الهی، صبح امروزت زغم دور
دلت ازحسرت هر بیش و کم دور
خدا یارت، نگهدارت، به هرجا
از اقبالت، دو چشم پر زِ نَم دور
نصیبت حال خوش، شادی و لبخند
لبت از ناله های دم به دم دور
♦️@seemorghbook
دلت ازحسرت هر بیش و کم دور
خدا یارت، نگهدارت، به هرجا
از اقبالت، دو چشم پر زِ نَم دور
نصیبت حال خوش، شادی و لبخند
لبت از ناله های دم به دم دور
♦️@seemorghbook
❤9👍5
دربرابر درد و رنج ناشی از ازدستدادن چیز یا شخص عزیز و ارزشمند، ۴ رویکرد وجود داره:
۱. بزدلانه:
وابسته و علاقهمند نشدن
و کاهش لذتهای قابل کسب
۲. بازنده:
قدر ندانستنِ حضور
و رنج کشیدن در فقدان
۳. کودکانه:
لذت بردن از حضور
و رنج کشیدن در فقدان
۴.حکیمانه:
لذت از حضور
و آرامش در فقدان
♦️@seemorghbook
۱. بزدلانه:
وابسته و علاقهمند نشدن
و کاهش لذتهای قابل کسب
۲. بازنده:
قدر ندانستنِ حضور
و رنج کشیدن در فقدان
۳. کودکانه:
لذت بردن از حضور
و رنج کشیدن در فقدان
۴.حکیمانه:
لذت از حضور
و آرامش در فقدان
♦️@seemorghbook
👍11❤2
☕ قطعهای از کتاب
میخواستم باور کنم که میتوانم مردم اینجا را با حرف متقاعد کنم. تو دیدی چه شد؟ آنها دردِ خود را دوست دارند، به زخمِ مانوسی احتیاج دارند که با ناخنهایِ کثیفشان آن را بخراشند و به دقت حفظش کنند. فقط با خشونت است که میتوان مداوایشان کرد! زیرا درد را جز با درد دیگری نمیتوان مغلوب کرد ...
📕#مگس_ها
✍#ژان_پل_سارتر
♦️@seemorghbook
میخواستم باور کنم که میتوانم مردم اینجا را با حرف متقاعد کنم. تو دیدی چه شد؟ آنها دردِ خود را دوست دارند، به زخمِ مانوسی احتیاج دارند که با ناخنهایِ کثیفشان آن را بخراشند و به دقت حفظش کنند. فقط با خشونت است که میتوان مداوایشان کرد! زیرا درد را جز با درد دیگری نمیتوان مغلوب کرد ...
📕#مگس_ها
✍#ژان_پل_سارتر
♦️@seemorghbook
👍12❤8
مردم ترجيح مى دهند
دروغى را بپذيرند كه
باورهاى قبلى
آن ها را تأييد كند، تا
حقيقتى كه امنيت
ذهنى را از آنها بگيرد !
♦️@seemorghbook
دروغى را بپذيرند كه
باورهاى قبلى
آن ها را تأييد كند، تا
حقيقتى كه امنيت
ذهنى را از آنها بگيرد !
♦️@seemorghbook
👍27❤6
📕#تاریخ_فلسفه_غرب
✍#برتراند_راسل
تاریخ فلسفه غرب کتابیست از برتراند راسل شامل شرح نقادانه تاریخ فلسفه در ممالک غربی از هزاره اول قبل از میلاد مسیح تا اواسط قرن بیستم میلادی و بازنویس سلسله درسهایی است که راسل از ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۳ در آمریکا داده بود و سپس در تابستان ۱۹۴۴ در انگلستان برای انتشار آماده شد.
این کتاب پر خواننده ترین اثر راسل از کار درآمد و از زمان انتشار (۱۹۴۵) تا امروز همیشه در ردیف آثار پرفروش قرار داشته است.
آلبرت اینشتین درباره این کتاب گفته است:
تاریخ فلسفه برتراند راسل کتابی است پر ارج تازگی فرحبخش و اصالت این اثر را باید ستود یا حساسیت همدلی این متفکر بزرگ با اندیشمندان زمانهای بسیار دور را. نهایت سعادت می دانیم که نسل خشک و ددآسای زمان ما از وجود چنین مرد عاقل و باشرف و جسور، و در عین حال شوخ طبع، برخوردار است. کتابی است در اعلی درجه آموزنده، بسیار بلند مرتبه، و برتر از ستیز احزاب و تضاد عقیده ها.
