«این روزها مرگ، همه جا سایه انداختهاست.
من حتی به نامه رسان اداره هم نمیگم نامههای اداری را ببره.
میترسم تا از اداره می زنه بیرون،
کشته بشه و تمام عمر پشیمون باشم،
از زن و بچه ش خجالت بکشم.»
📘#زمین_سوخته
✍ #احمد_محمود
♦️@seemorghbook
من حتی به نامه رسان اداره هم نمیگم نامههای اداری را ببره.
میترسم تا از اداره می زنه بیرون،
کشته بشه و تمام عمر پشیمون باشم،
از زن و بچه ش خجالت بکشم.»
📘#زمین_سوخته
✍ #احمد_محمود
♦️@seemorghbook
👍20❤1
⬛◾⬛◾⬛◾⬛◾⬛◾⬛
✔آﺩﻣﻬﺎ ﺩﻭﺩﺳﺘﻪ ﺍﻧﺪ:
ﯾﺎ ﺍﺯ ﻣﺎ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﺗﺮﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ ﻣﺎﻝ ﻣﺮﺩﻡ ﺧﻮﺭ! ﯾﺎ ﺑﯽ ﭘﻮﻝ ﺗﺮﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ ﮔﺪﺍﮔﺸﻨﻪ! ﯾﺎ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ ﺧﺮﺣﻤﺎﻝ!ﯾﺎ ﮐﻤﺘﺮﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ ﺗﻨﺒﻞ! ﯾﺎ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺳﺮﺳﺨﺖ ﺗﺮﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ ﮐﻠﻪ ﺧﺮ! ﯾﺎ ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﺗﺮﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ ﻣﺸﻨﮓ! ﯾﺎ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻫﻮﺷﯿﺎﺭﺗﺮﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ
ﭘﺮﺍﻓﺎﺩﻩ! ﯾﺎ ﺳﺎﺩﻩ ﺗﺮﻥ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ
ﻫﺎﻟﻮ! ﯾﺎ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺧﺮﯾﺪ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ ﻭﻟﺨﺮﺝ! ﯾﺎ ﺍﻫﻞ ﺣﺴﺎﺏ ﻭ ﮐﺘﺎﺑﻦ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ ﺧﺴﯿﺲ! ﯾﺎ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻥ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ ﮔُﻨﺪﻩ ﺑَﮏ! ﯾﺎ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮﻥ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ ﻓﺴﻘﻠﯽ!
ﯾﺎ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻣﺮﺩﻡدﺍﺭﺗﺮﻥ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ ﺑﻮﻗﻠﻤﻮﻥ ﺻﻔﺖ!
ﯾﺎ ﺭﻭ ﺭﺍﺳﺖ ﺗﺮﻥ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ ﺍﺣﻤﻖ! ﮐﻼ ﻣﻌﯿﺎﺭ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻴﻢ؛ ﻧﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ!!!
ﻭﺍﯼ ﺑﺮ ﻣﺎ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺩﺧﻮﺍﻫﯽ ﻭ ﻗﻀﺎﻭﺕ...
#فروغ_فرخزاد
♦️@seemorghbook
✔آﺩﻣﻬﺎ ﺩﻭﺩﺳﺘﻪ ﺍﻧﺪ:
ﯾﺎ ﺍﺯ ﻣﺎ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﺗﺮﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ ﻣﺎﻝ ﻣﺮﺩﻡ ﺧﻮﺭ! ﯾﺎ ﺑﯽ ﭘﻮﻝ ﺗﺮﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ ﮔﺪﺍﮔﺸﻨﻪ! ﯾﺎ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ ﺧﺮﺣﻤﺎﻝ!ﯾﺎ ﮐﻤﺘﺮﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ ﺗﻨﺒﻞ! ﯾﺎ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺳﺮﺳﺨﺖ ﺗﺮﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ ﮐﻠﻪ ﺧﺮ! ﯾﺎ ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﺗﺮﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ ﻣﺸﻨﮓ! ﯾﺎ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻫﻮﺷﯿﺎﺭﺗﺮﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ
ﭘﺮﺍﻓﺎﺩﻩ! ﯾﺎ ﺳﺎﺩﻩ ﺗﺮﻥ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ
ﻫﺎﻟﻮ! ﯾﺎ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺧﺮﯾﺪ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ ﻭﻟﺨﺮﺝ! ﯾﺎ ﺍﻫﻞ ﺣﺴﺎﺏ ﻭ ﮐﺘﺎﺑﻦ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ ﺧﺴﯿﺲ! ﯾﺎ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻥ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ ﮔُﻨﺪﻩ ﺑَﮏ! ﯾﺎ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮﻥ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ ﻓﺴﻘﻠﯽ!
