This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این کلیپ ارزش صدها بار دیدن را دارد!
علم ثابت کرده که هر کار نیک و بد در همین دنیا به ما برخواهد گشت....مراقب اعمالمون باشیم !
♦️@seemorghbook
علم ثابت کرده که هر کار نیک و بد در همین دنیا به ما برخواهد گشت....مراقب اعمالمون باشیم !
♦️@seemorghbook
❤15👍3👏2
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
وقتی میمیریم ما را به اسم صدا نمیکنند
و درباره ما میگویند: جسد کجاست ؟
و بعد از غسل دادن میگویند :جنازه کجاست ؟
وبعد از خاک سپاری میگویند: قبر میت کجاست ؟
همه لقب ها و پست هایی که در دنیا داشتیم
بعد از مرگ فراموش ميشه
مدير ، مهندس ، مسؤول ، دکتر، بازرس...
پس فروتن و متواضع باشیم...
نه مغرور و متكبر...
پس به چه مینازید؟!
عارفی گفت : آنچه ازسر گذشت ؛ شد سرگذشت!
حیف بی دقت گذشت؛ اما گذشت!
تا كه خواستیم یک «دوروزی» فکرکنیم!
بر درِ خانه نوشتند؛ درگذشت
♦️@seemorghbook
وقتی میمیریم ما را به اسم صدا نمیکنند
و درباره ما میگویند: جسد کجاست ؟
و بعد از غسل دادن میگویند :جنازه کجاست ؟
وبعد از خاک سپاری میگویند: قبر میت کجاست ؟
همه لقب ها و پست هایی که در دنیا داشتیم
بعد از مرگ فراموش ميشه
مدير ، مهندس ، مسؤول ، دکتر، بازرس...
پس فروتن و متواضع باشیم...
نه مغرور و متكبر...
پس به چه مینازید؟!
عارفی گفت : آنچه ازسر گذشت ؛ شد سرگذشت!
حیف بی دقت گذشت؛ اما گذشت!
تا كه خواستیم یک «دوروزی» فکرکنیم!
بر درِ خانه نوشتند؛ درگذشت
♦️@seemorghbook
❤17👍13👏5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی میخواهیم در خود تغییر ایجاد کنیم
باید سعی کنیم بهترین نسخه خودمان باشیم،
نه یک کپی از بهترین نسخه فردی دیگر!
♦️@seemorghbook
باید سعی کنیم بهترین نسخه خودمان باشیم،
نه یک کپی از بهترین نسخه فردی دیگر!
♦️@seemorghbook
👍17❤5
☕️ قطعه ای از کتاب
راه توسعه چیست؟ این سؤالیست که در دوران معاصر بیش از هر زمان دیگری مطرح شده اما آنچه میخوانید لوازم اساسی توسعه فردی و پیشرفت عمومی یک کشور محسوب میشوند
▪ وطنپرستی : هیچ ملتی به پیشرفت نخواهد رسید مگر آنکه وطن پرستی جزو خصایصش باشد ، دغدغه وطن نداشتن عامل بنیادین عقب ماندگی ملت هاست
▪دوست داشتن آدم ها : کارگری که مردم را دوست داشته باشد پیچ محصول را خوب سفت میکند ، کارمندی که مردم را دوست دارد کار آنها را به فردا موکول نمیکند ، روزنامهنگار مردم دوست هرگز دروغ نمینویسد ، راننده مردم دوست به خودرویی که میخواهد دور بزند راه میدهد و ...