♦️@seemorghbook
✍#برتراند_راسل
تاریخ فلسفه غرب کتابیست از برتراند راسل شامل شرح نقادانه تاریخ فلسفه در ممالک غربی از هزاره اول قبل از میلاد مسیح تا اواسط قرن بیستم میلادی و بازنویس سلسله درسهایی است که راسل از ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۳ در آمریکا داده بود و سپس در تابستان ۱۹۴۴ در انگلستان برای انتشار آماده شد.
این کتاب پر خواننده ترین اثر راسل از کار درآمد و از زمان انتشار (۱۹۴۵) تا امروز همیشه در ردیف آثار پرفروش قرار داشته است.
آلبرت اینشتین درباره این کتاب گفته است:
تاریخ فلسفه برتراند راسل کتابی است پر ارج تازگی فرحبخش و اصالت این اثر را باید ستود یا حساسیت همدلی این متفکر بزرگ با اندیشمندان زمانهای بسیار دور را. نهایت سعادت می دانیم که نسل خشک و ددآسای زمان ما از وجود چنین مرد عاقل و باشرف و جسور، و در عین حال شوخ طبع، برخوردار است. کتابی است در اعلی درجه آموزنده، بسیار بلند مرتبه، و برتر از ستیز احزاب و تضاد عقیده ها.
♦️@seemorghbook
👍11🥰1
آنچه را که بیندیشیم، خلق خواهیم کرد
آنچه را که احساس کنیم، جذب خواهیم کرد
آنچه را که تصور کنیم، همان خواهیم شد
زیرا زندگی یک پژواک است
هرآنچه میفرستیم باز میگردد
هرآنچه میکاریم درو میکنیم
هرآنچه که میدهیم باز میگیریم
و هر آنچه که در دیگران میبینیم
در ما وجود دارد!
زندگی یک پژواک است، همیشه به سمت ما
باز میگردد. پس همیشه خوبی کنیم
وقتی احساس ناامیدی، ترس و ناکامی دارید
وقتی شاد و آرام نیستید، وقتی دچار کمبود مالی
یا عاطفی و عشقی هستید یا در روابط خود
تنش دارید، یقین داشته باشید از درون
باید شروع به کار کنید و به صلح درونی برسید
تا دنیای بیرون اصلاح شود
و هماهنگی برایتان جاری شود ...
♦️@seemorghbook
آنچه را که احساس کنیم، جذب خواهیم کرد
آنچه را که تصور کنیم، همان خواهیم شد
زیرا زندگی یک پژواک است
هرآنچه میفرستیم باز میگردد
هرآنچه میکاریم درو میکنیم
هرآنچه که میدهیم باز میگیریم
و هر آنچه که در دیگران میبینیم
در ما وجود دارد!
زندگی یک پژواک است، همیشه به سمت ما
باز میگردد. پس همیشه خوبی کنیم
وقتی احساس ناامیدی، ترس و ناکامی دارید
وقتی شاد و آرام نیستید، وقتی دچار کمبود مالی
یا عاطفی و عشقی هستید یا در روابط خود
تنش دارید، یقین داشته باشید از درون
باید شروع به کار کنید و به صلح درونی برسید
تا دنیای بیرون اصلاح شود
و هماهنگی برایتان جاری شود ...
♦️@seemorghbook
👍17❤4👏2
خواب دیدم ما را بریدند
و به کارخانه چوب بری بردند
آنکه عاشق بود پنجره شد
آنکه بی رحم، چوبه ی دار
از من اما دری ساختند برای گذشتن...
#پل_الوار
♦️@seemorghbook
و به کارخانه چوب بری بردند
آنکه عاشق بود پنجره شد
آنکه بی رحم، چوبه ی دار
از من اما دری ساختند برای گذشتن...
#پل_الوار
♦️@seemorghbook
🥰21👍14👏3😢2
آدم ممکنه روزای خوبش رو زود فراموش کنه،
اما همیشه اونایی که توی لحظههای سخت نبودن رو به یاد مییاره.
مثل من که وقتی روزای تلخم رو مرور میکنم،
یاد نبودنت میافتم...
من یه روزایی به هر دری زدم که باشی
و تو نبودی،
صدات زدم و نشنیدی،
به روت آوردم و نفهمیدی.
حالا که نبودنت رو بلد شدم،
ندیدنت خیلی سخت نیست.
آدمی که یه بار از تنهایی جون سالم به در برده،
دیگه هیچ بود و نبودی براش مهم نیست...
#پویا_جمشیدی
♦️@seemorghbook
اما همیشه اونایی که توی لحظههای سخت نبودن رو به یاد مییاره.
