کتابخانه سیمرغ
72.8K subscribers
15.4K photos
1.18K videos
7.37K files
470 links
Download Telegram
اجازه ندهید کلمات دیگران باعث دردتان شوند.
سخنان دیگران باعث رنجش تان شوند.
اعمال دیگران زنجیرهایی برای زندانی کردن تان شوند.
نابینایی دیگران هدف تان را پنهان کند.
ناباوری دیگران عشق تان را لکه دار کند.

اجازه دهید
کلماتتان باعث قوت قلب دیگران شود
الهام بخش شان باشد و مسیرشان را روشن کند.
اعمال تان زنجیرهای دیگران را باز کند.
دست هایتان چشم بند را از دید دیگران کنار بزند.
عشق تان یک نمونه ی درخشان برای دیگران باشد، الهام بخش باورشان شوید.

♦️@seemorghbook
👍92
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
ای کاش بجز رنگ خدا رنگ نباشد،
در ملک خدا فقر و بلا ، جنگ نباشد

ای کاش که در سینۀ کَس غصّه نبینند
با این همه نعمت ، دل کَس تنگ نباشد

ای کاش وفا جای جفا شیوۀ ما بود
اندیشۀ کج ، حقه و نیرنگ نباشد

ای کاش دلی در قفس نفس نبینی
تا سینه چو آیینۀ پر زنگ نباشد

ای کاش اگر دست نیازی به تو رو کرد
از لطف بگیری ، دلت از سنگ نباشد


 ♦️ @seemorghbook
18👍8
دل رابه صفای صبح
پیوندبزن
برپایِ شب سیاهِ غم
بندبزن
هرچندکه دلسوخته‌ای
چون خورشید
برشوخی روزگارلبخندبزن


♦️@seemorghbook
8👍4
☕️قطعه‌ای از کتاب

من نمی‌گویم که قوانین جامعه را زیر پا بگذاریم. من برهنه در کوچه و یا خیابان نمی‌گردم، و چراغ قرمز را رد نمی کنم، مثال زدم. این‌ها مسائل کوچکی هستند که می‌توانیم رعایتشان کنیم.
اما مسائل بزرگتر را، اینکه چگونه فکر کنیم، ارزش گذاری‌هایمان در زندگی چیست، باید خودت انتخاب کنی. نمی توانی، به هر کسی ‌یا به هر جامعه‌ای اجازه بدهی که ارزش‌ها و افکارت را تعیین کند .

📕#سه‌شنبه‌ها_با_موری

#میچ_آلبوم

♦️@seemorghbook
👏11👍5
صد سال ره مسجد و میخانه بگیری، عمرت به هدر رفته اگر دسـت نگیری!
بشنو از پیر خـرابات تو این پند،
هر دست که دادی
به همان دست بگیری!

  ♦️@seemorghbook
👍315
چگونه نفوذ کنیم

جان سی مکسول

♦️@seemorghbook
🥰3👍2
📕#چگونه_نفوذ_کنیم

#جان_سی_مکسول

چگونه نفوذ کنیم؛ چگونه در زندگی دیگران تأثیر مثبت بگذاریم» اثری از جان سی.مکسول و جیم دورنان است که دیدگاه‌ها و حکایات آموزنده‌ای را با شما درمیان می‌گذارد و درباره مسایلی سخن می‌گوید که می‌توانند زندگی‌تان را تغییر دهند و همزمان به شما کمک کنند تا بر زندگی دیگراتن هم تاثیر بگذارید.

بخشی از کتاب:
وقتی می‌خواهید با کسی در پیوند و ارتباط شوید، زمینه‌ای مشترک پیدا کنید و ببینید چه چیزی برای آن‌ها مهم است و آنچه را برای‌تان اهمیت دارد با آن‌ها در میان بگذارید. لازمه این کار این است که با آن‌ها از صمیم قلب صحبت کنید...