ﯾﺎ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻣﺮﺩﻡدﺍﺭﺗﺮﻥ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ ﺑﻮﻗﻠﻤﻮﻥ ﺻﻔﺖ!
ﯾﺎ ﺭﻭ ﺭﺍﺳﺖ ﺗﺮﻥ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ ﺍﺣﻤﻖ! ﮐﻼ ﻣﻌﯿﺎﺭ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻴﻢ؛ ﻧﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ!!!
ﻭﺍﯼ ﺑﺮ ﻣﺎ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺩﺧﻮﺍﻫﯽ ﻭ ﻗﻀﺎﻭﺕ...
#فروغ_فرخزاد
♦️@seemorghbook
👍40❤2🤔1
نور خورشید ز چشمان تو دیدن دارد
چای هل دار ز دست تو چشیدن دارد
گفتند صبح بخیری که همه میگویند
از لب حادثه خیزِ تو شنیدن دارد...
♦️@seemorghbook
چای هل دار ز دست تو چشیدن دارد
گفتند صبح بخیری که همه میگویند
از لب حادثه خیزِ تو شنیدن دارد...
♦️@seemorghbook
❤15👍3😁1
☕️قطعهای از کتاب
چرا ما انسانها دوست داریم مخلوق عادتهای خود باشیم؟ و چرا عادتها را حفظ میکنیم؟ شاید یکی از جوابهای آن این باشد که ما دوست نداریم فکر کنیم و فکر کردن کار سختی است. اینکه چطور لباس بپوشیم؟ چطور غذا بخوریم؟ چطور رانندگی کنیم؟ و چطور صحبت کنیم؟ چطور و چطور های دیگر همه به فکر کردن احتیاج دارد؛ و فکر کردن کار سختی است به همین دلیل به عادتها خوی پیدا میکنیم چون عادتها کار را برای ما سادهتر میکنند. ما کارهایمان را تبدیل به عادت میکنیم تا دیگر راجع به آن فکر نکنیم. کافی است که همیشه در یک مسیر رانندگی کنیم تا عادتمان شود. بعد بدون فکر کردن رانندگی میکنیم حتی با تلفن همراه صحبت میکنیم بدون هیچگونه فکر کردن رانندگی میکنیم و حتی همیشه از یک مسیر مشخص استفاده میکنیم چون عادت کردهایم.
تقریبا 98 در صد انسانها عادتهای واحدی دارند و فقط 2 در صد از افراد عادتهای خود را تغییر میدهند. دلایل دیگری هم برای وابستگی به عادتها وجود دارد که میتوان راحتطلبی و ترس از شکست نام برد. هر چه تکرار یک عادت بیشتر و مدت انجام آن طولانیتر باشد، تغییر آن سختتر است. نکته مهم این است که ما نمیتوانیم عادتهایمان را حذف کنیم، بلکه میتوانیم آنها را با عادتهای دیگرجایگزین کنیم و همچنین عادتها یکشبه و آنی به وجود نمیآیند و یکشبه و آنی هم تغییر و از بین نمیروند؛ و برای تغییر یک عادت باید تمرین و پافشاری کرد.
