💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
مرا از حیله ى رندان نترسانید
مرا از مکر نامردان نترسانید
من از آغاز عمرم در قفس بودم
مرا ازحبس و از زندان نترسانید
تمام پیکرم از درد مى لرزد
مرا از درد یک دندان نترسانید
به خود مى پیچم و خون مى خورم هر روز
مرا از یک شب بى نان نترسانید
من آدم دیده ام از گرگ وحشى تر
مرا از آدم و حیوان نترسانید
من از دریاى طوفانى گذر کردم
مرا از نم نم باران نترسانید
من از همخون خود آتش به جان دارم
مرا ازخنجر مهمان نترسانید
دگر نورى نمانده تا ببینم من
مرا از کورى چشمان نترسانید
دگر جانى نمانده تا بگیریدش
مرا از این تن بى جان نترسانید
درون من عشق پر نور مى تابد
مرا از ظلمت غمها نترسانید
تمام زندگى من عاشقى کردم
مرا ازلغزش ایمان نترسانید
براى حرف آخر یادتان باشد
گرانم من؛ مرا ارزان نترسانید.
♦️@seemorghbook
مرا از حیله ى رندان نترسانید
مرا از مکر نامردان نترسانید
من از آغاز عمرم در قفس بودم
مرا ازحبس و از زندان نترسانید
تمام پیکرم از درد مى لرزد
مرا از درد یک دندان نترسانید
به خود مى پیچم و خون مى خورم هر روز
مرا از یک شب بى نان نترسانید
من آدم دیده ام از گرگ وحشى تر
مرا از آدم و حیوان نترسانید
من از دریاى طوفانى گذر کردم
مرا از نم نم باران نترسانید
من از همخون خود آتش به جان دارم
مرا ازخنجر مهمان نترسانید
دگر نورى نمانده تا ببینم من
مرا از کورى چشمان نترسانید
دگر جانى نمانده تا بگیریدش
مرا از این تن بى جان نترسانید
درون من عشق پر نور مى تابد
مرا از ظلمت غمها نترسانید
تمام زندگى من عاشقى کردم
مرا ازلغزش ایمان نترسانید
براى حرف آخر یادتان باشد
گرانم من؛ مرا ارزان نترسانید.
♦️@seemorghbook
👍38👏5❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اي بلبل خوشنوا، فغان كن
عيد است، نواي عاشقان كن
چون سبزه زخاك سر برآورد
ترك دل و برگ بوستان كن
♦️@seemorghbook
عيد است، نواي عاشقان كن
چون سبزه زخاك سر برآورد
ترك دل و برگ بوستان كن
♦️@seemorghbook
👍6❤2
زندگی را زیباتر کن؛ گاهی با ندیدن، گاهی با نشنیدن و گاهی با نگفتن...!
زندگی فقط مال ما نیست؛
به همه تعلق دارد.
پس زندگی را برای همه زیبا کنیم
با محبت، با لبخند!
♦️@seemorghbook
زندگی فقط مال ما نیست؛
به همه تعلق دارد.
پس زندگی را برای همه زیبا کنیم
با محبت، با لبخند!
♦️@seemorghbook
👍11😇3
☕️قطعهای از کتاب
به خودم میگفتم بودن توی یک زندان نقلی گرم و نرم چقدر خوب است. حتی یک گلوله هم ازش نمیگذرد. هرگز. یک زندان نزدیک سراغ داشتم که آفتابگیر و گرم بود. در عالم رویا میدیدمش، زندان سن ژرمن نزدیک جنگل را خوب میشناختم، زمانی مدام از کنارش میگذشتم.
آدم چقدر عوض میشود. آن موقع بچه بودم و از زندان میترسیدم. آخر آدمها را نمیشناختم. دیگر حرفها و فکرهایشان را باور نخواهم کرد. باید همیشه فقط و فقط از آدمها ترسید.