♦️@seemorghbook
👍103
بهترین انسانها از اعمالشان شناخته می‌شوند
وگرنه
سخنان خوب روی دیوارهای ساکن هم نوشته می‌شوند....

 ♦️ @seemorghbook
👍122🔥2
‍ بس که در سرزمین گل و بلبل به کار ما کار داشته‌اند، همین اندازه که در دیاری کسی سربه‌سر ما نگذارد، آن دیار را بهشت و مردمش را فرشته می‌دانیم.

#سهراب_سپهری

♦️@seemorghbook
👍172
دوست خلاصه و عصاره زندگی ست.
دوست چاله چوله های احساست را پر میکند. دوست احمقانه ترین حالت های گاه و بیگاهت را میفهمد.
دوست شبیه سیب زمینی سرخ کرده است، آنهم نه یه ذره دو ذره، خیلی!
دوست یعنی "حالت خوب نیست بیام بریم بیرون"
دوست شبیه دوش گرفتن بعد از یک خستگی طولانی ست. دوست آب انار است، توی پاییز خیابان ولیعصر که نم نم باران هم توی پس زمینه میبارد.
دوست چیزی ست شبیه فشردن کبودی روی تن، دردی شیرین که باید باشد.
دوست بودن برای کسی راحت نیست، توی حرف همه مان دوستیم،
پای عمل میشود فهمید چه کسی سيب زمینی سرخ کرده است.
همانقدر لذیذ...

♦️@seemorghbook
👍134
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠

دم شیر

شیخ فرمود با دم این شیر
نکن ای دشمن وطن، بازی
هر چه گشتم ندیده‌ام شیری
تا کنم عقل خویش را راضی
که چنین لاف و الدرم کردن
نیست  وهم  و خیال پردازی
شیخ تدبیر تو کجا رفته
دیپلماسی کجا و لجبازی
شده ای غرق در منم کردن
یا اسیر بلند پروازی
بیشه بی شیر دیده ای و کنون
یکه بر اسب خویش می تازی
یک عدد شیر بود بر پرچم
سال ها پیش، دوره‌ی ماضی
آن هم از دست تو فراری شد
تا سر از گردنش نیندازی
شیخ ای کاش حضرت عباسی
می نمودی کلاه خود قاضی
شیری آیا به جا گذاشته ای
که کسی با دمش کند بازی؟
فکر نانی برای مردم باش
جای نطق و شعار و جو سازی

#محمد_رضا_عالی_پیام

♦️@seemorghbook
18👍8👏3
لحظه‌ها می‌گذرند
گرم باشیم و پر از فکرو‌ امید
عشق باشیم و سراسرخورشید
زندگی همهمه‌ی مبهمی از
رد شدن خاطره‌هاست
هرکجا خندیدیم، هرکجا خنداندیم
زندگانی آنجاست...


♦️@seemorghbook
11👍1
☕️ قطعه‌ای از کتاب

ما پدر و پسری بودیم با موهایی نامرتب و مجنون، تجسم یکی از ایده های پدرم که بعد ها معنای حقیقی‌اش را فهمیدم:
رهایی در این است که شبیه دیوانه ها باشی.

📕#جز_از_کل

#استیو_تولتز

♦️@seemorghbook
👍114
درجه‌‌ای وحشتناک‌تر و هولناک‌تر از "نفهمی" هم وجود دارد،
‏و آن "بدفهمی" است ..
‏نفهمی را با آموزش می‌توان
درمان کرد ..
اما⁧ بدفهمی علاج ‌ناپذیر است ..

