📕#ادیسه_انسان
✍#مانفرد_بائور #گودرون_سیگلر
ما نمیدانیم نخستین گام را چه کسی برداشت که به این جایی انجامید که اکنون در آن ایستادهایم: ما انسانها. این راز قطعا تا ابد ناگشوده باقی خواهد ماند. زیرا چه کسی میتواند بگوید چه تعداد سنگواره هنوز در زیر خاک پنهان است؟ هر چند امروز به برکت شیوههای پژوهشی نوین، اطلاعات جدید، جستجو به دنبال نیاکانمان کاملا هدفمند به پیش میرود، با وجود این هنوز هم تصادف بهترین یار و یاور باستانشناسان و دیرین شناسان به حساب می آید. دوازده ثانیه پیش از "فیلم" پنج تا هفت میلیون سال قبل مسیر تکاملی شامپانزهها و انسانها از هم جدا میشود. نخستین انسانگونهها (هومینیدها) بخشی از آفریقا را مسکون میسازند. در آخرین ربع ثانیه پیش از پایان، آخرین تصویر فیلم، "انسان اندیشه ورز" در آفریقا ایستاده است، انسان اسکان مییابد، اهرام را در مصر میسازد و در قرون وسطی محققین و دانشمندان و همچنین مخالفین دستگاه حکومت پاپها را در آتش میسوزاند، دستگاه چاپ را اختراع میکند، بمب اتمی را به هیروشیما و ناکازاکی پرتاب میکند، و به ماه سفر میکند. این کتاب به مرحله آغازین واپسین دوازده ثانیه تاریخ حیات پرداخته است.
♦️@seemorghbook
✍#مانفرد_بائور #گودرون_سیگلر
ما نمیدانیم نخستین گام را چه کسی برداشت که به این جایی انجامید که اکنون در آن ایستادهایم: ما انسانها. این راز قطعا تا ابد ناگشوده باقی خواهد ماند. زیرا چه کسی میتواند بگوید چه تعداد سنگواره هنوز در زیر خاک پنهان است؟ هر چند امروز به برکت شیوههای پژوهشی نوین، اطلاعات جدید، جستجو به دنبال نیاکانمان کاملا هدفمند به پیش میرود، با وجود این هنوز هم تصادف بهترین یار و یاور باستانشناسان و دیرین شناسان به حساب می آید. دوازده ثانیه پیش از "فیلم" پنج تا هفت میلیون سال قبل مسیر تکاملی شامپانزهها و انسانها از هم جدا میشود. نخستین انسانگونهها (هومینیدها) بخشی از آفریقا را مسکون میسازند. در آخرین ربع ثانیه پیش از پایان، آخرین تصویر فیلم، "انسان اندیشه ورز" در آفریقا ایستاده است، انسان اسکان مییابد، اهرام را در مصر میسازد و در قرون وسطی محققین و دانشمندان و همچنین مخالفین دستگاه حکومت پاپها را در آتش میسوزاند، دستگاه چاپ را اختراع میکند، بمب اتمی را به هیروشیما و ناکازاکی پرتاب میکند، و به ماه سفر میکند. این کتاب به مرحله آغازین واپسین دوازده ثانیه تاریخ حیات پرداخته است.
♦️@seemorghbook
❤10👏1
بسياری نمی دانند وقتی رژه می روند
دشمن پيش قراولشان است
صدايی كه به آنها فرمان ميدهد
صدای دشمنانشان است.
آن كه از دشمن سخن می گويد خود دشمن است!!
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
دشمن پيش قراولشان است
صدايی كه به آنها فرمان ميدهد
صدای دشمنانشان است.
آن كه از دشمن سخن می گويد خود دشمن است!!
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
👍17❤2👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جمعهها باید صندوقچهی اُمید را باز کرد، یک گوشه آرام نشست و پازلِ خوشبختی را کامل کرد.
جمعه، یعنی آرامش،
و آرامش یعنی؛ لبخندهایی که از تهِ دل باشد.
جمعهتان آرام،
و لبخندهایِتان از تهِ دل...
♦️@seemorghbook
جمعه، یعنی آرامش،
و آرامش یعنی؛ لبخندهایی که از تهِ دل باشد.
جمعهتان آرام،
و لبخندهایِتان از تهِ دل...
