کتابخانه سیمرغ
72.8K subscribers
15.4K photos
1.18K videos
7.37K files
470 links
Download Telegram
صبح شد
پنجره‌ها خندیدند
شاخه‌ها رقصیدند
همه جا بوی شکفتن جاری‌ست
فرصت بیداری‌ست
صبح یعنی آغاز
فکر رفتن باشیم
چه کسی می‌گوید
پشت این ثانیه‌ها تاریک است
گام اگر برداریم
روشنی نزدیک است

♦️@seemorghbook
👍123
وقتی کسی چه مقصر باشد چه بی تقصیر از شما عذر خواهی می‌کند ، به خودتان مغرور نشوید !

وقتی کسی پا پیش می‌گذارد و به سمتتان می‌آید ، آن را دلیلی بر بهتر بودن خودتان ندانید !

شاید او فقط "شهامتی" در قلبش دارد که شما ندارید !

شاید او می‌داند که غرور ، بعضی وقت‌ها بزرگترین موقعیت‌های خوشبختی را از آدم می‌گیرد ، اما شما هنوز ندانید ...

#مسلم_علادی

♦️@seemorghbook
👍233😁2
☕️قطعه ای از کتاب

ما امروز در دنیایی زندگی می کنیم
که حقایق نیز مثل سایر موجودات زنده عمر دارند
مثل انسان ها متولد می شوند
رشد می کنند به دوران اوج خود می رسند
و می میرند!

در دنیای ما عمر حقایق از عمر انسان ها کوتاهتر شده ، بسی کوتاهتر!!
به گونه ای که هر انسان حقیقت خواهی باید چندین بار در طول عمر خود باور هایش را دور بریزد و دنبال چهره ی جدیدی از حقیقت بگردد!

📕#دشمن_مردم

#هنریک_ایبسن

♦️@seemorghbook
👍22
ما را برای بیست و چهار
ساعت زندگی،
در امروز
طراحی کرده‌اند و نه بیشتر.
نگرانی امروز برای
مشکلات فردا،
دردی
از ما دوا نخواهد کرد.

♦️@seemorghbook
👍21👏1
زندگی به روایت بودا

راجنیش چاندرا موهان جین

♦️@seemorghbook
👍6
📕#زندگی_به_روایت_بودا(نایاب)

#راجنیش_چاندرا_موهان_جین

زندگی حکایتی است که هم می تواند توسط یک ابله روایت شود و هم توسط یک بودا.
دلم میخواهد قلمم کتابی را شروع کند و به انتها برساند.دلم میخواهد کتابی از خوبی و عشق بنویسد و روزی در قالب خود در دنیا تدریس شود و به اهل عالم بگوید که سراپرده یگانگی بلند شده به چشم بیگانگی یک دیگر را نبینند و همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار و همه مانند اعضای یک تن.پس چرا باید بین سیاه و سفید و زرد و سرخ فرق بگذارند.همه باید به یک چشم نگریسته شوند و بالاخره همه یکی شوند و شیرازه کتاب هستی را به وجود آورند.

♦️@seemorghbook
👍82
بیخیال قضاوت ها!!
این مردم
در چیستی زندگی خودشان هم مانده اند
اگر به حرف این ها اهمیت بدهی
هرکس برایت حکمی صادر می کند
گوش هایت را بگیر
توی لاک خودت بمان
و برای خودت زندگی کن...!!


♦️@seemorghbook
13👍3👏2
عجب مردمی داریم!

نه دردت را میفهمند و نه حرفت را

با این حال باب دلشان در موردت قضاوت میکنند.

#هوشنگ_ابتهاج

♦️@seemorghbook
👍28👎43
شعور و وجدان را می‌توان به عضلات تشبیه کرد؛
هر عضله‌ای را که به کار نبریم ضعیف و ضعیف‌تر می‌شود ...