مثل من که وقتی روزای تلخم رو مرور میکنم،
یاد نبودنت میافتم...
من یه روزایی به هر دری زدم که باشی
و تو نبودی،
صدات زدم و نشنیدی،
به روت آوردم و نفهمیدی.
حالا که نبودنت رو بلد شدم،
ندیدنت خیلی سخت نیست.
آدمی که یه بار از تنهایی جون سالم به در برده،
دیگه هیچ بود و نبودی براش مهم نیست...
#پویا_جمشیدی
♦️@seemorghbook
👍24❤2
با تلاش آغایون مسئولین
توی این مملکت شب میخوابی
صبح بیدار میشی،
۲۰ درصد فقیرتر شدی
۵۰ درصد ناامیدتر...
♦️@seemorghbook
توی این مملکت شب میخوابی
صبح بیدار میشی،
۲۰ درصد فقیرتر شدی
۵۰ درصد ناامیدتر...
♦️@seemorghbook
👍32😢7
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖 #حکایت
تاجری انگلیسی هر روز اشیا تاریخی مصر را بار شتر می کرد تا به کشتی برساند و به انگلیس ببرد. افسار شتر را هم مرد عربی می کشید و ازین که تاریخش به تاراج می رفت ناراحت بود و مدام به زمزمه به تاجر انگلیسی فحش می داد ولی برای مزد هنگفتی که می گرفت راهنمای کاروان هم بود .
تاجر از مترجمش پرسید مرد عرب چه می گوید؟
مترجم گفت که به شما فحش می دهد و نفرین می کند.
تاجر گفت این فحش و نفرین بر کارش هم خللی وارد میکند
مترجم پاسخ داد : نه کارش را به خوبی انجام میدهد
تاجر لبخندی زد و گفت بگذار هر چه می تواند نفرین کند و چند نفرین انگلیسی هم یادش بده...
و این حکایت امروزه چقدر برایم آشناست....
♦️@seemorghbook
📖 #حکایت
تاجری انگلیسی هر روز اشیا تاریخی مصر را بار شتر می کرد تا به کشتی برساند و به انگلیس ببرد. افسار شتر را هم مرد عربی می کشید و ازین که تاریخش به تاراج می رفت ناراحت بود و مدام به زمزمه به تاجر انگلیسی فحش می داد ولی برای مزد هنگفتی که می گرفت راهنمای کاروان هم بود .
تاجر از مترجمش پرسید مرد عرب چه می گوید؟
مترجم گفت که به شما فحش می دهد و نفرین می کند.
تاجر گفت این فحش و نفرین بر کارش هم خللی وارد میکند
مترجم پاسخ داد : نه کارش را به خوبی انجام میدهد
تاجر لبخندی زد و گفت بگذار هر چه می تواند نفرین کند و چند نفرین انگلیسی هم یادش بده...
و این حکایت امروزه چقدر برایم آشناست....
♦️@seemorghbook
👍31❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح شدصبح دل انگیز توای یار بخیر
صبح زیبای تو پر نعمـت و پرکار،بخیر
خنده بر لب بزن ای دوست که زیبا بشوی
تا که باخنده شود روز تو پربار و بخیر
♦️@seemorghbook
صبح زیبای تو پر نعمـت و پرکار،بخیر
خنده بر لب بزن ای دوست که زیبا بشوی
تا که باخنده شود روز تو پربار و بخیر
♦️@seemorghbook
👍7
کوهنوردی تصميم گرفت، تنها قله کوه را فتح کند، هوا سرد بود و کم کم هوا تاريک شد چيزی به فتح قله نمانده بود که ناگهان پایش روی سنگی "لغزيد" و "سقوط" کرد.
در آن لحظات که "مرگ" را حس میکرد، متوجه شد که طناب نجات به دور کمرش حلقه زده و وسط "زمين" و "آسمان" مانده است.
در آن تاریکی با درد و ترس و در سکوت، فرياد زد "خدايا" مرا درياب و نجاتم بده.
صدایی از درون خود شنید: چه می خواهی برايت بکنم؟
کوهنورد گفت: کمکم کن "نجات" پيدا کنم.
صدا گفت: آيا من می توانم تو را نجات دهم؟
کوهنورد گفت: البته که تو می توانی مرا کمک کنی چون تو خدایی و بر هر کاری توانایی.
صدای درونش گفت: پس "اعتماد" کن و آن طناب را ببر؛ اما کوهنورد ترس داشت، اعتماد نکرد و محکمتر چسبيد به طنابش.