📕#قدرت_عادت
✍#چارلز_دو_هيگ
♦️@seemorghbook
چرا ما انسانها دوست داریم مخلوق عادتهای خود باشیم؟ و چرا عادتها را حفظ میکنیم؟ شاید یکی از جوابهای آن این باشد که ما دوست نداریم فکر کنیم و فکر کردن کار سختی است. اینکه چطور لباس بپوشیم؟ چطور غذا بخوریم؟ چطور رانندگی کنیم؟ و چطور صحبت کنیم؟ چطور و چطور های دیگر همه به فکر کردن احتیاج دارد؛ و فکر کردن کار سختی است به همین دلیل به عادتها خوی پیدا میکنیم چون عادتها کار را برای ما سادهتر میکنند. ما کارهایمان را تبدیل به عادت میکنیم تا دیگر راجع به آن فکر نکنیم. کافی است که همیشه در یک مسیر رانندگی کنیم تا عادتمان شود. بعد بدون فکر کردن رانندگی میکنیم حتی با تلفن همراه صحبت میکنیم بدون هیچگونه فکر کردن رانندگی میکنیم و حتی همیشه از یک مسیر مشخص استفاده میکنیم چون عادت کردهایم.
تقریبا 98 در صد انسانها عادتهای واحدی دارند و فقط 2 در صد از افراد عادتهای خود را تغییر میدهند. دلایل دیگری هم برای وابستگی به عادتها وجود دارد که میتوان راحتطلبی و ترس از شکست نام برد. هر چه تکرار یک عادت بیشتر و مدت انجام آن طولانیتر باشد، تغییر آن سختتر است. نکته مهم این است که ما نمیتوانیم عادتهایمان را حذف کنیم، بلکه میتوانیم آنها را با عادتهای دیگرجایگزین کنیم و همچنین عادتها یکشبه و آنی به وجود نمیآیند و یکشبه و آنی هم تغییر و از بین نمیروند؛ و برای تغییر یک عادت باید تمرین و پافشاری کرد.
📕#قدرت_عادت
✍#چارلز_دو_هيگ
♦️@seemorghbook
👍21👏1
فانوس های ده میدانند؟
بیهوده روشن اند....
و سگان ده نیز میدانند؟
که بیهوده بیدار اند...
وقتی در روشنی روز،
دزدها به مهمانی کدخدا می روند!
♦️@seemorghbook
بیهوده روشن اند....
و سگان ده نیز میدانند؟
که بیهوده بیدار اند...
وقتی در روشنی روز،
دزدها به مهمانی کدخدا می روند!
♦️@seemorghbook
👍38👎2
📕#تسخیر_تمدن_فرهنگی
✍#سید_فخرالدین_شادمان
سید فخرالدین شادمان، نویسنده این کتاب، یکی از رجال سیاسی و متفکر تاریخ معاصر ایران بود .در سال 1286ش در تهران به دنیا آمد .تحصیلات خود را تا درجه دکتری حقوق از دانشگاه پاریس و دکتری اقتصاد از لندن ادامه داد . مشاغل متعددی همچون تدریس، دادیاری و بازپرسی، ریاست شرکت بیمه ایران، وزارت اقتصاد کشاورزی، دادگستری، بازرسی بانک کشاورزی، ریاست شورای عالی برنامه و بالاخره نیابت تولیت آستان قدس رضوی را بر عهده داشت .او در دانشگاه نیز تدریس میکرد و آثاری نیز به رشته تحریر در آورد .در این کتاب از مباحث مدرنیسم، تجدد، سنت، رابطه آنها با هم، ویژگیهای تجدد غربی و روشهای مواجهه و رویکرد به تمدن غربی، غربگرایی و غرب ستیزی صحبت میشود .نگارنده معتقد است "پیش از آن که ایران یکباره به دست تمدن فرنگی اسیر و گرفتار و بیچاره و بی اختیار شود، خود باید آن را به اختیار و تدریج و به عقل و تدبیر مسخر کند و زبان فارسی که عزیزترین میراث ملی ایران و بزرگترین جلوهگاه فکر و ذوق ایران است از بد بدخواهان در امان بماند ."نویسنده همچنین به موانع و مشکلاتی اشاره میکند که مانع از تسخیر تمدن فرنگی از سوی اندیشمندان ایرانی میشود .وی راههای مقابله با غلبه غرب و غربگرایی را نشان میدهد .کتاب نخستین بار در سال 1326به طبع رسیده و اینک با مقدمه مفصلی درباره زندگی، آراء، اندیشهها و زندگی سیاسی به قلم دکتر عباس میلانی استاد دانشگاه استانفورد آمریکا که خواهرزاده مولف است، مجددا به چاپ رسیده است .