▪ کتاب خوانی : اگر بخواهیم فقط یک فرق عمده بین کشورهای پیشرفته و جهان سوم را نام ببریم میتوانیم بگوییم مردم کشورهای گروه اول مدام کتاب میخوانند و مردمان جهان سوم با کتاب بیگانه اند
▪عقلگرایی : بها دادن به عقل و دوری از تعصب از لوازم پیشرفت ملی و حتی شخصی هستند ، هر چه میشنویم را به محک عقل بگذاریم و از تردید در آنچه میدانیم نهراسیم
▪خود حق پنداری : تا زمانی که هر کدام از ما خود را حق مطلق و دیگران را باطل بدانیم در لاک خودشیفتگی خواهیم ماند و هزاران هزار آفت آن را تحمل خواهیم کرد
▪حذف پیشداوری : قضاوت کردن دیگران و پیشداوری منهدم کنندۀ اعتماد اجتماعیست ، یاد بگیریم که درگیر داوری اعمال و رفتار خودمان باشیم تا قضاوت و پیشداوری درباره دیگران
▪ عبور از غرور : خود را بیش از آنچه هستیم تصور نکنیم ، ما برتر از دیگران نیستیم فقط ممکن است در برخی موضوعات از آنها بهتر باشیم ، اگر این گونه بیندیشیم هیچکس را تحقیر نخواهیم کرد ، چه همکار و همکلاسی و چه ملت های دیگر
▪حذف تنبلی : ملتهایی که کشورهایشان را ساختهاند بی هیچ استثنایی پرکار بودهاند و هستند ، از ژاپن تا آلمان و آمریکا ، ملتهایی که از زیر کار در رفتن را زرنگی میدانند به هیچ جایی نخواهند رسید
▪ مدارا : باید تمرین مدارا کنیم و یاد بگیریم تفاوت سلیقهها و نظرات یکدیگر را تحمل کنیم و از کنار بسیاری از مسائل با لبخند بگذریم
▪ محیط زیست : دوستی با محیط زیست نه شعاری از سر شکم سیری بلکه از الزامات بسیار جدی در مسیر توسعه است . محیط زیست را دوست بداریم و برای حفظ آن واقعاً بکوشیم.
📕#چرا_عقب_مانده_ایم
✍#علی_محمد_ایزدی
♦️@seemorghbook
راه توسعه چیست؟ این سؤالیست که در دوران معاصر بیش از هر زمان دیگری مطرح شده اما آنچه میخوانید لوازم اساسی توسعه فردی و پیشرفت عمومی یک کشور محسوب میشوند
▪ وطنپرستی : هیچ ملتی به پیشرفت نخواهد رسید مگر آنکه وطن پرستی جزو خصایصش باشد ، دغدغه وطن نداشتن عامل بنیادین عقب ماندگی ملت هاست
▪دوست داشتن آدم ها : کارگری که مردم را دوست داشته باشد پیچ محصول را خوب سفت میکند ، کارمندی که مردم را دوست دارد کار آنها را به فردا موکول نمیکند ، روزنامهنگار مردم دوست هرگز دروغ نمینویسد ، راننده مردم دوست به خودرویی که میخواهد دور بزند راه میدهد و ...
▪ کتاب خوانی : اگر بخواهیم فقط یک فرق عمده بین کشورهای پیشرفته و جهان سوم را نام ببریم میتوانیم بگوییم مردم کشورهای گروه اول مدام کتاب میخوانند و مردمان جهان سوم با کتاب بیگانه اند
▪عقلگرایی : بها دادن به عقل و دوری از تعصب از لوازم پیشرفت ملی و حتی شخصی هستند ، هر چه میشنویم را به محک عقل بگذاریم و از تردید در آنچه میدانیم نهراسیم
▪خود حق پنداری : تا زمانی که هر کدام از ما خود را حق مطلق و دیگران را باطل بدانیم در لاک خودشیفتگی خواهیم ماند و هزاران هزار آفت آن را تحمل خواهیم کرد
▪حذف پیشداوری : قضاوت کردن دیگران و پیشداوری منهدم کنندۀ اعتماد اجتماعیست ، یاد بگیریم که درگیر داوری اعمال و رفتار خودمان باشیم تا قضاوت و پیشداوری درباره دیگران
▪ عبور از غرور : خود را بیش از آنچه هستیم تصور نکنیم ، ما برتر از دیگران نیستیم فقط ممکن است در برخی موضوعات از آنها بهتر باشیم ، اگر این گونه بیندیشیم هیچکس را تحقیر نخواهیم کرد ، چه همکار و همکلاسی و چه ملت های دیگر
▪حذف تنبلی : ملتهایی که کشورهایشان را ساختهاند بی هیچ استثنایی پرکار بودهاند و هستند ، از ژاپن تا آلمان و آمریکا ، ملتهایی که از زیر کار در رفتن را زرنگی میدانند به هیچ جایی نخواهند رسید
▪ مدارا : باید تمرین مدارا کنیم و یاد بگیریم تفاوت سلیقهها و نظرات یکدیگر را تحمل کنیم و از کنار بسیاری از مسائل با لبخند بگذریم
▪ محیط زیست : دوستی با محیط زیست نه شعاری از سر شکم سیری بلکه از الزامات بسیار جدی در مسیر توسعه است . محیط زیست را دوست بداریم و برای حفظ آن واقعاً بکوشیم.