♦️@seemorghbook
❤6👎1🤨1
☕ قطعهای از کتاب
هرگز هیچ پارلمانی یا جمع بشری و نسلی از انسانها، در هیچ کشوری صاحب این حق نیست که آیندگان را تا ابد متعهد و منقاد کند یا حکم کند که جهان در آینده چگونه حکومت شود، یا چه کسی حاکم باشد....
آنهایی که این دنیا را ترک گفتهاند، و یا کسانی که هنوز پا به این دنیا نگذاشتهاند، تا آن جا که در تخیل ما آدمهای فانی میگنجد، از هم فاصله دارند.
پس چه تعهد و قیدی بین دو فاصله بینهایت میتواند وجود داشته باشد، چه قانون یا اصلی از این دو ناموجود استخراج شدنی است؟
یکی که دیگر وجود ندارد و آن دیگری که هنوز نیامده است؛ پس این دو هرگز در واقعیت با یکدیگر ملاقات نمیکنند، پس چرا یکی باید آن دیگری را به قید خود درآورد..؟
📕#حقوق_انسان
✍#توماس_پین
♦️@seemorghbook
هرگز هیچ پارلمانی یا جمع بشری و نسلی از انسانها، در هیچ کشوری صاحب این حق نیست که آیندگان را تا ابد متعهد و منقاد کند یا حکم کند که جهان در آینده چگونه حکومت شود، یا چه کسی حاکم باشد....
آنهایی که این دنیا را ترک گفتهاند، و یا کسانی که هنوز پا به این دنیا نگذاشتهاند، تا آن جا که در تخیل ما آدمهای فانی میگنجد، از هم فاصله دارند.
پس چه تعهد و قیدی بین دو فاصله بینهایت میتواند وجود داشته باشد، چه قانون یا اصلی از این دو ناموجود استخراج شدنی است؟
یکی که دیگر وجود ندارد و آن دیگری که هنوز نیامده است؛ پس این دو هرگز در واقعیت با یکدیگر ملاقات نمیکنند، پس چرا یکی باید آن دیگری را به قید خود درآورد..؟
📕#حقوق_انسان
✍#توماس_پین
♦️@seemorghbook
👍4❤3👏1
بزرگترین زندان انسان
افکار محدودش است ...!
هرچه تفکر محدودتر باشد
میلههای زندان ؛
قطورتر خواهدشد !
#برتراند_راسل
♦️@seemorghbook
افکار محدودش است ...!
هرچه تفکر محدودتر باشد
میلههای زندان ؛
قطورتر خواهدشد !
#برتراند_راسل
♦️@seemorghbook
👏21❤12👍3
📕#حزب_رستاخیز (از تاسیس تا فرجام )
✍#پروین_مرآت_امینی
در دوم ماه مارس سال ۱۹۷۵ محمدرضا شاه پهلوی، با لغو نظام چند حزبی ایران مردم کشور را غافلگیر کرد. حزب رستاخیز به تنهایی جانشین نظام چند حزبی ایران شد. در فاصلهٔ مارس ۱۹۷۵ تا اکتبر ۱۹۷۸ تلاش برای سازماندهی این حزب ناکام ماند و به نارضایتی مردم دامن زد. در اول اکتبر ۱۹۷۸ در اوج ناآرامیهای سیاسی، آخرین دبیرکل حزب استعفا داد و درهای رستاخیز برای همیشه بسته شدند. این تصمیم نیز همچون دیگر تصمیمهای اتخاذ شده پس از سقوط دکتر مصدق در سال ۱۹۵۳، نشان از بیم و هراس داشت؛ هراسی که به دنبال قیامهای مردمی سال ۱۹۶۳ شدت یافته و با افزایش قیمت نفت در سال ۱۹۷۳ به اوج رسید.
طی سالهایی که از انقلاب ایران گذشت، خاطرات بسیاری منتشر شدند که شرایط سیاسی اقتصادی دوران پهلوی را بررسی میکردند. اکثر این آثار با پشتیبانی مرکز مطالعات خاورمیانهٔ دانشگاه هاروارد منتشر شدهاند. این مرکز همچنین پروژهٔ تاریخ شفاهی را راهاندازی کرد که شامل نقطه نظرات ۱۳۱ نفر است. به گفتهٔ ویراستار مجموعه این افراد در فاصلهٔ سالهای ۱۹۲۰ تا ۱۹۷۰ نقش مهمی در حوادث و تصمیمگیریهای سیاسی ایفا کردهاند و یا از نزدیک شاهد این حوادث و تصمیمگیریها بودهاند. میکروفیش اکثر این مصاحبهها در ۹ کتابخانه در کشورهای مختلف نگهداری میشود. پس از مدتی مرکز مطالعات خاورمیانه تعدادی از این مصاحبهها را منتشر کرد.