♦️@seemorghbook
✍#سید_فخرالدین_شادمان
سید فخرالدین شادمان، نویسنده این کتاب، یکی از رجال سیاسی و متفکر تاریخ معاصر ایران بود .در سال 1286ش در تهران به دنیا آمد .تحصیلات خود را تا درجه دکتری حقوق از دانشگاه پاریس و دکتری اقتصاد از لندن ادامه داد . مشاغل متعددی همچون تدریس، دادیاری و بازپرسی، ریاست شرکت بیمه ایران، وزارت اقتصاد کشاورزی، دادگستری، بازرسی بانک کشاورزی، ریاست شورای عالی برنامه و بالاخره نیابت تولیت آستان قدس رضوی را بر عهده داشت .او در دانشگاه نیز تدریس میکرد و آثاری نیز به رشته تحریر در آورد .در این کتاب از مباحث مدرنیسم، تجدد، سنت، رابطه آنها با هم، ویژگیهای تجدد غربی و روشهای مواجهه و رویکرد به تمدن غربی، غربگرایی و غرب ستیزی صحبت میشود .نگارنده معتقد است "پیش از آن که ایران یکباره به دست تمدن فرنگی اسیر و گرفتار و بیچاره و بی اختیار شود، خود باید آن را به اختیار و تدریج و به عقل و تدبیر مسخر کند و زبان فارسی که عزیزترین میراث ملی ایران و بزرگترین جلوهگاه فکر و ذوق ایران است از بد بدخواهان در امان بماند ."نویسنده همچنین به موانع و مشکلاتی اشاره میکند که مانع از تسخیر تمدن فرنگی از سوی اندیشمندان ایرانی میشود .وی راههای مقابله با غلبه غرب و غربگرایی را نشان میدهد .کتاب نخستین بار در سال 1326به طبع رسیده و اینک با مقدمه مفصلی درباره زندگی، آراء، اندیشهها و زندگی سیاسی به قلم دکتر عباس میلانی استاد دانشگاه استانفورد آمریکا که خواهرزاده مولف است، مجددا به چاپ رسیده است .
♦️@seemorghbook
👍15❤1
دموکراسی این نیست
که مرد از سیاست بگوید و کسی
به او اعتراض نکند!
دموکراسی این است
که زن از عشق بگوید و کسی
چپ چپ نگاه نکند ...
#سعاد_الصباح
♦️@seemorghbook
که مرد از سیاست بگوید و کسی
به او اعتراض نکند!
دموکراسی این است
که زن از عشق بگوید و کسی
چپ چپ نگاه نکند ...
#سعاد_الصباح
♦️@seemorghbook
👍38❤7👏2
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
❇سخنرانی هانری ماسه در جشن بازنشستگی اش در دانشگاه سوربن فرانسه:
من عمرم را وقف ادبیات فارسی ایرانی کردم و برای اینکه به شما استادان و روشنفکران جهان بشناسانم که این ادبیات عجیب چیست، چاره ای ندارم جز اینکه به مقایسه بپردازم، كه بگویم که ادبیات فارسی بر چهار ستون اصلی استوار است :
_ فردوسي
_ سعدی
_ حافظ
_ مولانا
فردوسی، هم سنگ و همتای هومر یونانی است و برتر از او ...