📕#سفر_به_انتهای_شب
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
به خودم میگفتم بودن توی یک زندان نقلی گرم و نرم چقدر خوب است. حتی یک گلوله هم ازش نمیگذرد. هرگز. یک زندان نزدیک سراغ داشتم که آفتابگیر و گرم بود. در عالم رویا میدیدمش، زندان سن ژرمن نزدیک جنگل را خوب میشناختم، زمانی مدام از کنارش میگذشتم.
آدم چقدر عوض میشود. آن موقع بچه بودم و از زندان میترسیدم. آخر آدمها را نمیشناختم. دیگر حرفها و فکرهایشان را باور نخواهم کرد. باید همیشه فقط و فقط از آدمها ترسید.
📕#سفر_به_انتهای_شب
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
👍20😍1
حقیقت است این :
پرندگانِ در آسمان را
تیر باران می کنند؛
نه پرندگانِ در قفس را.
بهای آزادی سنگین است...
♦️@seemorghbook
پرندگانِ در آسمان را
تیر باران می کنند؛
نه پرندگانِ در قفس را.
بهای آزادی سنگین است...
♦️@seemorghbook
👍46❤3👏1
📕#میکاییل_پزشک_سلطان_سلیم
✍#میکا_والتاری
والتاری در این داستان تاریخی, دنیای قرون سیزده و چهارده قلمرو عثمانی را مجسم میسازد .(میکاییل حکیم) قهرمان داستان, راوی ماجراهاست .او پس از مرگ همسرش تصمیم میگیرد که به مسیحیت پشت کند .فطرت الهی میکاییل, بیخدایی را برنمیتابد و از این رو, وی برای یافتن حقیقت و دور شدن از محیطی که همسرش را در آتش جهل فرو افکند به قلمروی میرود که در آن جا از شکنجه و آزار نشانی نباشد .میکاییل با این هدف, راهی مشرق زمین و دنیای اسلام میشود .سرانجام در پی یک سلسله حوادث ابتدا به دربار حاکم فاسد الجزایر راه مییابد و سپس به دربار سلطان سلیم ـ سلطان عثمانی ـ وارد میشود .مشاهدات میکاییل از دربار عثمانی و دسیسههای حرم نشینان و مداخلههای ایشان در امور مملکت ماجراهایی را پدید میآورد که در روند کلی داستان موثر است.
♦️@seemorghbook
✍#میکا_والتاری
والتاری در این داستان تاریخی, دنیای قرون سیزده و چهارده قلمرو عثمانی را مجسم میسازد .(میکاییل حکیم) قهرمان داستان, راوی ماجراهاست .او پس از مرگ همسرش تصمیم میگیرد که به مسیحیت پشت کند .فطرت الهی میکاییل, بیخدایی را برنمیتابد و از این رو, وی برای یافتن حقیقت و دور شدن از محیطی که همسرش را در آتش جهل فرو افکند به قلمروی میرود که در آن جا از شکنجه و آزار نشانی نباشد .میکاییل با این هدف, راهی مشرق زمین و دنیای اسلام میشود .سرانجام در پی یک سلسله حوادث ابتدا به دربار حاکم فاسد الجزایر راه مییابد و سپس به دربار سلطان سلیم ـ سلطان عثمانی ـ وارد میشود .مشاهدات میکاییل از دربار عثمانی و دسیسههای حرم نشینان و مداخلههای ایشان در امور مملکت ماجراهایی را پدید میآورد که در روند کلی داستان موثر است.
♦️@seemorghbook
👍14
٣جملات تاثير گذار از چارلی چاپلین
١. هيچ چيز در اين جهان جاودانه نيست حتى مشكلات و بد بيارى هاى ما
٢. من قدم زدن تو بارون را دوست دارم چون كسى نميتونه اشكامو ببينه
٣. بيهوده ترين روز در زندگى اون روزيه كه ما نخنديم
لبخند بزنيد و اين پيام رو به هر كى كه دوست دارين خندشو ببينن بفرستين
چارلى ميگويد: پس از كلى فقر، به ثروت و شهرت رسيدم . اموخته ام كه با پول ... ميتوان ساعت خريد، ولى زمان نه ... ميتوان مقام خريد، ولى احترام نه ... ميتوان كتاب خريد، ولى دانش نه... ميتوان دارو خريد ولى سلامتى نه، ميتوان رختخواب خريد، ولى خواب راحت نه ...