📕#چرا_عقب_مانده_ایم
✍#علی_محمد_ایزدی
♦️@seemorghbook
👍9❤7👏3
📕#عالم_آرای_نادری(نایاب)
✍#محمدکاظم_وزیرمرو
کتاب نایاب "عالم آرای نادری" اثر ارزشمند"محمدکاظم وزیر مرو" مفصل ترین زندگی نامه از نادرشاه افشار و دودمان افشاریه می باشد. مولف از مردم عادی آن روزگار بوده و عالم آرای نادری را بی پرایه و بدون تکلف نوشته است.
چیزی که بر اهمیت و اعتبار عالم آرای نادری می افزاید این است که بخش عمده کتاب از مشهودات نویسنده یا استفاده از خاطرات شاهدان عینی است.
محمدکاظم وزیر مرو در عالم آرای نادری زندگی نادر را با تاریخچه و پیشینه قوم ترکمان ابیورد آغاز کرده و کودکی و نوجوانی نادر را بازگو می کند. سپس به بیان براندازی صفویه به دست افغان ها و یاوری نادر شاهزادگان صفوی را می پردازد. از اینجا به بعد تمامی جنگ های نادرشاه با ذکر جزئیات بیان می شود و این رویه تا مرگ او ادامه خواهد داشت.
♦️@seemorghbook
✍#محمدکاظم_وزیرمرو
کتاب نایاب "عالم آرای نادری" اثر ارزشمند"محمدکاظم وزیر مرو" مفصل ترین زندگی نامه از نادرشاه افشار و دودمان افشاریه می باشد. مولف از مردم عادی آن روزگار بوده و عالم آرای نادری را بی پرایه و بدون تکلف نوشته است.
چیزی که بر اهمیت و اعتبار عالم آرای نادری می افزاید این است که بخش عمده کتاب از مشهودات نویسنده یا استفاده از خاطرات شاهدان عینی است.
محمدکاظم وزیر مرو در عالم آرای نادری زندگی نادر را با تاریخچه و پیشینه قوم ترکمان ابیورد آغاز کرده و کودکی و نوجوانی نادر را بازگو می کند. سپس به بیان براندازی صفویه به دست افغان ها و یاوری نادر شاهزادگان صفوی را می پردازد. از اینجا به بعد تمامی جنگ های نادرشاه با ذکر جزئیات بیان می شود و این رویه تا مرگ او ادامه خواهد داشت.
♦️@seemorghbook
👍16❤5
طفلی به نام "شادی" دیری است گمشده،
با چشمهای روشن براق
با گیسوی بلند به بالای آرزو
هر کس از او نشانی دارد،
ما را کُند خبر
این هم نشان ما:
یک سو خلیج فارس
سوی دگر خزر
#شفیعی_کدکنی
♦️@seemorghbook
با چشمهای روشن براق
با گیسوی بلند به بالای آرزو
هر کس از او نشانی دارد،
ما را کُند خبر
این هم نشان ما:
یک سو خلیج فارس
سوی دگر خزر
#شفیعی_کدکنی
♦️@seemorghbook
❤34❤🔥5👏3🤩1
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
ریشه انسانها ، فهم آنهاست
یک سنگ به اندازه ای بالا می رود ،
که نیرویی پشت آن باشد.
با تمام شدنِ نیرو ،
سقوط و افتادن سنگ طبیعی است!
ولی یک گیاه کوچک را نگاه کن ؛
که چطور از زیر خاک ها
و سنگ ها سر بیرون می آورد و حتی آسفالت ها و سیمان ها را
می شکند و سربلند می شود .
هر فردی به اندازه این گیاه کوچک ،
ریشه داشته باشد ،
از زیر خاک و سنگ ،
از زیر عادت و غریزه !
