقتی می دانیم اصلاح کارهایمان حالمان را خوب و ما را از قید و بند اشتباهات گذشته رها می کند، باز بسیاری از ما به علت خود بزرگ بینی از این کار سر باز می زنیم.
تکبر دروغین به ما میگوید: گذشته، گذشته است. الان که دیگر کاری از من ساخته نیست. هنگامی که از سر محبت اعتراف می کنیم اشتباهاتی کرده و کارهایی انجام داده ایم که به ما و دیگران آسیب رسانده اند، در حیطه بخشایش گام برداشته ایم. بخشایش حقیقی از ما می خواهد که از سرکوب خود برای نقص ها و اشتباهاتمان دست برداریم، اگرچه معمولا بخشایش همانند هدیه ای سخاوتمندانه که به دیگری می دهیم به نظر می رسد، در نهایت کاری در جهت دوست داشتن خود است و هدیه ای ست که به خودمان می دهیم.
📕#چرا_آدمهای_خوب_کارهای_بد_میکنند
✍#دبی_فورد
♦️@seemorghbook
نمی توانیم خود را به دلیل خلاف هایی که کرده ایم ببخشیم، مگر این که در جهت اصلاح کارهای بدی که احساس می کنیم در حق دیگران انجام داده ایم، دست به کار شویم. باید مسوولیت رفتار خود را بپذیریم و زباله هایی را که در مسیر جا گذاشته ایم، پاک کنیم. مدام از این حیرت می کنم که حتی وقتی می دانیم اصلاح کارهایمان حالمان را خوب و ما را از قید و بند اشتباهات گذشته رها می کند، باز بسیاری از ما به علت خود بزرگ بینی از این کار سر باز می زنیم.
تکبر دروغین به ما میگوید: گذشته، گذشته است. الان که دیگر کاری از من ساخته نیست. هنگامی که از سر محبت اعتراف می کنیم اشتباهاتی کرده و کارهایی انجام داده ایم که به ما و دیگران آسیب رسانده اند، در حیطه بخشایش گام برداشته ایم. بخشایش حقیقی از ما می خواهد که از سرکوب خود برای نقص ها و اشتباهاتمان دست برداریم، اگرچه معمولا بخشایش همانند هدیه ای سخاوتمندانه که به دیگری می دهیم به نظر می رسد، در نهایت کاری در جهت دوست داشتن خود است و هدیه ای ست که به خودمان می دهیم.
📕#چرا_آدمهای_خوب_کارهای_بد_میکنند
✍#دبی_فورد
♦️@seemorghbook
👍7
باید آزادی را برای مدتی از دست داد ،
تا بتوان برای همیشه آن را حفظ کرد !
#شارل_دو_مونتسکیو
♦️@seemorghbook
باید آزادی را برای مدتی از دست داد ،
تا بتوان برای همیشه آن را حفظ کرد !
#شارل_دو_مونتسکیو
♦️@seemorghbook
👍11