ارزش ادمها به دارايى آنها نيست به معرفت آنهاست
تقدیم به دوستان بامعرفت
♦️@seemorghbook
١. هيچ چيز در اين جهان جاودانه نيست حتى مشكلات و بد بيارى هاى ما
٢. من قدم زدن تو بارون را دوست دارم چون كسى نميتونه اشكامو ببينه
٣. بيهوده ترين روز در زندگى اون روزيه كه ما نخنديم
لبخند بزنيد و اين پيام رو به هر كى كه دوست دارين خندشو ببينن بفرستين
چارلى ميگويد: پس از كلى فقر، به ثروت و شهرت رسيدم . اموخته ام كه با پول ... ميتوان ساعت خريد، ولى زمان نه ... ميتوان مقام خريد، ولى احترام نه ... ميتوان كتاب خريد، ولى دانش نه... ميتوان دارو خريد ولى سلامتى نه، ميتوان رختخواب خريد، ولى خواب راحت نه ...
ارزش ادمها به دارايى آنها نيست به معرفت آنهاست
تقدیم به دوستان بامعرفت
♦️@seemorghbook
👍24❤5🔥1
نزدیک به ۹۰% دیوانگان دلیل جنونشان تنها یک چیز بوده و هست ،
فهمیدن چیزی که هیچوقت نباید میفهمیدند .
#فابزی
♦️@seemorghbook
فهمیدن چیزی که هیچوقت نباید میفهمیدند .
#فابزی
♦️@seemorghbook
👍45❤3
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
ﻧﺎﻇﻢ ﺗﻮ ﻣﯿﮑﺮﻭﻓﻮﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪ :ﮐﯽ ﻣﯿﺪﻭﻧﻪ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟ ﺩﺍﺩ ﺯﺩﯾﻢ :
ﻭﺍﺷﯿﻨﮕﺘﻮﻥ
ﮔﻔﺖ ﯾﻪ ﻣﺮﮒ ﺑﺮ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﺑﮕﯿﻦ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻭﺍﺷﯿﻨﮕﺘﻮﻥ ﺑﺸﻨﻮﻥ. ﻣﺎﻫﻢ ﯾﻪ ﺩﺍﺩ ﺯﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﺣﻠﻘﻤﻮﻥ ﭘﺎﺭﻩ ﺷﺪ.
ﮔﺬﺷﺖ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ، ﺧﯿﻠﯽ ﻃﻮﻝ ﮐﺸﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﻔﻬﻤﯿﻢ
ﻟﺲ ﺍﻧﺠﻠﺲ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺳﯿﻨﻤﺎﺳﺖ ،
ﻧﯿﻮﺍﻭﺭﻟﺌﺎﻥ ﻣﻬﺪ ﻣﻮﺳﯿﻘﯿﻪ ،
ﻧﻴﻮﻳﻮﺭﻙ ﻣﻬﺪ ﺩﺭﺱ ﻭ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ .
ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺳﺎﻋﺖ 7 ﺻﺒﺢ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﻋﺮﺑﺪﻣﻮﻥ
ﺑﯿﺪﺍﺭﺷﻮﻥ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻋﺬﺭ ﺑﺨﻮﺍﯾﻢ...
ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ ﺑﻪ ﻫﺮ ﮐﺲ ﻭ ﻧﺎﮐﺴﯽ ﻧﮕﯿﻢ ﻣﺮﮒ ﺑﺮ ﺗﻮ،
ﻭﻟﯽ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯾﻢ ﺗﻮ ﻭﺍﺷﻨﮕﺘﻦ یا لس آنجلس آیا ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺻﺪﺍﻣﻮﻧﻮ؟!