و از زیر حرف ها و هوس ها ،
سر بیرون می آورد و با قلبی از عشق افتخار می آفرینید .
☑️ریشه ما ، همان " فهم " ما است
♦️@seemorghbook
ریشه انسانها ، فهم آنهاست
یک سنگ به اندازه ای بالا می رود ،
که نیرویی پشت آن باشد.
با تمام شدنِ نیرو ،
سقوط و افتادن سنگ طبیعی است!
ولی یک گیاه کوچک را نگاه کن ؛
که چطور از زیر خاک ها
و سنگ ها سر بیرون می آورد و حتی آسفالت ها و سیمان ها را
می شکند و سربلند می شود .
هر فردی به اندازه این گیاه کوچک ،
ریشه داشته باشد ،
از زیر خاک و سنگ ،
از زیر عادت و غریزه !
و از زیر حرف ها و هوس ها ،
سر بیرون می آورد و با قلبی از عشق افتخار می آفرینید .
☑️ریشه ما ، همان " فهم " ما است
♦️@seemorghbook
❤21👍12👏5
☕️قطعهای از کتاب
هیچ کس هیچ وقت مسئول وضعیت شما نیست، جز خودتان؛ افراد زیادی ممکن است در ناراحتی شما مقصر باشند؛ اما هیچ کس هیچ وقت مسئول ناراحتی شما نیست، جز خودتان.
دلیلش این است که همیشه شما هستید که تصمیم میگیرید هرچیزی را چگونه ببینید، چگونه به هر چیزی واکنش نشان دهید و چگونه بر هر چیزی ارزش بگذارید. همیشه شما هستید که معیاری را انتخاب میکنید که تجاربِتان را با آن بسنجید.
📕#هنر_ظریف_رهایی_از_دغدغهها
✍#مارک_منسن
♦️ @seemorghbook
هیچ کس هیچ وقت مسئول وضعیت شما نیست، جز خودتان؛ افراد زیادی ممکن است در ناراحتی شما مقصر باشند؛ اما هیچ کس هیچ وقت مسئول ناراحتی شما نیست، جز خودتان.
دلیلش این است که همیشه شما هستید که تصمیم میگیرید هرچیزی را چگونه ببینید، چگونه به هر چیزی واکنش نشان دهید و چگونه بر هر چیزی ارزش بگذارید. همیشه شما هستید که معیاری را انتخاب میکنید که تجاربِتان را با آن بسنجید.
📕#هنر_ظریف_رهایی_از_دغدغهها
✍#مارک_منسن
♦️ @seemorghbook
❤11👏4👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سی کاریکاتور تکان دهنده و فوق تماشایی که دیدنش بر هر انسانی این روزها واجب است! باور کنید هر کدام از این کاریکاتورها اندازه یک فیلم حرف درون خودش دارد و پشت پرده خیلی از روابط را برای شما افشا میکند!
♦️@seemorghbook
♦️@seemorghbook
❤10👍8
📕#رساله_کنوزالمعزمین(نایاب)
✍#ابوعلی_سینا
جزو اوّل اسم كتاب يعني (كنوز) جمع (كنز) بمعني گنج و گنجينه نزد همگان مسلّم و محقّق است- امّا در جزو دوم مضاف اليه، احتمالاتي متصوّر است كه اصحّ بلكه صحيح آنها معزّمين است بضمّ ميم و فتح عين بينقطه و زاء نقطه دار مشدّد مكسور بوزن محدّث و مؤذّن صيغه جمع سالم اسم فاعل از باب تفعيل بمعني راقي و افسونگر و عزائم خوان مأخوذ از عزيمه بمعني اوراد مخصوص و رقيه و افسون كه در كتب معتبر لغت عربي مثل قاموس و تاج العروس و در عبارت فصحا استعمال شده است.
صاحب قاموس در مادّه عزم مينويسد «و كمحدّث الرّاقي» و تاج العروس علاوه ميكند «الرّاقي بالعزائم».