سعدی، آناتول فرانس فیلسوف را به یاد ما می آورد و داناتر از او ...
حافظ با گوته ی آلمانى قابل قیاس است، که او خود را شاگرد حافظ و زنده به نسیمی که از جهان او به مشامش رسیده، می شمارد ...
اما مولانا ...
در جهان هیچ چهره ای را نیافتم که بتوانم مولانا را به او تشبیه کنم.
او یگانه است و یگانه باقی خواهد ماند.
او فقط شاعر نیست، بلکه بیشتر جامعه شناس است و بویژه روانشناسی کامل که ذات بشر و خداوند را دقیق می شناسد.
قدر او را بدانید و بوسیله ی او خود را و خدا را بشناسید.
♦️@seemorghbook
❇سخنرانی هانری ماسه در جشن بازنشستگی اش در دانشگاه سوربن فرانسه:
من عمرم را وقف ادبیات فارسی ایرانی کردم و برای اینکه به شما استادان و روشنفکران جهان بشناسانم که این ادبیات عجیب چیست، چاره ای ندارم جز اینکه به مقایسه بپردازم، كه بگویم که ادبیات فارسی بر چهار ستون اصلی استوار است :
_ فردوسي
_ سعدی
_ حافظ
_ مولانا
فردوسی، هم سنگ و همتای هومر یونانی است و برتر از او ...
سعدی، آناتول فرانس فیلسوف را به یاد ما می آورد و داناتر از او ...
حافظ با گوته ی آلمانى قابل قیاس است، که او خود را شاگرد حافظ و زنده به نسیمی که از جهان او به مشامش رسیده، می شمارد ...
اما مولانا ...
در جهان هیچ چهره ای را نیافتم که بتوانم مولانا را به او تشبیه کنم.
او یگانه است و یگانه باقی خواهد ماند.
او فقط شاعر نیست، بلکه بیشتر جامعه شناس است و بویژه روانشناسی کامل که ذات بشر و خداوند را دقیق می شناسد.
قدر او را بدانید و بوسیله ی او خود را و خدا را بشناسید.
♦️@seemorghbook
👍35👏6❤3
کوك كن عقربه ساعت احساست را روی يك حالت خوب،
كه دگر فرصت جبرانی نيست
و زمان قدرتِ برگشت نداردهرگز
لحظه ها تكراریست
زندگی كن ای دوست بهتر از هر ديروز
♦️@seemorghbook
كه دگر فرصت جبرانی نيست
و زمان قدرتِ برگشت نداردهرگز
لحظه ها تكراریست
زندگی كن ای دوست بهتر از هر ديروز
♦️@seemorghbook
👍15
17فروردین جشن سروشگان فرخنده باد🌹
ابوریحان مینویسد: سروش اولین فردیست که مردم را به ستایش پروردگار امر کرد. دراین روزدعا و یا آرزو کردن بسیارنیکوست و مردم این روز را در کنار هم جشن میگرفتند♥️
ز گیتی برآمد سراسرخروش
به آذربُد این جشن روزسروش
۱۷ فروردین سروش روز،جشن سروشگان
هفدهمین روز از هر ماه در گاهشماری ایرانی « سروش » نام دارد و هفدهم فروردین نخستین روز سروش سال، هنگام جشن « سروشگان » يا جشن « هفدهروز » است. این روز در ستايش « سْـرَئوشَـه/ سروش »،ايزد پيامآور خداوند و نگاهبان بيداری بوده است.