آیا ﻭﺍﺷﻨﮕﺘﻨﯿﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﻥ ﭼﯿﺰﯼ
ﺗﻮ ﺩﻝ ﺍﯾﻦ ﺑﭽﻪ ١١ﺳﺎﻟﻪ ﻧﺒﻮﺩﻩ؟
ﭼﺮﺍ ﻓﮑﺮ ﻧﮑﺮﺩﯾﻢ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻓﺎ ﮐﻪ ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﯿﻢ:
ﻣﺮﮒ ﺑﺮ ﺑﯿﺴﻮﺍﺩﯼ!
ﻣﺮﮒ ﺑﺮ ﻋﻘﺐ ﺍﻓﺘﺎﺩﮔﯽ!
ﻣﺮﮒ ﺑﺮ ﮔﺸﻨﮕﯽ!
ﻣﺮﮒ ﺑﺮ ﺧﻮﻧﺮﯾﺰﯾﻮ ﺩﺷﻤﻨﯽ !
ﻣﺮﮒ ﺑﺮ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻋﺸﻖ
ﺑﻪ ﻣﺎ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺩ : ﻣﺮﮒ...
واقعا مرگ بر او. . .
ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﺩﺭﮎ ﻧﮑﺮﺩﻡ ،ﭼﺮﺍ ﮐﺎﻓﺮﯼ ﮐﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﻣﯿﺸﻮﺩ ،ﺩﭼﺎﺭ ﻋﺬﺍﺏ ﺍﻟﻬﯽ ﺷﺪﻩ ﻭ
ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﻣﯿﺸﻮﺩ، ﺩﭼﺎﺭ ﺁﺯﻣﻮﻥ ﺍﻟﻬﯽ !.. ﻣﺮﺽ ﮐﻪ ﯾﮑﯿﺴﺖ ! ﺷﺎﯾﺪ ﺗﻔﺎﻭﺕ
ﺩﺭ ﻧﮕﺮﺵ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﺳﺖ
تو کانادا نزدیک عید که میشه همه قیمت ها میاد پایین تا همه بتونن خرید کنن.
غذای شب عیدشون هم بوقلمونه. قیمتش از 20 دلار میاد به 5 دلار تا همه شاد باشن و کسی احساس فقر نکنه.
تو مملکت ما هنوز 4 ماه مونده به عید, قیمت برخی اجناس دوبرابر شده. وای به حال شب عید!
♦️@seemorghbook
ﻧﺎﻇﻢ ﺗﻮ ﻣﯿﮑﺮﻭﻓﻮﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪ :ﮐﯽ ﻣﯿﺪﻭﻧﻪ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟ ﺩﺍﺩ ﺯﺩﯾﻢ :
ﻭﺍﺷﯿﻨﮕﺘﻮﻥ
ﮔﻔﺖ ﯾﻪ ﻣﺮﮒ ﺑﺮ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﺑﮕﯿﻦ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻭﺍﺷﯿﻨﮕﺘﻮﻥ ﺑﺸﻨﻮﻥ. ﻣﺎﻫﻢ ﯾﻪ ﺩﺍﺩ ﺯﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﺣﻠﻘﻤﻮﻥ ﭘﺎﺭﻩ ﺷﺪ.
ﮔﺬﺷﺖ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ، ﺧﯿﻠﯽ ﻃﻮﻝ ﮐﺸﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﻔﻬﻤﯿﻢ
ﻟﺲ ﺍﻧﺠﻠﺲ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺳﯿﻨﻤﺎﺳﺖ ،
ﻧﯿﻮﺍﻭﺭﻟﺌﺎﻥ ﻣﻬﺪ ﻣﻮﺳﯿﻘﯿﻪ ،
ﻧﻴﻮﻳﻮﺭﻙ ﻣﻬﺪ ﺩﺭﺱ ﻭ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ .
ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺳﺎﻋﺖ 7 ﺻﺒﺢ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﻋﺮﺑﺪﻣﻮﻥ
ﺑﯿﺪﺍﺭﺷﻮﻥ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻋﺬﺭ ﺑﺨﻮﺍﯾﻢ...
ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ ﺑﻪ ﻫﺮ ﮐﺲ ﻭ ﻧﺎﮐﺴﯽ ﻧﮕﯿﻢ ﻣﺮﮒ ﺑﺮ ﺗﻮ،
ﻭﻟﯽ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯾﻢ ﺗﻮ ﻭﺍﺷﻨﮕﺘﻦ یا لس آنجلس آیا ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺻﺪﺍﻣﻮﻧﻮ؟!
آیا ﻭﺍﺷﻨﮕﺘﻨﯿﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﻥ ﭼﯿﺰﯼ
ﺗﻮ ﺩﻝ ﺍﯾﻦ ﺑﭽﻪ ١١ﺳﺎﻟﻪ ﻧﺒﻮﺩﻩ؟
ﭼﺮﺍ ﻓﮑﺮ ﻧﮑﺮﺩﯾﻢ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻓﺎ ﮐﻪ ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﯿﻢ:
ﻣﺮﮒ ﺑﺮ ﺑﯿﺴﻮﺍﺩﯼ!
ﻣﺮﮒ ﺑﺮ ﻋﻘﺐ ﺍﻓﺘﺎﺩﮔﯽ!
ﻣﺮﮒ ﺑﺮ ﮔﺸﻨﮕﯽ!
ﻣﺮﮒ ﺑﺮ ﺧﻮﻧﺮﯾﺰﯾﻮ ﺩﺷﻤﻨﯽ !
ﻣﺮﮒ ﺑﺮ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻋﺸﻖ
ﺑﻪ ﻣﺎ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺩ : ﻣﺮﮒ...
واقعا مرگ بر او. . .
ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﺩﺭﮎ ﻧﮑﺮﺩﻡ ،ﭼﺮﺍ ﮐﺎﻓﺮﯼ ﮐﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﻣﯿﺸﻮﺩ ،ﺩﭼﺎﺭ ﻋﺬﺍﺏ ﺍﻟﻬﯽ ﺷﺪﻩ ﻭ
ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﻣﯿﺸﻮﺩ، ﺩﭼﺎﺭ ﺁﺯﻣﻮﻥ ﺍﻟﻬﯽ !.. ﻣﺮﺽ ﮐﻪ ﯾﮑﯿﺴﺖ ! ﺷﺎﯾﺪ ﺗﻔﺎﻭﺕ
ﺩﺭ ﻧﮕﺮﺵ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﺳﺖ
تو کانادا نزدیک عید که میشه همه قیمت ها میاد پایین تا همه بتونن خرید کنن.
غذای شب عیدشون هم بوقلمونه. قیمتش از 20 دلار میاد به 5 دلار تا همه شاد باشن و کسی احساس فقر نکنه.
تو مملکت ما هنوز 4 ماه مونده به عید, قیمت برخی اجناس دوبرابر شده. وای به حال شب عید!