منوچهري گويد:
چو هنگام عزائم زي معزّم بتك خيزند ثعبانان ريمن
فعل آن را يعني عزّم يعزّم از باب تفعيل بمعني افسون كردن و عزيمه خواندن كه قاعدة بايستي همه جا ضبط شده باشد، بعض كتب لغت مثل المنجد معروف ضبط كرده «عزم و عزّم الرّاقي: قرأ العزائم»- امّا صحاح اللغه و قاموس و تاج العروس و لسان العرب ضبط نكرده و فقط فعل ثلاثی.
♦️@seemorghbook
✍#ابوعلی_سینا
جزو اوّل اسم كتاب يعني (كنوز) جمع (كنز) بمعني گنج و گنجينه نزد همگان مسلّم و محقّق است- امّا در جزو دوم مضاف اليه، احتمالاتي متصوّر است كه اصحّ بلكه صحيح آنها معزّمين است بضمّ ميم و فتح عين بينقطه و زاء نقطه دار مشدّد مكسور بوزن محدّث و مؤذّن صيغه جمع سالم اسم فاعل از باب تفعيل بمعني راقي و افسونگر و عزائم خوان مأخوذ از عزيمه بمعني اوراد مخصوص و رقيه و افسون كه در كتب معتبر لغت عربي مثل قاموس و تاج العروس و در عبارت فصحا استعمال شده است.
صاحب قاموس در مادّه عزم مينويسد «و كمحدّث الرّاقي» و تاج العروس علاوه ميكند «الرّاقي بالعزائم».
منوچهري گويد:
چو هنگام عزائم زي معزّم بتك خيزند ثعبانان ريمن
فعل آن را يعني عزّم يعزّم از باب تفعيل بمعني افسون كردن و عزيمه خواندن كه قاعدة بايستي همه جا ضبط شده باشد، بعض كتب لغت مثل المنجد معروف ضبط كرده «عزم و عزّم الرّاقي: قرأ العزائم»- امّا صحاح اللغه و قاموس و تاج العروس و لسان العرب ضبط نكرده و فقط فعل ثلاثی.
♦️@seemorghbook
❤10
اصالت بهتر است یا تربیت خانوادگی؟!
روزی شاه عباس در اصفهان به خدمت عالم زمانه شیخ بهائی رسید پس از سلام و احوالپرسی از شیخ پرسید:
در برخورد با افراد اجتماع اصالت ذاتیِ آنها بهتر است
یا تربیت خانوادگی شان؟!
شیخ گفت : هر چه نظر حضرت اشرف باشد همان است
ولی به نظر من "اصالت" ارجح است
و شاه بر خلاف او گفت :
شک نکنید که "تربیت" مهم تر است.
بحث میان آن دو بالا گرفت و هیچیک نتوانستند
یکدیگر را قانع کنند.
بناچار شاه برای اثبات حقانیت خود او را به کاخ دعوت کرد تا حرفش را به کرسی نشاند.
فردای آن روز هنگام غروب شیخ به کاخ رسید
بعد از تشریفات اولیه وقت شام فرا رسید
سفره ای بلند پهن کردند ولی چون چراغ و روشنایی نبود
مهمانخانه سخت تاریک بود
در این لحظه پادشاه دستی به کف زد
و با اشاره او چهار گربه شمع به دست حاضر شدند
و آنجا را روشن کردند.
در هنگام شام شاه دستی پشت شیخ زد و گفت
دیدی گفتم "تربیت" از "اصالت" مهم تر است
ما این گربه های نااهل را اهل و رام کردیم
که این نتیجه اهمیت "تربیت" است.
شیخ در عین اینکه هاج و واج مانده بود گفت
من فقط به یک شرط حرف شما را می پذیرم
و آن اینکه فردا هم گربه ها مثل امروز چنین کنند.
شاه که از حرف شیخ سخت تعجب کرده بود گفت
این چه حرفیست فردا مثل امروز و امروز هم مثل دیروز!
کار آنها اکتسابی است که با تربیت و ممارست
و تمرین یاد انجام می شود
ولی شیخ دست بردار نبود که نبود تا جایی که شاه عباس
را مجبور کرد تا این کار را فردا تکرار کند
لذا شیخ فکورانه به خانه رفت
او وقتی از کاخ برگشت بی درنگ دست به کار شد
چهار جوراب برداشت و چهار موش در آن نهاد.