♦️@seemorghbook
ابوریحان مینویسد: سروش اولین فردیست که مردم را به ستایش پروردگار امر کرد. دراین روزدعا و یا آرزو کردن بسیارنیکوست و مردم این روز را در کنار هم جشن میگرفتند♥️
ز گیتی برآمد سراسرخروش
به آذربُد این جشن روزسروش
۱۷ فروردین سروش روز،جشن سروشگان
هفدهمین روز از هر ماه در گاهشماری ایرانی « سروش » نام دارد و هفدهم فروردین نخستین روز سروش سال، هنگام جشن « سروشگان » يا جشن « هفدهروز » است. این روز در ستايش « سْـرَئوشَـه/ سروش »،ايزد پيامآور خداوند و نگاهبان بيداری بوده است.
♦️@seemorghbook
👍15❤6
☕️قطعهای از کتاب
انسان به کندی تغییر میکند!
به همان کندی ای که بهار تبدیل به تابستان و تابستان تبدیل به پاییز و پاییز تبدیل به زمستان میشود،
هرگز کسی نمیفهمد در کدام لحظه بهار تبدیل به تابستان میشود.
یک روز صبح از خواب بیدار میشویم و حس میکنیم هوا گرم است. تابستان وقتی ما در «خواب» بودیم فرارسیده است.
📕#اگر_خورشید_بمیرد
✍#اوریانا_فالاچی
♦️@seemorghbook
انسان به کندی تغییر میکند!
به همان کندی ای که بهار تبدیل به تابستان و تابستان تبدیل به پاییز و پاییز تبدیل به زمستان میشود،
هرگز کسی نمیفهمد در کدام لحظه بهار تبدیل به تابستان میشود.
یک روز صبح از خواب بیدار میشویم و حس میکنیم هوا گرم است. تابستان وقتی ما در «خواب» بودیم فرارسیده است.
📕#اگر_خورشید_بمیرد
✍#اوریانا_فالاچی
♦️@seemorghbook
👍16❤2
خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من
ورنه این دنیا که ما دیدیم، خندیدن نداشت
#صائب_تبریزی
♦️@seemorghbook
ورنه این دنیا که ما دیدیم، خندیدن نداشت
#صائب_تبریزی
♦️@seemorghbook
❤29👍13❤🔥3🙏3👏2
📕#هیاهوی_بسیار_برای_هیچ
✍#ویلیام_شکسپیر
نمایشنامهای کمدی اثر ویلیام شکسپیر است که در حدود سالهای ۱۶۰۰-۱۵۹۸ نوشته شدهاست. طرح اصلی تهمتهای رذیلانه درمورد کلادیو و هِرو (Hero) مستقیم یا غیرمستقیم از داستان دن تیمبرو و فنیسیا در رمان کوتاه بندلو گرفته شده، که خود برگرفته از داستانی بسیار کهن تر است. برخی جزئیات پرده فریب دادن ممکن است ماخوذ از داستان مشابهی از شخصیتهای آریودانت و جنورا در حماسه اورلاندو فوریوزو اثر آریوستو، شاعر حماسه سرای قرن شانزدهم ایتالیا باشد.
خلاصهای از نمایشنامه :
دون پدرو، شاهزاده خوشنام و حاکم آراگون، پس از درگیریهای تقریباً بدون خونریزی با برادرخواندهاش دون ژوآن، همراه او به مسینا میآید تا چند روزی را میهمان عالیجناب لئوناتو، حکمران این دوک نشین ساحلی باشند...
♦️@seemorghbook
✍#ویلیام_شکسپیر
نمایشنامهای کمدی اثر ویلیام شکسپیر است که در حدود سالهای ۱۶۰۰-۱۵۹۸ نوشته شدهاست. طرح اصلی تهمتهای رذیلانه درمورد کلادیو و هِرو (Hero) مستقیم یا غیرمستقیم از داستان دن تیمبرو و فنیسیا در رمان کوتاه بندلو گرفته شده، که خود برگرفته از داستانی بسیار کهن تر است. برخی جزئیات پرده فریب دادن ممکن است ماخوذ از داستان مشابهی از شخصیتهای آریودانت و جنورا در حماسه اورلاندو فوریوزو اثر آریوستو، شاعر حماسه سرای قرن شانزدهم ایتالیا باشد.