♦️@seemorghbook
👏67👍23👎6😢5❤3😍1😐1
بزن لبخند! دنیا لاله گون است
تمام غصههایت واژگون است
بزن لبخند! از عمق وجودت
و شادی هدیه کن بر تار وپودت
♦️@seemorghbook
تمام غصههایت واژگون است
بزن لبخند! از عمق وجودت
و شادی هدیه کن بر تار وپودت
♦️@seemorghbook
🥰10👍2❤1
☕️ قطعه ای از کتاب
محمد علی اسلامی ندوشن: کافه فضایی است که آدم میتواند ساعتی را با دوستانش و یا تنها در آن بگذراند. اینجا گاهی رایج بوده و گاهی رایج نبوده اما در پاریس این طور نبوده و نیست. ما هم دنبالهروی داشتیم از سنت موجودی که در فرانسه بود. وقتی در پاریس بودیم، ما هم گاهی با دوستان و آشنایان به کافهها میرفتیم و آنجا مینشستیم. در منطقه دانشجویی کارتیهلاتن، که سوربن و نهادهای دانشجویی در اطراف آن است، کافهها پر میشد. عصرها گاهی به باغ لوگزامبورگ سری میزدم، باغ بسیار زیبایی بود. گاهی هم به تئاتر و سینما میرفتم. آن زمان، ژان پل سارتر و آلبر کامو هم در اوج شهرت بودند. هر دو از مشهورترین نویسندگان فرانسه بودند. من قبل از اینکه به فرانسه بروم کتاب "غریبه" نوشته آلبر کامو را که به زبان فارسی ترجمه شده بود خوانده بودم و بعد آن را به زبان فرانسه هم خواندم. به نظرم نثرِ کامو شیرینتر از سارتر بود.
📕#گفتگو_با_روشنفکران
✍️#محمدعلی_اسلامی_ندوشن
♦️@seemorghbook
محمد علی اسلامی ندوشن: کافه فضایی است که آدم میتواند ساعتی را با دوستانش و یا تنها در آن بگذراند. اینجا گاهی رایج بوده و گاهی رایج نبوده اما در پاریس این طور نبوده و نیست. ما هم دنبالهروی داشتیم از سنت موجودی که در فرانسه بود. وقتی در پاریس بودیم، ما هم گاهی با دوستان و آشنایان به کافهها میرفتیم و آنجا مینشستیم. در منطقه دانشجویی کارتیهلاتن، که سوربن و نهادهای دانشجویی در اطراف آن است، کافهها پر میشد. عصرها گاهی به باغ لوگزامبورگ سری میزدم، باغ بسیار زیبایی بود. گاهی هم به تئاتر و سینما میرفتم. آن زمان، ژان پل سارتر و آلبر کامو هم در اوج شهرت بودند. هر دو از مشهورترین نویسندگان فرانسه بودند. من قبل از اینکه به فرانسه بروم کتاب "غریبه" نوشته آلبر کامو را که به زبان فارسی ترجمه شده بود خوانده بودم و بعد آن را به زبان فرانسه هم خواندم. به نظرم نثرِ کامو شیرینتر از سارتر بود.
📕#گفتگو_با_روشنفکران
✍️#محمدعلی_اسلامی_ندوشن
♦️@seemorghbook
👍13👏1
پادشاهی خزانه را خالی دید، به وزیر دستور داد طرحی برای کمبود بودجه ارائه کند. وزیر برای جبران کسری بودجه طرحی ارائه کرد که شامل سه بند بود:
۱-مالیات دو برابر شود
۲-نیمی از گاو و گوسفندها به نفع دولت مصادره شود
۳-کسی حق ندارد آروغ بزند!
و ما با استفاده از جارچیها آروغ نزدن را به مهمترین مسئله تبدیل میکنیم. مردم هم به جای پرداختن به بندهای اول و دوم، به قسمت سوم خواهند پرداخت.
در نهایت، پس از بالا گرفتن اعتراضات، به نشانه احترام به خواست مردم، با دستور شما بند سوم را لغو میکنیم و مردم هم خوشحال به خانه میروند و درد اجرای دو بند قبلی را تحمل میکنند...
♦️@seemorghbook
۱-مالیات دو برابر شود
۲-نیمی از گاو و گوسفندها به نفع دولت مصادره شود
۳-کسی حق ندارد آروغ بزند!
و ما با استفاده از جارچیها آروغ نزدن را به مهمترین مسئله تبدیل میکنیم. مردم هم به جای پرداختن به بندهای اول و دوم، به قسمت سوم خواهند پرداخت.