📘#دنیای_سوفی

#یوستین_گردر

♦️@seemorghbook
👏12👍7🤝1
‍ روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
به کجا میروم آخر ننمایی وطنم

مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا
یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم

آنچه از عالم عِلوی است من آن می گویم
رخت خود باز بر آنم که همانجا فکنم

مرغ باغ ملکوتم نِیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

کیست آن گوش که او می شنود آوازم
یا کدام است سخن می کند اندر دهنم

کیست در دیده که از دیده برون می نگرد
یا چه جان است نگویی که منش پیرهنم

تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی
یک دم آرام نگیرم نفسی دم نزنم

می وصلم بچشان تا در زندان ابد
به یکی عربده مستانه به هم درشکنم

من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم
آنکه آورد مرا باز برد تا وطنم

تو مپندار که من شعر به خود می گویم
تا که هشیارم و بیدار یکی دم نزنم


 #مولانا

♦️@seemorghbook
👍246🙏1
هر روز در بانک زمان شما
۸۶۴۰۰ ثانیه واریز و تا شب
به پایان میرسد

هیچ برگشتی در کار نیست
و هیچ مقدار از آن‌هم
به فردا اضافه نمی شود. 
پس از آن لذت ببرید...

♦️@seemorghbook
👏113👍3
از باهوشی نادرشاه چنین روایت کرده اند که وقتی برای لشکرکشی به هندوستان رفت به شهری رسید که برج و باروی و خندقی بسیار قوی داشت، لذا دستور داد لشکر در آنجا اطراق نموده تا فکری نماید شب هنگام که در حال قدم زدن در کنار خندق بود، صدای قورباغه ها شنیده می شد. ناگهان فکری بسرش زد

روز بعد دستور داد در بوق و کرنا کنند و اعلام کنند که امشب به دستور ملوکانه هیچ قورباغه ای حق سر و صدا ندارد هندی ها که از بالای برج همیشه لشکر را زیر نظر داشتند، شروع به خنده و مسخره کردن ایرانیان نمودند و گفتند آخر مگر قورباغه دستور ملوکانه را می فهمد که اطاعت کند؟نادر بلافاصله دستور داد، روده های گوسفندانی که برای لشکر ذبح میشد را تمیز کنند، سپس باد کرده و دو سر شان را ببندند و مخفیانه به خندق بریزند شب شد و در میان بهت و حیرت هندی ها از دیوار صدا درآمد از قورباغه ها نه!

صبح روز بعد دروازه ها گشوده شد و شهر تسلیم شد، چرا که وقتی دیدند قورباغه هم از نادر فرمان میبرد راهی جز تسلیم نیست! قورباغه ها روده ها را با مار اشتباه گرفته بودند و از ترس شکار شدن ساکت شدند

♦️@seemorghbook
👏26👍86👎4
می‌دونستین حک شدن تاریخ تولید و انقضاء محصولات لبنی و شیر به خاطر آلکاپون بوده؟ برادرزاده‌ی کاپون شیر تاریخ مصرف گذشته استفاده می‌کنه و تا دم مرگ می‌ره. آلکاپون هم لابی می‌کنه و شرکت‌های لبنی مجبور می‌شن تاریخ تولید و انقضاء درج کنن. دنیا پیچ و خم‌های عجیبی داره.  


♦️@seemorghbook
👍263
☕️قطعه‌ای از کتاب

نهصد سال پیش بود که مردی به ظاهر آرام و خموش اما صاحب دها و نبوغ با هیبت خاص خراسانی در شهر بزرگ نیشابور زندگی می کرد. پیشانی گسترده، چهره ای کشیده و چشمانی نافذ داشت که با ریش متوسط به او قیافه ی مرد متفکر صاحب اندیشه ای میداد و از مصاحبت دو دسته گریزان بود: جاهلان و سالوسان
بنا به طبع خراسانی رک و صریح بود و بنا به همان طبع نیز شاعر بود. از زیباییهای طبیعت لذت می برد، اما آنچه او درباره ی هستی و وجود می اندیشید سوای آن بود که مردم حتی برگزیدگان آن عصر می اندیشیدند.
او ریاضی دانی بی نظیر بود در نجوم و پزشکی و شعر و ادب و بالاتر از همه در فلسفه استادی بی همتا بود.