فردا او باز طبق قرار قبلی به کاخ رفت تشریفات همان و سفره همان و گربه های بازیگر همان شاه که مغرورانه تکرار مراسم دیروز را تاکیدی بر صحت حرفهایش می دید
زیر لب برای شیخ رجز می خواند
که در این زمان شیخ موشها را رها کرد.
در آن هنگام هنگامه ای به پا شد یک گربه به شرق
دیگری به غرب آن یکی شمال و این یکی جنوب....
این بار شیخ دستی بر پشت شاه زد و گفت: شهریارا !
یادت باشد اصالت گربه موش گرفتن است
گرچه "تربیت" هم بسیار مهم است ولی"اصالت" مهم تر
یادت باشد با "تربیت"می توان گربه اهلی را رام و آرام كرد
ولی هرگاه گربه موش را دید
به اصل و "اصالت" خود بر میگرد
و این است حکایت بعضی تازه به دوران رسیدها.....!!!
♦️@seemorghbook
روزی شاه عباس در اصفهان به خدمت عالم زمانه شیخ بهائی رسید پس از سلام و احوالپرسی از شیخ پرسید:
در برخورد با افراد اجتماع اصالت ذاتیِ آنها بهتر است
یا تربیت خانوادگی شان؟!
شیخ گفت : هر چه نظر حضرت اشرف باشد همان است
ولی به نظر من "اصالت" ارجح است
و شاه بر خلاف او گفت :
شک نکنید که "تربیت" مهم تر است.
بحث میان آن دو بالا گرفت و هیچیک نتوانستند
یکدیگر را قانع کنند.
بناچار شاه برای اثبات حقانیت خود او را به کاخ دعوت کرد تا حرفش را به کرسی نشاند.
فردای آن روز هنگام غروب شیخ به کاخ رسید
بعد از تشریفات اولیه وقت شام فرا رسید
سفره ای بلند پهن کردند ولی چون چراغ و روشنایی نبود
مهمانخانه سخت تاریک بود
در این لحظه پادشاه دستی به کف زد
و با اشاره او چهار گربه شمع به دست حاضر شدند
و آنجا را روشن کردند.
در هنگام شام شاه دستی پشت شیخ زد و گفت
دیدی گفتم "تربیت" از "اصالت" مهم تر است
ما این گربه های نااهل را اهل و رام کردیم
که این نتیجه اهمیت "تربیت" است.
شیخ در عین اینکه هاج و واج مانده بود گفت
من فقط به یک شرط حرف شما را می پذیرم
و آن اینکه فردا هم گربه ها مثل امروز چنین کنند.
شاه که از حرف شیخ سخت تعجب کرده بود گفت
این چه حرفیست فردا مثل امروز و امروز هم مثل دیروز!
کار آنها اکتسابی است که با تربیت و ممارست
و تمرین یاد انجام می شود
ولی شیخ دست بردار نبود که نبود تا جایی که شاه عباس
را مجبور کرد تا این کار را فردا تکرار کند
لذا شیخ فکورانه به خانه رفت
او وقتی از کاخ برگشت بی درنگ دست به کار شد
چهار جوراب برداشت و چهار موش در آن نهاد.
فردا او باز طبق قرار قبلی به کاخ رفت تشریفات همان و سفره همان و گربه های بازیگر همان شاه که مغرورانه تکرار مراسم دیروز را تاکیدی بر صحت حرفهایش می دید
زیر لب برای شیخ رجز می خواند
که در این زمان شیخ موشها را رها کرد.
در آن هنگام هنگامه ای به پا شد یک گربه به شرق
دیگری به غرب آن یکی شمال و این یکی جنوب....
این بار شیخ دستی بر پشت شاه زد و گفت: شهریارا !
یادت باشد اصالت گربه موش گرفتن است
گرچه "تربیت" هم بسیار مهم است ولی"اصالت" مهم تر
یادت باشد با "تربیت"می توان گربه اهلی را رام و آرام كرد
ولی هرگاه گربه موش را دید
به اصل و "اصالت" خود بر میگرد
و این است حکایت بعضی تازه به دوران رسیدها.....!!!
♦️@seemorghbook
👍37❤12