در نهایت، پس از بالا گرفتن اعتراضات، به نشانه احترام به خواست مردم، با دستور شما بند سوم را لغو میکنیم و مردم هم خوشحال به خانه میروند و درد اجرای دو بند قبلی را تحمل میکنند...
♦️@seemorghbook
👍41😱3
📕#تاریخ_ایران_دوره_تیموریان
مترجم:#یعقوب_آژند
تاريخ ايران، دوره تيموريان ترجمه بخشى از جلد ششم مجموعه ((تاريخ ايران كمبريج)) كارى از يعقوب آژند است كه به تاريخ تيموريان اختصاص دارد. (اين مجموعه را جمعى از پژوهشگران تدوين كرده و در هر فصل از آن جنبهاى خاص از تاريخ تيموريان را بررسى و تبيين نمودهاند).
در ابتدا سخنى از يعقوب آژند در تابستان ۱۳۷۸ش و سپس پيشگفتارى از پيتر جكسن در سال ۱۹۸۵م ذكر شده، سپس مباحث كتاب در دوازده فصل با اين موضوعات نظام يافته است:
۱- آل جلاير, آل مظفر و سربداران/ ه.ر.رويمر
۲- تيمور در ايران/ ه.ر.رويمر
۳- جانشينان تيمور/ ه. رويمور
۴- سلسلههاى تركمانان/ ه.ر.رويمر
۵- تجارت در دوره تيموريان/ رونالد فريز
۶- اوضاع اجتماعى و اقتصادى داخلى/ برت فراگز
۷- علوم دقيقه در دوره تيموريان/ اى.س.كندى
۸- مذهب در دوره تيموريان/ ب.س. امورتى 9
۹- معمارى در دوره تيمورى/ پيندر - ويلسن
۱۰- هنرهاى تصويرى در دوره تيمورى/ بازيل گرى
۱۱- ادبيات فارسی در قلمرو تيموريان و تركمانان/ ذبيح الله...صفا
۱۲- حافظ و معاصرانش / آن مارى شيمل.
كتاب با فهرست اعلام به پايان مىرسد.
♦️@seemorghbook
مترجم:#یعقوب_آژند
تاريخ ايران، دوره تيموريان ترجمه بخشى از جلد ششم مجموعه ((تاريخ ايران كمبريج)) كارى از يعقوب آژند است كه به تاريخ تيموريان اختصاص دارد. (اين مجموعه را جمعى از پژوهشگران تدوين كرده و در هر فصل از آن جنبهاى خاص از تاريخ تيموريان را بررسى و تبيين نمودهاند).
در ابتدا سخنى از يعقوب آژند در تابستان ۱۳۷۸ش و سپس پيشگفتارى از پيتر جكسن در سال ۱۹۸۵م ذكر شده، سپس مباحث كتاب در دوازده فصل با اين موضوعات نظام يافته است:
۱- آل جلاير, آل مظفر و سربداران/ ه.ر.رويمر
۲- تيمور در ايران/ ه.ر.رويمر
۳- جانشينان تيمور/ ه. رويمور
۴- سلسلههاى تركمانان/ ه.ر.رويمر
۵- تجارت در دوره تيموريان/ رونالد فريز
۶- اوضاع اجتماعى و اقتصادى داخلى/ برت فراگز
۷- علوم دقيقه در دوره تيموريان/ اى.س.كندى
۸- مذهب در دوره تيموريان/ ب.س. امورتى 9
۹- معمارى در دوره تيمورى/ پيندر - ويلسن
۱۰- هنرهاى تصويرى در دوره تيمورى/ بازيل گرى
۱۱- ادبيات فارسی در قلمرو تيموريان و تركمانان/ ذبيح الله...صفا
۱۲- حافظ و معاصرانش / آن مارى شيمل.
كتاب با فهرست اعلام به پايان مىرسد.
♦️@seemorghbook
👍10