📕#مردی_از_نیشابور

#محسن_فرزانه


♦️@seemorghbook
👏11👍7
کشتن و دفن عقاید اشتباه،
یك خدمت بزرگ به بشريت است،
در برخی مواقع حتی بهتر از کشف
یك حقیقت یا واقعيتى نوین است!

#چارلز_داروين

♦️@seemorghbook
👍29
ماجراهای جاویدان تئاتر: روند تکاملی هنر نمایش

گی لکلرک، کریستف دسولیر

♦️@seemorghbook
👍2
📕#ماجراهای_جاویدان_تئاتر : روند تکاملی هنر نمایش


#گی_لکلرک #کریستف_دسولیر

"مباحث كتاب شرحی است از تاریخ و فلسفه تئاتر كه از رهگذر و بررسی شاهكارهای تئاتر جهان، از یونان باستان تا دهه آخر قرن بیستم، صورت می‌گیرد .(این مجموعه از ترجمه و تالیف دو كتاب و بهره‌گیری از منابع دیگر فراهم آمده است (.كتاب این موضوعات را شامل می‌شود : تراژدی یونانی، تئاتر قرون وسطی، رنسانس و تئاتر ایتالیا، عصر طلایی اسپانیا، عصر الیزابتی : شكسپیر، قرن بزرگ فرانسه، تئاتر بورژوایی و رمانتیك، تجربه‌های قرن 19، جریان‌های قرن بیستم، در جست و جوی مدرنیته و تئاتر امروز .در نتیجه‌گیری كتاب آمده است : تئاتر جز هنر گم كردن و بازیافتن خاطره نیست .روابط ممتاز ولی ابهام‌آمیزش با زندگی نیز از همین جا ناشی می‌شود ...باری، به خودی خود معلوم است كه یك "تاریخ تئاتر "در واقع نمایش زنده است .از زمانی كه علم نشانه شناسی همه عوامل نوشتار صحنه‌ای را به سخن وا می‌دارد، دیگر نمی‌توان عمل تئاتری را از باقی ادبیات جدا كرد .تئاتر یك جادوی ادبی است ...اكثریت متن‌های مدرن تئاتر امروز دیگر از تظاهرات زیبا شناختی خود بر روی صحنه جدایی ناپذیر هستند . پدیده‌ای كه هر رپراتور را نیز معاف نمی‌دارد : تئاتر ژان ژیرودو، با محروم شدن از دخالت‌های مرعوب كننده لویی ژووه، برای عده زیادی از تماشاگران لوس و بی‌مزه و سنگین جلوه می‌كند ...برعكس، آثار كلودل كه مدت‌های مدید غیر قابل اجرا تلقی می‌شد، صحنه پردازان امروزی را برمی‌انگیزد و پژواك وسیعی بین تماشاگران پیدا می‌كند، برای این كه "گفتار "قراردادهای تئاتری "نمایش‌نامه خوش ساخت "را زیر پا می‌گذارد و بعد شاعرانه جهانی را به تئاتر برمی‌گرداند .بعد از لونیه پو ـ آرتو، كوپو و ویلار، تئاتر می‌خواهد چیز دیگری غیر از یك سرگرمی عیاشی باشد .حتی اگر حدود این توقع هم متحول شود، این اراده پا بر جا می‌ماند ."..."

♦️@seemorghbook
👍3
پولی که در اختیار داریم،
وسیله ای برای آزاد بودن است

و پولی که به دنبالش هستیم،
وسیله بردگی...!

#ژان_ژاک_روسو

♦️@seemorghbook
👍231