با بررسی شرایط سیاسی این دوران این پرسش پدید میآید که چگونه ایدهٔ نظام تک حزبی در ذهن شاه شکل گرفت؟ در این مصاحبهها پاسخ واضحی به این سؤال پیدا نمیکنیم؛ چه کسی مشاور شاه بود و چرا شاه حاضر شد تا این تصمیم که به وضوح فاجعهآمیز بود را بپذیرد؟ عبدالمجید مجیدی، رئیس سازمان برنامه و بودجه (۱۹۷۷-۱۹۷۳) میگوید: «ایدهٔ تاسیس حزب رستاخیز ناگهان از کجا ظاهر شد؟ چه کسی آن را پیشنهاد کرد؟ این واقعا یک سؤال بزرگ در ذهن من است.»
این مقاله قصد دارد تا به توصیف شرایطی بپردازد که تحت آن، شاه به این باور رسید که تنها راه نجات حکومتش، ایجاد نظام تک حزبی است. نویسندهٔ مقاله زمانی که نخستین بار این ایده به شاه ارائه شد، حضور داشت.
♦️@seemorghbook
✍#پروین_مرآت_امینی
در دوم ماه مارس سال ۱۹۷۵ محمدرضا شاه پهلوی، با لغو نظام چند حزبی ایران مردم کشور را غافلگیر کرد. حزب رستاخیز به تنهایی جانشین نظام چند حزبی ایران شد. در فاصلهٔ مارس ۱۹۷۵ تا اکتبر ۱۹۷۸ تلاش برای سازماندهی این حزب ناکام ماند و به نارضایتی مردم دامن زد. در اول اکتبر ۱۹۷۸ در اوج ناآرامیهای سیاسی، آخرین دبیرکل حزب استعفا داد و درهای رستاخیز برای همیشه بسته شدند. این تصمیم نیز همچون دیگر تصمیمهای اتخاذ شده پس از سقوط دکتر مصدق در سال ۱۹۵۳، نشان از بیم و هراس داشت؛ هراسی که به دنبال قیامهای مردمی سال ۱۹۶۳ شدت یافته و با افزایش قیمت نفت در سال ۱۹۷۳ به اوج رسید.
طی سالهایی که از انقلاب ایران گذشت، خاطرات بسیاری منتشر شدند که شرایط سیاسی اقتصادی دوران پهلوی را بررسی میکردند. اکثر این آثار با پشتیبانی مرکز مطالعات خاورمیانهٔ دانشگاه هاروارد منتشر شدهاند. این مرکز همچنین پروژهٔ تاریخ شفاهی را راهاندازی کرد که شامل نقطه نظرات ۱۳۱ نفر است. به گفتهٔ ویراستار مجموعه این افراد در فاصلهٔ سالهای ۱۹۲۰ تا ۱۹۷۰ نقش مهمی در حوادث و تصمیمگیریهای سیاسی ایفا کردهاند و یا از نزدیک شاهد این حوادث و تصمیمگیریها بودهاند. میکروفیش اکثر این مصاحبهها در ۹ کتابخانه در کشورهای مختلف نگهداری میشود. پس از مدتی مرکز مطالعات خاورمیانه تعدادی از این مصاحبهها را منتشر کرد.
با بررسی شرایط سیاسی این دوران این پرسش پدید میآید که چگونه ایدهٔ نظام تک حزبی در ذهن شاه شکل گرفت؟ در این مصاحبهها پاسخ واضحی به این سؤال پیدا نمیکنیم؛ چه کسی مشاور شاه بود و چرا شاه حاضر شد تا این تصمیم که به وضوح فاجعهآمیز بود را بپذیرد؟ عبدالمجید مجیدی، رئیس سازمان برنامه و بودجه (۱۹۷۷-۱۹۷۳) میگوید: «ایدهٔ تاسیس حزب رستاخیز ناگهان از کجا ظاهر شد؟ چه کسی آن را پیشنهاد کرد؟ این واقعا یک سؤال بزرگ در ذهن من است.»