چند روز بعد گروه نجات جسد منجمد و مرده کوهنورد را پيدا کردند که فقط يک متر با زمين فاصله داشت...
♦️@seemorghbook
در آن لحظات که "مرگ" را حس میکرد، متوجه شد که طناب نجات به دور کمرش حلقه زده و وسط "زمين" و "آسمان" مانده است.
در آن تاریکی با درد و ترس و در سکوت، فرياد زد "خدايا" مرا درياب و نجاتم بده.
صدایی از درون خود شنید: چه می خواهی برايت بکنم؟
کوهنورد گفت: کمکم کن "نجات" پيدا کنم.
صدا گفت: آيا من می توانم تو را نجات دهم؟
کوهنورد گفت: البته که تو می توانی مرا کمک کنی چون تو خدایی و بر هر کاری توانایی.
صدای درونش گفت: پس "اعتماد" کن و آن طناب را ببر؛ اما کوهنورد ترس داشت، اعتماد نکرد و محکمتر چسبيد به طنابش.
چند روز بعد گروه نجات جسد منجمد و مرده کوهنورد را پيدا کردند که فقط يک متر با زمين فاصله داشت...
♦️@seemorghbook
👍31👎3❤1
☕️️ قطعهای از کتاب
ما در اثر سالها تجربه تلخ دریافتیم که مردم دنیا خوش باور و احمق و توسری خورند و عقلشان به چشمشان میباشد و همچنان دنیا خر تو خر است. اگر ما از حماقت مردم استفاده می کنیم گناه از ما نیست. چشمشان کور شود و دنده شان نرم، اگر شعور دارند بزنند و پدرمان را در بیاورند. اما حالا که ریگی به کفش دارند و قلدر پرستند پس فضولی موقوف، بیخود صورت حق بجانب بخود نگیرند، زیرا حق نُطُق کشیدن ندارند. آخر ما هم بیکار نمی نشینیم و با قصه "بی بی گوزک" سرشان را گرم خواهیم کرد. چنان آنها را ترغیب به گذشت و فقر و مرده پرستی و گریه و وافور و توسری میکنیم که دست روی دستشان بگذارند و بگویند، باید دستی از غیب برون آید و کاری بکند!
📕#توپ_مروارید
✍#صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
ما در اثر سالها تجربه تلخ دریافتیم که مردم دنیا خوش باور و احمق و توسری خورند و عقلشان به چشمشان میباشد و همچنان دنیا خر تو خر است. اگر ما از حماقت مردم استفاده می کنیم گناه از ما نیست. چشمشان کور شود و دنده شان نرم، اگر شعور دارند بزنند و پدرمان را در بیاورند. اما حالا که ریگی به کفش دارند و قلدر پرستند پس فضولی موقوف، بیخود صورت حق بجانب بخود نگیرند، زیرا حق نُطُق کشیدن ندارند. آخر ما هم بیکار نمی نشینیم و با قصه "بی بی گوزک" سرشان را گرم خواهیم کرد. چنان آنها را ترغیب به گذشت و فقر و مرده پرستی و گریه و وافور و توسری میکنیم که دست روی دستشان بگذارند و بگویند، باید دستی از غیب برون آید و کاری بکند!
📕#توپ_مروارید
✍#صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
👍29❤2
📕#از_ماست_که_بر_ماست
✍#هما_ناطق
ناطق، نویسنده و پژوهشگر تاریخ در سال 1313 در ارومیه به دنیا آمد. وی پس از انجام تحصیلات ابتدائی و متوسطه در تهران با بورس دولتی فرانسه به پاریس رفت و تحصیلات عالی خود را تا مقطع دکترا در پاریس به انجام رساند. پس از بازگشت به تهران به استخدام گروه تاریخ دانشکده ادبیات دانشگاه تهران درآمد و ضمن تدریس در دانشگاه چندین کتاب در زمینه تاریخ معاصر ایران به قلم وی منتشر شد که از آن جمله میتوان به «بازرگانان در داد و ستد با بانك شاهي و رژي تنباكو (برپايه آرشيوامين العرب )»، «افکار اجتماعی و سیاسی و اقتصادی در آثار منتشر شده دوران قاجار» و «تحقیقی درباره میرزا ملکمخان و روزنامه قانون» و دو کتاب «از ماست كه برماست؛ مصيبت وبا و بلای حكومت)» که در برگیرنده مجموعه مقالات تاریخی اوست، اشاره کرد.