#الیور_وندل

♦️@seemorghbook
22👍11
از بغداد به مرو

کارل هاینتس اولیگ

♦️@seemorghbook
📕#از_بغداد_به_مرو

#کارل_هاینتس_اولیگ

مترجم در پیشگفتار در باب دین شناسی و علم کلام، تفاوت های بنیادی آن دو را با تعاریفِ مربوطه توضیح میدهد و اضافه میکند که «دین شناسی (تطبیقی)، علمی که به صورت رشته ی دانشگاهی ظاهرا فقط در آلمان وجود دارد» و اینکه «علم دین شناسی در حدود 200 سال اخیر شکل گرفته است» گسترۀ بحث را با مؤلفه های گوناگون، با آوردنِ آرای صاحب نظران دانشگاهی میگشاید و حلقه های مشترک دین و خدا در ادیان ابراهیمی را شرح میدهد. دربستر چنین توضیحاتِ مستند، آماده سازیِ فرهنگ هایی که گفت و شنود یا پرسجو در این باره از منهیات تا آستانۀ کفر بوده و هست، دریچۀ تازه ای باز میکند که در رودرروئی موافق و مخالف و سنجش آراء ، با توجه به پدیده های شگفت انگیز علوم انسانی، شکستن سدهای تعصب خشکه مقدسی را نوید میدهد. و راه و چاهِ پذیرش منطق علم و خردگرانی را فراهم میسازد. پیشاپیش این نکته را باید یادآوری کنم که مراد از گشودن این گونه مباحث "خاص" که با آراء وعقاید ایمانی اکثریت مردم سر وکار دارد، نه کم بها دادن به باورهای آنان است و نه قصد مقابله و تعبیر افکار ستایشگرانِ سنتی به پدیده های گوناگون جهانِ پیشرفتۀ امروزی . بلکه هدف بنیادی روشن شدن زوایای گوناگون خیلی از تاریکی هاست که در طول تاریخ زیر غبار خشم و تعصب، اندیشه ها را کور کرده وخیالبافی های عوامانۀ نابخردان در مؤلفه های گوناگون منزلتِ دستورات الهی را پیدا کرده است. و چنین است که در رهگذر پر تلاطم تاریخ اهدافِ انسانی و پیام داد خواهیِ رسالت اصلی پیامبران رنگ میبازد. عدالت و صداقت های موعود، در جنگ های خونین و ویرانگر، جهنمی از خشونت و ویرانی و کشت وکشتار را به نمایش میگذارد. با نام خدا و بعنوان حکم الهی قتل نفس همنوعان با پاداش های پرشکوه و فریبندۀ جهان بعد از مرگ تثبیت میشود.

♦️@seemorghbook
👍53👏2👎1
حیواناتِ مزرعه همیشه باید کار
می‌کردند. نه شیرِ گاوها به گوساله‌هایشان می‌رسید و نه تخم‌‌ِ مرغ‌ها منجر به تولد یک جوجه، همه‌ی دست‌رنج حیوانات متعلق به آقای"جونز" صاحب بی‌رحم مزرعه بود.
غذای حیوانات مزرعه اندک و در حد بخور و نمیر بود. تا جان داشتند از ترس چوب و ترکه کار می‌کردند، وقتی حیوانی از کارافتاده می‌شد یا کشته می‌شد و یا در دوردست رها...
در این مزرعه زاغی بود که رابطه‌ی خوبی با آقای "جونز" داشت. او برای حیوانات مزرعه از دنیایی دیگر حرف می‌زد. می‌گفت: "ما حیوانات وقتی بمیریم به سرزمین شیر و عسل می‌رویم، آن‌جا دیگر نیازی به کار کردن نیست." می‌گفت: "سرزمین شیر و عسل آن بالاهاس، بالای ابرها، حتی ادعا می‌کرد در یکی از پروازهایش آن‌جا را به چشم خود دیده است. بسیاری از حیوانات مزرعه حرف او را باور می‌کردند..."

📘#قلعه‌ی_حیوانات

#جورج_اورول

♦️@seemorghbook
👍323😁2
تاوان حرف هايی که نمی توانيم بزنيم،
موهای سفيدی ست که لابلای موهايمان داريم...
ولی به همه می گوييم ارثيست!

به قول بزرگی که می گفت:
درد دارد،
وقتی ساعت‌ها مي‌نشينی
و به حرفايی که هيچ وقت قرار نيست بگويی،
فکر میکنی…

♦️@seemorghbook
👏204👍2