خلاصهای از نمایشنامه :
دون پدرو، شاهزاده خوشنام و حاکم آراگون، پس از درگیریهای تقریباً بدون خونریزی با برادرخواندهاش دون ژوآن، همراه او به مسینا میآید تا چند روزی را میهمان عالیجناب لئوناتو، حکمران این دوک نشین ساحلی باشند...
♦️@seemorghbook
👍9
شما گمان میکنید هر اقدامی میشود برای رفاه و حال مردم یا آبادی مملکت است؟
خیر فقط راه دزدی تازهای بنظر مقامات عالیه میرسد و اجرا میکنند.
#صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
خیر فقط راه دزدی تازهای بنظر مقامات عالیه میرسد و اجرا میکنند.
#صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
👍36👏6❤2
مگراین نیست که باید
«دوستداشت»
مگراین نیست که
همانندگل سرخی
میبایست دوست داشته شد.
مگرنه اینکه
«زندگی»
لبخند شوخِ «صدوبیست» ساله بود.
بُغضی وحسرتی وانتظاری وسیع.
مگرجز«عشق»
چیزدیگری التیام این
تلخندغریب میشود باشد.
#صبا_پورنگار
♦️@seemorghbook
«دوستداشت»
مگراین نیست که
همانندگل سرخی
میبایست دوست داشته شد.
مگرنه اینکه
«زندگی»
لبخند شوخِ «صدوبیست» ساله بود.
بُغضی وحسرتی وانتظاری وسیع.
مگرجز«عشق»
چیزدیگری التیام این
تلخندغریب میشود باشد.
#صبا_پورنگار
♦️@seemorghbook
👏9👍8❤🔥1❤1
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
#اندکی_تفکر
فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت. استاد به او گفت که دیگر شما استاد شده ای و من چیزی ندارم ک به تو بیاموزم.
شاگرد فکری به سرش رسید، یک نقاشی فوق العاده کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد ، مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند و غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد.
استاد به او گفت: آیا میتوانی عین همان نقاشی را برایم بکشی ؟
شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ولی این بار رنگ و قلم را قرار داد اما متنی که در کنار تابلو قرار داد این بود که : اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید غروب برگشتند دیدند تابلو دست نخورده ماند.
استاد به شاگرد گفت: همه انسانها قدرت انتقاد دارند ولی جرات اصلاح نه...!
این همان حکایت ما ایرانی هاست. هممون تو جمع های خصوصی انتقاد میکنیم و همیشه شاکی هستیم. اما در جامعه و اجتماع به هیچ عنوان جرات انجام هیچ عملی را برای اصلاح نداریم. حتی اعمال غلط خودمون را اصلاح نمی کنیم.
♦️@seemorghbook
#اندکی_تفکر
فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت. استاد به او گفت که دیگر شما استاد شده ای و من چیزی ندارم ک به تو بیاموزم.
شاگرد فکری به سرش رسید، یک نقاشی فوق العاده کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد ، مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند و غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد.
استاد به او گفت: آیا میتوانی عین همان نقاشی را برایم بکشی ؟
شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ولی این بار رنگ و قلم را قرار داد اما متنی که در کنار تابلو قرار داد این بود که : اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید غروب برگشتند دیدند تابلو دست نخورده ماند.
استاد به شاگرد گفت: همه انسانها قدرت انتقاد دارند ولی جرات اصلاح نه...!
این همان حکایت ما ایرانی هاست. هممون تو جمع های خصوصی انتقاد میکنیم و همیشه شاکی هستیم. اما در جامعه و اجتماع به هیچ عنوان جرات انجام هیچ عملی را برای اصلاح نداریم. حتی اعمال غلط خودمون را اصلاح نمی کنیم.
♦️@seemorghbook
👍32👏3❤2