بر اساس اطلاعات ثبت شده در سایت موسسه خانه کتاب درباره دو كتاب «از ماست كه برماست؛ مصيبت وبا و بلای حكومت)» آمده است: «اين مجموعه متشكل از دو بخش مجزاست كه تاريخ دوره قاجار را با ذكر سند بيان میكند. كتاب اول نوشته ميرزا صالح شيرازی است كه پس از تسليم شدن عباسآباد به روسها، از طرف عباسميرزا و همراه نامهای از ماكدونالد، سفير جديد كمپانی، به اردوی روسيه فرستاده میشود تا روسها را وادار به عقبنشينی به سرحدات گلستان بنمايد و از طرف دولت ايران تعهد كند در قبال اين امر، مبلغي غرامت پرداخته شود. اين سند كه خلاصهای از مذاكرات ميان ميرزاصالح و پاسكويچ، ميرزا صالح و گريبايدوف و فتحعلیشاه است، مسئوليت ايران را در برافروختن آتش جنگ میپذيرد.
كتاب دوم اين مجموعه، شامل شش فصل است كه با تعريفی از بيماری وبا و تاريخچه آن به تاثير آن در حكومت دوره قاجار میپردازد. مباحثی كه در كتاب به آن پرداخته شده است عبارتاند از تاثير اجتماعی و اقتصادی بيماری وبا در دوره قاجار؛ قحطي 88-1286 قمری و اسناد حاج محمدحسن امين دارالضرب؛ سندی درباره آئين ملكداری و زنداری در قرن نوزده؛ فرنگ و فرنگيمآبی در رساله انتقادی «شيخ و شيوخ»؛ روزگار يك اهل قلم در دوره قاجار و قتل گريبايدوف در اشعار و احكام رستم الحكما.»
♦️@seemorghbook
✍#هما_ناطق
ناطق، نویسنده و پژوهشگر تاریخ در سال 1313 در ارومیه به دنیا آمد. وی پس از انجام تحصیلات ابتدائی و متوسطه در تهران با بورس دولتی فرانسه به پاریس رفت و تحصیلات عالی خود را تا مقطع دکترا در پاریس به انجام رساند. پس از بازگشت به تهران به استخدام گروه تاریخ دانشکده ادبیات دانشگاه تهران درآمد و ضمن تدریس در دانشگاه چندین کتاب در زمینه تاریخ معاصر ایران به قلم وی منتشر شد که از آن جمله میتوان به «بازرگانان در داد و ستد با بانك شاهي و رژي تنباكو (برپايه آرشيوامين العرب )»، «افکار اجتماعی و سیاسی و اقتصادی در آثار منتشر شده دوران قاجار» و «تحقیقی درباره میرزا ملکمخان و روزنامه قانون» و دو کتاب «از ماست كه برماست؛ مصيبت وبا و بلای حكومت)» که در برگیرنده مجموعه مقالات تاریخی اوست، اشاره کرد.
بر اساس اطلاعات ثبت شده در سایت موسسه خانه کتاب درباره دو كتاب «از ماست كه برماست؛ مصيبت وبا و بلای حكومت)» آمده است: «اين مجموعه متشكل از دو بخش مجزاست كه تاريخ دوره قاجار را با ذكر سند بيان میكند. كتاب اول نوشته ميرزا صالح شيرازی است كه پس از تسليم شدن عباسآباد به روسها، از طرف عباسميرزا و همراه نامهای از ماكدونالد، سفير جديد كمپانی، به اردوی روسيه فرستاده میشود تا روسها را وادار به عقبنشينی به سرحدات گلستان بنمايد و از طرف دولت ايران تعهد كند در قبال اين امر، مبلغي غرامت پرداخته شود. اين سند كه خلاصهای از مذاكرات ميان ميرزاصالح و پاسكويچ، ميرزا صالح و گريبايدوف و فتحعلیشاه است، مسئوليت ايران را در برافروختن آتش جنگ میپذيرد.
كتاب دوم اين مجموعه، شامل شش فصل است كه با تعريفی از بيماری وبا و تاريخچه آن به تاثير آن در حكومت دوره قاجار میپردازد. مباحثی كه در كتاب به آن پرداخته شده است عبارتاند از تاثير اجتماعی و اقتصادی بيماری وبا در دوره قاجار؛ قحطي 88-1286 قمری و اسناد حاج محمدحسن امين دارالضرب؛ سندی درباره آئين ملكداری و زنداری در قرن نوزده؛ فرنگ و فرنگيمآبی در رساله انتقادی «شيخ و شيوخ»؛ روزگار يك اهل قلم در دوره قاجار و قتل گريبايدوف در اشعار و احكام رستم الحكما.»
♦️@seemorghbook
👍12❤3🥰1