این مقاله قصد دارد تا به توصیف شرایطی بپردازد که تحت آن، شاه به این باور رسید که تنها راه نجات حکومتش، ایجاد نظام تک حزبی است. نویسندهٔ مقاله زمانی که نخستین بار این ایده به شاه ارائه شد، حضور داشت.
♦️@seemorghbook
❤10👏6😢2
نگاه کن به دنیا
هر کس راهِ خودش را میرود
هر کس نگاهِ خودش را دارد
اصلا معنایِ زندگی یعنی همین
یعنی زندگی از دریچهی چشمِ تو
مهم این است تو از زندگی احساسِ رضایت و شادمانی کنی
فقط مراقب باش به دنیا از جهتی درست نگاه کنی تا دنیا بر سرت خراب نشود
زاویهی دیدت را درست کنی همه چیز درست میشود...
♦️@seemorghbook
هر کس راهِ خودش را میرود
هر کس نگاهِ خودش را دارد
اصلا معنایِ زندگی یعنی همین
یعنی زندگی از دریچهی چشمِ تو
مهم این است تو از زندگی احساسِ رضایت و شادمانی کنی
فقط مراقب باش به دنیا از جهتی درست نگاه کنی تا دنیا بر سرت خراب نشود
زاویهی دیدت را درست کنی همه چیز درست میشود...
♦️@seemorghbook
❤13👏1
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
مگر چه می خواهم از وطن؟
جز لقمه ای نان و خیالی آسوده.
چه می خواهم؟
جز تکه ای آفتاب وُ
بارانی که آهسته ببارد.
جز پنجره ای که رو به عشق و آزادی گشوده شود.
مگر چه خواستم از وطن که از من دریغش کردند؟
آه ای میهنِ مغموم
وطنِ از پا افتاده
بدرود
بدرود
#شیرکو_بیکس
♦️@seemorghbook
مگر چه می خواهم از وطن؟
جز لقمه ای نان و خیالی آسوده.
چه می خواهم؟
جز تکه ای آفتاب وُ
بارانی که آهسته ببارد.
جز پنجره ای که رو به عشق و آزادی گشوده شود.
مگر چه خواستم از وطن که از من دریغش کردند؟
آه ای میهنِ مغموم
وطنِ از پا افتاده
بدرود
بدرود
#شیرکو_بیکس
♦️@seemorghbook
👍19🔥2
آنچه از همه دردناکتر است
فقر و بیماری نیست!
بیرحمی مردم نسبت به یکدیگر است
#رومن_رولان
♦️@seemorghbook
فقر و بیماری نیست!
بیرحمی مردم نسبت به یکدیگر است
#رومن_رولان
♦️@seemorghbook
👍17
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
نمیفهمیدم این شصت هزار نفری که در این شهر ساکن بودند چگونه فکر میکردند؟
برای چه انجیل میخواندند؟
چرا دعا میکردند؟
برای چه روزنامه و کتاب میخواندند؟
از گفتهها و نوشتههایی که تا آن روز به آنها رسیده بود چه استفادهای میبردند؟
هنوز همان تیرهگیهای دماغی و همان دشمنی با آزادی که سیصد سال پیش دیده میشده است، در آنها وجود داشت.
#آنتوان_چخوف
♦️@seemorghbook
نمیفهمیدم این شصت هزار نفری که در این شهر ساکن بودند چگونه فکر میکردند؟
برای چه انجیل میخواندند؟
چرا دعا میکردند؟
برای چه روزنامه و کتاب میخواندند؟
از گفتهها و نوشتههایی که تا آن روز به آنها رسیده بود چه استفادهای میبردند؟
هنوز همان تیرهگیهای دماغی و همان دشمنی با آزادی که سیصد سال پیش دیده میشده است، در آنها وجود داشت.
#آنتوان_چخوف
♦️@seemorghbook
👍13❤1
☕ قطعهای از کتاب
به يک جايی از زندگی که رسيدی،
ميفهمی رنج را نبايد امتداد داد.
بايد مثل يک چاقو که چيزها را
ميبُره و از ميانشون ميگذره, از
بعضی آدمها بگذری و برای هميشه
قائله رنج آور را تمام کنی...!
📕#مرثیه_برای_راهب
✍#ویلیام_فاکنر
♦️@seemorghbook
به يک جايی از زندگی که رسيدی،
ميفهمی رنج را نبايد امتداد داد.
بايد مثل يک چاقو که چيزها را
ميبُره و از ميانشون ميگذره, از
بعضی آدمها بگذری و برای هميشه
قائله رنج آور را تمام کنی...!
📕#مرثیه_برای_راهب
✍#ویلیام_فاکنر
♦️@seemorghbook
👍8💯5❤2
عمری چکش برداشتم
و بر سر میخی که روی سنگ بود کوبیدم.
اکنون می فهمم که
هم چکش خودم بودم،
هم میخ
و هم سنگ...
#فرانتس_کافکا
♦️@seemorghbook
و بر سر میخی که روی سنگ بود کوبیدم.
اکنون می فهمم که
هم چکش خودم بودم،
هم میخ
و هم سنگ...
#فرانتس_کافکا
♦️@seemorghbook
❤22👍6😢3🔥1
📕#سفری_به_دور_ایران
✍#کنتس_مادفون_روزن
کنتس مادفون روزن، اشرافزادهای سوئدی که در دوره پهلوی اول به ایران آمده است، در این کتاب توجهی جالب به پارهای ویژگیهای ایران و ایرانی داشته است. او در کنار توصیفها و روایتهایی در این زمینه که در جریان سفر به مناطق گوناگون ایران انجام پذیرفته، با شخصیتها و مردمانی نیز درباره ویژگیهای خود و جامعهشان گفتوگوهاییی انجام داده است که از دریچه آنها جلوههایی از ویژگیهای فرهنگ، اخلاقی و اجتماعی ایرانیان در روزگار گذشته به نمایش درمیآید. اين زن سوئدي، از دريچه یک گفتوگو با فردی به نام شازده مستعظم، درباره ویژگیهای اخلاقی و اجتماعی ایرانیان سخن رانده است.
«البته ایرانی گاه و بیگاه دروغ میگوید، اما او هرگز برای فریب کسی چنین کاری نمیکند. او وقتی حس کند که ممکن است فتنهای بپا شود، یا بخواهد خود را از مخمصهای برهاند و یا لاف بزند، دروغ میگوید. ضربالمثلی میگوید: (دروغ مصلحتآمیز بهتر است از راست فتنهانگیز.) و احتمالا همین فلسفه موجب شده است که در تاریخ و زندگی روزمره مردم، صدها سر نجات پیدا کرده باشند».
♦️@seemorghbook
✍#کنتس_مادفون_روزن
کنتس مادفون روزن، اشرافزادهای سوئدی که در دوره پهلوی اول به ایران آمده است، در این کتاب توجهی جالب به پارهای ویژگیهای ایران و ایرانی داشته است. او در کنار توصیفها و روایتهایی در این زمینه که در جریان سفر به مناطق گوناگون ایران انجام پذیرفته، با شخصیتها و مردمانی نیز درباره ویژگیهای خود و جامعهشان گفتوگوهاییی انجام داده است که از دریچه آنها جلوههایی از ویژگیهای فرهنگ، اخلاقی و اجتماعی ایرانیان در روزگار گذشته به نمایش درمیآید. اين زن سوئدي، از دريچه یک گفتوگو با فردی به نام شازده مستعظم، درباره ویژگیهای اخلاقی و اجتماعی ایرانیان سخن رانده است.
«البته ایرانی گاه و بیگاه دروغ میگوید، اما او هرگز برای فریب کسی چنین کاری نمیکند. او وقتی حس کند که ممکن است فتنهای بپا شود، یا بخواهد خود را از مخمصهای برهاند و یا لاف بزند، دروغ میگوید. ضربالمثلی میگوید: (دروغ مصلحتآمیز بهتر است از راست فتنهانگیز.) و احتمالا همین فلسفه موجب شده است که در تاریخ و زندگی روزمره مردم، صدها سر نجات پیدا کرده باشند».
♦️@seemorghbook
👍7❤3👎1👏1
ای وای از آن شــهــر کـه دیــوانــه نـدارد
صد عقل به مسجد شد و خُمخانه ندارد
در حسرت یک نعـره مستـانه بمردیم
ویران شود این شهر که میخانه ندارد
#رضا_جمشیدی
♦️@seemorghbook
صد عقل به مسجد شد و خُمخانه ندارد
در حسرت یک نعـره مستـانه بمردیم
ویران شود این شهر که میخانه ندارد
#رضا_جمشیدی
♦️@seemorghbook
❤13👏9